۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۶, شنبه
اولین بازنده بزرگ یک فیلم سینمایی در سال 2012 معرفی شد
دیوگان در فیلم سینمایی «تز» در نقش یک تروریست خطرناک بازی کرده که بمبی در یک قطار در حال حرکت کار میگذارد و با این کار، جان حداقل 5 هزار نفر را در خطر مرگ قرار میدهد.
هدف او از این بمب گذاری انتقام گیری شخصی است. آنیل کاپور هم یک مامور برجسته پلیس است که باید فرد بمبگذار و محلی که بمب کارگذاشته شده است را پیدا کند.
قصه فیلم در انگلستان و چند کشور دیگر اروپایی اتفاق میافتد و به همین دلیل، هزینه تولید آن (در مقایسه با دیگر محصولات گران قیمت سینمای هند) بسیار بالا بوده است.
بالا بودن هزینههای تولید فیلم و عدم استقبال تماشاگران از آن، به این فیلم لقب اولین بازنده بزرگ سینمای هند در سال 2012 را داد.
تا به امروز این فیلم،کمفروش ترین محصول امسال سینمای این کشور آسیایی بوده است.
پریا دارشان کارگردان «تز» قبل از این فیلمهایی در ژانر کمدی، درام و خانوادگی ساخته که عموما کارهایی پر فروش بوده اندو این فیلم، اولین اکشن دلهرهآور وی به حساب میآید.
استالونه :قصد کشتن جان رمبو را دارند.
فیلم سینمایی رمبو که یک فیلم خشن وسراسر زدوخورد و کشتار است قرار است باز با فیلمی جدید به بازار فیلم آمریکا روانه شود ودراین باره استالونه می گوید:
مدتهاست که قرار است قسمت پنجم «رمبو» را بازی و کارگردانی کنم و این قسمت حال و هوایی متفاوت از قسمتهای دوم تا چهارم آن خواهد داشت.
به گفته این بازیگر - که فیلمنامههای «رمبو»ها هم نوشته خود اوست - کاراکتر جان رمبو قرار نیست به تنهایی به پایان ماجراجوییهای خود برسد و همراهانی در این رابطه خواهد داشت.
استالونه میگوید: قصد دارم پایان خوب و آبرومندی را برای این کاراکتر قدیمی و مورد علاقهام رقم بزنم، پایانی که با افتخار همراه باشد.
تحلیلگران سینمایی با توجه به صحبتهای استالونه چنین نتیجهگیری میکنند که به احتمال زیاد وی در پنجمین و آخرین قسمت «رمبو» قصد کشتن جان رمبو را دارد.
کل فضای قصه «رمبو 5» تا زودتر از سال 2015 یا 2016 آماده نمایش عمومی نخواهد شد درکشورمکزیک اتفاق می افتد. میکی روک و جولی بنز هم قرار است در این فیلم بازی کنند.
کارگردانی فیلم را هم خود استالونه انجام خواهد داد.
قسمت اول «رمبو» اوایل دهه هشتاد میلادی ساخته شد. استالونه در این فیلم یک سرباز جنگ ویتنام بود که پس از بازگشت به خانه مورد توجه قرار نمیگیرد و سر به شورش برمیدارد.
۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۵, جمعه
گویاامروز ایرج قادری بازیگر و کارگردان سینماممنوع ملاقات شد
شایعاتی مبنی بر فوت «ایرج قادری» بازیگروکارگردان قدیمی سینمای ایران شنیده شده واینکه وی درقطعه هنرمندان به خاک سپرده شد وبه دلیل انتخابات امروز این خبر رسانه ای نشده است .
وي افزود: ايرج قادري همچنان در بخش آي سي يو بستري است و كاملا از طريق دستگاه تنفس ميكند و ظاهر ديگر اقدامات پزشكي خاصي هم به دليل موثر نبودن انجام نميشود.
روز گذشته افرادي چون سعيد مطلبي و حبيب اسماعيلي با حضور در بيمارستان پيگير حال ايرج قادري شدند.
« سعید راد « بازیگر فیلم جدید «مسعودکیمیایی»
خبری در باره فیلم جدید «مسعود کیمیایی»خالق فیلم سینمایی« قیصر»عده ای براین باورند که فیلمهای جدید کیمیایی به قدرت قیصر نیست وگویا قرارهم نیست تکرارشود.
وی اين روزها آخرين مراحل نگارش فيلمنامه فيلم تازه اش را ميگذراند ومصطفي خرقهپوش با مسعود كيميايي دراين مرحله همكاري ميكند.خرقهپوش كه پيش از اين سه فيلم آخر اين كارگردان «رئيس»، «محاكمه در خيابان» و «جرم» را تدوين كرده بود، همكار فيلمنامهنويس فيلم «دست تنها» شده است. طرح اوليه اين فيلمنامه متعلق به علياكبر ثقفي است و كيميايي دو ماه گذشته بازنويسي نهايي آن را با كمك خرقهپوش انجام ميدهد.
به گفته مسعود كيميايي نگارش فيلمنامه بزودي به پايان ميرسد و درخواست پروانه ساخت به اداره نظارت و ارزشيابي وزارت ارشاد ارسال ميشود. فيلم «دست تنها» داستان مردي ميانسال است كه بعد از سالها زندان براي كمك به دخترش چند روز مرخصي ميگيرد. حضور سعيد راد و اكبر زنجانپور در اين فيلم قطعي شده است. خبر تازه هم حاكي از همكاري مجدد گلچهره سجاديه با اين كارگردان است. سجاديه قرار است در فيلم تازه كيميايي يكي از نقشهاي اصلي را بازي كند. او پيش از اين در «دندان مار» و «گروهبان» و «ردپاي گرگ» با كيميايي همكاري كرده بود و «دست تنها» جديدترين تجربه مشتركشان بعد از 20 سال محسوب ميشود.
مسعود كيميايي فيلم تازهاش را احتمالاً اوايل تابستان كليد ميزند.
«چرخ فلک» در مرحله تدوین نهایی قرار گرفت
فیلم جدید حسن فتحی در حال آماده شدن است حسن فتحی از زندانیان سیاسی و مذهبی دهه شصت بود که با توجه به اخلاق خوش و خوبی که در زندان داشت ،سریعا آزاد شد و باز به دلیل داشتن اخلاق خوش وارد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد . و دردهه شصت وارد عرصه هنر تئاتر شد و به اتفاق اعظم بروجردی با تاتر کارش را شروع کرد وباز به دلیل روحیه و اخلاق خوش مورد توجه بود.در تلویزیون هم مورد لطف مدیران قرار گرفت و کار هایی در زمینه های مذهبی و سیاسی تولید کرد فیلم تلویزیونی و داستانی چرخ فلک آخرین ساخته حسن فتحی است و در حال حاضر به منظور بازبینی اولیه در اختیار سیما فیلم قرار گرفته و به محض دریافت نظرات گروه بابک رضاخانی تدوین نسخه نهایی را آغاز میکند.
فتحی معتقداست «چرخ و فلک» یکی از تلهفیلمهای ارزشمند مرکز سیمافیلم خواهد بود.»
صحنههای این فیلم در تهران و شمال کشور ضبط شده و در لوکیشنهای مختلف از جمله خانهای در میدان گرگان، عتیقه فروشی در خیابان قیام، ساندویچی در لالهزار، پارک پرواز در سعادتآباد، تولیدی پوشاک در جمهوری، تولیدی پوشاک در میدان بهارستان، قبرستانی قدیمی، متل قو، روستای فشکور و رامسر جلوی دوربین رفته است.
بازیگران فیلم :افشین هاشمی، آیدا کیخایی، سهراب سلیمی، جمشید صفری، حمید فلاحی، نسیم هاشمی،... و بازیگر خردسال کیانا فراهانی در «چرخ و فلک» به ایفای نقش پرداختهاند.
فتحی سریال «مدار صفر درجه» را در کارنامه دارد و به تازگی جایزه بهترین کارگردانی جشنواره سیما را برای کارگردانی فیلم تلویزیونی «دنده معکوس» دریافت کرد.
«چرخ و فلک» در گروه مناسبتهای مذهبی مرکزسیمافیلم تهیه میشود.
موبایل ریئس جمهور توقیف شد
فیلم سینمایی تلفن رئیس جمهورفیلمی است که توسط علی عطشانی ساخته شده است و قرار بود به اکران سینماهای ایران در آید ولی ظاهرا با مشکل مواجه شده و گویا در صدد توقیف کارهستند این فیلم سومین فیلم علی عطشایی است وباز شنیده ها
حاکی است روز پنجشنبه پس از نمایش فیلم برای یکی از مقامات دولتی، مجوز اکران عمومی آن در تاریخ مقرر لغو و تصمیمگیری برای اکران یا عدم اکران آن به آینده موکول شد.
و انگار داستان فیلم مربوط به شخص رئیسجمهوراست، هم اکنون توقیف شدهاست و پیشبینی میشود این اتفاق واکنشی در ادامه حاشیههای اکران نوروزی باشد.
"تلفن همراه رئیس جمهور" فیلمنامه آن متعلق به جابر قاسمعلی است و بازیگرانی چون :
مهدی هاشمی، بهناز جعفری، نیکی کریمی، اکبر عبدی و... بازی کردهاند. داستان این فیلم درباره کارگری ساده است که به طور اتفاقی سیمکارت رئیس جمهور به دستش میرسد و ناخواسته با سیلی از مشکلات و تماسهای مردمی مواجه میشود.
این فیلم جزو آثاری محسوب میشود که مسئولان سینمایی از آنها بعنوان نمونههای احیای سینمای سیاسی در جشنواره سیام یاد میکردند.
دو فیلم قبلی عطشانی یعنی "دموکراسی تو روز روشن" و "در امتداد شهر" هم در مقطع حضور در جشنواره و هم در اکران عمومی با حاشیههایی همراه بودهاند.
۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۴, پنجشنبه
۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۳, چهارشنبه
پزشکان ایرج قادری را جواب کردهاند
ایرج قادری مبارزه سختی را با بیماریش میگذارند وهرروزازروز قبل حالش بدتر می شود. انگار پزشکان ایرج قادری را جواب کردند و حال وی وخیم است. مدیرتولیدآخرین فیلم ایرج قادری درباره شرایط وی گفت: متاسفانه حال ایشان وخیم است و پزشکان به نوعی ایشان را جواب کردهاند.
