۱۳۹۱ اردیبهشت ۲, شنبه

ایرج قادری بازیگر سینما را دریابیم



 این روزها خبرهای خوبی ازوضعیت بازیگران ، کارگردان های تاتر وسینمای کشورنمی شنویم . هنرمندان ایرانی همواره دردرد ورنج مخاطبان خود شریک بوده وهمراه آنها بوده اند. ولی انگارامسال هنرمندان ما بیشترازقبل خودشان گرفتاررنج ، درد وبیماری ومرگ شده اند از شروع سال جدید تنی چند ازهنرمندان ازدنیا رفتند عده ای بیمارهستند . یکی از این هنرمندان خوب ایرج قادری است که مدتی است با بیماری سرطان درگیراست وجا دارد یادی از این هنرمند فعال سینما بکنیم. ومطلبی که سال گذشته درباره این بازیگر و کارگردان سینما دریکی از روزنامه هابه چاپ رسیده بخش هایی ازآن را دراینجا بخوانید:
(ایرج قادری بيش از 40 فيلم كارگرداني كرده و در بيش از 70 فيلم به عنوان بازيگر حضور داشته. حالا عكس‌هاي مراسم هم نشان مي‌دهند كه ايرج قادري ناخوش‌احوال است. قادري اشاره كرد كه از بيمارستان خود را به مراسم تجليل رسانده است. مراسم تجليل از ايرج قادري و نمايش فيلم شبكه؛ يكشنبه‌شب (9 مرداد) در سالن اريكه ايرانيان برگزار شد.زماني مي‌گفتند كه رگ خواب تماشاگر ايراني را در دست دارد. زماني از سمبل‌هاي فيلمفارسي بود كه در برابر سينماي روشنفكري قرار مي‌گرفت. به نظر مي‌آمد بعد از سال ‌57 ديگر جايي براي قادري نباشد، اما او صحنه را ترك نكرد. فيلم‌هاي «برزخي‌ها» (1361)، «دادا» (1361) و «تاراج» (1363) را بعد از انقلاب ساخت كه بار‌ها از تلويزيون پخش شدند. بويژه فيلم «تاراج» كه در معرفي بازيگري به نام جمشيد آريا (جمشيد هاشم‌پور) و يك تيپ سينمايي موفق عمل كرد. او خود را با فضاي جديد وفق داده بود اما با اين وجود مهر فيلمفارسي و سينماي مبتذل چنان به او چسبيده بود كه به عنوان سمبل اين جريان از بدنه سينما حذف شد اما او باز هم صحنه را خالي نكرد. او در ايران ماند تا سال 74 به عنوان كارگردان با فيلم«مي‌خواهم زنده بمانم» به عرصه سينما بازگشت.فيلم پرفروش‌ترين فيلم سال شد، اما هنوز براي حضور قادري به عنوان بازيگر روي پرده ممنوعيت‌هايي وجود داشت.همزمان با حضور مجدد قادري حتي كساني از او به عنوان يك خوش ساخت و ساز ياد كردند. تصور اين بود كه عدم حضور او جلوي دوربين باعث خواهد شد كه او فيلم‌هاي شسته‌رفته‌تري بسازد. اما فيلم‌هاي بعدي او به شسته‌رفتگي فيلم «مي‌خواهم زنده بمانم» از آب درنيامد. چندي بعد به عنوان بازيگر هم در فيلم‌هايش حضور پيدا كرد؛ همان مرد با معرفت با اخم وكلوز‌آپ‌هاي فراوان. چندي پيش هم فيلم «شهرت» يكي از ساخته‌هاي اخير او در شبكه ويديويي پخش شد. روي جلد دي وي دي آمده بود پس از 12 سال انتظار. فيلم به موضوع رحم اجاره‌يي مي‌پردازد و احتمالا در آن سال‌ها به همين دليل امكان اكران نيافته اما شمايل فيلم نشان مي‌دهد كه ديگر نمي‌توان گفت كه رگ خواب مخاطب ايراني در دستان قادر‌ي است. روزگار ديگر شده است و سليقه مردم هم... روز يكشنبه در مجموعه اريكه ايرانيان همزمان با اكران ويژه فيلم «شبكه» آخرين ساخته قادري مراسم تجليلي نيز براي او برگزار شد. ابتداي اين مراسم فرج‌اللهي، از فيلمبرداران سينماي ايران كه اجراي مراسم را برعهده داشت، با اشاره به تلاش‌هاي ايرج قادري در عرصه سينما گفت: ايرج قادري در سينماي ايران تاثير زيادي گذاشته است و زماني اگر مردم به عشق محمدعلي فردين به سينما مي‌آمدند و به آن سلام مي‌كردند، به عشق ايرج قادري سينما را ترك مي‌كردند و از آن خداحافظي مي‌كردند.
مرتضي شايسته (تهيه‌كننده) نيز گفت: «ايرج قادري فيلم‌هاي مختلفي ساخته كه بسياري از آنها خوب است، فيلم‌هاي او بسيار خاطره‌ساز است.»اكبر عبدي(بازيگر فيلم شبكه) نيز گفت: «هر فردي كه امشب اينجا آمده اگر بليت خريده تا فيلم شبكه را ببيند؛ بعد از ديدن فيلم، اگر فيلم را دوست نداشت، من حاضرم پول بليت وي را پس بدهم.»عبدي با اشاره به ويژگي‌هاي قادري گفت: «ايرج قادري عاشق سينماست و هميشه بوده است. قادري آنقدر به سينما علاقه دارد كه حتي حاضر است سلامتي خود را نيز با سينما معامله كند. وي سرصحنه فيلمبرداري هميشه از همه عوامل زودتر به صحنه مي‌آمد به صورتي كه آدم از اين همه عشق وي به سينما خجالت مي‌كشيد. در سينماي ما تعداد افرادي كه اينگونه هستند؛ كم است، به جز قادري ناصر تقوايي اينگونه است.»عبدي با انتقاد از سوء‌استفاده عده‌يي از سينماها و سرمايه‌داري آنها با ساخت فيلم‌هاي مسلسل‌وار و تبديل سينما به يك امر كاسب‌كارانه گفت: «امروز عده‌يي سينما را دوست دارند چون سينما براي آنها راهي براي رسيدن به اهداف ديگر است.»ايرج قادري با تشكر از برگزاركنندگان و حاضران در سالن گفت: «همه كساني كه امروز در اينجا هستند بر من منت گذاشتند. دوست دارم بازهم زنده باشم و براي شما فيلم بسازم. من به شدت بيمار هستم و امشب به عشق شما، خودم را از بيمارستان به اينجا رساندم تا شما را ببينم و دست همه شما را ببوسم.»در ادامه اين مراسم فيلم «شبكه» آخرين ساخته ايرج قادري براي اولين بار به نمايش درآمد.

 سيدضياء هاشمي، حبيب كاوش، حبيب اسماعيلي و ماه‌چهره خليلي از جمله ميهمانان اين‌مراسم‌بودند)
به امید روزهای خوش دراینده نزدیک برای هموطن نان ایرانی وخصوصا هنرمندان پاسوخته ونجیب کشور که بتوانند دروضعی انسانی تروسالم تر به کارهنری خود بپردازند به امید بهبودی هرچه زودترهنرمند خوب کشورمون ایرج قادری .

«سیب و سلما» به علت کمبود مخاطب، فیلم روی پرده نرفت.


