۱۳۹۱ فروردین ۲۶, شنبه

سیروس الوند : سینمای امروز ما سینمای نجیبی است


«پروین دخت یزدانیان» بازیگر نقش بی بی چندی قبل درگذشت. وی در سریال تلویزیونی «قصه های مجید» که دردهه شصت درگروه کودک شبکه اول سیما ساخته  شد. بازی خوبی از خود به یادگارگذاشت. سریال توسط کیومرث پوراحمد با قصه ای زیبا از هوشنگ مرادی دراصفهان فیلمبرداری شد. گرچه قصه هوشنگ مرادی کرمانی برای فضای کرمان نوشته شده بود وماجرا همش درشهرکرمان باید اتفاق می افتاد ولی گروه کودک شبکه اول کاررا تصویب کرده بود وکیومرث پوراحمد که درآن مقطع بطورجدی کارهایی باگروه کودک انجام میداد،کاربه وی محول شد وسریال دراصفهان وبا لهجه اصفهانی ساخته شد وبدلیل شیرینی شخصیت مجید وماجراهای بسیار زیبای نوشته مرادی کرمانی وبازی نسبتا موفق بازیگران کار ،سریال با استقبال بیندگان تلویزیون مواجه شد، گرچه هوشنگ مرادی کرمانی دوست داشت کارش درکرمان وبا لهجه کرمانی تولید شود. ولی میسرنشد.یکی از محاسن سریال شخصیت جالب و دوست داشتنی بی بی بود که با بازی زنده یاد یزدانیان مادرآقای کیومرث پوراحمد کارگردان برنامه به موفقیت کارکمک فراوانی نمود و این بازیگر خوب اصفهانی چندی قبل از دنیا رفت و باعث تاثر بسیاری از مردم و هنرمندان گردید.
در مراسم یادبودی که برای زنده یاد پروین دخت یزدانیان برگزار شده بود جمع کثیری ازهنرمندان هم چون؛ جعفر پناهی،هوشنگ مرادی کرمانی، بهمن فرمان آرا، محمد نوری زاد، فرهاد توحیدی، احمد مسجد حامعی، رضا میرکریمی،  سیروس الوند، محمد سریر، هارون یشایایی، حبیب احمدزاده، هوشنگ گل مکانی، محمد احمدی، سید جلال فاطمی، امین تارخ، مرضیه برومند، ، مازیار می‌ری، ابراهیم مختاری، جمشید ارجمند، مجتبی میرطهماسب، محمد متوسلانی،  اردشیر رستمی، کامبوزیا پرتوی، مهدی میامی،محسن خان جهانی وتعدادی دیگر حضور داشتند.
دراین مراسم سیروس الوند، اصغر هاشمی، منوچهر محمدی، کیومرث پوراحمد ،هوشنگ گلمكاني درباره فعالیت‌های هنری و ویژگی‌های اخلاقی مرحومه پروین دخت یزدانیان سخنرانی کردند.
سیروس الوند کارگردان سینمای ایران و عضو هیات مدیره خانه سینما که در مراسم یادبود پروین دخت یزدانیان صحبت می‌کرد با اشاره به حضور پررنگ زنان به صورت موقر در سینمای بعد از انقلاب گفت: مهم‌ترین تفاونت سینمای قبل از انقلاب و بعد از انقلاب این بود که در سینمای قبل از انقلاب فعالان سینما نوامیس خود را از سینما دور نگه می‌داشتند اما بعد از انقلاب کارگردان‌هایی همچون کیومرث پوراحمد و علی رضا داوود‌نژاد با آوردن افراد و خانواده خود همچون مادران خود در جلوی دوربین سینما بر پاکی و طهارت این سینما تاکید کردند.
وی ادامه داد: امروز عده‌ای منافعشان در سینما به این بازمی گردد که به فساد در سینما بپردازند و آن را فاسد نشان دهند انگاری که عرصه‌های دیگری همچون ورزش فساد ندارد.
الوند افزود: سینمای امروز ما سینمای نجیبی است و هنرمندانی دارد که بسیاری از آن‌ها زمانی که از دست می‌روند جایگزینی ندارند امیدوارم نسل جدید قدر زحمات اهالی سینما را در این ۳۲ سال بدانند.

سينماي ایران ، الان تبديل به فيلم فارسي و فيلم آبگوشتي شده است

مقدمه : يوسفعلي ميرشكاك شاعرومنتقد واز طرفداران سرسخت جناح تندرو  وطرفداران پروپاقرص رهبرجمهوری اسلامی است اوازسال های قبل درحوزه هنری برای خودش عنوانی ساخته که شاعرونویسنده و منتقد است و درانجا فعالیت مینماید
وی درباره سینمای کنونی کشوردیدی انتقادی دارد .در اصل گروهی اندکه نظرفکری مطابق با سلحشور دارند و درباره سینمای ایران و وضعیت کنوی سینمای ایران  با بيان اينكه سينما الان تبديل به فيلم فارسي و آبگوشتي شده هم عقیده اند. وی عنوان کرده هر كسي كه به فيلم‌هاي كنوني سينما مجوز مي‌دهد قطعا جايش در جهنم است.