هوشنگ حمزهای اعلام کرد ایرج قادری به دلیل تشدید بیماری سرطانی که داشت هنوز در بیمارستان بستری است و حال مساعدی ندارد. وی ادامه داد: متاسفانه ایرج قادری از زمانی که به بیماری سرطان ریه مبتلا شد چندین بار به بیمارستان منتقل و هر بار با بهبودی نسبی از بیمارستان مرخص می شد اما این بار گویا غده های سرطانی رشد کرده اند و این کارگردان و بازیگر را در حالتی میان کما و هوشیاری قرار داده اند به طوری که قادر به شناسایی اطرافیان خود نیست.
حمزه ای با بیان این که حدود دو هفته از بستری شده قادری در بیمارستان می گذرد، افزود: آقای میرعلایی به عیادت آمدند اما هنوز قول هایی که در مورد بیمه و برخی کمک ها داده شده بود عملی نشده و همسر آقای قادری تمامی هزینه های درمان وی را پرداخت می کند.
خاطر نشان می شود ایرج قادری قبل و بعد از انقلاب کارکردان فیلم های سینمایی متعددی بوده است. وی بعد از انقلاب نیز بعد سال ها وقفه کاری به سینمای ایران بازگشت. قادری متولد ۱۳۱۴ تهران، دارای تحصیلات ناتمام در رشته پزشکی و داروسازی است . وی فعالیت سینمایی را سال ۱۳۳۴ با بازی در فیلم «چهار راه حوادث» به کارگردانی ساموئل خاچیکیان آغاز کرد. او سال ۱۳۴۱ شرکت سینمایی «پانوراما» را به همراه موسی افشار تأسیس کرد.
هوشنگ حمزهای اعلام کرد ایرج قادری به دلیل تشدید بیماری سرطانی که داشت هنوز در بیمارستان بستری است و حال مساعدی ندارد. وی ادامه داد: متاسفانه ایرج قادری از زمانی که به بیماری سرطان ریه مبتلا شد چندین بار به بیمارستان منتقل و هر بار با بهبودی نسبی از بیمارستان مرخص می شد اما این بار گویا غده های سرطانی رشد کرده اند و این کارگردان و بازیگر را در حالتی میان کما و هوشیاری قرار داده اند به طوری که قادر به شناسایی اطرافیان خود نیست.
حمزه ای با بیان این که حدود دو هفته از بستری شده قادری در بیمارستان می گذرد، افزود: آقای میرعلایی به عیادت آمدند اما هنوز قول هایی که در مورد بیمه و برخی کمک ها داده شده بود عملی نشده و همسر آقای قادری تمامی هزینه های درمان وی را پرداخت می کند.
خاطر نشان می شود ایرج قادری قبل و بعد از انقلاب کارکردان فیلم های سینمایی متعددی بوده است. وی بعد از انقلاب نیز بعد سال ها وقفه کاری به سینمای ایران بازگشت. قادری متولد ۱۳۱۴ تهران، دارای تحصیلات ناتمام در رشته پزشکی و داروسازی است . وی فعالیت سینمایی را سال ۱۳۳۴ با بازی در فیلم «چهار راه حوادث» به کارگردانی ساموئل خاچیکیان آغاز کرد. او سال ۱۳۴۱ شرکت سینمایی «پانوراما» را به همراه موسی افشار تأسیس کرد.
تقدیر «داریوش مهرجویی» از رفتگری که یک میلیاد تومان را به صاحبش برگرداند.
دیروز۱۲اردیبهشت ماه، داریوش مهرجویی کارگردان فیلم «نارنجیپوش» با اهدای ۱۰ میلیون ریال ازاحمدربانی رفتگری که یک میلیاردتومان را بعداز پیداکردن به صاحبش برگرداند، تقدیرکرد
در گزارش خبرانلاین امده است مهرجویی دراین مراسم که درسینما آزادی برگزار شد، گفت: این ده میلیون ریال تحفه ناقابلی است که از طرف عوامل فیلم تقدیم ایشان میکنم. امیدوارم همه نارنجیپوشها ومردم ازاین رفتگریاد بگیرند
وی ادامه داد: برای من بسیارعجیب است که درمقابل فداکاری این فرد، صاحب پول، تنها مبلغ ناچیز دویست هزارتومان برای این کار بزرگ پرداخت کرده است. پیشنهاد شد که مردم یک حساب بانکی برای این رفتگر فداکاربازکنند واگر این کارانجام شود من اولین کسی هستم که به این حساب کمک میکنم
مهرجویی درباره احمد ربانی، گفت: کاراین رفتگر فداکار، کاری شرافتمندانه بود و امیدوارم همه دزدان و کلاهبرداران، شرافت را ازاین فرد پاک و صادق یاد بگیرند. من به آقای ربانی مرحبا میگویم، درشرایط کنونی که همه دچار مشکلات مالی هستند و ایشان هم درآمد زیادی ندارد، این کاربسیار قابل ستایش است.ایشان نارنجیپوشی شریف هستند
.این مراسم با حضورداریوش مهرجویی وخانوادهاش وتعداد ازعوامل فیلم «نارنجیپوش» برگزار شد
.احمد ربانی رفتگر شهرداری بجنوردی پس از پیدا کردن کیف یک میلیارد تومانی، آن را به صاحبش برگرداند
یک پسر در کانادا با تغیر جنسیت زیباترین دختر دنیا شد
خبر سینمایی نیست ولی می تواند خبری جالب از دنیای تغیرماهیت ویاجنسیت باشدکه این هم خودش هنری است . خبری که دررسانه هاعنوان شده یک جوان 23 ساله کانادایی با تغیر جنسیت به عنوان زیباترین دختر معرفی شد .
وبالاخره به این سوپر مدل کانادایی که عنوان دختر شایسته کانادا را هم یدک میکشد اجازه داده شد تا در رقابتهای جهانی این عنوان شرکت کند.جن تالاکوا بالاخره توانست جواز حضور در رقابتهای جهانی را کسب کند. او ۲۳ ساله است و ذاتا یک مرد متولد شده است اما به تازگی تغییر جنسیت داده و موفق به کسب عنوان دختر شایسته در کانادا شد. ظاهرا به خاطر اینکه او اصالتا یک زن نبود اجازه حضور در رقابتهای جهانی به وی داده نمیشد اما با کمیسیونی که سازمان مربوط به برگزاری این رقابتها برگزار کرد نتیجتا اجازه داده شد تا او بتواند در رقابتهای جهانی حضور پیدا کند.
عباس کیا ستمی با فیلمی از ژاپن در جشنواره فیلم کن نه ایران
فیلم کیارستمی درژاپن ساخته شده است وکلیه بازیگران فیلم ژاپنی هستند وبه زبان ژاپنی صحبت می کنند.
کیا رستمی خیلی بی سروصدا آخرین فیلمش را در ژاپن ساخت . این فیلم که در ابتدا ( پایان ) نام داشت بعدها به « مثل یک عاشق» برگرفته از عنوان ترانه ای مشهور با صدای الا فیتز جرالد خواننده بزرگ موسیقی جاز آمریکایی - تغییر یافت . فیلم یک ساعت و چهل و نه دقیقه ای کیارستمی به عنوان محصولی از سوی ژاپن به جشنواره فرستاده شد و مورد پذیرش قرار گرفت . تعدادی از فیلم های کیارستمی تاکنون در جشنواره کن به نمایش در آمده و موفق به دریافت جایزه های بسیاری نیز شده است . داستان فیلم جدید کیارستمی در یک شهر بزرگ در ژاپن می گذرد وهرچند به عشق یک دخترجوان دانش آموز می پردازد ولی درواقع ادامه همان دغدغه های همیشگی کارگردان در باره شرایط زندگی آدم ها در دنیای امروز و واکنش آنان - واین بار جوان ها در برخورد با پیرامون خود است .
البته فیلمسازان مطرح ایران شرکت ندارند ولی به نقل از خبرگزاری ایسنا نخستین فیلم بلند مسعودبخشی به نام ( یک خانواده محترم ) از ایران در بخش ( دو هفته کارگردانان ) در جشنواره کن به نمایش در خواهد آمد.
کیا رستمی خیلی بی سروصدا آخرین فیلمش را در ژاپن ساخت . این فیلم که در ابتدا ( پایان ) نام داشت بعدها به « مثل یک عاشق» برگرفته از عنوان ترانه ای مشهور با صدای الا فیتز جرالد خواننده بزرگ موسیقی جاز آمریکایی - تغییر یافت . فیلم یک ساعت و چهل و نه دقیقه ای کیارستمی به عنوان محصولی از سوی ژاپن به جشنواره فرستاده شد و مورد پذیرش قرار گرفت . تعدادی از فیلم های کیارستمی تاکنون در جشنواره کن به نمایش در آمده و موفق به دریافت جایزه های بسیاری نیز شده است . داستان فیلم جدید کیارستمی در یک شهر بزرگ در ژاپن می گذرد وهرچند به عشق یک دخترجوان دانش آموز می پردازد ولی درواقع ادامه همان دغدغه های همیشگی کارگردان در باره شرایط زندگی آدم ها در دنیای امروز و واکنش آنان - واین بار جوان ها در برخورد با پیرامون خود است .
البته فیلمسازان مطرح ایران شرکت ندارند ولی به نقل از خبرگزاری ایسنا نخستین فیلم بلند مسعودبخشی به نام ( یک خانواده محترم ) از ایران در بخش ( دو هفته کارگردانان ) در جشنواره کن به نمایش در خواهد آمد.
سی وپنج هزار فیلم در جشنواره کن
در کن امسال با نمایش حدود سی و پنج هزار فیلم در بخش های مختلف و مانند همیشه با حضور چهره های مشهور سینمای جهان و نیز شرکت بیش از چهار هزار خبرنگار از کشورهای مختلف جهان همراه است . به مناسبت پنجاهمین سالگرد درگذشت ماریلین مونرو پوستر رسمی کن تصویری از این ستاره جنجالی دهه پنجاه و شصت را درحالی نشان می دهد که شمعی را برروی یک کیک فوت می کند . این پوستر براساس عکسی است که سالها پیش اتوال بتمن از موطلایی هالیوود برداشته بود .
فلاش بک به پنجاه سال پیش در جشنواره کن شامل یک فیلم مشهور نیز می شود. به مناسبت پنجاهمین سال تهیه و نمایش فیلم ( لارنس عربستان ) ساخته ی دیوید لین شرکت سینمایی سونی – کلمبیا یک نسخه ترمیم یافته و کامل از این فیلم را در اختیار جشنواره کن گذاشته است که 222 دقیقه است . ولی نسخه های کامل و ترمیم یافته فیلم ها فقط منحصر به لارنس نمی شود. در بخش ( کلاسیک های کن ) که از سال 2004 به بخش های متنوع کن اضافه شد امسال هم چنین شاهد فیلم های مشهوری چون ( روزی روزگاری در آمریکا ) ساخته ی سرجیولیونه - آرواره ها ( استیون اسپیلبرگ 1975 ) - تس ( رومن پولانسکی 1971 ) – مسافرت در ایتالیا ( روبرتو روسه لینی 1954 ) خواهیم بود.