«در بسیاری از سینماهایی که بنا بود این فیلم را نشان دهند به علت کمبود مخاطب، فیلم روی پرده نرفت »
این عنوان دررسانه ای سینمایی درج شده بود. ولی اینکه چرا فروش نکرد را ذکر نکرده بود یا نمیدانست که چرا یا اینکه نمیتوانست بنویسد. بهرحال فیلمی که  قصه اش مردمی وآشنا به درد مردم باشد وعواملی حرفه ای داشته باشد و ساختارش سینمایی ومخاطب ش مردم باشند، البته همه مردم نه قشری خاص از مردم ، صد در صد مردم اون فیلم روحمایت کرده وسینما روها وحتی مردم عادی به دیدن فیلم خواهند رفت به نظر این حقیر فروش فیلم به عوامل بسیاری بستگی دارد واگر فیلمی فروش نکند یا سریالی با استقبال مردم روبرو نشود در وحله اول سناریو و داستان فیلم است که ظاهرا فیلم سیب و سلما بلا توجه به داشتن کارگردانی که در زمینه فیلم سازی و دانش سینمایی فاصله زیادی دارد و با رابطه های موجود فامیلی و شغلی در راس کاری هنری قرار میگیرند نتجه ای جز این نخواهد داشت و کارگردان فیلم سلما حبیبالله بهمنی است که سابقه کاریش فیلم هایی جنگی یا سیاسی اجتماعی و شعاری بوده وزمینه های هنری و مردمی اصلا در کار هایش موج نمی زند فیلم میسازد تا کسانی که اجازه کاردرسینما را بهش داده اند راضی باشند تا مردم ،وی شعار و خواست تولید کننده راتامین میکند وبرای همین بازبودجه وامکانات دراختیارش است وبازهم درراس یک پروژه سینمایی قرار می گیرد وسازمانی که با بودجه اش از اموال مردم ومالیات مردم است فیلم بهمنی و امثال بهنمی راحمایت میکند واونگاتیو را سیاه میکند وبازمی سازد .
« بهمنی »حمایت شده جاهای خاص است وهی فیلم میسازد و فیلم می سازد و ضرر میدهدوباید هم ضررداشته باشد . مردم پول نمیدهند تا هجو ببیند یا شعار بشنوند در جهت استحکام نیروهای ضد خودشون، دررسانه سینما نوشته بودند.
(اکران فیلم سینمایی «سیب و سلما» ساخته حبیب‌ا... بهمنی در حالی از روز گذشته در سینماها آغاز شد که در بسیاری از سینماهایی که بنا بود این فیلم را نشان دهند به علت کمبود مخاطب، فیلم روی پرده نرفت.
«سیب و سلما» که بهترین گروه سینمایی شهر تهران یعنی آزادی را در اختیار گرفته حتی در این سینما هم مخاطب چندانی نداشت تا یک بار دیگر یکی از ایراداتی که به شورای صنفی نمایش به واسطه عدم چینش درست اکران در سرگروههای مختلف وارد می‌شود، شدت یابد.
«سیب و سلما» که از محصولات حوزه هنری بوده و دو سالی پشت خط اکران مانده بود از آن آثار به ظاهر معناگرایی است که به نظر نمیرسد حتی بتواند فروشی نیم میلیاردی را تجربه کند. این فیلم در جشنواره بیست و نهم فجر به نمایش درآمده بود و در همان زمان هم توجه منتقدان را به خود جلب نکرده بود.
آزادی، بهمن، پردیس ملت، پردیس زندگی، ماندانا، پایتخت، فردوسی، شاهد، بهاران، خانواده و ققنوس از جمله سینماهایی هستند که «سیب و سلما» در آنها اکران شده است)
امید به اینکه روزی سینماگران مردمی وباسواد اجازه کارپیدا کنند وسوژه های جذاب، وبا نشاط در اختیارشان قرار گیرد .باداشتن فیلمسازان مسلط باتجربه و تحصیل کرده سینما میتوان قله های ترقی ورشد را فراهم کرد و سینمای ایران به اوج شکوفایی برسد.

افشای زیان ۴۵۰۰ میلیارد تومانی صدا و سیمادر8سال



رادیو تلویزیونی که در چند سال گذشته نه تنها  ضرر نداشت بلکه کلی درآمد از اگهی های تبلیغاتی به بودجه اش اضافه میگشت و حالا طبق مدارک موجود به این روز حال درآمده است در گزارشی در جرس اعلام شده:
براساس لایحه بودجه سال نودویک تقدیمی به مجلس شورای اسلامی، قرار است بار مالی ناشی از زیان سازمان صدا و سیما که می بایست از محل بودجه عمومی دولت تامین شود (مجموع اعتبارات هزینه ای و تملک دارایی سرمایه ای سازمان صدا و سیما) به ۹۹۳,۸ میلیارد تومان افزایش پیدا کند که نسبت به رقم ۶۹۸,۴ میلیارد تومانی قانون بودجه سال ۹۰ رشد ۴۴ درصدی دارد.

تارنمای اطلاعاتی-امنیتی «بولتن نیوز» گزارش داده است که بررسی درآمد هزینه سازمان سیما برابر قوانین بودجه نشان دهنده آن است که این سازمان انحصار گر و به شدت زیانده در طی شش سال ۸۴ تا ۸۹چیزی بالغ بر ۲۸۴۰میلیارد تومان از زیان خود را از محل بودجه عمومی دولت تامین اعتبار کرده است که با احتساب ۶۸۹ میلیارد تومان سال ۹۰ و ۹۹۳میلیارد تومان سال ۹۱ رقمی بالغ بر ۴۵۲۲ میلیارد تومان را در بر میگیرد. یعنی چیزی حدود ۴۵۲۲میلیارد تومان زیان در طی هشت سال
بر اساس این گزارش، با در نظر گرفتن اینکه برای ساخت یك پالایشگاه ۱۰۰ هزار بشكه ای به حدود 2 هزار میلیارد تومان سرمایه نیاز است می توانیم نتیجه بگیرییم که در طی هشت سال، خسارت وارده از سوی سازمان صدا و سیما به اقتصاد کشور جقدر بوده است. البته این خسارت غیر از سودی است که از کنار ساخت دو پالایشگاه فوق الذکر نسیب کشور میشد و سالیان دراز هم می توانست تداوم پیدا کند. به طور مثال در تیر ماه ۸۸میزان درآمد شرکت پالایش اصفهان با تقریبا چهارصد هزار بشکه ظرفیت پالایش روزانه جیزی حدود ۱۱۵۰۰میلیارد تومان اعلام شده و سود ناخالص آن ۹ هزار میلیارد تومان بوده است!.
همچنین آمده است: اگر صدا و سیمای ما در دست بخش خصوصی بود و بی خیال برنامه های بسیار فرهنگی و جذاب و مشتری کش آن می شدیم. با یک حساب دو دو تا چهارتا دولت نه تنها می توانست با پولی که از بیت المال و بودجه عمومی بابت جبران زیان صدا و سیما در طی هشت سال گذشته پرداخت کرده است( ۴۵۲۲میلیارد تومان)، دو پالایشگاه باظرفیت هر یک به میزان یکصد هزار بشکه در روز احداث نماید. بلکه از محل پالایش دویست هزار بشکه در روز قادر بود درامدی نزدیک به ۶۰۰۰میلیارد تومان یا سود ناخالصی برابر ۴۵۰۰ میلیارد تومان را سالانه نصیب کشور نماید.
 
 این گزارش خاطرنشان می کند چرا ما همچنان به سازمانی که نه در فرهنگ سازی و نه در جذب مخاطبان خاص و عام موفق بوده و همچنین همواره زیانده است و از بیت المال ارتزاق می کند اطمینان کرده و بازار انحصاری ای را که برای آن ایجاد شده است را بر نمی چینیم. آیا بهتر نیست سازمان صدا و سیما کمی بیشتر به مسائل مدیریتی و برنامه ریزی خود بیاندیشد و مسئولین امر هم راه و چاره ای درست برای این سازمان در هم پیچیده بیاندیشند. شاید صدا و سیمای ایران هم بتواند در اینده به جمع هزاران شبکه کوچک و بزرگ تلویزیونی و رادیویی سود ده جهان که از قوانین انحصاری هم برخوردار نیستند پیوسته و قادر شود بخش مهمی از مخاطبان داخلی را از جلو ماهواره ها جمع کند.