 ميرشكاك در نشستي كه به مناسبت روز هنر انقلاب و به منظور بزرگداشت شهيد آويني در تالار مهر حوزه هنري برگزار شد، با تبريك سال جديد و ياد كردن از نماد امسال در دين اسلام كه به نام اسد مشهور شده، گفت: امسال به دليل اينكه اسد نماد اميرالمومنين است به نام حضرت امير مزين شده و به قولي گفته شده امسال سال سوره مائده مي‌باشد.
وي در ادامه علاوه بر ذكر جامعيت علوم امام باقر (ع) و اشاره به كرامات حضرت رسول اكرم و اشاره به اين حديث كه بين خلق و حضرت حق هيچ حجابي جز رسول الله وجود ندارد صحبت خود را راجب هنر انقلاب آغاز كرد.
اين شاعر و منتقد در مورد هنر انقلاب گفت: اين هنر با انقلاب اسلامي شكل نگرفته و در انقلاب مشروطه و انقلا‌ب‌هاي ديگر شيعيان نيز ما شاهد هنر انقلابي هستيم مانند زمان صفويه كه بعد از خطبه‌ها نام 12 امام بعد از رسول الله مطرح مي‌شد.
ميرشكاك در ادامه پيرامون هنر انقلاب گفت: همان‌طور كه امام (ره) اعلام كردند كه انقلاب را خدا پيروز كرد مي‌توان اذعان كرد كه اين انقلاب خودش نوعي هنر بود چرا كه جماعت اهل اسلام قبل از انقلاب جرئت نمي‌كردند مذاهب ديني را مثل نماز خواندن انجام دهند.
وي در ادامه در تأكيد وجود هنرمندان انقلابي قبل از انقلاب اسلامي اذعان كرد: ما هنرمنداني مانند، ميرزاده عشقي، نسيم شمال و فرخي يزدي در زمان مشروطه داشته ايم كه شأن تاريخ ادبيات دارند شعرهايي كه در هيچ جا چاپ نمي‌شد مانند شعرهاي اعتراضي خود من كه صرفا در روزنامه جمهوري اسلامي با محوريت جنگ و انقلاب به چاپ مي‌رسيد علاوه بر آن ما در آنجا ستوني به راه انداخته بوديم كه پيرامون موضوع هنرمند انقلابي در جهان اسلام بود كه در آن مصاحبه‌هاي با استاد معلم و حسن حسيني انجام شد.
میرشکاک منتقد درادامه گفت: اولين قصه‌هاي انقلاب را حاج مرتضي فرهنگي همان زمان به رشته تحرير درآورد داستان‌هايي كه بن‌مايه واقعي و حقيقي داشتند.
ميرشكاك در ادامه در خصوص تفاوت شعر انقلاب و شعر زمان مشروطه به اين نكته اشاره كرد كه شعر انقلاب شعر شعاري نبود و اشعار رويكرد انقلابي داشتند.
وي براي تأكيد در صحبتش مثال شعر سيدحسن حسيني را زد كه در وصف حضرت امام غزلي سروده بود كه اين غزل مي‌توانست با محوريت وصف هر معشوقي و هر عاشقي باشد.
اين شاعر و منتقد در ادامه در مورد موسيقي انقلاب گفت: متأسفانه برخلاف شعر انقلاب كه با باني بودن حوزه هنري توانست جايگاه خوبي در هنر انقلاب ايفا كند موسيقي انقلاب در ضعف خودش باقي ماند و در اين حيطه كار ويژه‌اي نشد.
ميرشكاك در ادامه ضمن مقصر بودن رسانه‌ها بيان كرد: متأسفانه رسانه و مسئوليت‌هاي كليدي فرهنگي ما دست افرادي است كه شايستگي و توانايي ويژه‌اي ندارند و همين باعث ضعف فرهنگي ما شده است.
وي در ادامه در خصوص ضعف موسيقي گفت: الان در موسيقي پاپ افرادي خواننده شده اند كه مسئولين وزارت ارشاد مثلا به بهانه اينكه فلاني شبيه فلان خواننده قديمي مثل ابي ترانه مي‌خواند مجوز مي‌دهد، سوال من اين است اگر شبيه بودن به آن خواننده ايرادي ندارد خود آنها كه تمايل به بازگشت به ايران را دارند چه كار بايد بكنند، مسئولين رويكردشان را بايد مشخص كنند.
اين شاعر و منتقد در ارتباط با ضعف سينماي بعد از انقلاب گفت: افرادي مانند حاتمي كيا و مجيد مجيدي در حوزه هنري بودند كه قصد داشتند فيلم و سينماي انقلاب را راه‌اندازي كنند اما متأسفانه سينماي الان تبديل به فيلم فارسي و فيلم آبگوشتي شده است وزارت ارشاد بايد به خدا جواب پس بدهد و به نظر من هر كسي كه به اين فيلم‌ها مجوز مي‌دهد قطعا جايش در جهنم است.
منبع : خبرگزاري دانشجویان

۱۳۹۱ فروردین ۲۵, جمعه

خانواده بی‌رمق سینما،که حتی خانه‌اش روهم ازش گرفته‌اند !




 بحث فساد درسینمای ایران بحث روزشده وهمه هنرمندان به گونه های متفاوت می خواهند از حیثیت وشرافت کاری خوددفاع کنند. چون هنرمندان به طرز ناجوانمردانه ای مورد حمله هنرستیزان بی هنر قرار گرفتند . وبایدهمه هنرمندان واقعی سکوت رابشکنند .چون حیثیت کاری وهنری آنها در خطراست بایدبحث های جدی بکنند واز خودشان دفاع کنند. بهرام رادان در رسانه ها حرف های بسیار خوبی را عنوان کرده ولی باید همه هنرمندان در صنف های مختلف با هم این کار صورت بگیرد . دراینجا بخش هایی از گفت وگوی بهرام رادان بازیگر خوب سینمای ایران را می خوانید.