در بخش مسابقه کن بجز کیارستمی فیلمسازان معتبردیگری حضور دارند . دیوید کراننبرگ با فیلمش ( کاسموپلیس ) می آید. زنگ واستخوان ساخته ژاک اودیار - سهم فرشتگان ساخته کن لوچ از دیگر فیلمهای انتخاب شده برای کسب نخل طلای بخش مسابقه جشنواره امسال است .
برناردوبرتولوچی کارگردان نامی سینمای ایتالیا با آخرین فیلمش به نام ( من و تو ) در بخش خارج از مسابقه حضوردارد.دراین بخش همچنین فیلم دراکولای سه بعدی داریو آرجنتو فیلمساز دیگر ایتالیایی به نمایش در خواهد آمد که در واقع نخستین فیلم سه بعدی در باره خون آشام معروف سینماست .آرجنتو پیش از این گفته بود که او شیفته تکنیک سه بعدی است وهمین شیفتگی باعث شد تا فیلم دراکولا را با استفاده از این تکنیک بسازد.
ریاست داوران جشنواره را نانی مورتی فیلمساز ایتالیای برعهده دارد و جشنواره با آخرین فیلم وس اندرسون به نام ( امپراتوری طلوع ماه ) آغاز خواهد شد. آخرین فیلم کلود میلر فیلمساز برجسته فرانسوی که اخیرا در سن هفتاد سالگی درگذشت در مراسم پایانی جشنواره به نمایش درخواهد آمد.
۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۲, سهشنبه
شریفی نیا از فیلم سینمایی «جا به جا» کنار رفت
در حالی که از محمدرضا شریفی نیا به عنوان یکی از بازیگران اصلی فیلم سینمائی "جا به جا" که در ژانر کمدی-جنگی نام برده می شد، خبر رسید که شریفی نیا به دلیل مشغله کاری و حضور در سریال کلاه پهلوی وشایدهم بخاطر همبازی نشدن دوباره با اکبر عبدی از حضور در این فیلم انصراف داد تا مهران رجبی جای او را در این پروژه بگیرد. به گزارش بیست و سی، مهران رجبی در این فیلم کمدی-جنگی نقش یک حاجی را ایفا می کند که یک فرد عادی را با یک رزمده اشتباه می گیرد و همین اشتباه گرفتن برای او اتفاقاتی را در پی دارد. در این فیلم کمدین های معروف دیگری از جمله اکبر عبدی، مهران غفوریان، حمید لولائی و جواد عزتی نیز حضور دارند و فیلمبرداری این فیلم هم اینک در حسینه پونک دنبال می شود و گفته می شود تا ده روز دیگر نیز ادامه خواهد داشت.
«شب بازیگر» ارزشی تاریخی دارد
بازیگران تاترهم دارا شدند،باشبی بیاد ماندنی ،البته به همت دوستان وبازیگران واقعی تاتر ایران ومسولان گرداننده که خود از بازیگران برجسته تاتر ایران هستند وسال های سال رنج تاتر را حس کرده وخاک صحنه خورده اند. این مراسم هرسال برگزار میشود وقراراست امسال هم درتاترشهرمراسم جشن بازیگربرگزارشود.به گزارش ایسنا مراسم روز شنبه 16 اردیبهشتماه در تالاراصلی تاتر شهربرگزارشود.بهزاد فراهاني رئيس انجمن بازيگران با تشريح برنامههاي جشن بازيگر گفت: «شب بازيگر» براي ما ارزشي تاريخي پيدا كرده است.
در ادامه كاظم هژير آزاد، ديگر عضو هيات مديره انجمن بازيگران ـ كه همراه با شهره سلطاني كارگرداني اين دوره از جشن بازيگر را برعهده دارد، در توضيحاتي درباره شيوه برگزاري اين جشن افزود: از زماني كه انجمن بازيگران شكل گرفت، تلاش كرد مانند ديگر جشنوارهها به مقوله بازيگري ارج بگذارد و تلاش بازيگراني را كه يك سال كوشش كردهاند، در قالب برنامهاي صنفي مورد توجه قرار بدهد، با اين ديدگاه بود كه «جشن بازيگر» راهاندازي شد.
وي اضافه كرد: ما براي برگزاري اين جشن شيوه داوري اسكار را به عاريت گرفتيم، يعني بازيگران و فعالان تئاتر داوران را نميشناسند.
اين بازيگر تئاتر با تشريح شيوه داوري در «جشن بازيگر» ادامه داد: در داوري نخستين 15 داور آثار را ميبينند و به طور مخفيانه راي ميدهند كه نتايج راي آنها در هر فصل مشخص ميشود، در مرحله بعدي 5 داور نهايي آثاري را ميبينند كه داوران دوره نخستين روي ارزشهاي بازيگري آنها صحه گذاشتهاند.
كاظم هژير آزاد خاطرنشان كرد: از همان دوره اول «جشن بازيگر» با استقبال روبرو شد، خانه تئاتر همواره به ما كمك كرده است اما متاسفانه امسال مديريتها خيلي به ما كمك نكردند.
وي با اظهار تاسف از تداخل برنامهها در خانه هنرمندان كه موجب شد برگزاري هفته بزرگداشت روز جهاني تئاتر به خانه تئاتر محدود شود، اضافه كرد: متاسفانه امسال خانه هنرمندان برنامههاي ديگري داشت و نميتوانست همه فضاهاي مورد تقاضاي ما را ارائه بدهد و اين در حالي بود كه ما از ماهها پيش رايزني كرده بوديم.
وي با اشاره به برگزاري «جشن بازيگر» كه هر سال در تالار اصلي مجموعه تئاتر شهر برپا ميشود، يادآور شد: براي برگزاري اين جشن داشتيم دچار مشكل ميشديم با اينكه 6ماه پيش با تئاترشهر نامهنگاري كرده بوديم سر بزنگاه به ما گفته شد، تالار اصلي را به وزارتخانه ديگري دادهاند و ناگهان دو روز پيش متوجه شديم نميتوانيم اين تالار را داشته باشيم.
در تكميل اين توضيحات، ايرج راد ـ مديرعامل خانه تئاتر ـ گفت: تغيير مديريتها كل سيستمهاي اداري را دچار مشكل ميكند. طبق قرار هر ساله آذرماه تقاضاي فضاهاي مختلف را براي برنامههاي هفته بزرگداشت به خانه هنرمندان ارائه كرده بوديم، ولي 10 روز پيش از شروع برنامهها گفتند نميتوانند همه فضاهاي مورد نظر ما را در اختيارمان بگذارند.
راد با اشاره به پيگيريهاي خانه تئاتر براي حل اين مشكل خاطرنشان كرد: بعد از اين پيگيريها ديديم عمدي در كار نبوده است. به هر حال بخشي از برنامهها تداخل پيدا كرد در مورد تئاترشهر هم همين مشكل پيش آمده بود.
مديرعامل خانه تئاتر توضيح داد: گفتند نامهاي كه مربوط به «جشن بازيگر» بوده به تئاترشهر فرستاده نشده است، در حالي كه ما آن را فرستاده بوديم وبعد خودشان آن را پيدا كردند و چون در اين شرايط قرار گرفتيم با بنياد رودكي رايزني كرديم تا تالار وحدت را در اختيار بگيريم كه خوشبختانه به ما اعلام شد تئاترشهر برنامهاش را لغو كرد و «جشن بازيگر» مثل هر سال در تالار اصلي برگزار ميشود.
در ادامه اين نشست، مريم رحيمي ديگر عضو هيات مديره انجمن بازيگران و مسئول امور داوري جشن بازيگر توضيحاتي درباره داوري اين جشن داد و گفت: هر سال تغييراتي در آئين نامه داوري داده شده تا داوري به شكل بهتري انجام شود. سال 90 با 15 داور نخستين و 5 داور نهايي كار را دنبال كرديم.
وي با اشاره به تعدد اجراهاي نمايشي در طول سال تماشاي همه اين آثار را كاري بسيار دشوار توصيف كرد و ادامه داد: داوران نخستين را ملزم ميكنيم كه تمام اجراها را ببينند، معمولا هر نمايش را پنج داور نخستين ميبينند، براساس آرا داوران نخستين، داوران نهايي كارها را ارزيابي ميكنند.
رحيمي يادآور شد: سال گذشته بيش از 100 اجرا توسط داوران نخستين ديده شد و داوران نهايي هم 47 نمايش را ديدند.
وي ادامه داد: ما كارها را به صورت فصلي جمعبندي و در هر فصل تعدادي كانديدا مشخص ميكنيم، ضمن اينكه سال 90 تصميم گرفته شد در هر فصل به جز داوران نهايي، از آراء دو داور نخستين هم استفاده كنيم. يعني در مجموع 7 داور نظر ميدهند.
به گفته او، كانديداهاي هر فصل 5 بازيگرزن و 5 بازيگر مرد را شامل ميشود و در مجموع براي يك سال چهل كانديداي زن و مرد معرفي خواهد شد كه از اين ميان سه بازيگر زن ،سه بازيگر مرد و يك بازيگر و يا گروه ويژه به عنوان برگزيدگان نهايي معرفي ميشوند.
رحيمي با تقدير از همراهيهاي داوران «جشن بازيگر» گفت: داوران ما بدون گرفتن ريالي دستمزد اما با جان و دل كار ميكنند.
در تكميل سخنان او، بهزاد فراهاني گفت: بودجه ما در خانه تئاتر قدري مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. هميشه وزارت ارشاد با تاخير بودجه ما را پرداخت ميكند به همين دليل براي برگزاري «جشن بازيگر» دچار مشكل ميشويم و بايد سراغ اسپانسر برويم كه شرمنده برندهها نباشيم.
به گفته او، امسال هم اين برنامه همچون سال گذشته با حمايت موسسه «صفا» برگزار ميشود.
فراهاني همچنين از برگزاري دو برنامه بزرگداشت خبر داد و افزود: به طور سنتي از يك زن و يك مرد از پيشكسوتان بازيگري در شهرستانها كه بيش از 30 سال تجربه كار دارند، تقدير ميشود ضمن اينكه از هنرمندان تهران هم تقديري مشابه خواهيم داشت.
به گفته اين بازيگر تئاتر، اجراي قطعات موسيقي و حركت، قطعات كوتاه نمايشي و ... از ديگر برنامههاي «جشن بازيگر» است كه با اجراي رسول نجفيان برگزار ميشود.