۱۳۹۱ اردیبهشت ۱, جمعه

قطع همکاری بهزاد فراهانی با رادیو



من هم بر این عقیده هستم که وقتی قدر ما را ندانند بهتر است که ما نباشیم.
بهزاد فراهانی با بیان اینکه به حساب کارگردانی سیروس الوند در سریال "دختری به نام آهو" حاضر شده و با وجود ضعف فیلمنامه به دلیل تعهد زمان تغییر کارگردان نیز این مجموعه را همراهی کرده است، درباره علت عدم حضور در رادیو نمایش گفت: از زمانی که مدیریت مرکز هنرهای نمایشی تغییر کرده است، هیچ اعتنایی به عنوان پیشکسوت به ما نمی‌شود اما هر چه هست دیگر به رادیو نخواهم رفت. در کارخانه‌ای که ندانند قدر کار، از کار هر که دست کشد کاردان‌تر است، من هم بر این عقیده هستم که وقتی قدر ما را ندانند بهتر است که ما نباشیم.

«پرواز را بخاطر بسپار» فیلمی جدید از بهروز وثوقی



 بهروزوثوقی بازیگری بیادماندنی است که با اینکه سالها ازسینما به شکل واقعی و حرفه ای دور بوده ودرغربت بسر برده ولی دردل مردم ایران خصوصا جوان های ایران جایی خاص دارد .مردم فیلم های قدیمی اش را می بینند ولذت میبرند، این بازیگر با ارزش سینما اخیرا فعالیت های خوبی را در عرصه سینما سروع کرده است اخیرا یک فیلم مستند درباره وی ساخته شده است .
پرواز را به خاطر بسپار، عنوان فیلم جدید بهروز وثوقی میباشد، که به کارگردانی سعید خوزه مراحل پایانی تولید را پشت سر میگذراند. این فیلم اولین فیلم رسمی بهروز وثوقی در مورد زندگی شخصی وی میباشد که ناگفته های سینمای ایران را برای اولین بار بازگو میکند. این فیلم محصول کمپانی لایف در هالیوود میباشد و در نوروز ۱۳۹۱ در جشنواره فیلم سپاس (قدیمی ترین جشنواره فیلم ایرانی) پس از چند دهه سکوت برای اولین بار در بزرگترین فرش قرمز ایرانی با حضور بهروز وثوقی اسطوره سینمای ایران با همراهی بسیاری از هنرمندان و سینماگران نام آشنای ایرانی در کشور امارات و در سینماهای لس آنجلس برای عموم به نمایش در خواهد آمد. فیلم در سانفرانسیکو و لس آنجلس فیلمبرداری شده و قسمت هایی از پشت صحنه فیلم های قدیمی بهروز وثوقی و کلکسیون شخصی وی را نیز شامل میباشد که تا به حال در هیچ جا به نمایش در نیامده است. زمان بندی نمایش فیلم و مراکز تهیه فیلم به زودی از طریق رسانه ها در اختیار عموم قرار خواهد گرفت



۱۳۹۱ فروردین ۳۱, پنجشنبه

پرستوصالحی:هنرمندان رافاسدنخوانده ام ونخواهم خواند




 بحث های فراوانی درچندروزگذشته درباره درددل های پرستوصالحی بازیگر سینما وتلویزیون درباره فساد درسینمای ایران عنوان شده بود ونظرات متفاوتی ازسوی برخی رسانه ها و افراد مطرح شد. پرستو صالحی درنامه ای تکمیلی نظرات قبلی خودرابطورواضح شکافته است ونامه ای ارسال کرده است :
برای خاموش کردن آتش این نزاع دشمن شاد کن ،حاضرم در خانه تک تک هنرمندان فرهیخته کشورم را بکوبم و دست تک تک ایشان را بوسه زنم.
مي نويسم براي شما ، گله دارم ،شما چرا مخاطب خبرگزاري هاي  پر شيطنت شديد؟! شما كه اين شيطنت ها را هميشه لمس كرده ايد و با آن آشناييد و حال اين بار من!!! اي كاش من روبروي شما مي نشستم و دل نوشته هاي خود را بازگو مي كردم. جاي گله نيست. چرا كه هميشه تحريف و سانسور بوده و هست. افسوس كه جاي تخصص در (برخي) از خبرگزاري ها خالي است. در نتيجه دوست از دوست رنجيده مي شود و همكار از همكار. كاش منصفانه بنويسند،  به حق انتقاد كنند.
اين بار می نویسم به سرورانم ،بانوان و آقایان محترم سینمای ایران به خصوص سرکار خانم نیکی کریمی و جناب آقای بهرام رادان و تمامی هنرمندان خوب کشورم ( که براثر خواندن تیترهای سو استفاده گرانه و تحریف های برخي از خبرگزاری ها و اظهار نظرهای مغرضانه دشمنان سینما ) دچار سو تفاهم شدند .
شايد باید شفاف تر سخن می گفتم تا دشمنان شمشیر از رو بسته هنر هفتم ، نتوانند سخنان مرا به کل جامعه هنری تعمیم دهند و نتوانند به جملات نوشته شده در فضای مجازی فیس بوک به ظاهر "حرام " استناد ورزند. هرچند که مخاطبان من هميشه مشخص بودند و هستند. حال به ناچار شفاف تر سخن می گویم
من پرستو صالحی عضو کوچک خانواده هنر ایران ،هرگز در هیچ کجای کلامم به ساحت مقدس سینمای ایران و هنرمندان هميشه نجیبش توهین نکرده ام و نخواهم كرد و آنها را فاسد نخوانده ام و نخواهم خواند چرا كه اين آدابي است كه بزرگان هنر و سينما به من آموخته اند. روی سخن من از ابتدا نه هنرمندان که هنر"بندان "بودند آنان که آویزان هنر این مرز و بوم اند تا سقوط و انحطاطش را ببینند
 حق با شما بزرگوان است که می فرمایید در طول فعالیت هنری تان فساد ندیده اید . چرا ؟ چون در جایگاهی که شما قرار دارید یعنی سینمای حرفه ای که به طبع ، شامل کارگردانان حرفه ای، تهیه کنندگان حرفه ای و عوامل حرفه ای ست همه چیز حرفه ای اتفاق می افتد و نتیجه اش هم می شود درجه کیفی (الف) ولی آیا در درجات کیفی دیگر سینما و تلویزیون هم اوضاع بر همین منوال هست؟ حالا من کوچکترین و ... ،منی که سالهاست در سینما نبوده ام و عمده فعالیتم تلویزیون بوده است نه برای خود نمایی و نه مطرح شدن (كه به نظر ميرسد براي مطرح شدن راههاي بسياري وجود دارد) ، از سر غيرت به هنر مملکتم  سخن گفتم  و باز هم مي گويم در (برخی) سطوح  پایین تر "تاکید می کنم برخی" ،کارگردان نما ها و تهیه کننده نماهایی هستند که دوغ و دوشاب برایشان یکی ست. بازیگر و نا بازیگر که بماند ... . دوستان بزرگوارم  شما از موضع بالا به اين موضوع نگاه مي كنيد ، باور كنيد در مواضع پایین تر جریاناتی اتفاق می افتد كه روح شما هم از آنها خبر دار نيست.؛ که فقط منوط به فساد تن نیست و رابطه زن و مرد؛ چه بسا غم انگیز تر است، چرا که هنر خرید و فروش می شود و البته حاصل کار اين افراد معلوم است درجه کیفی (ج )شاید هم نون  واو  ه . و نتیجه کار همان ،هنرمند نماهاست که سلحشورها دهان باز می کنند و کلیت سینما را زیر سوال می برند. من هم مانند شما بزرگواران معتقدم در تمامی اصناف و در تمامی دنیا فساد مالی و اخلاقی بوده و هست چرا که نه انسان معصوم است و نه جهان مدینه فاضله . 
 به پروردگار سوگند دانش آموختگان ( آكادميك و غيرآكادميك ) هنر و اهالی تئاتر کشورمان كه نه کوچکند و نه کم ، پشت درهای بسته ایستاده اند به انتظار، در حالی که عده ای دیگر با لابی و رابطه و دسته های اسکناس و گاهی کرشمه ناز از درهای دیگری وارد می شوند
مطلق گرایی تا به کی؟ سلحشورهای مطلق گرا می گویند ( کل) سینما فاسد است
كاش سينما به زبان مي آمد، آنگاه كه خانه اش ويران شد، آن گاه كه به بانوان نجيبش ... گفتند، آن گاه كه هنرمندانش را به بند كشيدند، آن گاه كه بسياري از هنرمندانش را خانه نشين كردند، آن گاه كه ... و حال امروز كه اين آتش روشن شده و نزاع هاي  از پيش تعيين شده را به نام من رقم زدند و چه كسي بهتر از من!!! 
و كو خانه تا طبق نظر برخي دوستان معضلات مربوط به هنر را  در آن حل و فصل كنيم تا رسانه اي نشود.
كوتاه سخن،
انگار همه چيز خوب است و بر وفق مراد، گويي هيچ رنجي نيست و هيچ دردي و من روي سرزمين ديگري ايستاده ام و در اين سرزمين است كه هيچ خروسي آغاز صبح را خبر نمي دهد و مردمان خفته اند و گستاخ ترين مردان در كاسه حماقت آب مي نوشند و اسارت ناموس بر ديوارهاي گلي انباشته از فقر، زبان لال سگ ولگرد را گشوده است و در اين سرزميني كه من ايستاده ام آسمانش به رنگ آخرين رنگ آبرنگ است و سكوت ...
و آخرين كلام : براي تو اي ايران، اي مرز پر گهر اي خاكت سر چشمه هنر ، هميشه ايستاده ام در كنار تمامي هنرمندان  و فرهيختگان كشورم به هر قيمتي ، حتي به قيمت آب  شدنم
پرستو صالحي
91/1/29