  رادان در گفت و گویی با "خبرآنلاین"، تاکید می‌کند که خانواده سینما یکی از نجیب‌ترین و با شرافت‌ترین صنف‌های موجود است وهرکس می‌گوید سینما فاسد است آن را رها کند. وبهرم رادان در گفت وگوبا رسانه ها حرف های خوبی را عنوان کرده:
  «من تمام قد از شرافت و نجابت هم صنفان خودم در سینما دفاع می‌کنم. همه کسانی که در خصوص فساد در سینمای ایران اظهارنظر کرده‌اند، ربطی به سینما ندارند. فساد یعنی چه؟ من متوجه نمی‌شوم که چرا باید یک مسئله‌ای که در همه اقشار جامعه وجود دارد، به همه سینماگران تعمیم داده شود. مثل این است که ما بگوییم در ایران دزدی هست و بعد هم یکی بگوید همه مردم ایران دزد هستند.
رادان با بیان اینکه فساد به معنی انجام دادن فعل حرام است، تصریح کرد: آقا و خانمی که اصلا در سینما نیستند و  در سینما کار هم نمی‌کنند، چرا باید با نشر اکاذیب به خانواده سینما تهمت بزنند؟ آقای کارگردانی که در تلویزیون است چطور می‌تواند در مورد این مسئله در سینما نظر بدهد؟ اصلا از کجا می‌داند که در سینما چه خبر است؟ 
وی با بیان اینکه "ما انواع فساد داریم و باید مشخص شود که وقتی از فساد حرف می‌زنیم، منظورمان چه فسادی است"، افزود: آقایان و خانم‌هایی که می‌گویند در سینمای ایران فساد هست، منظورشان چه نوع فسادی است؟ فساد مالی، یا کاری و یا...؟ باید مشخص بشود که از چه نوع فسادی حرف می‌زنیم و تازه چه کسی مصداق بارز فساد است. اگر مشخص شد آن وقت در مورد همان آدم حرف بزنیم و مثلا کار به دادگاه کشیده شود و قانون تعیین کننده باشد.
بهرام رادان با اشاره به تعطیلی خانه سینما توسط دولت احمدی نژاد گفت: خانواده بی‌رمق سینما که حتی خانه‌اش را هم گرفته‌اند، به خصوص از نظر اقتصادی هم که سینمای ایران در حال نابودی است، دیگر نمی‌تواند چنین تهمت‌هایی را تحمل کند. من هیچ وقت وارد حواشی نمی‌شدم، اما احساس می‌کنم با مطرح شدن چنین حرف‌هایی از رسانه‌ها، به سینمای ایران ظلم شده است. این حرف‌ها را هم دو بازیگر خانم که یکی‌شان بازیگر دهه هفتاد بود و همان موقع در سینما حضور داشت و بعد از آن هم حضورش کم‌رنگ‌تر شد و یکی دیگر از بازیگران که اصلا ربطی به سینما ندارد و در سینما حضوری نداشته، عنوان کردند. چرا رسانه‌ها دنبال چنین افرادی می‌روند؟ اگر قرار است کسی درباره سینما حرف بزند، باید عزت‌الله انتظامی و خانم رخشان بین‌اعتمادو ... از این سینما بگویند. چرا کسی سراغ بزرگان سینما نمی‌رود؟ آنهایی که در این حوزه استاد هستند و می‌دانند ما چه سینمای نجیبی داریم.
این بازیگر سینما با انتقاد صریح از کسانی که این اتهام را در سطح رسانه ها طرح کرده اند، گفت: فکر می‌کنم این حرف‌ها برای دیده شدن، مطرح شد. آدم‌های کوچکی که می‌خواهند دیده بشوند حرف از فساد در سینما می‌زنند که توجه‌ها را به سمت خودشان جلب کنند. این کار هدف مشترک همه آدم‌های پشت خط مانده است و به همه کسانی که در حوزه سینما کار می‌کنند و موفق هستند حسادت می‌کنند. نمی‌توانند از نظر کاری بزرگ شوند و از این طریق می‌خواهند نگاه‌ها را به سمت خودشان جلب کنند. اگر یک آدم عادی و معمولی هم یک حرف عجیب و غریب بزند، همه توجه‌شان جلب می‌شود. مهم این است که ما بتوانیم با کار خودمان را بشناسیم. اگر هم کسی می‌گوید سینما فاسد است، آن را رها کند. یا اگر می‌خواهد در این سینما بماند و نیت خیری هم دارد، از راهش این مشکل را حل کند.
رادان با تاکید بر اینکه خانواده سینما یکی از نجیب‌ترین و باشرافت‌ترین صنف‌های موجود است و اگر مشکلی هم در این صنف وجود دارد، در همه جامعه است، گفت: همه دارند تلاش‌شان را در حوزه سینما می‌کنند. ما هم مثل اقشار دیگر جامعه کار می‌کنیم و اگر سینما را انتخاب کردیم برای این است که در این حوزه احساس توانایی کردیم. من بسیاری از سینماگران را دیدم که حتی در خیابان سیگار هم نمی‌کشند که مبادا جوان‌ها آن‌ها را سیگار به دست ببینند. با این حرف‌های بی ارزش فقط مردم را از سینما می‌ترسانیم و باعث می‌شویم اگر جوان‌شان توانایی و استعداد ورود به این حوزه را دارد، جلوی او را بگیرند. جوانی که ممکن است برای ایران در حوزه سینما افتخار آفرین باشد. مردم با خواندن تیتر و عنوان خیلی از مطالب در مورد آن‌ها نظر می‌‌دهند و خواندن همین مطالبی که در روز‌های اخیر منتشر شد، کافی است که دید آن‌ها نسبت به سینما تغییر کند. من برای این افراد که بی محابا چنین مطالبی بیان می‌کنند، متاسفم.

