۱۳۹۰ دی ۲۵, یکشنبه

صفاآقاجانی ( بازیگر) : عرضه تنگ شود جوراب می فروشم




 
صفا آقاجاني از سال 1362 كار گويندگي خود را از راديو تبريز آغاز كرد و يك سال بعد در آزمون 6 هزار نفري راديو و بعد از چند مرحله گزينش موفق شد جزو 17 نفر منتخب شود و پس از گذراندن يك دوره آموزشي در نهايت به جمع هنرمندان راديو پيوست و اما در اين سال‌ها تلويزيون نيز از حضور اين هنرمند بي‌بهره نبوده و آخرين بازي او در سريال پس از سال‌ها بود كه چندي پيش از شبكه 3 سيما پخش شد. صفا آقاجاني از سال‌هاي حضورش در راديو مي‌گويد.
تعريف شما از بازيگر راديويي چيست؟
ببينيد، از دور وقتي نگاه مي‌كنيم حتي حرفه‌اي‌ها هم تعريف درستي از بازيگر راديويي ندارند و فكر مي‌كنند هر كسي كه تئاتر كار مي‌كند، خيلي راحت مي‌‌تواند كار راديويي هم انجام دهد. نه، اين طوري نيست، ما الان سال‌هاست با دوستان تئاتر كار مي‌كنيم، اما هنوز آنها كاملا راديويي نشدند، راديويي شدن مثل هر كاري تخصص و توانمندي خاص خودش را مي‌طلبد كه اين توانمندي نه در سينما، نه در تئاتر و نه در آكادمي است.
چطور مي‌توان به معناي واقعي راديويي شد؟
با گذراندن دوره «اس لاش» يعني بنشينند و ببينند كه چطور يك بازيگر راديويي با ميكروفن به صدايش فراز و فرود مي‌دهد. خيلي از بازيگران مطرح ما در گذشته اصلا با ميكروفن هيچ آشنايي نداشتند. نوع فاصله و دور و نزديك شدن به ميكروفن خود يك هنر خاص بازيگري است و براي بازيگر نمايش راديو فراگيري اين هنر لازمه ادامه حيات كاري‌اش است و اما فراگيري اين هنر زمان مي‌برد، شعور مي‌برد، ولي به هر حال بايد اتفاق بيفتد.
برخي بر اين باورند اين روزها در راديو صداي خوب كم است، نظر شما چيست؟
يكي از مهم‌ترين شاخصه‌ها و شاكله‌هاي راديويي زيبا بودن صداست، ولي متاسفانه شايد 20 سالي است كساني كه مسوول گزينش بازيگران راديو هستند به اين شاخصه اصلا اعتقاد ندارند و بر اين باورند كه در راديو نقش‌هايي فرعي هست كه نيازي به صداي گيرا ندارد، مثلا عقيده دارند نيازي نيست يك هيزم‌شكن صداي زيبا داشته باشد، اما اين‌طور نيست، يك هيزم‌شكن هم بايد صداي زيبا داشته باشد براي اين‌كه تمام ظرفيت شاخصه زيباشناسي در همين صداست و من شنونده برايم سخت است شنيدن يك تعداد صداي نازيبا كه در كنار هم قرار گرفته باشند، اما به هر حال پارامتر زيبايي كمتر در نظر گرفته مي‌شود.
با همه اينها چرا معمولا راديو در آموزش و تربيت گوينده و بازيگر موفق‌تر از تلويزيون است؟
شايد به خاطر اين‌كه برنامه‌هاي راديو زياد است، در تلويزيون يك گوينده شايد ماهي يك برنامه داشته باشد، اما يك گوينده راديو در روز مي‌تواند چند برنامه اجرا كند و يا بازيگر راديو چند بازي در يك هفته انجام دهد و اين تكرار به دنبال خود تجربه به همراه دارد و راديو چون خيلي كوچك است، مثل يك خانواده از اين كه چيزي ياد بگيريم به ما بر نمي‌خورد و از اين كه چيزي به يكديگر ياد بدهيم هم ابايي نداريم و عقيده داريم اگر براي كاري ده استاد داشته باشيم،‌ بهتر از اين است كه يك استاد داشته باشيم يا اصلا استاد نداشته باشيم.