برنامه ای ضعیف از حکیم عمر خیام در بی بی سی فارسی





 مجید بهشتی

    چندی قبل در شبکه بی بی سی فارسی برنامه ای درباره حکیم عمرخیام نیشابوری پخش شد. که به نظر دست اندرکاران برنامه سازی تلویزیون کاری بسیارپیش پافتاده وسطحی بود. البته اگرنگاهی عمقی ونه ازروی احساس داشته باشیم. حرف این است ما که توان ساخت برنامه ای به این مهمی را نداریم چرابایدقدم پیش گذاشته وآن راخراب کنیم.
چرا باید یک شخصیت جهانی که از مفاخر ایران است وهمه جهان ،خصوصا مردم غیور ومهین دوست ایران که به اوعشق می ورزند و تعلق خاطر دارند به این شکل نشان داده شود محبوبیت حکیم عمر خیام همین بس که اثارش به زبان های متعددی ترجمه شده ودر تمام جهان در دسترس است .
   بی بی سی فارسی که  همیشه و به هر بهانه ای در صدد کسب مقبولیت و فراگیری است به فکر تولید فیلمی مستند از زندگی  این  شخصت جهانی می افتد در حالی که همیشه در شرایط حساس و بحرانی با تولید خبر و گزارش های خنثی سعی در کم رنگ جلوه دادن خبر ها ی مربوط به ایران بوده و از خبر ها ی داغ  و وقایع مهم  ایران فاصله گرفته و  همیشه دست به عصا راه رفته است و جهت داری را پیشه کارخود کرده است .  حالا سراغ کاری به این عظیمی و با ارزشی رفته و  ان را در حد کاری پیش پا افتاده و ضعیف ارائه کرده است و دلیل ان هم استفاده از  عوامل اجرایی و تولیدی ضعیف و بی تجربه ی شاغل در  بی بی سی  فارسی است 
اقای صادق صبا مدیر بی بی سی فارسی  و گوینده سابق رادیو بی بی سی ، یکی از اصلی ترین ادم های ضربه زننده به فیلم  مستند خیام است  او با اجرایی ضعیف و فیزیکی نامناسب و صدایی بم و خش دار و ازاردهنده با ته لهجه ای گیلکی کار را خراب کرده است . 
  سوال  این است  که چرا باید مدیر شبکه در تولید و اجرا دخالت کند  و حتما نقش اول را هم ایفا نماید ؟!  معلوم نیست.   نظر به اینکه شرایط  و توانایی  هنری لازم  در اجرای یک اثر هنری به این مهمی را هم ندارد . و  ایا تهیه کننده ی  کاری به این مهمی در  انتخاب مجری برنامه نقشی داشته  یا خیر و یا اینکه تهیه کننده  اسمی بوده باز معلوم نیست .
 ایا  عوامل تولید کار در تمام جهان بدنبال یک ایرانی در برون مرز  بوده اندکه مجری بازیگری ،خوب،  خوش صدا  و توانا در اجرای برنامه  باشد ، حتما در این کار توفیقی پیدا نکرده اندکه بیاید و در این امر  مهم همکاری کند . ایا واقعا  یک نفر وجود نداشته است.   ایا فراخوانی در  این مورد صورت گرفته یا نه  .  چرا برای استخدام  عوامل تولید و کارمندان معمولی و ساده که درانگلستان و اروپا در دسترس اند با فراخوان و گزینش  از داخل ایران انتخاب شدند و در دوبی با نظارت دوستان اصلاح طلب ساکن در لندن  و ایران ، مشغول بکار شدند .
  درحال حاضر اکثریت نیرو های شاغل در بی بی سی فارسی از ایران امده اند  پس چرا برای  این کار  به این مهمی  که می توانست یک اثر ماندگار  باشد  وسواس به خرج داده نشد  و همین جوری مثل سیاه بازی های  تاتر های لاله زار نقش ها را بین خود شون تقسیم کرد ه و  با چند مصاحبه با نویسندگان  و هنرمندان معتبر و صاحب نام  که  البته تنها نکته مثبت و خوب فیلم هم همین است ..... و  رفتن به محل های مختلف و کفت و گو با ادم های کوچه و بازار و غیره  در  قالبی تکراری و کپی شده از فیلم های مستند بی بی سی انگلیسی است  کار را جمع  و جور کردند  .
اگر این کار در اختیار تهیه کننده ای کار دان و با تجربه بود  با درج یک اگهی در رسانه ها افراد را دعوت به همکاری کرده و  از بین انها کسی را که توانایی انجام این کار را داشت انتخاب می شد  و کار جدی و حر فه ای پیش می رفت و حاصل کار هم یک پقچه مصاحبه و راه رفتن  بدون دلیل مجری در جاهای مختلف و حرف زدن با دوربین  بطور ناشیانه و بی احساس نبود  و مستند حکیم عمر خیام به  این حال و روز در نمی امد . اگر این فیلم با اجرایی متفاوت در بی بی سی انگلیسی تولید شده بود  و بعد با دوبله پخش می شد ،حاصل کار این چیزی که در بی بی سی فارسی پخش شد ، نبود،حتی اگر مجری و گوینده این کار  دارای صدایی گرم  ، ارامش دهنده و شاعرانه بود .(نظیرصدا پیشه توانا پرویز بهرام ) و اجرایی که توسط  یک بازیگر و مجری انجام میشد حداقل کار قابل تحمل ، جذاب و پر کشش میشد. خواست مردم اگاه ایران درباره حکیم عمر خیام  این نابغه جهانی فیلمی با ارزش  با ساختاری سینمایی و جذاب است نه این بقچه پر از گفت و گو
 
 

سعيد راد و اكبر زنجان‌پور بازيگران فيلم تازه كيميايي



مسعود کیمیایی برمبنای فیلمنامه‌ای از علی اکبر ثقفی و استفاده از سعید راد و اکبر زنجان‌پور به عنوان بازیگر «دست تن‌ها» را می‌سازد! این فیلمنامه با عنوان قبلی «روز سگی» سال‌ها قبل توسط ثقفی نوشته شده بود که قرار است کیمیایی آن را با عنوان «دست تن‌ها» جلوی دوربین ببرد. فیلمی که سعید راد نقش اصلی آن را بازی می‌کند و احتمالاً اواخر اردیبهشت ماه کلید می‌خورد.
ثقفی روز گذشته با تأیید این خبر گفت: «این فیلمنامه را سال‌ها قبل نوشته و حتی پروانه ساخت آن را نیز دریافت کرده بودم، اما وقتی آقای کیمیایی برای ساخت آن به من پیشنهاد داد بسیار استقبال کردم. فیلم به فضای کارهای آقای کیمیایی نزدیک است و به دلیل نوستالژی که نسبت به کارهای قدیمی ایشان دارم ترجیح دادم این فیلمنامه توسط آقای کیمیایی ساخته شود و من از این اتفاق خوشحالم».
او درباره داستان «دست تن‌ها» گفت: «فیلم داستان مردی است که پس از سال‌ها زندان، برای نجات دخترش چند روز مرخصی می‌گیرد و به شهر می‌آید».
مسعود کیمیایی که این روز‌ها مشغول بازنویسی است بزودی درخواست پروانه ساخت این فیلم را به اداره نظارت و ارزشیابی ارسال می‌کند. این کارگردان قصد دارد بعد از پایان ساخت «دست تن‌ها» پروژه قدیمی‌اش «تبعید سایه‌ها» را جلوی دوربین ببرد. 
سینمای ما

بازیگر قدیمی سینمای ایران و ایتالیا «ایلوش خوشابه» (امیر ارسلان نامدار) هم بار سفر بست

..