«بازیگران زن » سینمای ایران در ده پنجاه


                                                                     پوری بنایی
                                                              آرام                                                 
                                      جمیله ، فروزان و زری خوشکام ( حاتمی )                                            

همين قدر كه« زن» خوب مي رقصيد و خوب لب مي زد هنرپیشه بود








واقعا سینمای قبل از انقلاب و سینمای بعد از انقلاب را چگونه باید با هم مقایسه کرد؟ گرچه در سینمای بعد ازانقلاب هم فیلمهای شاخص وهنری وجود داشته ولی فیلم هایی با مضامین کوچه بازاری و سطحی بیشتر بوده و میتوان گفت درست الگوی سینمای قبل ازانقلاب بازدوباره پیاده شده است.مقالات ونوشته های بسیاری هم دراین باره درج شده است. نوشته زیر تصویری ازسینمای ایران را بیان کرده :
 سینمای فعلی ونسل کنونی نسلي كه به هنرپيشه مي گويد بازيگروبه نظر سینمای ایران متحول شده.در زمان ما هنرپيشه تنها چيزي كه پيشه اش نبود هنر بود. مخصوصا زن، همين قدر كه خوب مي رقصيد و خوب لب مي زد تا يك خواننده حرفه اي به جايش آواز بخواند اسمش مي شد هنرپيشه و نانش مي افتاد در روغن. و البته گاهي هم با كتك خوردن از پدر و برادر و شوهر يا به زور ازدواج كردن ناچار مي شد نقش نامزد و خواهر و مادر تماشاچي را بازي كند و او را با وجداني آزرده و چشماني اشكبار اما در نهايت با غروري ارضاشده از سالن سينما بدرقه كند. زمان ِ ما در ميان ِ هنرپيشگان، تا آنجا كه من مي دانم فقط دو زن واقعا هنري از خود نشان دادند و تصور ديگري از هنرپيشه فيلم فارسي به نمايش گذاشتند. يكي با آدامس فروختن در جلوي دانشگاه براي نشان دادن اعتراضش به نارسايي ها و ديگري با چاپ كتاب شعري كه به سرمايه يك هنرپيشه مرد منتشر شد و توجه روشنفكران را برانگيخت طوري كه شيرين تعاوني پژوهشگر موسسه تحقيقات و برنامه ريزي علمي و آموزشي با او مصاحبه اي كرد و او را مثل پديده اي قابل تحقيق مورد مطالعه قرارداد.
نسل شما اما عطاي هنرپيشگي را به لقايش بخشيد و به بازيگري روي آورد. بودلر مي گويد هنرمند در عين ِ خود بودن بايد بتواند چون روحي سرگردان در كالبدهاي ديگر حلول كند و نهاني ترين جنبه هاي هر شخصيتي را با همه ابعادش به نمايش بگذارد.
مثل خود شما كه همه بي پناهي ها و دربه دري هاي ترانه پانزده ساله را با قدرت به نمايش گذاشتيد و جايزه بهترين بازيگر زن را با سرافرازي در جشنواره فجر پذيرفتيد.
البته گفتن ندارد كه آنچه نقش آفرينان زن در ايران ِ بعد از انقلاب كردند بسي فراتر از هنرآفريني و معاني ِ متداول خلاقيت بود زيرا آنها توانستند ژرف ترين روابط ِ بين مرد و زن را بي سلاح ِ بُرنده برهنگي و تا آخرين لايه هاي پنهان ِ مخاطب به نمايش بگذارند و دالان به دالان روشنايي ببخشند هزار توهاي تاريك و ناشناخته درون ِ او را. اين كاري بود كارستان كه تلنگري زد بر آبگينه تاريخ ادبيات ايران و جهان و اگر ويكتور هوگوها و شارل بودلرها و گوستاو فلوبر ها زنده بودند نكته ها مي آموختند از آن و بر غناي ادبي خود مي افزودند.
شما هم ترانه خانم عليدوستي، نقش ِ مهمي داشتيد در تلنگر زدن بر اين آبگينه جهان نما به رغم ِ جواني و بي تجربگي و حق داشتيد جايزه بهترين بازيگر را بپذيريد و نه نگوييد. ولي... . ولي وقتي در خبرها خواندم كه براي نخستين ترجمه تان تقدير شده ايد و به عنوان بهترين مترجم فصل از رقباي مجرب و پيشكسوتي چون بهمن فرزانه و سيروس ذكاء جلو افتاده ايد بي اختيار شوكه شدم. زيرا ترجمه حتي در مرحله بازآفريني، فن است نه هنر و توانا شدن در هر فني نيازمند ممارست است، نيازمند تجربه كسب كردن و مهارت يافتن به مرور زمان. پس چگونه است كه مترجمي جوان و نوراه با اولين اثرش از مترجماني كه راه ها در نورديده و كفش ها كهنه كرده اند جلو افتاده است؟ حتي خواننده هاي غيرحرفه اي و كاملاتفنني ادبيات كه به ناشران اجازه مي دهند از هر ترفندي براي فروش كتاب هاي شان استفاده كنند، همان ها كه پا به كتابفروشي نمي گذارند مگر اسم يك كارگردان يا بازيگر معروف سينما را روي كتابي پشت ويترين ببينند نمي توانند در اغراق آميز بودن ِ چنين تقديري شك نكنند. راستش من اگر جاي شما بودم مي گفتم: «نه! من شايسته تشويق ام نه تقدير» و نمي گذاشتم اصالت ِعلايق و تلاش هاي ادبي ام براي اهل فن زير سوال برود.
و شما البته شايسته تشويق ايد زيرا با فعاليت هاي ادبي جدي خود وجهه تازه اي به شخصيت بازيگر زن در ايران بخشيده ايد. همان طور كه همكار بسيار محترمتان سركار خانم بهاره رهنما با جديت در نوشتن داستان كوتاه، رمان، شعر و وبلاگ، راه دشوارِ راه يافتن به جمع نويسندگان حرفه اي اين سرزمين را يافت و نشان داد كه شهرت و موفقيت بازيگري غايت ِ آمال ِ او نيست و در نهايت معبودي جز هنر نمي شناسد. كتاب داستان هاي كوتاه او پنج بار تجديد چاپ شد و اين نشانه انتخاب و تشويق و احترام مردم بود بس غرورآفرين تر از تقدير شدن توسط هياتي از داوران كه شايد قصدشان رونق بخشيدن به بازار راكد كتاب بوده با استفاده از محبوبيت بازيگران در ميان مردم، يا جبران بي حرمتي هاي لفظي فلان كارگردان سينما به شخصيت و نجابت بازيگران زن. اما شما چرا باور كرده ايد كه گل هاي غنچه نكرده مي شكوفند؟ اگر هنري در ترجمه شما باشد آن را بي گمان مديون مطالعات تان از مترجمان حرفه اي و سخت كوشي هستيد كه عمري را به پاي كلمات ريخته اند بي اينكه محروميت از رفاه و شهرتي درخور آنها را از پا انداخته باشد.
 من اگر جاي شما بودم لوح تقديرم را تقديم به يكي از اين مترجمان مي كردم مثلابه آقاي قاسم صنعوي كه شما هرچه در اينترنت بگرديد يك عكس و مصاحبه از او پيدا نمي كنيد. نيم قرن بيشتر است كه در گوشه خانه اي در مشهد ترجمه مي كند، محروم از پيش پا افتاده ترين امكانات ِ مادي و معنوي اهل قلم در اوگاندا و زيمبابوه و تنها دلخوشي اش اين است كه بسياري از شاعران و نويسندگان اصيل اين سرزمين سواد و مهارت هاي زباني خود را مديون ترجمه هاي او از شعر و رمان دنيايند. مثال ديگر خود ِ من كه تخصصم نه بازيگري كه پول در نياوردن است. وقتي من شروع كردم به ترجمه زندگينامه قطور فدريكو گارسيا لوركا شما هنوز به دنيا نيامده بوديد! هان! لابد الان همه كشف مي كنند كه حسودي مي كنم به شما و حسود البته كه هرگز نياسود! راستش سال ها به همه كساني كه اين امكان را داشتند با يك قاچ از سواد و همت و سخت كوشي من معروف شوند رشك مي بردم. زيرا هر اهل قلمي نيازمند ديده شدن و شنيده شدن است و مهم تر از آن نيازمند ِ يافتن همكاران و مخاطباني براي برقراري بده بستان هاي ذهني و تيز كردن لبه آمالش. بگذريم از نياز شديد براي داشتن حداقل استقلال مالي. اما مدت هاست ديگر خو كرده ام به بادمجان سرخ كردن وسط ترجمه و شنيدن صداي دلشكسته فروغ در ضمير ناخودآگاهم:
«اگر گلي به گيسوي خود مي زدم
از اين تقلب از اين تاج كاغذين
كه بر فراز سرم بو گرفته است فريبنده تر نبود؟»
خانم عليدوستي! از شما چه پنهان وقتي كتاب لوركا چاپ شد و بردم روزنامه اي آن را معرفي كند مسوول صفحه ادب و هنر كه دختري بود به جواني و زيبايي شما لوركا(Lorca) را نمي شناخت. عنوان كتاب را اين گونه خواند: «زندگينامه ل َ وَرك ا» برگشتم خانه و به بادمجان سرخ كردن و ظرف شستن و پياز پوست كردن مشغول شدم و مطمئن شدم ديگر نه به مسوول صفحه ادب و هنر آن روزنامه و نه به هيچ كس ديگر هرگز حسادت نخواهم كرد. مدت هاست حتي وقتي در آينه نگاه مي كنم فقط يك رديف صندلي خالي مي بينم. شما كه را در آيينه مي بينيد؟ شما كه را دوست داريد در آينه ببينيد؟ همان ترانه 15ساله كه حق و حقوقش را به رغم تنها و بي پناه بودن به چنگ مي آورد يا هنرپيشه اي كه براي رونق بخشيدن به بازار سرد كتاب و كتابفروشي ها نقش برنده اول را ايفا مي كند؟



فاسد درسینمای ایران با سرمایه گذاری فیلم شروع شد !