در ادامه، شهره سلطاني ديگر كارگردان «جشن بازيگر» و عضو هيات مديره انجمن بازيگران در توضيحات كوتاهي گفت: هميشه وقتي در زماني كم براي مراسمي برنامهريزي ميشود ممكن است ايرادات و نواقصي داشته باشد كه اميدوارم فقط ايرادات برنامهي ما ديده نشود.
اين بازيگر تئاتر ادامه داد: تلاش كردهايم در جايجاي برنامه از حضور بازيگران استفاده كنيم ضمن اينكه امسال براي نخستين بار يك آيتم ويژه داريم كه تا به حال در جشنهاي بازيگر نبوده است.
در پايان اين نشست، بهزاد فراهاني از عدم همراهي برخي نهادها ابراز گلهمندي كرد و گفت: از كساني كه پيكره اين برنامهها را تضعيف ميكنند گلايهمند هستم. از كساني كه با پوستر ما كه توسط اردشير رستمي طراحي شده برخوردي تلخ داشتند، گلايه دارم.
مريم رحيمي ـ مسوول كميته داوري جشن بازيگر ـ در توضيحاتي تكميلي به ايسنا گفت: يكي از تغييرات شيوهي داوري امسال اين است كه بعد از اين هر بازيگري كه برگزيده ميشود و جايزه ميگيرد براي دو سال متوالي از دور داوري خارج ميشود.
وي افزود: براساس اين تصميم برگزيدگان سالهاي 88 و 89 ، در جشن بازيگر امسال داوري نشدهاند كه البته اين تصميم با نگاهي صنفي اتخاذ شده است.
به گزارش ايسنا، جشن بازيگر ساعت 18 روز شنبه 16 ارديبهشت در تالار اصلي مجموعه تئاتر شهر برگزار ميشود.
همچنين ليست كانديداهاي اين برنامه به شرح زير اعلام شده است: كانديداهاي بازيگري در سال 1390 خانمها(به ترتيب حروف الفبا) گلاب آدينه(خرده خانوم)، رويا افشار(بلوطهاي تلخ- زمستان 66)، فهيمه امنزاده(جنوب از شمال غربي)،رويا بختياري(خانمچه و مهتابي)، الهام پاوهنژاد(شن)،منيژه دلدارگلچين(حكم)، فريده سپاهمنصور(مشروطهبانو)، مريم سعادت(تراس)،گلچهره سجاديه (اگر نرفته بودي)، نگار عابدي(ورود آقايان ممنوع)، شيوا فلاحي(درهاي نيمه باز)، مرجان قمري(آبي گونه)، الهام كردا(خاموشي دريا)، افسانه ماهيان(جنوب از شمارغربي)، ناهيد مسلمي(ورود آقايان ممنوع)، رويا ميرعلمي(ورود آقايان ممنوع)، هدا ناصح(گفت امروز بيني و فردا بيني و پسان فردا)، رويا نونهالي(مشروطه بانو).
كانديداهاي بازيگري در سال 1390 آقايان (به ترتيب حروف الفبا) مجيد آقاكريمي(مخزن)، صابر ابر(جيره بندي پرخروس)، علي باقري(درهاي نيمه باز)، پارسا پيروزفر(گلن گري گلن راس)، بهنام تشكر(ماهزدهگان)، سياوش چراغيپور(گلن گري گلن راس)، شهرام حقيقتدوست(خاموشي دريا)، پيام دهكردي(جنوب از شمال غربي)، علي سرابي (زمستان 66)، ميكائيل شهرستاني(اگر نرفته بودي)، فرزين صابوني(جنوب از شمال غربي- خاموشي دريا)، سيامك صفري(آقاي اشميت كيه؟- صد سال پيش از تنهايي ما)، امين طباطبايي (بازگشت افتخار آميز مردان از جنگ)، عليرضا كيمنش(منوتلخك)، صادق ملكي(مخزن)، نويد محمدزاده(بالاخره اين زندگي مال كيه)، افشين هاشمي(لارنس راهب)، هدايت هاشمي(افسانه ببر).
۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۱, دوشنبه
فیلم سینمایی «خنده درباران» به اکران رسید
داریوش فرهنگ بازیگر و کارگردان تاتر، سینما و تلویزیون جدیدترین کار خود راروانه اکران سینماهاکرد .داریوش فرهنگ که از پدری آبادانی ومادرکرمانی زاده شده است دوران زندگی وهنری خود را در کرمان سپری کرد و سپس برای ادامه تحصیل در دانشکده هنر های زیبای دانشگاه تهران در رشته تاتر روانه پایتخت شد و در آنجا با سوسن تسلیمی بازیگر نامدار تاتر و سینما آشنا وآشنایی به ازدواج منجرشد وباهم درگروه پیاده به کارتاتر مشغول شدند وبعدازانقلاب باسریال تلویزیونی سلطان وشبان به محبوبیت دست پیدا کرد داریوش فرهنگ درتازه ترین فیلمش باعنوان «خنده در باران» در حالی از چهارشنبه هفته جاری روی پرده میرود که تبلیغات میدانی این فیلم آغاز شده است.
«خنده در باران» که از حضور بازیگرانی نظیر شقایق فراهانی، علیرضا جلالی تبار، پوراندخت مهیمن، بهاره رهنما، مرجانه گلچین، نصرالله رادش، صالح میرزاآقایی، رسول نجفیان، رضا فیاضی، ندا مقصودی، سارا منجزی، کیانوش گرامی، احمد ایراندوست، مهران رجبی و گوهر خیراندیش سود می برد داستان عروسی را روایت می کند که پای سفره عقد می گوید نه!
داریوش فرهنگ که پیش از این سابقه ساخت آثاری سینمایی مانند «طلسم»، «رز زرد» و «شبهای تهران» را در کارنامه دارد همچنان بیشتر از آن که به واسطه کارگردانی شهره باشد به خاطر بازیهایش مشهور است.
«خنده در باران» توسط شرکت رسانه فیلمسازان به مدیریت حبیب اسماعیلی پخش می شود.
آخرين وضعيت ايرج قادري در بيمارستان
ايرج قادري از چهارسال قبل دروضعیت بدی بوده وازبیماری سرطان رنج می برد و ازعید نوروزتاکنون دربیمارستان است .قادری از چند روزقبل به کما رفته وهمچنان درحالت نيمه بيهوش به سرميبرد.
حبيب اسماعيلي تهيه كننده «شبكه» آخرين فيلم اين كارگردان در گفتوگوباايسنا گفت: وضعيت ايرج قادري مثل گذشته است و تغيير خاصي نكرده و بايد برايش دعا كرد.
وي افزود: او مدتها است كه از اين بيماري رنج ميبرد و بعد از عيد ديگر از پا افتاد.
اسماعيلي با اشاره به حضور ايرج قادري در پشت و مقابل دوربين شبكه اظهار كرد: او آنقدر به كارش علاقه دارد كه با حضور در سر صحنه فيلمبرداري همه دردهايش را فراموش ميكند. در واقع سر فيلم «شبكه» هم با وجود مريضي كه داشت اما از همه زودتر ميآمد و بيماري تاثيري بر كارش نداشت و همين درس بزرگي براي من و ساير عوامل بود.
اين تهيه كننده در خصوص اكران فيلم «شبكه» گفت: فيلم پروانه نمايش گرفته و پخش آن به هدايت فيلم واگذار شده و در اولين فرصت اكران خواهد شد.
حبيب اسماعيلي گفت: سال گذشته بسيار علاقهمند بوديم فيلم اكران شود اما متاسفانه نشد.
حبيب اسماعيلي تهيه كننده «شبكه» آخرين فيلم اين كارگردان در گفتوگوباايسنا گفت: وضعيت ايرج قادري مثل گذشته است و تغيير خاصي نكرده و بايد برايش دعا كرد.
وي افزود: او مدتها است كه از اين بيماري رنج ميبرد و بعد از عيد ديگر از پا افتاد.
اسماعيلي با اشاره به حضور ايرج قادري در پشت و مقابل دوربين شبكه اظهار كرد: او آنقدر به كارش علاقه دارد كه با حضور در سر صحنه فيلمبرداري همه دردهايش را فراموش ميكند. در واقع سر فيلم «شبكه» هم با وجود مريضي كه داشت اما از همه زودتر ميآمد و بيماري تاثيري بر كارش نداشت و همين درس بزرگي براي من و ساير عوامل بود.
اين تهيه كننده در خصوص اكران فيلم «شبكه» گفت: فيلم پروانه نمايش گرفته و پخش آن به هدايت فيلم واگذار شده و در اولين فرصت اكران خواهد شد.
حبيب اسماعيلي گفت: سال گذشته بسيار علاقهمند بوديم فيلم اكران شود اما متاسفانه نشد.
۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۰, یکشنبه
سولماز رقصنده تلویزیون ماهواره ای هنگام ورود به ایران دستگیر شد
طی خبری که منتشرشده گویا رقصنده ای بنام سلماز که درتلویزیونی درالمان شرکت نموده و در مسابقه رقص هم برنامه اجرا کرده است. هفته پیش هنگام ورود به ایران درفرودگاه دستگیروبازداشت شده است این رقصنده به نام سولماز بوده که ظاهرا در مسابقه رقص یکی از شبکه های ماهواره ای اول شده و بعد از برگشتن به ایران بازداشت و چند روزی هم در زندان اوین مهمان زندانیان سیاسی بوده وبعد با قرار کفالت آزاد شده والبته توی اون چند روز سخاوتمندانه هنرش رو توی بند زنان واسه بقیه عرضه کرده بوده..البته زود آزاد شده و متاسفانه فرصت آموزش پیش نیومده.
اکبرعبدی در «پس کوچه های شمرون»
«کامران قدکچیان» فرزند زنده یاد«احمد قدکچیان » بازیگر قدیمی سینمای ایران است. احمدقدکچیان کارهای بسیاری درعرصه بازیگری سینما از خودبه یادگارگذاشته و خانواده وی هنوزادامه دهنده راه این بازیگرپرکارسینمای ایران هستند .کامران قدکچیان با فیلم سینمایی پس کوچه های شمران که درمراحل تدوین است فیلمی جدید را روانه سینماها خواهد کرد.
در خلاصه داستان این فیلم آمده است: دو جوان که به تازگی ازدواج کردهاند به دلیل شرایط، قادر به ادامه زندگی با همدیگر نیستند. آنها قصد جدایی دارند، اما در طول مسیر با ماجراهایی مواجه میشوند.