"ایلوش خوشابه" هنرمند پیشکسوت سینما و قهرمان اسبق
زیبایی اندام ایران که از چندی پیش در بیمارستان دی بستری بود امروز صبح در سن 80 سالگی درگذشت

ایلوش در سال ۱۳۱۱ در شهر ارومیه به دنیا آمد از کودکی علاقه وافری به ورزش داشت. به همین دلیل در زمینه پرورش اندام شروع به فعالیت نموده و در سال ۱۳۲۷ زمانی که شانزده سال بیشتر نداشت ضمن شرکت در مسابقه زیبایی اندام کشور بر همه رقبای خود پیروز شده و عنوان آقای ایران را به دست آورد. این امر باعث شد که تهیه کنندگان فیلم از وی دعوت نمایند تا در فیلم های قهرمانی شرکت کند.
ایلوش از سال 1333 وارد فعالیت هنری شد و برای اولین بار در فیلم امیر ارسلان نامدار در نقش امیر ارسلان ظاهر شد. پس از آن در فیلم های قزل ارسلان و بیژن و منیژه ظاهر شد. پس از اتمام کار بازی در فیلم اخیر ایلوش سفری به آمریکا نمود و در این کشور توانست عنوان قهرمان زیبایی اندام و کشتی کج شهرهای لوس آنجلس و سکرامنتو را بدست آورد. در بازگشت از آمریکا در فیلم دندان افعی بازی کرد در سال ۱۳۴۰ از طرف استودیو یولو فیلم جهت شرکت در فیلم ولکان خدای جنگ (امیمو سالوی) به ایتالیا دعوت شد. او در اروپا به ریچارد لوید Richard Lloyd معروف است از آن تاریخ کار خود را در کشور ایتالیا ادامه داد و در این مدت در چند فیلم از جمله پسر ژوپیتر، علی بابا، سامسون و دلیله، برادران شکست ناپذیر و هفت تیرکش های نفرین شده ایفای نقش کرد و از این راه شهرت و محبوبیت بین‌المللی نصیب وی گردید. ایلوش در سال ۱۳۴۵ طبق دعوتی که از وی به عمل آمده بود برای شرکت در فیلم حسین کرد شبستری برای مدت دو ماه به ایران آمد و پس از اتمام کار این فیلم مجددا به ایتالیا رفت. و پس از مدتی فعالیت هنری در ایتالیا به تهران برگشت و در کنار خانواده خود زنگی کرد وی سر انجام در بیست و نهم فروردین نود و یک در سن هشتاد سالکی در بیمارستان دی تهران درگذشت.

هنر رقص یا قدغن رقص کدام ؟


رقص یکی از هنرهای تصویری ونمایشی است که دردانشکده های تاتری هم جزو یکی از دروس مهم محسوب می شود ودردوره شاه سابق دردانشکده های تاتری ایران هم از دروس مهم واساسی رشته بازیگری بود . و بعداز انقلاب این رشته درمجامع عمومی ودانشگاهی قدغن شد ولی در بین مردم ودر خانه ها وحتی دراموزشگاهها بطورخصوصی تدریس میشود ورشد خوبی هم داشته است که درویدیوقابل مشاهده است.
Posted by

۱۳۹۱ فروردین ۲۸, دوشنبه

دلخواه با «ابله» به تئاتر شهر می‌آید

مسعود دلخواه قصد دارد برای فصل تابستان نمایشنامه «ابله» که بر اساس رمان داستایوفسکی را در تالار چهارسو تئاتر شهر به روی صحنه ببرد البته او همچنان منتظر نظر شورای حمایت برای آغاز تمریناتش است.
«مسعود دلخواه» گفت: چندین متن از جمله «ریچارد سوم»، «باغ آلبالو» و همین طور یک پروژه پرفورمنس را پیشنهاد دادم که در شورای هنری تصویب و شورای نظارت نیز مشکلی با آن‌ها نداشتند اما هیچ کدام به صورت کامل مورد حمایت شورای حمایت قرار نگرفتند.
وی افزود: در نهایت نمایشنامه «ابله» بر اساس رمان داستایوفسکی با همین نام که اخیرا هم به چاپ رسیده است را پیشنهاد دادم، قبل از عید نوروز بعد تصویب در شورای هنری برای شورای حمایت فرستادم و منتظر هستم تا هر چه زودتر نتیجه را اعلام کنند تا آن را در تابستان اجرا کنیم.
کارگردان نمایش «خانمچه و مهتابی» تصریح کرد: گروه من منتظر پاسخ شورای حمایت است تا تمرینات خود را آغاز کند تا برای اجرا در تیرماه آمده شویم، احتمالا تا یک هفته دیگر نتیجه اعلام می‌شود.
این کارگردان و مدرس تئاتر خاطرنشان کرد:‌ سالن چهارسو را برای اجرا در تیرماه را مدنظر داریم، بازیگران اغلب مشخص شده‌اند و ترجیح می‌دهم زمانی اسامی قطعی را اعلام کنم تا با مانعی رو به رو نباشم.

«احتمال معکوس» در حدود ۵۰ جلسه فیلمبرداری خواهد شد



 چهارمین فیلم سینمایی بهرام توکلی، جدید‌ترین کار این کارگردان به روزهای پایانی نزدیک می‌شود.
طبق برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته «احتمال معکوس» در حدود ۵۰ جلسه فیلمبرداری خواهد شد. گروه هم اکنون در لوکیشنی حوالی میدان تجریش مشغول فیلمبرداری هستند و تمامی بازیگران جلوی دوربین «پیمان شادمان‌فر» رفته‌اند. همچنین «بهرام دهقانی» از چندی پیش تدوین همزمان فیلم را آغاز کرده است.

در خلاصه داستان این فیلم آمده است: زوج جوانی در مدتی کوتاه لحظات زندگی گذشتشان را مرور می‌کنند و این مرور خاطرات، زندگی حالشان را تحت تاثیر قرار می‌دهد.
بازیگران: ترانه علیدوستی، صابر ابر، سحر دولتشاهی، سعید چنگیزیان و با حضور حمید رضا آذرنگ

پروانه معصومی :پشت‌صحنه فيلم‌هاي قبل از انقلاب، به مراتب از سینمای امروز سالم‌تر بود.