آقای احمدنجفی در گفت وگویی با خبرگزاری فارس عنوان نموده در سینما و تلویزیون ایران فساد است و بایدجلوی افرادی که با دادن پول وارد سینما میشوند را گرفت بسیار نظر پسندیده و خوبی است و باید خدمت شما عرض کنم .آقای نجفی شما خودتان چگونه وارد سینما شدید آیا تحصیلات تاتری، بازیگری و سینمایی داشتید آیا تجربه خاک خوردن در صحنه های تاتر را داشتید و سال ها با سختی و شکنجه های روحی در تمرین های تاتری ایران دست پنجه نرم کردید.آیا شما برای تصویب نمایش و فیلمنامه تحقیر شدید ! خیر چون سابقه ای از شما در این مورد نیست و فکر نمی کنم حضور کنونی شما در صحنه های سینما وتلویزیون از طریق تجربه و کسب دانش سینمایی و استعداد باشد و حالا که به شهرت و محبوبیت رسیده اید.
به جوانانی که با دادن پول وارد سینما می شوند خرده می گیرید و این کار را فساد در سینمای ایران میدانید .البته وارد شدن به سینما باید بر اساس اصول حرفه ای نیست و متاسفانه در کشور ما به آن توجه نمیشود و اصلا رابطه ای است نمی شود و سی سال است که این شیوه بکار گرفته می شودو امروز بسیار اسفبار ترازقیل، چون مسولان سینمایی و تاتری خودشان هم بهره ای از دانش وفن هنر های نمایشی ندارند و از طریق روابط و اعتقادی به این کار گمارده می شوند. شما با فیلم دندان مارمسعود کیمیایی به عنوان تهیه کننده و بازیگر وارد سینما شدید و با امتیاز تهیه کننده پولدار برگ برنده را در اختیار داشتید .
 فیلم سینمایی «تاواریش» بکارگردانی مهدی فخیم زاده که طبق معمول تهیه کننده و بازیگر نقش اول فیلم بودید  فیلم در بلوک شرق فیلمبرداری شد و هدف ساخت آن فیلم  هم ضربه زدن به روشنفکران و هنرمندان واقعی وکسانی که دارای اندیشه های پیشرو در جهت رسیدن به عدالت اجتماعی بودند وبعد نمایش فیلم  کار وبار تان سکه شد و سرعت گرفت. مسولین سینمایی هم با ساخت این فیلم شما را در تیم خودیها قرار داده و عزت واجترام، چون فیلمی ضد روشنفکران تولید کرده و بازی نمودید .
پس شما هم اتفاقی و برحسب تصادف و داشتن سرمایه وارد کار سینما شدید. تحصیل در رشته اقتصاد با سینما فاصله دارد  ولی شیوه سرمایه داشه باش  و امتیاز بگیر به کمک شما آمد و در پی آن زندگی شیرین میشود .وحالا  شما به دیگران خرده می گیرید این راهش نیست .  به گزارش خبرگزاری فارس بخشی از نظرات احمد نجفی را بخوانید
پس از انتشار گفت‌وگوهایی از چند بازیگر سینما و گلایه از فساد موجود در سینمای ایران، برای جویا شدن از ابعاد گوناگون این اتفاق، به سراغ «احمد نجفی» بازیگر پیشکسوت سینما و  تلویزیون رفتیم تا نظر وی را هم در این باره جویا شویم
نجفی : هیچ کس منکر فساد در سینما نیست، اما این فساد به قدری نیست که خدایی نکرده تمام بدنه سینما را گرفته باشد، البته باید به یک نکته هم توجه کرد، خیلی از افرادی که به نام سینما هستند اصلاً در سینما نیستند، یعنی اینکه اگر صحبت بازیگرها و پول و این موارد می‌شود، این حرف‌ها در تلویزیون هم وجود دارد، چرا فقط سینما؟!
در تلویزیون هم هنرپیشه و کارگردان هست و اتفاقی که آنجا می‌افتد به عنوان اینکه آن‌ها بازیگرند به بدنه سینما هم وصل می‌شود. یعنی اینکه اگر شما می‌شنوید اتفاقی افتاده که البته هم افتاده، اما این نیست که لزوماً این‌ها افراد سینما یعنی عضو صنوف سینما باشند. چون در جامعه این طور جا افتاده است که در سینما فساد هست، اما مجموع نگاه و عرض بنده کلی است.
افراد جامعه بیشتر چشم‌شان به تلویزیون یا سینما است و فکر می‌کنند همه تلویزیون یا سینما این گونه‌ است! من نمی‌خواهم دفاع کنم، بالاخره چیزهایی هست اما این چیزها حالت عمومی پیدا کرده و همه چیز با همه چیز قاطی شده است. اما عرض بنده این است که باید راه‌ حل پیدا کنیم. وگرنه گفتن این حرف‌ها چه موضوعی را حل می‌کند؟ خیلی‌ها گفته‌اند، چه موضوعی حل شده است؟
جنس سینما در دنیا هیچ فرقی نمی‌کند، جنس سینما شهرت است، همه جا هم همین‌طور است. چه دختر و چه پسر، فرقی نمی‌کند این‌ها می‌خواهند جلو بیایند و نمی‌دانند چطور. در این میان عده‌ای از افراد که جزو سینما هستند، اما اهل سینما نیستند از این موضوعات سوء استفاده می‌کنند، اینکه بگویم چنین موضوعی نیست،  دروغ است. اما این که بگویم که این موضوع فراگیر است هم دروغ است، یک عده‌ای زن دارند، بچه دارند، شوهر دارند .... اما چنین موضوعاتی وجود دارد، مگر می‌شود شما یک سینمای پاک پاک داشته باشید؟! هیچ چیز مطلقی وجود ندارد و من عرضم این است که اگر هم هست که حتما هست باید بنشینیم و به جای اینکه موج رسانه‌ای ما را بگیرد، ما را موج عملیاتی بگیرد و ببینیم راه‌حل آن چیست
من هم سال هاست که در سینما هستم، مگر می‌توانم چشمم را ببندم؟ مگ این چیزها را ندیده‌ام؟ من 10 سال پیش در خانه سینما این را فریاد زدم که آقا این چه سینمایی است که بازیگر باید پول دهد تا بازیگر شود، اما هیچ کس گوش نکرد، چشم‌شان را بستند، چون خودشان هم پول می‌گرفتند، من نمی‌خواهم بگویم چه اشخاصی، اما خودشان به عنوان کارگردان و تهیه‌کننده یکی می‌آمد و یکی پول می‌گرفت، در دنیا بازیگر پول کلان می‌گیرد و ناز هم می‌کند تا یک نقش را بازی کند اما در ایران باید بازیگر برای ورودش پول هم باید بدهد، پشت این موضوع یک فساد مالی خوابیده است، متأسفانه برخی جوانان فکر می‌کنند هر چقدر بیشتر بی‌بند و بار باشند بیشتر به شهرت می‌رسند، نگاه شهرت به سینما، امضا گرفتن، جلوی چشم مردم بودن و این فساد مالی، فساد اخلاقی به بار می‌آورد.
- حتی می‌دانم که بعضی از این سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی محل کاسبی است، فرد می‌آید و از افرادی 30 تا 40 میلیون تومان ‌می‌گیرد که مثلاً یک نقش بازی کنند و این بیچاره‌ها پدر و مادرهای‌شان را تحت فشار می‌گذارند که ما می‌خواهیم وارد سینما شویم، یک پولی به ما بدهید تا وارد شویم و این شروع فساد است. ‌من سال 1382 گفتم «‌سینمایی که بازیگرش برای بازیگر شدن پول می‌دهد طالع فاسد پیدا می‌کند» متاسفانه همه بد نگاه کردند و من را گوشه دیوار قرار دادند که این حرف‌ها چیست که می‌زنی!
متا‌سفانه خودمان به عنوان بدنه سینما مقصریم و تنها قوانین و پیشگیری‌ها و مداواها مطرح نیست‌، بگذارید من روراست حرف بزنم، ما به خاطر چندرغاز به هر کاری دست می‌زنیم، چه از طریق بازیگرها، چه از طریق تهیه‌کننده‌ها، چه از طریق کارگردانان!
زمانی که عده‌ای جوان را به سینما می‌آورند و این جوانان را شوق و هیجان می‌گیرد،  نتیجه‌اش همین می‌شود که می‌بینید، چون ظرفیت‌های واقعی سینما شناخته نشده است. هدف واقعی سینما شناخته نشده است. چه از طریق بچه‌های سینما، چه از طریق مسئولان سینما، ‌به نظرم باید زمینه‌ قانونی فراهم شود تا فرصت این کارها از دست‌اندرکاران این موضوعات گرفته شود، باید با نوعی از آموزش و فرهنگ خانواده‌ها آماده کنیم که به راحتی فرزندان‌شان را به شرکت‌های نمایشی، مطبوعاتی و سینمایی نفرستند و بدانند که خطراتی نیز وجود دارد.
من نمی‌خواهم وارد خیلی مسائل شوم. چون به نظرم خود انسان باید شرافت خود را حفظ کند، اما کسی که به دریچه سینما رسیده و می‌بیند برای او جایی نیست دست به هر کاری می‌زند که به جایی برسد.
شما تصور کنید چند جوان من را هم گول زدند، چیزی حدود 7 تا 8 سال پیش سناریویی برایم فرستادند و آن را خواندم و به یک دفتر فیلمسازی رفتم و دیدم یک مشت جوان آنجا هستند، بعدها ‌فهمیدم ما ‌را به عنوان یک چهره دعوت می‌کنند و در کنار ما نیز جوانانی را برای بازی می‌آوردند ‌و به آن‌ها می‌گویند که قرار است جلوی این فرد چهره بازی کنید و پس از آن هم دیگر خبری از قرارداد و تماس نمی‌شود، البته بحث من این نیست که چرابا من قراردادی بسته نشده، بلکه قصدم این است که همه جا از افرادی چون ما سوءاستفاده می‌کنیم و ین موضوعات تنها برای من اتفاق نیفتاده است،