عوامل این فیلم عبارتند از:
کارگردان: کامران قدکچیان، تهیهکنندگان: عبدالله علیخانی، حسین فرحبخش، نویسنده فیلمنامه: جواد ستودهنیا، مدیر فیلمبرداری: احمد احمدی، تدوین: مستانه مهاجر، طراح و چهرهپردازی: عبدالله اسکندری، صدابردار همزمان: بابک اخوان، طراح صحنه و لباس: حجت اشتری، برنامهریز و دستیار اول کارگردان: علی افشینراد، عکاس: سیامک قدکچیان، مدیر تولید: پیمان حمیدی، استودیو صدا و تدوین: آوای نفس، محصول: موسسه سینمایی پویا فیلم.
بازیگران عبارتند از: اکبر عبدی، شاهرخ استخری، حدیث چهرهپرداز، زهره حمیدی، اسماعیل پوررضا، رامسین کبریتی، مختار سائقی، حسن قورچی، جلیل ملکزاده، مهدی انجمروز با معرفی: صدف طاهریان
انتخاب ژولیت بینوش برای بازی در فیلم «کلمات و تصاویر»
چندی قبل ژولیت بینوش بازیگر فرانسویی در فیلم عباس کیا رستمی فیلم ساز ایرانی بازی کرد و فیلمی موفق از آب در نیامد و حال این بازیگر خوب فرانسه قرار است با یک کارگردان استرالیایی همکاری کند.
«فرد شپیسی» کارگردان استرالیایی هماکنون در حال مذاکره نهایی با ژولیت بینوش فرانسوی و کلایو اوئن است، تا نقشهای اصلی این فیلم را به آنها بسپارد.
کلید فیلمبرداری «کلمات و تصاویر» قرار است ماه ژانویه 2013 زده شود و به احتمال زیاد جزیره قدیمی روده لوکیشن اصلی آن خواهد بود.
شپیسی درباره کار تازهاش میگوید: قصه فیلم در یک دبیرستان رخ میدهد که با ورود یک معلم هنر جدید به آن، دگرگونی بزرگی در ان اتفاق میافتد.
این معلم هنر زمانی در تلاش بوده تا آثار هنری خود را در یک گالری به نمایش بگذارد، اما شرایطی پیشبینی نشده او را تبدیل به یک معلم معمولی میکند.
آشنایی معلم هنر با معلم زبان انگلیسی مدرسه (که او هم نتوانسته به موقعیت مورد نظر خودش دست پیدا کند) سرآغاز ماجراجوییهای قصه فیلم است.
رقابت کاری این دو در دبیرستان، الهام بخش دانشآموزان میشود و در پایان ماجرا یکی از دو عنصر کلمات و تصاویر، پیروز نهایی خواهند شد.
ژرارد دیپاگو فیلمنامه را نوشته و شپیسی قرار است تغییرات اندکی در آن ایجاد کند.
این فیلمساز در شرایطی بحث ساخت «کلمات و تصاویر» را پیش کشیده، که رسانههای گروهی مدتی قبل اعلام کردند وی قصد دارد درام «راز رود» را کارگردانی کند.
این فیلم براساس قصه یک نوول تاریخی ساخته خواهد شد که در قرن نوزدهم میلادی رخ میدهد و درباره مردی انگلیسی است که به استرالیا فرستاده شد.
این مرد به جرم سرقتی که انجام داده بود، در حقیقت به عنوان مجازات به استرالیا تبعید میشود.
شپیسی که از قرار معلوم این روزها سخت پرکار شده، قرار است «پیانوی سوخته» را هم کارگردانی کند. این فیلم با نگاهی به نمایش صحنهای خود این فیلمساز به همین نام، جلوی دوربین خواهد رفت.
فیلم نامه نسخه سینمایی «پیانوی سوخته» را جاستین فلمینگ نوشته و درباره زنی است که پس از پشت سر گذاشتن یک تراژدی سخت،راهی پاریس میشود تا ساموئل بکت را پیدا کند.
گفت وگویی خواندنی با رابرت دنیر شگفتی ساز بازیگری جهان
رابرت دنیرو بازیگر با ارزش و بلندآوازه جهان که به عنوان اسطوره بازیگری جهان لقب گرفته و توانسته بسیاری از جوانان و سایر قشر های هنردوست را در سراسر جهان به خودجذب کند . در اینجا گفت گویی بسیار خواندنی از این هنرپیشه به اتفاق همکارتهیه کننده اش جین رزنتال که درروزنامه شرق چاپ شده است .بخش هایی از این گفت گو را درمجله سینمایی فیلم هنر میخوانید.
رابرت دنيرو وهمكار تهيهكنندهاش جين رزنتال بيشتر از 20 سال است كه در شركت فيلمسازي ترايبكا پروداكشنز با يكديگر همكاري ميكنند و در اين مدت بيشتر از دو جين فيلم ساختهاند. از كمدياي بامزه اما شكست خورده در گيشه به نام «چه اتفاقي افتاد؟» تا سهگانه پرفروش «ملاقات با والدين» محصول مشترك آنها بوده است. آنها در سال 2002 جشنواره فيلم ترايبكا را در واكنش به رويداد حملات 11 سپتامبر 2001 به منظور مشاركت در بازسازي بلندمدت محله منهتن نيويورك راهاندازي كردند. در آن زمان هيچ فكر نميكردند كه اين جشنواره بتواند 725 ميليون دلار تا به حال براي منطقه منهتن درآمد ايجاد كند. از دوره اول جشنواره تاكنون بيش از 1300 فيلم از 80 كشور دنيا به نمايش درآمده است. دوازدهمين دوره اين جشنواره از تاريخ 19 تا 29 آوريل (31 فروردين-10 ارديبهشت) با شركت 90 فيلم از 32 كشور دنيا برگزار ميشود. امسال جشنواره با نمايش كمدي رمانتيك «نامزدي پنج ساله» با بازي اميلي بلانت و جيسن سيگل آغاز ميشود و براي اختتاميه پيش نمايشي از يكي از بهترين فيلمهاي تابستان امسال، «انتقام جويان» كه براساس كتابهاي مصور انتشارات مارول ساخته شده است، به نمايش در ميآيد.
آنچه در ادامه ميآيد، گفتوگوي وال استريت ژورنال است با رابرت دنيرو و جين رزنتال برگزاركنندگان اين جشنواره كه از پروژههاي پيش رو و خصوصا سريال پليسي جديدشان به نام «NYC22» صحبت ميكنند كه از 15 آوريل (27 ارديبهشت) از شبكه سي.بي.اس. پخش ميشود.
امسال جشنواره فيلم ترايبكا را با يك فيلم كمدي آغاز ميكنيد. چگونه تصميم ميگيريد كه چه حال و هوايي براي جشنوارهتان انتخاب كنيد؟
رزنتال: وقتي ما امسال شروع به برنامهريزي براي جشنواره كرديم، ميخواستيم در شروع چيزي براي لبخند زدن و خنديدن داشته باشيم. به همين خاطر تلاش كرديم براي افتتاحيه يك فيلم كمدي يا فيلمي كه محتواي سنگيني نداشته باشد انتخاب كنيم و فيلم كمدي «نامزدي پنج ساله» از كمپاني يونيورسال را كه از آن خيلي خوشمان آمده بود، انتخاب كرديم. بسياري از تصميمگيريهاي ما از سر خوششانسي است. در پنجمين سال برگزاري، جشنواره را با فيلم «يونايتد 93» از پل گرين گرس آغاز كرديم. اعضاي خانوادههاي فوتشدگان هواپيماي يونايتد 93 (كه در حادثه 11 سپتامبر سقوط كرد) در سالن نمايش فيلم حاضر بودند. سال گذشته در دهمين سال برگزاري جشنواره تصميم گرفتيم از عموم مردم براي افتتاحيه به اندازه 7000 نفر ظرفيت سالنها دعوت كنيم و مستندي جذاب در مورد التون جان و لئون راسل كه توسط كمرون كرو ساخته شده بود را براي آنها نمايش داديم و پس از نمايش فيلم نيز التون جان برنامهاي زنده براي تماشاگران اجرا كرد.
آن جلسه، اولين نمايش فيلم «يونايتد 93» بود. چه حس و حالي برايتان داشت؟ ميتوان گفت بازگشتي بود به ايده اوليه برگزاري اين جشنواره و حوادث 11 سپتامبر؟
رزنتال: من نميتوانم به جاي باب يا شخص ديگري صحبت كنم. اما به نظر من ترايبكا فراتر از يك جشنواره فيلم يا نمايش است. جشنواره ما در مورد چيزهاي ديگري هم هست. چيزي كه ترايبكا را از جشنوارههاي ديگر متمايز ميكند، ايده اوليه برگزاري آن بود؛ ما به عنوان يك واكنش خلاقانه هنري به آنچه در 11 سپتامبر در كشورمان و مخصوصا شهرمان اتفاق افتاده بود، اين جشنواره را آغاز كرديم. انتخاب آن فيلم هم فراتر از تنها يك نمايش فيلم بود بلكه نشانه تاكيدي بود بر آنچه در واقعيت اتفاق افتاده بود.
دنيرو: بسيار تاثيرگذار بود. فيلم مربوط به همان زمان بود. خانوادههاي از دست رفتگان هم در آنجا بودند. فراتر از آن چيزي بود كه تصور ميكرديم.
شما دو نفر از اوايل دهه 90 با هم كار كردهايد؟
دنيرو: يعني دقيقا چقدر طول كشيده؟
رزنتال: دقيقا از 8 آگوست 1989 ساعت 8:50 صبح... اما چه فرقي ميكند؟
ميخواستم بدانم در اين مدت طولاني با هم مخالفتهايي هم كردهايد؟
رزنتال: البته. اگر اينطور نبود اصلا طبيعي نبود. حتي از برخي جهات ميتوان گفت علت اينكه اين مدت طولاني را با هم كار كردهايم، همين بوده است. ما هميشه با نظر هم موافق نيستيم.
دنيرو: البته تو خيلي اوقات مخالفت كردي. گاهي وقتها از دست هم اذيت هم ميشديم.
شما در حال تهيه يك سريال تلويزيوني براي شبكه CBS به نام «NYC 22» هستيد كه از 15 آوريل نمايش داده ميشود. از اوايل دهه 90 تاكنون اين اولين چالش شما در تلويزيون است. به نظرتان اگر اين سريال خوب از آب دربيايد، بيشتر در تلويزيون حضور پيدا ميكنيد؟
دنيرو: بله، شايد...
