۱۳۹۰ بهمن ۱, شنبه

فیلم ابولقاسم طالبی هم به توقیف نزدیک شد



فيلم سينمايي «قلاده‌های طلا» آخرین فیلم ابوالقاسم طالبی، در حالی که هنوز در مراحل فنی به سر می‌برد و نسخه ی نهایی آن آماده نشده، توقیف شده است.

به گزارش اوج نيوز، ظاهرا این فیلم قبل از دیده شدن و به دلیل پرداختن به برخی موضوعات ملتهب، از سوی برخی نهادهای غیر سینمایی مورد توقیف قرار گرفته است.

«قلاده‌های طلا» که گفته می‌شود سیاسی‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران است، به موضوع فتنه‌ی 88 و حوادث مرتبط با آن می‌پردازد. جالب آن است که عوامل فیلم تاکنون هیچ اطلاعاتی در مورد موضوع «قلاده‌های طلا» به رسانه‌ها نداده‌اند. این در حالی است که پیش از این بسیاری از رسانه‌ها در مورد موضوع کار به گمانه‌زنی پرداخته بودند که هیچ یک از این گمانه‌زنی‌ها توسط تیم سازنده تأیید نشد.

از سوی دیگر، در حالی که اخبار موثق حکایت از توقیف این فیلم دارد، علیرضا سجادپور –مدیر کل نظارت و ارزشیابی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی- داشتیم، مي گويد:" ابوالقاسم طالبی خود داوطلبانه فیلم را برای گرفتن نظرات برخی نهادها به آن‌ها ارائه کرده است که در این میان آنها نظراتی بر روی این فیلم داشته‌اند، اما قضیه‌ی توقیف مطرح نیست."

همچنین سجادپور اعلام کرد که فیلم هنوز به علت عدم اتمام مراحل فنی، به اداره کل نظارت و ارزشیابی ارائه نشده است و احتمالاً در اواسط این هفته، فیلم برای گرفتن مجوز نمایش ارائه خواهد شد. او همچنین در پاسخ به این سوال که آیا ممکن است قبل از ارائه‌ی «قلاده‌های طلا» به شورای نمایش، این فیلم توسط نهاد دیگری توقیف شود، گفت: تا به حال روال به این شکل نبوده است.

پیش از این هم سجادپور در برنامه‌ی «دو نیم ساعت» شبکه‌ی خبر همین ادعا را تکرار کرده بود و گفته بود: «به دلیل حساسیت موضوع، عوامل این فیلم در حال رایزنی با برخی گروه‌های مرجع هستند که فیلم از سوی این گروه‌ها با اصلاحات جدی مواجه شده‌است. به شخصه با این نظرات اصلاحی موافقم اما هنوز فیلم به طور رسمی برای صدور پروانه نمایش به ما ارئه نشده‌است.»

به هر حال باید منتظر ماند و دید که آیا فیلم طالبی که پیش ازاین به علت انتخاب محمد خزاعی - تهیه کننده‌ی فیلم- به سمت دبیر جشنواره‌ی سی‌ام فجر از حضور در بخش مسابقه‌ی سینمای ایران بازمانده بود، موفق خواهد شد تا در بخش جنبی آینه‌ی سینمای ایران به نمایش درآید یا خیر؟ علیرضا سجادپور که امیدوار بود فیلم یکی دو اکران در جشنواره داشته باشد. باید منتظر ماند.