۱۳۹۱ فروردین ۲۳, چهارشنبه

فریدون پوررضا،آهنگساز وخواننده فولکلورگیلان درگذشت

"فریدون پوررضا" استاد بزرگ موسیقی و آواز فولکلوریک ایران امروز 23 فروردین 1391 در سن 80 سالگی درگذشت. استاد پوررضا در سوم مهر سال 1311 در شهر لشت نشا گیلان متولد شد.او از استادان آواز یونس دردشتی، سعادتمند قمی و غلامحسین بنان آواز ایرانی را آموخت و در سال ۱۳۳۳ کار تعزیه را به همراه علی به کیش آغاز نمود.شش سال بعد در آزمون خوانندگی رادیو گیلان رتبه اول را کسب کرد و به طور رسمی به عنوان خواننده شروع به کار نمود و از اردیبهشت ۱۳۵۰ همکاری با تلویزیون را آغاز کرد. فریدون پوررضا در پنجاه سال گذشته، یکی از بهترین خوانندگان فولکلور ایران بوده است و در سال ۱۳۷۹، با اجرای موسیقی تیتراژ سریال «پس از باران» مردم ایران بار دیگر صدای منحصر به فرد پوررضا را شنیدند. فریدون پوررضا فقط یک خواننده‏ی فولکلور نیست. او صدای زنده‏ی گیلانی‏هاست. تحقیقات گسترده‏ی او درباره‏ی ریشه‏های موسیقی گیلان را شاید بشود یکی از بهترین پژوهش‏های موسیقی ایران دانست. احمد شاملو درباره‏ی پوررضا گفته بود: «در صدای پوررضا، تاریخ یک ملت خوابیده است

۱۳۹۱ فروردین ۲۲, سه‌شنبه

خانم پرستوصالحی،چرافساد درسینمای ایران راحالامطرح میکنید؟

  •  پرستو صالحی اخیرا درباره فساددرسینمای ایران حرف هایی عنوان کرده  وباعث شده تاعده زیادی ازهنرمندان سینماآزرده خاطرشوندوبرخی هم سینمای ایران رازیرسوال ببرندهم چون بستن خانه سینما درصددفشارواذیت وآزار بازیگران وسینماگران برایندوهم تاییدی،برحرفهای بی اساس وکینه توزانه فرج الله سلحشورتلقی شود. واگرفسادی هم وجودداشته باشدکه دربین برخی شبه سینماگران وهنرمند نماها وجود دارد .
  • عنوان کردن این مطلب بعداز حرف های مخرب سلحشور درباره خانواده سینما کاری عجولانه است و پرستو صالحی میتوانست این مطلب را در شرایطی آرام وبا راهکاری مناسب تر عنوان می کرد.
  • درشراط ملتهب کنونی اقدام« پرستوصالحی» کاری شک برانگیزاست.عده ای براین اعتقادندچراپرستوصالحی بعدازاینکه سلحشوراین مسله راعنوان کرده اقدام به این عمل نموده وچرادرگذشته دراین باره سخنی نگفته است. 
  • گزارشی که درروزگارنودرباره پرستوصالحی مطرح شده رابخوانید.
پرستو صالحي بازيگر سينما، تئاتروتلويزيون،متولد نهم آبان ماه ۱۳۵۶ تهران يك برادر دارد به نام امير و خواهر خوانده اي داشته به نام مژگان كه به علت سرطان خون فوت كرده است.
بنا بر گزارش روزگار نو، او دانشجوي انصرافي تئاتر است و معتقد است كه كار تجربي بهتر است تا تئوري.
پرستو صالحي‌ گفته: ‌ مجرد مي‌باشم‌ و با مادر و برادرم‌ زندگي‌ مي‌كنم‌ و كار بازيگري‌ را از سال‌ 76 شروع‌ كرده ام‌...
اولين فيلمي که به آن علاقه پيدا کرد سلطان قلبها بوده و اولين فعاليت او در حرفه ي تئاتر با نام نغمه هاي خورشيد است و بعد از اين کار در سريالي با نام محاکمه بازي کرده که يک کار تاريخي به کارگرداني حسن هدايت و بعد از آن در سه فيلم نود دقيقه اي که توسط سيما فيلم ساخته شده با نام هاي يک روز طولاني آبي و بعد از آن در سريال هاي عشق سالهاي جنگ در کنار فرهاد جم ،تب ، مهر پنهان، همسفر، اين زميني ها، چشم هايش و در سري دوم زير آسمان شهر ايفاي نقش کرده است.
در فيلم سينمايي خانه اي بر روي آپ نقش کوتاهي را در ابتداي فيلم در صحنه ي ماشين بر عهده داشت .او بازي نيکي کريمي را الگويي براي خود مي داند و دوست دارد روزي مانند او بازي کند.
حالا این خانم که عضوی از خانواده سینما است، همصدا با عضو دیگری از این خانواده، یعنی فرج الله سلحشور، از فساد در خانواده خود خبر می دهد؛ خانواده بزرگ سینما. بد نیست در این گزارش چند نکته به این خانم محترم یادآوری شود:

  • یک. معمولا در سنت و فرهنگ ایرانی کسی مسائل و مباحث داخلی خانه و خانواده خود را در کوی و برزن جار نمی زند. مشکلی اگر باشد، اول می پوشانند و سپس با کمک دیگر اعضای خانواده آن را حل می کنند.
  • دو. خانواده سینما، همان طور که ماهایا پطروسیان هم گفته، مثل بقیه خانواده ها همه جور آدم در آن هست، اما انصافا اغلب اعضای این خانواده انسان های درست و حرفه ای هستند و کار خود را خوب انجام می دهند. اگر این طور نبود، آیا این همه افتخارات را آدم های فاسد برای سینمای ایران به ارمغان آورده اند؟
  • سه: سینما در جامعه ما زیر ذره بین است؛ بنا بر این اعضای آن خوب است هم مواظب رفتار خود باشند و هم مواظب آنچه درباره خود و دیگران می گویند.