رزنتال: تلويزيون اكنون در دوره رنسانس خودش به سر ميبرد. اگر به داستانهاي با پتانسيل بالايي كه اين روزها موضوع سريالهاي تلويزيوني هستند نگاه كنيم، واقعا مشخص ميشود كه چه اتفاقي در حال رخ دادن است. چون ديگر تنها با چهار يا پنج مدل براي شبكههاي تلويزيوني مواجه نيستيم، بلكه به ابزارهايي دسترسي داريم مثل وب سايت تماشاي آنلاين فيلم و Netflix و جريان مالي مستقلي كه از پرداخت هزينه به ازاي تماشاي هر بار فيلم به دنياي فيلم و تلويزيون وارد ميشود. اين ابزارها ميتوانند محتواي آنچه شما توليد ميكنيد را در سطوح مختلف فكري نشان بدهند. در حال حاضر تجربه اين فضا بسيار هيجانانگيز است. به خصوص براي نويسندگان، كارگردانها و بازيگران فيلمهاي مستقل و آنهايي كه شروع به ساختن فيلمهاي بزرگ براساس آثار كلاسيك هاليوود ميكنند؛ زيرا بدون استفاده از تكنولوژي حاضر كار فيلمسازي براي آنها سخت ميشود.
(خطاب به دنيرو) آيا دوست داريد در يكي از اين سريالهاي تلويزيوني بازي كنيد؟ ميشود شما را در يك درام تلويزيوني بزرگ مثل «امپراطوري پياده رو» يا سريالهايي از اين قبيل مجسم كرد؟
دنيرو: نميدانم... شايد... بايد ببينم چه پيش ميآيد. وقتي من يك بازيگر جوان بودم خيليها قراردادهاي خوبي ميبستند كه به كاليفرنيا بيايند و در يك سريال تلويزيوني بازي كنند. تقريبا الان هم اينگونه است اما از جهاتي با آن دوره تفاوت دارد. مثلا كاركردن در اچ. بي. اُ، در اچ. بي. اُ آزادي عمل بيشتري نسبت به سينما براي ساختن برنامه تلويزيوني يا فيلم تلويزيوني خلاقانه خود داريد. البته حضور در تلويزيون پرستيژ بالايي ندارد (مطمئن نيستم بايد از كلمه پرستيژ استفاده كنم يا نه) و تلويزيون شكوه و تاثيرگذاري سينما را ندارد. اما به اين صفحه تلويزيون در دفتر من نگاه كنيد (به يك صفحه تلويزيون باريك بزرگ در اتاقش اشاره ميكند) اين به كلي چيز ديگري شده است. امروزه محتوا اهميت بيشتري دارد و شما در تلويزيون زمان بيشتري براي نمايش محتواي داستانتان داريد.
رزنتال: شما به عنوان فيلمساز ميخواهيد كه فيلمتان ديده شود. جاهاي زيادي وجود دارد كه شما ميتوانيد در آن فيلمتان را عرضه كنيد. اين روزها استفاده از سرويسهاي VOD (تماشاي فيلم درخواستي از طريق شبكههاي تلويزيوني) كه به ازاي هر بار تماشاي فيلم پول از شما دريافت ميكند، فرصتهاي خوبي براي سازنده اثر ايجاد ميكند كه بتواند در تمام سطوح مختلف با تماشاگران در ارتباط باشد. تماشاگران ميتوانند فيلم را در يك مجموعه سينمايي بزرگ، روي يك تلويزيون اچ.دي در اتاق پذيراييشان، روي نمايشگر آيپاد، مانيتور كامپيوتر يا هر ابزار ديگري كه در آينده ساخته ميشوند تماشا كنند.
روز به روز بر تعداد افرادي كه فيلمها را روي گوشيهاي موبايل، تبلت، لپ تاپ يا ديگر صفحات نمايش كوچك نگاه ميكنند، افزوده ميشود در اين مورد چه حسي داريد؟
دنيرو: من فيلم ديدن در سينما را دوست دارم، اما بسياري از فيلمها را نيز در كامپيوتر ميبينم، به اين خاطر كه همه چيز سريع انجام ميشود در ضمن شما ميتوانيد از هدفن استفاده كنيد و با تمركز بيشتري فيلم را ببينيد. اندازه تصوير هم خوب است. اما اين فضا، فضاي سينما نيست. فضاي يك اتاق نمايش بزرگ كه نمونهاي از آن را در طبقه پايين همين دفتر داريم هم نيست. جذابيت سينما در اين است كه تعدادي آدم دور هم جمع ميشوند، با هم فيلم كمدي ميبينند، همه با هم ميخندند، گاهي اوقات شما احساس ميكنيد كه چيز خندهداري وجود ندارد، اما خنده ديگران به شما هم سرايت ميكند.
موفقترين تجربه مشترك شما در گيشه «ملاقاتبا فوكرها» بود، ادامهاي بر يك كمدي پرخرج. آيا چيزي در مورد تغيير سليقه تماشاگران آمريكايي احساس ميكنيد؟
رزنتال: من فكر ميكنم چيز مهمي كه در سهگانه «ملاقات با والدين» وجود داشت، حس مشترك فرامكاني آن بود و خيلي اهميت نداشت فيلم در چه زماني اكران ميشود. آن فيلم درباره خانواده بود. هر كسي در هر جاي جهان برادر، خواهر، مادر يا پدر است و ميتواند با شخصيتهاي فيلم جك برينز و گرگ فوكر ارتباط برقرار كند. فيلم توانست حسي مشترك را در تمام مردم دنيا بر انگيزد.
(خطاب به دنيرو) الان مشغول بازي در چه فيلمي هستيد؟
دنيرو: به تازگي بازي در فيلم «فصل كشتن» را در كنار جان تراولتا به پايان رساندم. اين فيلم يك داستان بسيار پيچيده درباره جنگ بوسني است كه در آتلانتا فيلمبرداري شده. اكنون نيز مشغول بازي در فيلمي به كارگرداني جاناتان جك بويز درباره زندگي بوكسوري به نام «روبرتو دوران» هستم. من در فيلم نقش مربي مشهور و خوشنام بوكس به نام ري آرسل را بازي ميكنم. ديروز در خانه همسر آرسل كه در منهتن زندگي ميكند، بودم. او نهمين دهه زندگياش را ميگذراند و چيزهاي خاطرهانگيز زيادي در خانهاش دارد. او بازيگري بسيار باهوش بوده است. ري هم مرد باهوش و با استعدادي بوده و شبيه آن مربيهاي بوكس كه معمولا تصور ميكنيد، نبوده است.
اما در مورد سينماي مستقل... اخيرا در فيلمهاي مستقل زيادي بازي كردهايد مانند فيلم «فلينبودن» كه به تازگي اكران شده و «نورهاي سرخ» كه در 13 جولاي (23 تير) به روي پرده ميآيد.
دنيرو: فيلمهاي مستقل همواره فيلمهاي جذابتري براي من بودهاند. البته از بازي در سري فيلمهاي «فوكرها» هم لذت بردم اما بازي در اينگونه فيلمها برايم جالبتر است و فضاي آنها غيرقابل مقايسه با فيلمهاي ديگر است. در «فلين بودن» يكي از نقشهاي اصلي را بازي ميكنم اما در «نورهاي سرخ» يكي از مهمترين نقشهاي مكمل را بازي ميكنم. از كارگردان اين فيلم آخري هم خيلي خوشم ميآيد؛ رودريگو كورتس مرد بسيار باهوشي است.
وقتي نسخه نهايي «نورهاي سرخ» را تماشا كرديد، چه نظري داشتيد؟
دنيرو: دوستش داشتم. سخت ميشود اين فيلم را دوست نداشت. فيلمهاي خوب بسياري ديدهام كه نميدانم چگونه آنقدر خوب ساخته شدهاند و براي سازندگان اين فيلمها خوشحالم. گاهي وقتها كارگردانهاي بزرگي هم نيستند، اما مخاطبان خود را پيدا ميكنند. اما بعضي فيلمها هم هستند كه نميدانم دربارهشان چه بگويم و تمام كاري كه ميتوانم انجام دهم، اين است كه به كارم اعتمادكنم، پيش بروم و سعي كنم كه احساس خوبي داشته باشم.
چگونه توانستي به شخصيت يك انسان نابيناي روشنبين نزديك شوي؟
دنيرو: كارگردان اطلاعات زيادي در اينباره برايم فرستاد. او تحقيقات زيادي از طريق اينترنت در اين مورد انجام داده بود. من واقعا مجذوب اين شخصيت شدم و دوست داشتم بدانم كدام كار او واقعي و كدام غيرواقعي است. من شخصا آدم واقعبيني هستم اما چيزهايي ديدهام كه ميدانم به نوعي قابل توضيح است اما من نميتوانم آنها را توضيح دهم. ديويد بلين يكي از دوستان من است. او در نمايشهايش زياد از حقههاي شعبده بازي استفاده ميكند؛ مثلا وقتي من به كارت خاصي فكر ميكنم او ميتواند ذهن من را بخواند. سيگورني ويور هم در اين فيلم نقش رودرروي من را بازي ميكرد و با بازي عالياش كاري كرد كه من اصلا ديده نشوم!
پس هنگامي كه براي اين نقش آماده ميشديد، با ديويد بلين صحبت كرديد؟
دنيرو: كمي با او صحبت كردم ميخواستم اين نقش را به كمك او اجرا كنم.
آيا چيز خاصي هست كه از ديويد بلين يا نيكفلين، نويسنده كتاب «يك شب نكبت ديگر در شهر گند» كه فيلم «فلين بودن» براساس آن ساخته شده است، ياد گرفته باشيد؟
دنيرو: بودن با نيك فلين خوب بود. به اين خاطر كه او نويسنده داستان بود و اين قصه براساس زندگي واقعي خودش و رابطهاش با پدرش بود و او هر روز در پشت صحنه در كنار ما حضور داشت. او برايم يك كمك واقعي بود و در بعضي صحنههاي فيلم از او ميپرسيدم كه پدرش در چنين موقعيتي چه عكسالعملي نشان ميداد. من واقعا دوست دارم كه نويسنده فيلمنامه در سر صحنه حضور داشته باشد. آنها ايدههاي بسيار زيادي به كار ميدهند. چيزهايي را تغيير ميدهند و چيزهايي را اصلاح ميكنند.
در دهه 80 وقتي فيلم «عاشق شدن» را با مريل استريپ بازي ميكرديد، مريل استريپ در مورد شما ميگفت كه عاشق جزييات هستيد و براي انتخاب لباس در حدود 40 ژاكت را امتحان كرديد تا لباس مناسب كاراكترتان را پيدا كنيد. در پاييز امسال شما و مريل استريپ در موزه ويكتوريا آلبرت لندن نريشن نمايشگاه مد را اجرا ميكنيد. در مورد اهميت طراحي لباس براي فيلمي مثل «فلين بودن» نظرتان چيست؟
دنيرو: لباسها عناصر بسيار مهمي در فيلم هستند به خصوص در فيلمي مانند «فلين بودن.» شخصيت نيك فلين فرد بيخانماني است و لباسهايش نشاندهنده نوع زندگي او هستند. در فيلم سكانسهايي بود كه اين شخصيت چند روزي را كاملا در سرما به سر ميبرد و من ايدهاي در مورد اجراي آن داشتم. فكر كردم چطور است كه او دستمالي در گوشهايش كند تا گوشهايش را در برابر سرما محافظت كند. نيك در اين مواقع كمك بسيار خوبي بود چون او بسيار در مورد دنياي اين شخصيت ميدانست.