فیلم هنرمند صدر نشین اسکار خواهد شد





در این گزارش آمده است: اگرچه فیلم هنرمند از سوی منتقدان و مخاطبان هردو مورد توجه بسیاری قرار گرفته است ولی شاید برنده شدن یک فیلم صامت و سیاه و سفید در عصر سینمای سه بعدی با جلوه‌های ویژه خارق‌العاده، در رقابت‌های اسکار کمی عجیب به نظر برسد ولی حقیقتاً اینطور نیست، چنین فیلم محبوبی که مورد حمایت هاروی وینستین، یکی از متخصصین اسکار و کمپانی اوست، احتمالاً شانس زیادی برای ربودن جوایز بهترین فیلم سال، بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر نقش اول مرد را نیز خواهد داشت.
نوادگان (نسل):
یاهو در ادامه این گزارش فیلم نوادگان را به عنوان برنده احتمالی در بخش‌های بهترین بازیگر نقش اول مرد، بهترین فیلم، بهترین بازیگر نقش مکمل زن و بهترین کارگردانی معرفی کرده و افزوده است: بازی جورج کلونی در این فیلم به قدری خوب و حرفه‌ای است که برنده شدن او در بخش بهترین بازیگر نقش اول مرد به هیچ وجه دور از ذهن نیست، همچنین کارگردانی چون الکساندر پاین که در سال ۲۰۰۴ با فیلم موفق راه‌های جانبی توانست جایزه اسکار را از آن خود کند و همچون خاطره‌ای خوش در ذهن‌ها باقی بماند، احتمال برنده شدن در رقابت‌های اسکار بهترین کارگردانی را دارد.
اسب جنگ:
اسب جنگبراساس این گزارش فیلم اسب جنگ، احتمال برنده شدن در دو بخش بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را دارد.
این فیلم به کارگردانی استیون اسپیلبرگ که داستان آن در زمان جنگ جهانی اول اتفاق می‌افتد، احتمال برنده شدن در این دو بخش را دارد، این فیلم که در میان منتقدان و مخاطبان علاقمندان بسیاری دارد، دو امتیاز مثبت داشتن کارگردانی مشهور و حرفه‌ای چون استیون اسپیلبرگ و برخورداری از موضوع جنگ جهانی دوم که هیچگاه قدیمی نمی‌شود را به همراه دارد.
هوگو:
گزارش یاهو فیلم هوگو را در دو بخش بهترین فیلم و بهترین کارگردانی خوش اقبال می‌داند.
بنا براین گزارش، پیش از آنکه این فیلم کودک محور مارتین اسکورسیزی اکران شود، هیچ کس این فیلم را جزء گزینه‌های احتمالی اسکار نمی‌دانست، ولی با اکران این فیلم و در پی آن اظهار نظر‌های مثبت نسبت به آن و تبلیغ بسیار خوب و وسیع آن در سطح رسانه‌های جهانی همه چیز را تغییر داد و اسکورسیزی و فیلمش را در این رقابت‌ها دارای شانس کرد، هرچند که این فیلم به خاطر برخورداری از جلوه‌های ویژه برای برنده شدن در بخش تکنیکی نیز شانس بسیار زیادی دارد.
بی‌نهایت بلند و فوق‌العاده نزدیک:
این فیلم نیز شانس برنده شدن در دو بخش بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را دارد که این شانس را مدیون کارگردانی حرفه‌ای استفان دالدری و بازی درخشان تام هنکس، ساندرا بولاک و جان گودمن که مخاطب را به خوبی جذب داستان فیلم می‌کند، است. روایتی غم‌انگیز از پسری که پدر خود را در حادثه ۱۱ سپتامبر از دست داده است.
جی.ادگار:
یاهو لئوناردو د‌کاپریو را چه به این خاطر که بازیگر موفق و مورد علاقه آکادمی اسکار است و چه به این خاطر که به خوبی از پس نقش جی.ادگار در داستان زندگینامه او برآمده، لایق و یکی از شانس‌های احتمالی جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد می‌داند.
البته کارگردان خوب و موفقی چون کلینت ایستوود نیز به خوبی توانسته استعداد دی‌کاپریو در نقش‌آفرینی را به کار گیرد و این نقش را آنگونه که شایسته است به تصویر بکشد.
دوره گرد، خیاط، سرباز و جاسوس:
در ادامه این گزارش فیلم دوره گرد، خیاط، سرباز و جاسوس، به عنوان یکی از شانس‌های برتر دو بخش بهترین فیلم و بهترین بازیگر نقش اول مرد معرفی شده است.
به نظر می‌رسد که فیلم توماس آلفردسون که اقتباسی قوی از رمان جاسوسی جان لوکاره با موضوع جنگ سرد است، انتخابی مطمئن برای جایزه اسکار باشد، اگرچه ناکامی او در جوایز گلدن گلوب کمی قضاوت در اینباره را مشکل می‌کند.
دختری با خالکوبی اژدها:
این فیلم که کارگردانی آن را دیوید فینچر به عهده داشته است، از نظر یاهو یکی از شانس‌های جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن است، زیرا رونی مارا با بازی‌های شجاعانه و قدرتمندانه‌اش در نقش دختری روان‌پریش این فیلم را در مسیر انتخاب اعضای آکادمی اسکار قرار می‌دهد.
مانی‌بال
این فیلم ورزشی از نظر یاهو شانس برنده شدن در بخش بهترین فیلم سال را دارد.
یا هو دلیل چنین شانسی را علاقه اعضاء آکادمی به فیلم‌های ورزشی می‌داند، البته تاکنون منتقدان زیادی این فیلم و بازی درخشان براد پیت در نقش یک بازیکن بیسبال را ستوده‌اند که البته احتمال برنده شدن پیت در بخش بهترین بازیگر نقش اول سال نیز هست، البته بازی خوب او تحت شعاع دیگر رقبای قدر او در این دوره از جوایز قرار دارد.
بانوی آهنین:
این فیلم که با بازی درخشان مریل استریپ در نقش مارگارت تاچر یکی از پرخبرترین و موفق‌ترین فیلم‌های سال ۲۰۱۱ میلادی بوده، براساس این گزارش به عنوان برنده احتمالی دو بخش بهترین بازیگر نقش اول زن و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد معرفی شده است.
مریل استریپ بازیگر این فیلم که طی ۳۰ سال گذشته ۱۶ بار نامزد جوایز اسکار شده و در این میان جوایزی را نیز از آن خود کرده، یکی از ستاره‌های نه هالیوود که خود اسکار است و برنده شدن او به‌عنوان بهترین بازیگر نقش اول زن به هیچ عنوان عجیب و دور از ذهن نیست، البته در این میان نقش‌آفرینی درخشان جیم برودبنت در نقش دنیس تاچر نیز شانس او را برای ربودن جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد زیاد کرده است.
کمک:
کمکسایت یاهو این فیلم که تاکنون جوایز بسیاری را از آن خود بالاخص در رقابت‌های سرنوشت ساز گلدن گلوب خوش درخشیده است را برنده احتمالی سه بخش بهترین فیلم سال، بهترین بازیگر نقش اول زن و بهترین بازیگر نقش مکمل زن می‌داند.
آغازکنندگان:
بازی حیرت‌انگیز کریستفر پلامر در نقش یک پیرمد ۷۰ ساله، یکی از به یاد ماندنی‌ترین بازی‌های سال ۲۰۱۱ میلادی است که آن را از نظر یاهو یکی از شایسته‌ترین بازیگران سال برای دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد در رقابت‌های ۲۰۱۲ می‌کند.
هفته من با مرلین مونرو:
در گزارش یاهو آمده است: اعضای آکادمی عاشق شخصیت‌پردازی‌های خوب و موفق‌اند بالاخص آنکه هویت یک شخص معروف در یک فیلم بازسازی شده باشد و شاید از این نظر هیچ فیلمی در سال ۲۰۱۱ به پای فیلم هفته من با مرلین مونرو نرسد.
بازی خارق‌العاده میشل ویلیامز در نقش مرلین مونرو، بازیگر هالیوودی و گریم بسیار خوب او در این فیلم باعث شده که او یکی از رقبای «مریل استریپ» در این دوره از جوایز اسکار به شمار آید و شاید حتی در این زمینه از او نیز پیشی بگیرد.