عکس نوجوانی محمد علی فردین به مناسبت ، سالگرد درگذشت ان هنرمند مردمی


عکس نوجوانی «محمد علی فردین» که خیلی زود از دنیا رفت . سینمای مردمی و کنونی ایران مدیون این هنرمند ورزشکار می باشد. یادش گرامی باد

۱۳۹۱ فروردین ۲۱, دوشنبه

مجید مظفری : ما در سینما سکانس رختخواب نداشتیم



  •  مجید مظفری از بازیگران قدیمی اداره تاتراست که در نمایش های بسیاری بازی نمود وکارهایی موفق چون اسیدکاظم نوشته محموداستاد محمد را در کارنامه خود دارد. وی در فیلمی بکارگردانی غلامحسین لطفی، درشروع انقلاب بنام سرخ پوست ها با بازیگری  پرویز فنی زاده و رضا بیک ایمانوردی بازی کرد وکم کم درسال 58 کارش رونق گرفت ودرعرصه سینما فعال شد.
  •  وی با خبرگزاری فارس درباره فساد در سینمای کنونی ایران گفت وکویی انجام داده که قسمتی از درد دل هایش را دراینجا می خوانید.
  • آقای مظفری با توجه به صحبت‌های برخی بازیگران در مورد فساد در سینمای ایران، به ویژه در عرصه بازیگری و البته اظهارات پیشین شخص شما، در مورد این موضوع کمی توضیح بفرمایید.
مظفری: این صحبت‌ها سال‌هاست که گفته می‌شود، الان سال ۹۱ است و من برای اولین بار در سال ۷۵ جمله‌ای با عنوان «نابازیگر» مطرح کردم و گفتم این‌ها مانکن‌های سینما هستند، به نظرم این‌گونه تلفنی حرف زدن تأثیری ندارد، من بارها گفتم در این مجلات ننویسید فلان هنرمند را گرفتند، فلان هنرپیشه فساد اخلاقی دارد و... بارها گفتم که این کارها را نکنید. خانواده سینما، خانواده فرهنگی و نجیبی است. پشت سر این خانواده، پشت سر این سینما، فیلم‌هایی است از دهه‌ ۴۰ تا ۷۰، ‌حالا با چنین خانواده‌ای این طور برخورد کردن درست نیست. شاید یکی از دلایلی که در سینما فساد پیش می‌آید، خود ما هستیم.

  • درباره این که می‌فرمایید ما هنرمندان مقصریم، ‌کمی بیشتر توضیح دهید، چگونه هنرمندان باعث این وضعیت شدند؟
مظفری: ما تن به خیلی از کارها دادیم، البته این صحبت من به صورت کلی است. ما اول باید ببینیم‌ که چرا وضعیت سینما به این روز افتاده است. در سینمایی که ‌دهه ۶۰ و نیمه دهه ۷۰ ‌فیلم‌هایی چون «ناخدا خورشید»، «جنگ نفت‌کش‌ها»، «سرب» و ... در آن ساخته می‌شود، چه اتفاقی افتاده که فیلم‌های دم دستی که در فرهنگ ما نیست ‌و دیالوگ‌های دون شأن سینمای ما را دارد، تولید می‌شود.
من با خانم بایگان ۳ فیلم بازی کردم و فیلم چهارم به من گفتند که بازی نکن، تو داری زوج هنری به وجود می‌آوری! به هنرپیشه مرد می‌گفتند جلوی دوربین زیاد در چشم هنرپیشه زن نگاه نکن، کجا رفت این حرف‌ها؟ این حرف‌ها فقط برای دوران ما بود؟ ‌الان فیلم‌هایی ساخته شده است که من حتی تصور ساخته شدن آن‌ها را هم نداشتم، ما در فیلم‌ها، سکانس رختخواب نشان نمی‌دادیم و الان یک مرد و یک زن در یک رختخواب مثل یک تخت فنری بالا و پایین می‌پرند! کجا رفت آن سینمای پاک و معصوم؟ ‌کجا رفت سینمایی که سر تا پایش نجابت بود؟
باید چند نفر بزرگ‌تر و صاحب‌نظر بنشینیم و بحث کنیم، ‌وقتی فردی مثل آقای سلحشور شمشیر را از رو می‌بندد و می‌گویند «سینمای ایران فاحشه‌خانه است» پس باید یا این حرف را قبول کنیم یا آن حرف را، و در این میان یک کاری انجام دهیم. ما برای این بنده خدا شمشیر از رو می‌بندیم که چرا این حرف را زدی و از طرف دیگر خودمان هم این حرف‌ها را می‌زنیم.

  • به هر حال آقای مظفری قبول دارید که چنین موضوعاتی در سینمای ایران وجود دارد؟
مظفری: من رو‌راست به شما می‌گویم، ‌وقتی موج چشم آبی‌ها و شباهت برخی هنرپیشه‌ها به آرتیست‌های قدیمی شروع شد و مانکن‌ها به سینما آمدند، باید فاتحه این سینما را خواند، دختر من کلاس بازیگری رفته و کنار من بزرگ شده، به اندازه موهای سرش هم سر صحنه فیلمبرداری آمده است، سر کلاس‌های آقای سمندریان هم بوده، آقای سمندریان هم بارها به من گفته این دختر حیف است، چرا آن را نمی‌فرستی برود خارج درس بازیگری بخواند، اما من فکر می‌کنم که به فرض اینکه من همه این کارها را انجام دهم و دخترم را به خارج بفرستم که درس بخواند و بعد به ایران بیاید، اما بعد در کدام سینما کار کند؟!

  • یعنی شما سینما را حریم امن برای ورود نمی‌دانید؟
مظفری: بله، همین طور است، من دختر خودم را نمی‌گذارم به سینما بیاید، برای اینکه یک زمانی در خانواده‌ها در سینما حضور داشتن افتخار بود، بازیگر بودن افرادی چون فرامرز قریبیان، فاطمه معتمدآریا، خسرو شکیبایی، ایرج راد و ... افتخار بود، اما الان در خانواده‌ها این طوری نیست، من بارها گفتم که اگر خانمی وارد سینما شود و دو فیلم بازی کند و برود، همین چند بازی کارنامه بدی در زندگی آینده آن خانم می‌شود.