آيا نقش ماندگاري در نمايش راديويي داشتيد كه به واسطه آن نقش هميشه از شما ياد كنند؟
من حداقل سالي 300 نقش بازي كرده‌ام كه شايد 30‌‌نقش ماندگار و به يادماندني و برايم زيبا باشد. اما كمتر اتفاق مي‌افتد كه در انبوه نقش‌ها، كسي آنها را به خاطر بياورد، چون ما با چند بار تمرين كار را به ضبط مي‌رسانيم و اين سرعت كمي خاطره‌ها را كم مي‌كند، اما ماندگارترين نمايش را مي‌توان نمايش آن روي مدال افتخار نام برد كه خيلي در ذهنم ماندگار است.
براي بازي در نمايش‌هاي راديويي، داستان‌هاي ايراني را بيشتر مي‌پسنديد يا خارجي؟
فرقي نمي‌كند. مهم اين است كه شاكله و گره نمايش خوبي داشته باشد و تنظيم راديويي خوبي اتفاق بيفتد.
اگر همزمان هم پيشنهاد كار راديويي داشته باشيد و هم تلويزيوني، اولويت شما كداميك است؟
طبيعتا تلويزيون را به خاطر درآمد بهترش نسبت به راديو انتخاب مي‌كنم، اما اگر مشغول كاري در راديو باشم، به دليل تعهد به كار راديو، طبيعي است كار تلويزيون را از دست مي‌دهم.
يعني تنها دليل كار در تلويزيون مساله اقتصادي است؟
اغلب مواقع بله، مگر اين كه اتفاق خاصي بيفتد يا شانس بياورم كه با كارگرداني كار كنم كه كارش را دوست داشته باشم كه چنين اتفاقي خيلي كم مي‌افتد.
خانم آقاجاني شما در تلويزيون اغلب نقش مادري مهربان را بازي مي‌كنيد، فكر نمي‌كنيد اين نقش خيلي كليشه شده است؟
متاسفانه اين نقش به عنوان كليشه جاافتاده، كليشه‌ها در تلويزيون خيلي جاري است. يكي از عواملي كه دوست ندارم خيلي براي تصوير كار كنم همين كليشه بودن كار است.
اين كليشه‌ها در بازي راديويي هم هست؟
خيلي طبيعي است كه هر كسي مي‌خواهد كاري را شروع كند، مهره‌ها را طوري كنار هم مي‌چيند كه بازده مثبت‌تري داشته باشند، ولي در تصوير كه افراد به طور تنگاتنگ و مداوم در كنار هم نيستند و توانمندي‌هاي يكديگر را كاملا نمي‌شناسند براساس سابقه بازي گذشته بازيگري مثل من، براي نقشم تصميم مي‌گيرند ولي چون در راديو ما هر روز ساعت‌ها در كنار يكديگر به ايفاي نقش‌هاي متفاوت راديويي مي‌پردازيم و كارگردان‌هاي مختلف، شناخت كاملي نسبت به توانمندي‌هاي بازيگران راديو دارند، نيازي به ريسك نيست و ما همه جور نقشي بازي مي‌كنيم.
راز ماندگاري شما در راديو چيست؟
من حدود 26 سال است كه در راديو كار مي‌كنم. 10‌‌سال اول به اين دليل راديو ماندم كه به اين كار علاقه‌مند بودم و براي اين كار تربيت شدم، آموزش ديدم و راديو براي من سرمايه‌گذاري كرده بود و من هم وظيفه داشتم در خدمت راديو باشم. امروز هستم، چون بر اين عقيده و باورم كه بعد از اين همه سال آموخته‌ها و تجربياتم را بايد به نيروهاي جوان انتقال دهم و نتيجه سال‌هاي تلاش و زحمتم به فراموشي سپرده نشود، اما كساني كه بعد از من آمدند بدون اين كه هيچ‌يك از مديران احساس كنند كه اين نيروهاي جوان نياز به آموزش دارند، روبه‌روي من به او نقش دادند كه هم تجربيات من ناديده گرفته شد و هم آنها در اين موقعيت ناپخته و ناشيانه به كار ضربه زدند كه نتوانستيم با هم به يك سطح مشترك برسيم.
پس چرا مانديد؟
به عشق كه اگر عشق نباشد كسي نمي‌آيد كار هنري كند و اما يك اتفاق بسيار خوشايند باعث شد كه ما احساس كنيم بهترين هديه خداوند در سال 88 براي ما گروه نمايش است و آن هم اين است كه صاحب يك شورا شديم كه اين شورا به دليل جلسات مكرري كه با مدير مركز نمايش دارد، قرار است به بررسي مسائل و مشكلات اهالي اين مركز بپردازد و اميدي باشد براي افق روشن آينده واحد نمايش كه شايد در زمان باقيمانده عمرمان از آن بهره‌مند شويم.