اما در مورد كمدي «چه اتفاقي افتاد؟» كه تجربه مشترك ديگري از شماست. فيلم بسيار جالبي بود اما در گيشه موفق نبود. در فيلم هر دو شما به عنوان تهيه كننده، نااميدي و ترستان را در مواجهه با دنياي فيلمسازي در هاليوود نشان ميدهيد.
رزنتال: اين فيلم يا سريال «همراهان» يا فيلم «بازيگر» به عنوان سبكي از فيلمسازي درباره سختيها و زجرهاي رساندن يك فيلم به مرحله نمايش است.
دنيرو: آن فيلم بر اساس كتاب (آرت) لينسن بود. لينسن خوب ميداند كه درباره چه چيزي حرف ميزند. كتاب بسيار جالبي است كه من خواندمش و به اين نتيجه رسيدم كه ميتوان فيلم خوبي از آن ساخت.
رزنتال: ما فيلم ديگري نيز با اين مضمون به نام «منشي» در سال 92 با هم ساختيم كه بري پريموس نوشت و كارگرداني كرد. يكي از مسايل اصلي هر فيلمي بودجهاي است كه براي آن هزينه ميشود و خيلي از اوقات تصميمات بر آن اساس گرفته ميشود. گاهي اوقات هم پيش ميآيد كه كل فضاي ساخت يك فيلم برايتان احمقانه به نظر ميرسد و تنها ميتوانيد در اين موقع به فضاي دور و برتان نگاه كنيد و بخنديد!
(خطاب به دنيرو) شان پن در فيلم «چه اتفاقي افتاد؟» شما بازي كرد و حالا شما در فيلم بعدي او «كمدين» نقشي را ايفا خواهيد كرد. آن پروژه را شروع كردهايد؟
دنيرو: ما فيلمنامهاي داشتيم كه آرت لينسن چند سال است روي آن كار ميكند. شان پن مدت زيادي از اين پروژه باخبر بود اما از هشت ماه پيش وارد اين پروژه شد. ما ميخواهيم زمستان اين كار را شروع كنيم. فيلم درباره كمديني شبيه آرچي بانكر است. اين كاراكتر به خاطر نقشي كه در تلويزيون بازي ميكند، معروف شده است و همه او را با آن اسم صدا ميزنند و اين اسم او را اذيت ميكند. فيلم بسيار جالبي است. ديگر نميتوانم براي شروع كردنش صبر كنم.
آنچه در ادامه ميآيد، گفتوگوي وال استريت ژورنال است با رابرت دنيرو و جين رزنتال برگزاركنندگان اين جشنواره كه از پروژههاي پيش رو و خصوصا سريال پليسي جديدشان به نام «NYC22» صحبت ميكنند كه از 15 آوريل (27 ارديبهشت) از شبكه سي.بي.اس. پخش ميشود.
امسال جشنواره فيلم ترايبكا را با يك فيلم كمدي آغاز ميكنيد. چگونه تصميم ميگيريد كه چه حال و هوايي براي جشنوارهتان انتخاب كنيد؟
رزنتال: وقتي ما امسال شروع به برنامهريزي براي جشنواره كرديم، ميخواستيم در شروع چيزي براي لبخند زدن و خنديدن داشته باشيم. به همين خاطر تلاش كرديم براي افتتاحيه يك فيلم كمدي يا فيلمي كه محتواي سنگيني نداشته باشد انتخاب كنيم و فيلم كمدي «نامزدي پنج ساله» از كمپاني يونيورسال را كه از آن خيلي خوشمان آمده بود، انتخاب كرديم. بسياري از تصميمگيريهاي ما از سر خوششانسي است. در پنجمين سال برگزاري، جشنواره را با فيلم «يونايتد 93» از پل گرين گرس آغاز كرديم. اعضاي خانوادههاي فوتشدگان هواپيماي يونايتد 93 (كه در حادثه 11 سپتامبر سقوط كرد) در سالن نمايش فيلم حاضر بودند. سال گذشته در دهمين سال برگزاري جشنواره تصميم گرفتيم از عموم مردم براي افتتاحيه به اندازه 7000 نفر ظرفيت سالنها دعوت كنيم و مستندي جذاب در مورد التون جان و لئون راسل كه توسط كمرون كرو ساخته شده بود را براي آنها نمايش داديم و پس از نمايش فيلم نيز التون جان برنامهاي زنده براي تماشاگران اجرا كرد.
آن جلسه، اولين نمايش فيلم «يونايتد 93» بود. چه حس و حالي برايتان داشت؟ ميتوان گفت بازگشتي بود به ايده اوليه برگزاري اين جشنواره و حوادث 11 سپتامبر؟
رزنتال: من نميتوانم به جاي باب يا شخص ديگري صحبت كنم. اما به نظر من ترايبكا فراتر از يك جشنواره فيلم يا نمايش است. جشنواره ما در مورد چيزهاي ديگري هم هست. چيزي كه ترايبكا را از جشنوارههاي ديگر متمايز ميكند، ايده اوليه برگزاري آن بود؛ ما به عنوان يك واكنش خلاقانه هنري به آنچه در 11 سپتامبر در كشورمان و مخصوصا شهرمان اتفاق افتاده بود، اين جشنواره را آغاز كرديم. انتخاب آن فيلم هم فراتر از تنها يك نمايش فيلم بود بلكه نشانه تاكيدي بود بر آنچه در واقعيت اتفاق افتاده بود.
دنيرو: بسيار تاثيرگذار بود. فيلم مربوط به همان زمان بود. خانوادههاي از دست رفتگان هم در آنجا بودند. فراتر از آن چيزي بود كه تصور ميكرديم.
شما دو نفر از اوايل دهه 90 با هم كار كردهايد؟
دنيرو: يعني دقيقا چقدر طول كشيده؟
رزنتال: دقيقا از 8 آگوست 1989 ساعت 8:50 صبح... اما چه فرقي ميكند؟
ميخواستم بدانم در اين مدت طولاني با هم مخالفتهايي هم كردهايد؟
رزنتال: البته. اگر اينطور نبود اصلا طبيعي نبود. حتي از برخي جهات ميتوان گفت علت اينكه اين مدت طولاني را با هم كار كردهايم، همين بوده است. ما هميشه با نظر هم موافق نيستيم.
دنيرو: البته تو خيلي اوقات مخالفت كردي. گاهي وقتها از دست هم اذيت هم ميشديم.
شما در حال تهيه يك سريال تلويزيوني براي شبكه CBS به نام «NYC 22» هستيد كه از 15 آوريل نمايش داده ميشود. از اوايل دهه 90 تاكنون اين اولين چالش شما در تلويزيون است. به نظرتان اگر اين سريال خوب از آب دربيايد، بيشتر در تلويزيون حضور پيدا ميكنيد؟
دنيرو: بله، شايد...
رزنتال: تلويزيون اكنون در دوره رنسانس خودش به سر ميبرد. اگر به داستانهاي با پتانسيل بالايي كه اين روزها موضوع سريالهاي تلويزيوني هستند نگاه كنيم، واقعا مشخص ميشود كه چه اتفاقي در حال رخ دادن است. چون ديگر تنها با چهار يا پنج مدل براي شبكههاي تلويزيوني مواجه نيستيم، بلكه به ابزارهايي دسترسي داريم مثل وب سايت تماشاي آنلاين فيلم و Netflix و جريان مالي مستقلي كه از پرداخت هزينه به ازاي تماشاي هر بار فيلم به دنياي فيلم و تلويزيون وارد ميشود. اين ابزارها ميتوانند محتواي آنچه شما توليد ميكنيد را در سطوح مختلف فكري نشان بدهند. در حال حاضر تجربه اين فضا بسيار هيجانانگيز است. به خصوص براي نويسندگان، كارگردانها و بازيگران فيلمهاي مستقل و آنهايي كه شروع به ساختن فيلمهاي بزرگ براساس آثار كلاسيك هاليوود ميكنند؛ زيرا بدون استفاده از تكنولوژي حاضر كار فيلمسازي براي آنها سخت ميشود.
(خطاب به دنيرو) آيا دوست داريد در يكي از اين سريالهاي تلويزيوني بازي كنيد؟ ميشود شما را در يك درام تلويزيوني بزرگ مثل «امپراطوري پياده رو» يا سريالهايي از اين قبيل مجسم كرد؟
دنيرو: نميدانم... شايد... بايد ببينم چه پيش ميآيد. وقتي من يك بازيگر جوان بودم خيليها قراردادهاي خوبي ميبستند كه به كاليفرنيا بيايند و در يك سريال تلويزيوني بازي كنند. تقريبا الان هم اينگونه است اما از جهاتي با آن دوره تفاوت دارد. مثلا كاركردن در اچ. بي. اُ، در اچ. بي. اُ آزادي عمل بيشتري نسبت به سينما براي ساختن برنامه تلويزيوني يا فيلم تلويزيوني خلاقانه خود داريد. البته حضور در تلويزيون پرستيژ بالايي ندارد (مطمئن نيستم بايد از كلمه پرستيژ استفاده كنم يا نه) و تلويزيون شكوه و تاثيرگذاري سينما را ندارد. اما به اين صفحه تلويزيون در دفتر من نگاه كنيد (به يك صفحه تلويزيون باريك بزرگ در اتاقش اشاره ميكند) اين به كلي چيز ديگري شده است. امروزه محتوا اهميت بيشتري دارد و شما در تلويزيون زمان بيشتري براي نمايش محتواي داستانتان داريد.
رزنتال: شما به عنوان فيلمساز ميخواهيد كه فيلمتان ديده شود. جاهاي زيادي وجود دارد كه شما ميتوانيد در آن فيلمتان را عرضه كنيد. اين روزها استفاده از سرويسهاي VOD (تماشاي فيلم درخواستي از طريق شبكههاي تلويزيوني) كه به ازاي هر بار تماشاي فيلم پول از شما دريافت ميكند، فرصتهاي خوبي براي سازنده اثر ايجاد ميكند كه بتواند در تمام سطوح مختلف با تماشاگران در ارتباط باشد. تماشاگران ميتوانند فيلم را در يك مجموعه سينمايي بزرگ، روي يك تلويزيون اچ.دي در اتاق پذيراييشان، روي نمايشگر آيپاد، مانيتور كامپيوتر يا هر ابزار ديگري كه در آينده ساخته ميشوند تماشا كنند.