  • چرا بازی در چند فیلم روی آینده یک خانم می‌تواند اثر بد داشته باشد؟
مظفری: سینما محیطش بسیار بد شده است، من نمی‌دانم چرا این مصاحبه را می‌کنم؟ من این حرف‌ها را بزنم یا نزنم به جایی از سینما برنمی‌خورد.
شما می‌دانید من چند سال است که در فیلم سینمایی بازی نمی‌کنم؟ من از فیلم «سگ‌کشی» (بهرام بیضایی) به این طرف، سینما کنار را گذاشتم، چه اتفاقی افتاد؟ چرا کسی نپرسید که آقا چرا نیستید؟ من راجع‌به کدام سینما حرف بزنم؟ وقتی مانکن‌های چشم‌آبی می‌آیند و بدون کوچک‌ترین هنر، درای جایگاه می‌شوند دیگر جایی برای امثال ما نیست، این در حالی است که سینمای دنیا سینمای میان‌سال است، اما در کشور ما عمر بازیگری بسیار کوتاه است، وقتی بازیگری به سن ۵۰ سالگی برسد باید برود و گوشه خانه بنشیند.

گلایه «نادیا دلدار گلچین » از مسولین هنری کشور



«نادیادلدار گلچین» فرزند هنرمند خوب موسیقی کشوراقای گلچین خواننده موسیقی سنتی است وی مدتی است دست به گربیان بیماری کلیه می باشد وهنوزهم درگیراین بیماری است. وی درموردعدم رسیدگی به وی از سوی جامعه هنری کشوروخصوصا مسولان فرهنگی وهنری که همواره باید پشتیبان و یارهنرمندان باشند گله منداست.  هنرمندانی که جان وروح وزندگی خود را دردوران جوانی وسالم بودن وقف هنر کردن وهمواره در جهت هنروفرهنگ کشور کوشیدند تا هنروفرهنک چراغ اش روشن باشد . پس وظیفه مسولان وهنردوستان است تا در شرایط سخت زندگی، زمانی که مسله زنده ماندن آنها مطرح است. سریع تر به کمک و یاری هنرمندان دلسوزبشتابندوآنهارادریابند.کمک به« نادیا دلدارگلچین »امروزاست، چون فردا دیراست.
 گلایه هنرمند خوب نادیا دلدار گلچین:
«من در وضعيت بدي به سر مي برم و نمي دانم چرا مسئولان يادي از من نمي‌كنند. ناديا دلدار گلچين بازيگر تئاتر، سينما و تلويزيون در خصوص وضعيت فعلي و بيماري اش گفت با توجه به هفته اي 3 بار دياليز شدن همچنان در بستر بيماري به سر مي‌برم و به دليل 3 جراحي بر روي نخاع، قادر به راه رفتن نيستم. وي با اشاره به اين مطلب كه زماني بميرم شايد كمي نگاه مسئولان به سمت من آيد، اظهار داشت: به طور قطع زماني كه بميرم تمامي مسئولان از من ياد كرده و بر سر مزار من خواهند آمد كه ديگر خيلي دير است. گلچين تصريح كرد: ما 3 نفريم كه بايد از سوي انجمن نمايش مبلغي را به دليل مشكل و بيماري خود دريافت كنيم كه از بين ما حسين محب اهري، مقدار مبلغ بسيار كمي را دريافت كرده است. وي خاطرنشان كرد: متاسفم كه هنرمندان بعد از مرگشان صاحب نام و اعتبار براي مسئولان مي‌شوندو آن زمان ديگر خيلي دير است»

۱۳۹۱ فروردین ۲۰, یکشنبه

اجرای نمایش ایرانی قدرت ضحاک در تاتر سن کارلوچو ایتالیا



گروه نمایش تارمه یک گروه ایرانی ـ ایتالیایی است که از سال ۲۰۰۷ در شهر میلان به فعالیت هنری مشغول است. این گروه از سال ۲۰۰۰ در ایران توسط آرام قاسمی، هنرپیشه و کارگردان تئاتر تأسیس شده و بعد با مهاجرت او به ایتالیا فعالیت‌های این گروه با هنرمندانی با ملیت‌های مختلف از ایتالیایی گرفته تا ویتنامی و فرانسوی در این کشور ادامه پیدا کرده است
گروه تارمه در ایتالیا و کشورهای دیگر اروپایی اجراهای متعددی داشته است و اینک تاتر قدرت ضحاک که کاری جدید از این گروه است.
 تاتر قدرت ضحاک در روزهای سوم ، جهارم ، پنجم و ششم ماه می 2012 در شهر ناپل ایتالیا در تاتر سن کارلوچو اجرا خواهدشد.
 قدرت ضحاک در سال 2008 توسط گروه تاتر تارمه و به کارگردانی آرام قاسمی تولید شد . گروه تاتر تارمه گروهی ایتالیایی ایرانی است که از سال 2007 با اجرای گرگ سیاه سیب سرخ در ایتالیا
آغاز به کار کرد. تاتر قدرت ضحاک تا به حال اجراهای گوناگونی در ایتالیا و خارج از ایتالیا داشته است
ناپل هشتمین شهر در ایتالیاست که به دعوت تاتر سن کارلوچو میزبان قدرت ضحاک خواهد بود
قدرت ضحاک در سه اپیزود جداگانه به زبانی ساده و نو و با حرکاتی نمادین شخصیتهای
ضحاک.فرانک فریدون و کاوه را شرح میدهد . ویدیو آرتهای استفاده شده در کار که توسط هنرمند ایتالیایی روبرتو گرکو ساخته شده نقل را به سبکی نمادین پیوند میدهد و داستانها را به امروز پیوند و مفهوم جهانی قدرت را بررسی میکند.
در قدرت ضحاک آرام قاسمی بازیگر و کارگردان است روبرتو گرکوساخت ویدو آرتها را بر عهده داشته و مارکو دامیکو طراح نور وامور تکنیکی است.

«فرج الله سلحشور» از دزدی فیلم نامه تبریه شد


 
 
 
«فرج الله سلحشور» در سال گذشته به اتهام اینکه فیلم نامه شهاب الدین طاهری را سرقت کرده و سریال ساخته است. مورد محاکمه قرار گرفت و جنجال های بسیاری را در جامعه هنری به همراه داشت به گزارش خبرگزاری فارس فرج الله سلحشور از اتهامات وارده تبریه شد.
به گزارش خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس، فرج الله سلحشور از سوی سید شهاب الدین طاهری به عرضه فیلمنامه بدون اجازه پدید آورنده متهم شد که در نهایت رای دادگاه در تاریخ 6 اسفند ماه سال 90 به شرح زیر صادر شد:
در خصوص اتهام آقای فرج الله سلحشور، دادگاه با جمع بندی کلیه موارد اعلامی شاکی چون بررسی موضوع یک امر فنی بوده و دادگاه نیز در راستای مواد 83 قانون آئین دادرسی کیفری و وحدت ملاک مواد 257 و 258 قانون آئین دادرسی مدنی موضوع را به خبره و کارشناس ارجاع و نظر فنی و تخصصی آنان اخذ گردید که با توضیحات، مغایرتی با اوضاع و احوال مسلم و محقق پرونده نداشته به جهت فقدان ادله اثباتی دادگاه بزهی را احراز ننموده و به استناد اصل 37 قانون اساسی وجمهوری اسلامی ایران و بند الف ماده 177 قانون آئین دادرسی کیفری حکم به برائت متهم از اتهام انتسابی صادر و اعلام می دارد.