موضوع فساد در سینمای ایران دربین بازیگران وسینماگران داغ شده ونظرات مخالفان وموافقان دراین باره متفاوت است درجمع بندی نظرات،عده ای که معتقدند درسینمای ایران فساد است معمولاازبازیگران درحاشیه هستند ومخالفان هم ازدست اندارکاران سینمای مستقل وغیردولتی اند. نظرات چند تن ازبازیگران سینما و تلویزیون را بخوانید:
بنابرگزارش خبرگزاری ایسنا تنی چند از بازیگران سینما و تلویزیون دراین باره سخن گفتند:
  •  پروانه معصومي بازيگر پيشكسوت عرصه تئاتر و سينما و تلويزيون در خصوص حاشيه‌هاي غيراخلاقي پشت صحنه برخي فيلم‌ها مي‌گويد: من در محيط‌هايي كه كار كردم خوشبختانه چنين مواردي را نديدم، اما درخصوص بروز چنين مواردي از سوي برخي، بايد بگويم چشم و هم‌چشمي و حسادت‌ها ميان بازيگران زياد شده است. يك بازيگر وقتي مي‌بيند يكي ديگر از همكارانش سر پروژه‌هاي متعدد ظاهر مي‌شود، حس حسادتش برانگيخته مي‌شود و گاه براي اينكه به اندازه او پر رنگ ظاهر شود ممكن است رفتارهاي نامناسبي هم انجام دهد.
از سوي ديگر برخي از برنامه‌هاي تلويزيون با پرداختن بيش از حد به بازيگران و مصاحبه‌هاي يك ساعته با آنها، بر اين جو ديده شدن دامن مي‌زند. در اين ميان بايد پرسيد كه مگر شهرت چقدر ارزش دارد كه براي كسب آن اخلاق زير پا گذاشته شود.
اين بازيگر پيشكسوت با اشاره به اينكه فضاي فعلي سينما در دست عده‌اي سودجو و غيرسينمايي است گفت: به جرئت مي‌توانم بگويم پشت‌صحنه فيلم‌هايي كه قبل از انقلاب ساخته مي‌شد به مراتب از پشت‌صحنه‌هاي فيلم‌هاي امروز پاك‌تر و سالم‌تر بود.

  • رزيتا غفاري بازيگر سينما و تلويزيون نيز در اين باره گفت: گروه‌ها و افرادي كه در پروژه‌هاي سينمايي و تلويزيوني موازين اخلاقي را رعايت نمي‌كنند، در ميان هنرمندان شناخته شده هستند وبازيگران مي‌توانند با آنها كارنكنند.
وي با اشاره به اين افراد شناخته شده گفت: با توجه به اينكه همه اين افراد را مي‌شناسند اما به دليل روابطي كه دارند كماكان فعاليت‌هاي سينمايي و تلويزيوني شان را ادامه مي‌دهند. البته اين افراد انگشت شمار هستند و تعدادشان به نحوي نيست كه ما در محيط‌هاي كاري مان احساس ناامني كنيم.
  • يكتا ناصر بازيگر سينما و تلويزيون كه سيمرغ بلورين جشنواره فيلم فجر را در سال گذشته هم دريافت كرده است،با اشاره به مشكلاتي غير اخلاقي در برخي از محيط‌هاي سينمايي و تلويزيوني گفت: اين مسئله درون‌گروهي است و نبايد با برخي موضع‌گيري‌ها، همه جامعه هنري كشور را زير سؤال ببريم.
ناصر در ادامه اظهار داشت: اين مسئله بايد ريشه‌اي و فرهنگي حل شود، در اين ميان بايد به اين مسئله اشاره كرد كه اگر فضا مناسب نباشد، هيچ كسي به خودش اجازه نمي‌دهد كه چنين درخواست‌هايي را از بازيگران داشته باشد. فضاي سينما و تلويزيون كشور ما هم مستثنا از ساير بخش‌هاي اجتماعي نيست. وي ادامه داد: به عنوان مثال وقتي تهيه كننده و كارگرداني به بازيگري مثل به من پيشنهاد نامناسبي مي‌دهد، من شاهدي عليه او ندارم. از طرف ديگر به نظر من همه كساني كه اين درخواست‌هاي غير اخلاقي را دارند مشكل‌دار هستند، ازجمله آنهايي كه اين پيشنهادات را قبول مي‌كنند. اين مشكل فرهنگي است و بايد راهكار فرهنگي براي آن ارائه شود.
  • شيوا خنياگر بازيگر سينما و تلويزيون هم در اين باره گفت: به نظر من دليل اينكه برخي از عوامل سينمايي و تلويزيوني مسائل اخلاقي را زير پا مي‌گذارند، تقاضاي بي‌حد و حصر براي بازيگري در اجتماع است. اين مسئله باعث مي‌شود كه برخي از افرادي كه ارائه دهنده امكان بازيگري هستند، از اين مسئله سوء‌استفاده كنند. علاوه بر اين عده‌اي از افراد ناكارآمد و نالايق وارد عرصه هنر شده‌اند بدون اينكه از جايگاه هنري و فرهنگي آن مطلع باشند و اين مسئله باعث مي‌شود كه اين افراد تنها به دنبال منافع شخصي خود باشند.
  • رويا تيموريان بازيگر سينما و تلويزيون در خصوص همين موضوع گفت: من نمي‌دانم چرا در يك سال اخير آنقدر بازيگران زير سؤال مي‌روند. مشكلات سينما مانند مشكلات درون يك خانواده است و خود اين خانواده بايد به آن رسيدگي كنند. به جاي اينكه به اين مسائل پرداخته شود بهتر است به مشكلات ريشه‌اي سينما رسيدگي شود.

۱۳۹۱ فروردین ۲۷, یکشنبه

امان منطقی کارگردان قدیمی سینمای ایران درگذشت


امان منطقی کارگردان قدیمی سینمای ایران در ساعت دو سی دقیقه بپس از نیمروز  شنبه 14 آوریل 2012 برابر با 26 فروردینماه جاری با این جهان فانی وداع گفت
 هنرمندانی که توسط امان منطقی با چهره ای خاص
درفیلم های اوظاهر شدند بعدهاهمان روش را دنبال نمودند در سوژه ها و حرکتها و
دیالوگ وگریم و دوبله واجرای ترانه های خاص مختص موضوع فیلم و صدها ترنه ی شادی را که در فیلمهای خودش و یا دیگران توسط خوانندگان خوش صدا با ملودیهای انوشیروان روحانی خوانده شده است.
  امان منطقی متولد 1312 تهران، فارغ التحصيل دانشكده افسری است. وی فعاليت سينمايی را از سال 1336 به عنوان تهيه كننده و نويسنده فيلم های مستند و تبليغاتی آغاز كرد و در آن دوره حدود 700 فيلم ساخته است. او فعاليت در سينمای حرفه ای را از سال 1350 با كارگردانی فيلم «غلام ژاندارم» آغاز كرد. 
امان منطقی آفریننده فیلم های سینمائی چون :
  •  افيون ـ تب مرگ (۱۳۶۰)
  •  سرباز اسلام (۱۳۵۹) 
  •  مفسدين (۱۳۵۹) 
  •  شبگرد (۱۳۵۴) 
  •  ميرم بابا بخرم (۱۳۵۳)
  •  جبار سرجوخه فراری (۱۳۵۲)
  •   شيخ صالح (۱۳۵۲)
  •  آب نبات چوبی (۱۳۵۱) 
  •  بابا نان داد (۱۳۵۱)
  •  پهلوان مفرد (۱۳۵۰) 
  •  غلام ژاندارم (۱۳۵۰)

زیبا کرباسی شاعری از خطه تبریز




« زیبا کرباسی »

سال ١٣٥٣ در تبریز به دنیا آمد. او تمرین با وزن و قافیه را از همان کودکی نزد غزلسرای شهیر، محمد حسین شهریار آغاز کرد. در سیزده سالگی به همراه خانواده از ایران خارج شد. در همان سال­های اول اقامت خود در شهر نیوکاسل انگلستان با محمد علی مهمید و دکتر صبری تبریزی آشنا شد و به همراه چند تن دیگر گروه فرهنگی­ی «سپنتا» را بنیان گذاشتند. اولین شعرخوانی­اش  در شانزده سالگی به همراه سیاوش کسرایی در شهر« دارهام» برگزار شد. در همان زمان با نشریاتی چون « دوست مردم» و « اُدلاراُ لکه­سی» که به سردبیری­ی محمد علی مهمید منتشر می­شد، همکاری میکرد. تحصیلات او در رشته نقاشی بود که به پایان نرساند. در همان دانشکده به مدت سه سال به تدریس باله­ی مدرن و رقص گرجی اشتغال داشت که با کوچ خانواده به شهر لندن به آن نیز پایان داد.
  1987 مهاجرت به لندن، ادامه دبیرستان و دروس دانشگاهی
1996-2012 شرکت در فستیوال شعر متعهد جهانی در هلند، آلمان، پاریس، ایتالیا، سوئد، اسکاتلند، ایرلند، انگلیس، سان فرانسیسکو. میلان
1996   کژدم در بالش، مجموعه شعر
1997   با ستاره ای شکسته بر دلم، مجموعه شعر
1998 عضو کانون نویسندگان در تبعید، انجمن جهانی قلم
1999   دریا غرق می شود، مجموعه شعر
2002   جیز، مجموعه شعر
2004   دبیر روابط بین المللی کانون نویسندگان ایران در تبعید
2005   سردبیر جُنگ Exiled Ink ، لندن
2006  فرق، مجموعه شعر
2006 تا کمر در باد ریخته ام، مجموعه شعر
2007 بنیانگذار، سردبیر شعر پایگاه ادبی asar.name در آلمان
2008 برنده جایزه قیزیل آلما، سیب طلایی شعر آذربایجان
2009   حال دستهایم از خالی، مجموعه شعر؛
2009  کولاژ، مجموعه شعر، ترجمه انگلیسی Stephen Watts
 2009 ترجمه لهستانی و انگلیسی شعر مولانا زیبا کرباسی و ولدک فنریخ در کتاب Rumi Sto Rubajatow وfifty robai
  2009سخنرانی در دانشگاه استانفورد
2010 شرکت در شعرخوانی در برخی شهرهای اروپا