روز به روز بر تعداد افرادي كه فيلمها را روي گوشيهاي موبايل، تبلت، لپ تاپ يا ديگر صفحات نمايش كوچك نگاه ميكنند، افزوده ميشود در اين مورد چه حسي داريد؟
دنيرو: من فيلم ديدن در سينما را دوست دارم، اما بسياري از فيلمها را نيز در كامپيوتر ميبينم، به اين خاطر كه همه چيز سريع انجام ميشود در ضمن شما ميتوانيد از هدفن استفاده كنيد و با تمركز بيشتري فيلم را ببينيد. اندازه تصوير هم خوب است. اما اين فضا، فضاي سينما نيست. فضاي يك اتاق نمايش بزرگ كه نمونهاي از آن را در طبقه پايين همين دفتر داريم هم نيست. جذابيت سينما در اين است كه تعدادي آدم دور هم جمع ميشوند، با هم فيلم كمدي ميبينند، همه با هم ميخندند، گاهي اوقات شما احساس ميكنيد كه چيز خندهداري وجود ندارد، اما خنده ديگران به شما هم سرايت ميكند.
موفقترين تجربه مشترك شما در گيشه «ملاقاتبا فوكرها» بود، ادامهاي بر يك كمدي پرخرج. آيا چيزي در مورد تغيير سليقه تماشاگران آمريكايي احساس ميكنيد؟
رزنتال: من فكر ميكنم چيز مهمي كه در سهگانه «ملاقات با والدين» وجود داشت، حس مشترك فرامكاني آن بود و خيلي اهميت نداشت فيلم در چه زماني اكران ميشود. آن فيلم درباره خانواده بود. هر كسي در هر جاي جهان برادر، خواهر، مادر يا پدر است و ميتواند با شخصيتهاي فيلم جك برينز و گرگ فوكر ارتباط برقرار كند. فيلم توانست حسي مشترك را در تمام مردم دنيا بر انگيزد.
(خطاب به دنيرو) الان مشغول بازي در چه فيلمي هستيد؟
دنيرو: به تازگي بازي در فيلم «فصل كشتن» را در كنار جان تراولتا به پايان رساندم. اين فيلم يك داستان بسيار پيچيده درباره جنگ بوسني است كه در آتلانتا فيلمبرداري شده. اكنون نيز مشغول بازي در فيلمي به كارگرداني جاناتان جك بويز درباره زندگي بوكسوري به نام «روبرتو دوران» هستم. من در فيلم نقش مربي مشهور و خوشنام بوكس به نام ري آرسل را بازي ميكنم. ديروز در خانه همسر آرسل كه در منهتن زندگي ميكند، بودم. او نهمين دهه زندگياش را ميگذراند و چيزهاي خاطرهانگيز زيادي در خانهاش دارد. او بازيگري بسيار باهوش بوده است. ري هم مرد باهوش و با استعدادي بوده و شبيه آن مربيهاي بوكس كه معمولا تصور ميكنيد، نبوده است.
اما در مورد سينماي مستقل... اخيرا در فيلمهاي مستقل زيادي بازي كردهايد مانند فيلم «فلينبودن» كه به تازگي اكران شده و «نورهاي سرخ» كه در 13 جولاي (23 تير) به روي پرده ميآيد.
دنيرو: فيلمهاي مستقل همواره فيلمهاي جذابتري براي من بودهاند. البته از بازي در سري فيلمهاي «فوكرها» هم لذت بردم اما بازي در اينگونه فيلمها برايم جالبتر است و فضاي آنها غيرقابل مقايسه با فيلمهاي ديگر است. در «فلين بودن» يكي از نقشهاي اصلي را بازي ميكنم اما در «نورهاي سرخ» يكي از مهمترين نقشهاي مكمل را بازي ميكنم. از كارگردان اين فيلم آخري هم خيلي خوشم ميآيد؛ رودريگو كورتس مرد بسيار باهوشي است.
وقتي نسخه نهايي «نورهاي سرخ» را تماشا كرديد، چه نظري داشتيد؟
دنيرو: دوستش داشتم. سخت ميشود اين فيلم را دوست نداشت. فيلمهاي خوب بسياري ديدهام كه نميدانم چگونه آنقدر خوب ساخته شدهاند و براي سازندگان اين فيلمها خوشحالم. گاهي وقتها كارگردانهاي بزرگي هم نيستند، اما مخاطبان خود را پيدا ميكنند. اما بعضي فيلمها هم هستند كه نميدانم دربارهشان چه بگويم و تمام كاري كه ميتوانم انجام دهم، اين است كه به كارم اعتمادكنم، پيش بروم و سعي كنم كه احساس خوبي داشته باشم.
چگونه توانستي به شخصيت يك انسان نابيناي روشنبين نزديك شوي؟
دنيرو: كارگردان اطلاعات زيادي در اينباره برايم فرستاد. او تحقيقات زيادي از طريق اينترنت در اين مورد انجام داده بود. من واقعا مجذوب اين شخصيت شدم و دوست داشتم بدانم كدام كار او واقعي و كدام غيرواقعي است. من شخصا آدم واقعبيني هستم اما چيزهايي ديدهام كه ميدانم به نوعي قابل توضيح است اما من نميتوانم آنها را توضيح دهم. ديويد بلين يكي از دوستان من است. او در نمايشهايش زياد از حقههاي شعبده بازي استفاده ميكند؛ مثلا وقتي من به كارت خاصي فكر ميكنم او ميتواند ذهن من را بخواند. سيگورني ويور هم در اين فيلم نقش رودرروي من را بازي ميكرد و با بازي عالياش كاري كرد كه من اصلا ديده نشوم!
پس هنگامي كه براي اين نقش آماده ميشديد، با ديويد بلين صحبت كرديد؟
دنيرو: كمي با او صحبت كردم ميخواستم اين نقش را به كمك او اجرا كنم.
آيا چيز خاصي هست كه از ديويد بلين يا نيكفلين، نويسنده كتاب «يك شب نكبت ديگر در شهر گند» كه فيلم «فلين بودن» براساس آن ساخته شده است، ياد گرفته باشيد؟
دنيرو: بودن با نيك فلين خوب بود. به اين خاطر كه او نويسنده داستان بود و اين قصه براساس زندگي واقعي خودش و رابطهاش با پدرش بود و او هر روز در پشت صحنه در كنار ما حضور داشت. او برايم يك كمك واقعي بود و در بعضي صحنههاي فيلم از او ميپرسيدم كه پدرش در چنين موقعيتي چه عكسالعملي نشان ميداد. من واقعا دوست دارم كه نويسنده فيلمنامه در سر صحنه حضور داشته باشد. آنها ايدههاي بسيار زيادي به كار ميدهند. چيزهايي را تغيير ميدهند و چيزهايي را اصلاح ميكنند.
در دهه 80 وقتي فيلم «عاشق شدن» را با مريل استريپ بازي ميكرديد، مريل استريپ در مورد شما ميگفت كه عاشق جزييات هستيد و براي انتخاب لباس در حدود 40 ژاكت را امتحان كرديد تا لباس مناسب كاراكترتان را پيدا كنيد. در پاييز امسال شما و مريل استريپ در موزه ويكتوريا آلبرت لندن نريشن نمايشگاه مد را اجرا ميكنيد. در مورد اهميت طراحي لباس براي فيلمي مثل «فلين بودن» نظرتان چيست؟
دنيرو: لباسها عناصر بسيار مهمي در فيلم هستند به خصوص در فيلمي مانند «فلين بودن.» شخصيت نيك فلين فرد بيخانماني است و لباسهايش نشاندهنده نوع زندگي او هستند. در فيلم سكانسهايي بود كه اين شخصيت چند روزي را كاملا در سرما به سر ميبرد و من ايدهاي در مورد اجراي آن داشتم. فكر كردم چطور است كه او دستمالي در گوشهايش كند تا گوشهايش را در برابر سرما محافظت كند. نيك در اين مواقع كمك بسيار خوبي بود چون او بسيار در مورد دنياي اين شخصيت ميدانست.
اما در مورد كمدي «چه اتفاقي افتاد؟» كه تجربه مشترك ديگري از شماست. فيلم بسيار جالبي بود اما در گيشه موفق نبود. در فيلم هر دو شما به عنوان تهيه كننده، نااميدي و ترستان را در مواجهه با دنياي فيلمسازي در هاليوود نشان ميدهيد.
رزنتال: اين فيلم يا سريال «همراهان» يا فيلم «بازيگر» به عنوان سبكي از فيلمسازي درباره سختيها و زجرهاي رساندن يك فيلم به مرحله نمايش است.
دنيرو: آن فيلم بر اساس كتاب (آرت) لينسن بود. لينسن خوب ميداند كه درباره چه چيزي حرف ميزند. كتاب بسيار جالبي است كه من خواندمش و به اين نتيجه رسيدم كه ميتوان فيلم خوبي از آن ساخت.
رزنتال: ما فيلم ديگري نيز با اين مضمون به نام «منشي» در سال 92 با هم ساختيم كه بري پريموس نوشت و كارگرداني كرد. يكي از مسايل اصلي هر فيلمي بودجهاي است كه براي آن هزينه ميشود و خيلي از اوقات تصميمات بر آن اساس گرفته ميشود. گاهي اوقات هم پيش ميآيد كه كل فضاي ساخت يك فيلم برايتان احمقانه به نظر ميرسد و تنها ميتوانيد در اين موقع به فضاي دور و برتان نگاه كنيد و بخنديد!
(خطاب به دنيرو) شان پن در فيلم «چه اتفاقي افتاد؟» شما بازي كرد و حالا شما در فيلم بعدي او «كمدين» نقشي را ايفا خواهيد كرد. آن پروژه را شروع كردهايد؟
دنيرو: ما فيلمنامهاي داشتيم كه آرت لينسن چند سال است روي آن كار ميكند. شان پن مدت زيادي از اين پروژه باخبر بود اما از هشت ماه پيش وارد اين پروژه شد. ما ميخواهيم زمستان اين كار را شروع كنيم. فيلم درباره كمديني شبيه آرچي بانكر است. اين كاراكتر به خاطر نقشي كه در تلويزيون بازي ميكند، معروف شده است و همه او را با آن اسم صدا ميزنند و اين اسم او را اذيت ميكند. فيلم بسيار جالبي است. ديگر نميتوانم براي شروع كردنش صبر كنم.





