2011 مجموعه شعر ziba karbassi  poesia ooooooommm در ایتالیا به سه زبان.
2011 دفتر شعرهایکو ترجمه به ترکی از انگلیسی قارداناسی.
2012 گروه تحقیقاتی آموزش وپرورش انگلیس از دانشگاه لندن بربکContemporary Poetics Research Centre (CPRC), Birkbeck, University of London
با حمایت انجمن جهانی قلم کنفرانسی در ماه می 2012 بر پا می سازد با نام شاعران انقلابی جهان این گروه آثار و زندگی پانزده شاعر و نویسنده از قرن هجده تا بیست را مورد بررسی قرار داده اند
زیبا کرباسی تنها شاعر ایرانی تبار و جوان ترین شاعر منتخبی ست که نامش کنار مایوکفسکی, برخس ویکتورهوگو و رامبو رقم می خورد
از زیبا کرباسی منتشر خواهد شد  2012 - 2013
  •  سلول های مکتوب
  •  مجموعه ی اشعار ترکی
  •  از چگونگی ها تا این گونگی های نفس
  •  ترجمه ی شعر جهان در سه جلد
شعرهای او یا نقد و نظر هایی در باره ی، شعرهایش از سال 1990 تا 2012 در نشریه های گردون ,خط سنگ ,باران,سیمرغ ,آفتاب ,برسی کتاب, ویژه ی شعر, کتاب شعر, شهروند, نیمروز, کیهان لندن , آوازهای حوا, فصل کتاب, دوست مردم ,اودلار اولکه سی, یاشماق ,آوای زن, کاکتوس, پر, نشریه ی انجمن قلم, کانون, پژواک, و بسیاری دیگر
سفرها: شهرهای اروپا، آمریکا، آسیا
تسلط زبانی:فارسی، آذری، انگلیسی.
هنر. زیبا کرباسی باله مدرن را آموخته است؛ با موسیقی هم آشنایی نزدیک دارد. و دستی درطراحی  پوشاک، مدل آرایش، عکاسی نیز دارد. این هنرها را می توان در زندگی و آثار او پیگیری کرد.
کنشگر: زیبا کرباسی در انجمن قلم عضو بوده؛ خواستار ختم سنگسار و اعدام در ایران است.  شخصیت انسانی، وجدان اجتماعی، سخاوت، صداقت، صمیمیت شعر او را برای نسل جوان مهاجر از جذبه مالامال کرده. سیاسی بودن دفتر و دستک راه انداختن، سخنرانی، اعلامیه، تبریک بمناسبت فلان روز نبوده؛ بلکه وجود وجدان اجتماعی، همدردی با ستمدیدگان، کمک به تساوی عدالت اجتماعی است. رویدادهای اجتماعی در او واکنش انسانی بر می انگیزند. این واکنشها مخالف تبلیغات حافظان وضع موجود اند.
نقد آثار زیبا کرباسی از: ژاله اصفهانی، شهرنوش پارسی پور، سیمین بهبهانی، علی‌عبدالرضایی, ساقی قهرمان، عفت ماهباز، ملیحه تیره گل،  اسماعیل خویی،ماشالله آجودانی،عباس معروفی، شاداب وجدی، داریوش برادری، کوشیار پارسی پور، روشنک بیگناه، نیلوفر بیضایی، منصور پویان، ویکتوریا تهماسبی، قاضی ربیحاوی، پرویز لک،امیر حسین افراسیابی، حمیدرضا رحیمی، آرش قربانی، علی اشرافی،پرهام شهرجردی، مجید کوچکی، آذر درخشان، پرویز لک، حسین نوش آذر،یاشار احد صارمی، کورش همه خوانی، علیرضا محولاتی، علیرضا سیف الدینی، محمود خوشنام، رامین احمدی، کیومرث نویدی، تیرداد نصری , مهرداد فلاح,علیرضا ذیحق  ,دومان اردم , بزرگ امین , عباس سماکار, جمیله ندایی , لادن لاجوردی، آزاده دواچی، رباب محب، آذر کیانی، صمد پورموسوی، ، نیلوفر طالبی، محمد صفریان، مینو خواجه الدین، احسان رستمی ، بیژن باران,هادی قاراچای
ترجمه اشعار او به زبان های: انگلیسی، ترکی، عربی، فرانسه، آلمانی، لهستانی، اسپانیولی، ایتالیایی، کردی، داچ/ هلندی.
مقاله هایی در باره ی زیبا کرباسی به زبان های دیگر از:

 Jennifer Langer, Stephen Watts, Abodolrazaq Vafa. Cristina Viti, Taniya Young, Brian Appleton, Michael Shamberg
اشعار زیبا در نشریات غربی:

 Irish Times, Index, , Mother tongues, Cuirt Annual, Poets One, Czaskultur Exiled Ink, Crossing the Border, Article 19, Poesins Stamma, Rounde, Pen Anthology, Shersman, The Wolf, Poetry Review, MPT, Litratuuruitwisseling, Perzisch Nederlands, Arteria, Nowy Czas 
 Rattapallax, Two Lines

سخنرانی و شعرخوانی:دانشگاه آکسفورد، استانفورد، لندن، سوربون، و بسیاری دیگر.





فراستی٬ جیرانی٬ مستغاثی: سه تفنگدار سیستم امنیتی در سینمای ایران


در برنامه‌ای که اختصاص به نقد «قلاده های طلا» داشت٬ مسعود فراستی «قلاده‌های طلا» را فیلمی داسنت که «سفارشی نیست»‌ از «دغدغه‌های فیلم‌ساز» نشات گرفته است. وی همچنین معترضان به نتایج پس از انتخابات را «جانور» خواند و به تحسین فیلم طالبی پرداخت.
اما مسعود فراستی کیست که پای ثابت برنامه‌های فریدون جیرانی است؟ آبشخور نظرات فراستی کجاست؟ و چرا برنامه هفت محل اصلی طرع دعاوی او علیه سینماگران مستقل و دفاع از فیلم‌های امنیتی و کارگردانان درخدمت سیستم امنیتی جمهوری‌اسلامی است؟
دفتر هفت تیر
مسعود فراستی بارها در رسانه‌های مختلف٬ به تخریب کارگردانان مستقل ایران پرداخته و آن‌ها را با بدترین الفاظ نقد کرده است. شاید حمایت وی از «قلاده‌های طلا» نیز برای بسیاری عجیب نبود٬ چرا که نخستین باری نبود که وی چنین مواضعی اتخاذ می‌کرد، اما او که میهمان تقریبا دائمی هفت به مجری‌گری فریدون جیرانی است، در ماه‌های اخیر نقش فعال‌تر و آشکارتری به عهده گرفته است.
یک خبرنگار حوزه سینما که ساکن تهران است٬ در این‌باره به «صبح‌امروز» می‌گوید: «برنامه هفت و جهت‌گیری‌های آن در دفتر میدان هفت تیر تعیین و سپس به اجرا در می‌آید».
وی درباره این دفتر می‌گوید: «این دفتر که از محل‌های امن وزارت اطلاعات است٬ سه عضو اصلی دارد: سعید مستغاثی، فریدون جیرانی و مسعود فراستی. این سه نفر که سابقه فعالیت سینمایی دارند، در این دفتر که از سال ۱۳۸۲ تاسیس شده٬ فعالیت‌های سینمایی را رصد می‌کنند و درواقع بازوی فرهنگی وزارت اطلاعات در بخش سینما هستند. کلیه فیلم‌نامه‌هایی که به مسایل سیاسی می‌پردازد٬ برای این دفتر ارسال می‌شود تا مورد کارشناسی قرار بگیرد. فیلم‌نامه‌ها و طرح‌های تهیه شده توسط این دفتر برای وزارت اطلاعات فرستاده می‌شود و از آن طریق در اختیار فیلمسازان “خودی” قرار می‌گیرد. اعضای این دفتر در نوشتن برخی از فیلمنامه ها هم همکاری دارند».
وی در تایید حرف خود به سخنان ماه گذشته محمدرضا شریفی‌نیا اشاره می‌کند که در نشستی در «کافه سینما» گفته بود که «در نوشتن فیلم‌نامه اخراجی‌ها کسانی شرکت داشته‌اند که نمی‌خواهند نام‌شان اعلام شود و همه آ‌ن‌ها حرفه‌ای هستند».
وی ادامه می‌دهد: «دفتر هفت تیر علاوه بر مشارکت در نوشتن اخراجی‌ها، ارائه دهنده اصلی طرح “قلاده‌های طلا” است». فیلمی که توسط ابوالقاسم طالبی و با «بودجه باز» ساخته شده است. گفته می‌شود طالبی مسوول بخش فرهنگی وزارت اطلاعات در اصفهان بوده و در زمان وزارت علی فلاحیان٬‌با ماموریت تاسیس یک مجله سینمایی به تهران آمده است.
نکته جالب در این میان اما چیز دیگری است. هر سه این افراد فریدون جیرانی٬ مسعود فراستی و سعید مستغاثی – سابقه مخالفت با جمهوری‌اسلامی را در کارنامه خود دارند. فریدون جیرانی که پیش از این سریالی علیه مجاهدین خلق ساخته و گفته می‌شود متن نهایی سریال جدیدش – که پیرامون چپ در ایران است – آماده است٬ از خبرنگاران روزنامه اطلاعات و عضو حزب توده بوده است. وی در زمان بازداشت گسترده اعضای حزب توده در سال ۶۲ پس از چندین بار احضار و بازجویی٬ با دادن تعهد آزاد شد٬ اما از روزنامه اطلاعات اخراج شد.
وی بار دیگر در سال ۸۲ و در جریان بازداشت٬‌ احضار و بازجویی از اهالی سینما که توسط اداره اماکن اداره می‌شد٬ احضار شد. جیرانی در آن زمان سردبیر هفته‌نامه «جهان سینما» بود. تعهد وی به همکاری با نیروهای امنیتی باعث شد که وی بودجه لازم برای تاسیس «دفتر هفت تیر» را دریافت کند. وی سریالی را برای شبکه دوم صدا و سیمای جمهوری‌اسلامی ساخت که با اعتراض بسیاری از نیروهای سیاسی و روشنفکران مواجه شد. جیرانی اکنون نیز مجری برنامه سینمایی هفت است که به طور زنده از صدا و سیما پخش می‌شود.
مسعود فراستی که تقریبا نقش منتقد ثابت برنامه هفت را دارد٬ دارای مدرک لیسانس هنرهای تجسمی و فوق‌لیسانس اقتصاد سیاسی و جامعه‌شناسی از فرانسه است. فراستی در زمان تحصیل در فرانسه به عضویت سازمانی انقلابی وکمونیستی در آمد . که بعدها به رنجبران تغییر نام داد درآمد و سخنگوی آن شد. وی در جریان برخورد با اعضای این حزب بازداشت و در زندان به همکاری با نیروهای امنیتی پرداخت. بسیاری از زندانیان دهه ۶۰ از وی با عنوان یکی از سه دستیار «حاج ناصر»٬ رییس شعبه ۵ اوین نام می‌برند.
وی پس از آزادی از زندان در نشریاتی چون سروش – وابسته به صدا و سیما – و سوره وابسته به حوزه هنری نقد سینما می‌نوشت. فراستی هم‌چنین از داوران «سینمای دفاع مقدس» بوده و به تدریس در دانشکده‌ها پرداخته است.
سعید مستغاثی٬ که برخلاف دو نفر قبلی علاقه چندانی به حضور علنی ندارد و در «دفتر هفت تیر» نیز مسوول برنامه‌ریزی٬ مطالعه و نوشتن فیلم‌نامه‌هاست٬ از جمله اعضای سازمان مجاهدین خلق بوده که در دهه ۶۰ بازداشت شده است. وی نیز از جمله افرادی است که پس از بازداشت به همکاری با ماموران امنیتی پرداخت.
مستغاثی تاکنون چندین مستند تلویزیونی ساخته و کارگردان فیلمی با نام «راز» برای نیروی «بسیج» هم بوده است. مستغاثی در سالهای ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۴ سردبیر مجله هفتگی سینما و همچنین رویداد هفته بود. وی از آغاز تاسیس انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران در سال ۱۳۷۴، عضو آن بود و از سال ۱۳۸۶ وارد شورای مرکزی آن شد و در سال ۱۳۸۷ به ریاست این انجمن انتخاب گردید.وی همچنین در دوره‌های مختلف عضو هیئت‌های داوری این انجمن بوده‌است و در سال ۱۳۸۷ نیز عضو هیئت داوران بخش فیلم‌های اول و دوم جشنواره فیلم فجر بود.
صبح امروز

بمناسبت یک صدمین سال تولد «تقی ظهوری» بازیگر قدیمی سینما

 
بمناسبت یک صدمین سال تولدتقی ظهوری که با واریته بهاری وارد سینما شد
تقی ظهوری در سال ۱۲۹۱ در تهران بدنيا آمد و بعد از به پايان رساندن تحصيلات متوسطه همزمان با ديگر پيش کسوتان تئاتر و سينمای ايران به تحصيل در هنرستان هنرپيشگی تهران پرداخت و جزو اولين گروه از فارغ التحصيلان اين هنرستان گرديد. وی که بازی در تئاتر را از سال ۱۳۱۵ آغاز کرده بود با بازی در فيلم سينمايی واريته بهاری در سال ۱۳۲۸ شمسی به عرصه بازيگری سينما راه يافت. تقی ظهوری با نزديک به ربع قرن فعاليت در سينما در ده ها فيلم سينمايی وارد شد و خود را بعنوان يکی از کمدين های سينما تثبيت کرد. او در اوائل دهه پنجاه بناگاه با نوشتن استعفا از فعاليت در سينما کناره گرفت.
زنده یاد تقی ظهوری را در اواخر دهه شصت و اوائل دهه هفتاد در مجالسی که بمناسبت درگذشت هنرمندان در خانقاه صفی عليشاه برگذار می شد، می ديدم. مردمی که بواسطه فيلم های ويديويی ارتباط خود را با سينمای قبل از انقلاب حفظ نموده بودند، برای تقی ظهوری ابراز احساسات نموده و حتی در پايان يکی از اين مجالس ختم و يادبود برخی از دوستداران سينما او را بلند کرده بر روی دوش قرار دادند.

نمایش فیلم گزارش ساخته عباس کیارستمی درلندن


RACE
تقدیم می کند

نمایش فیلم گزارش
ساختهء:
عباس کیارستمی
با حضور:
کوروش افشارپناه
هنرپیشهء نقش اول فیلم
محل نمایش:
Omid Cultural Centre
45 Queens Walk
Ealing W5 1TL
تاریخ نمایش: شنبه 28 اپریل  2012
زمان: ساعت 7 بعد از ظهر
ورودی: 5 پوند