اجازه دفن پیکر عبدالله بوتیمار در قطعه هنرمندان داده نشد



امکان تشییع جنازه و دفن عبداالله بوتیمار فعلا مقدور نیست.
به گزارش اوج نیوز، بوتیمار که بامداد چهارشنبه درگذشت در تهران کسی را ندارد و تنها فرزندش هم در آلمان به سر می‌برد.
دوستان فرزند بوتیمار نیز در انتظار اجازه وی برای دفن پدرش هستند و احتمال دارد این موضوع تا دوشنبه آینده طول بکشد.
به گزارش اوج‌نیوز، نکته دیگر در این میان این است که فعلاً اجازه دفن بوتیمار در قطعه هنرمندان در بهشت زهرا(س)صادر نشده است.
عبدا... بوتیمار بازیگر قدیمی سینما قرار بود در فیلم ایرج قادری بازی كند.
این بازیگر كه سال‌ها در كشور آلمان اقامت داشت حدود دوسال قبل به ایران بازگشت و قرار بود در فلش كار جدید ایرج قادری
بازی کند
بوتیمار كه 78 ساله داشت و از سال 1356 تاكنون در هیچ فیلمی بازی نكرده بود. او بازی در 47 فیلم را در كارنامه‌اش دارد و آخرین فیلمش واسطه‌ها به كارگردانی حسن محمدزاده است

۱۳۹۰ دی ۳۰, جمعه

اصغر فرهادی را شلاق بزنید ، دل بعضی ها خنک می شود

 


کیومرث پوراحمد این روزها چونان پروانه ای است که پیله غم هایش را دریده و به آسمان شادی پرکشیده! اصغر فرهادی فیلمساز محبوب اوست؛ پس چندان عجیب نیست که اعطای جایزه گلدن گلوب به " جدایی نادر از سیمین " ، در این سال های زمستانی سینمای ایران، برای کارگردان "بی بی چلچله " یادآور بهار باشد.
پوراحمد اگر چه وجودش آکنده از تلخی هایی است که آبشخورشان دگماتیسم حاکم بر هنر این مرز و بوم است، ولی در 62 سالگی، با امیدی جوانانه، جایزه اسکار احتمالی " جدایی نادر از سیمین " را پایان شب یلدای سینمای ایران می داند و امیدوار است که با این جایزه، اتوبوس شب در این سینما به ایستگاه آخر خود برسد.  



آقای پوراحمد، مراسم اعطای جوایز گلدن گلوب را دیدید؟ وقتی اصغر فرهادی جایزه را برد، چه احساسی داشتید؟

خانه ما خانه 35 سال ساخت است. شوفاژهای خانه خراب شده و خانه سرد است . سرد سرد ! توی این سرما دیروقت شب جلوی تلویزیون نشسته بودم و منتظر شروع پخش مراسم گلدن گلوب بودم . شروع شد و دیدم . دیدن چهره هایی که آنها را دوست داریم. بازیگرانی مثل مورگان فریمن که در فیلم درخشانی از کلینت ایستوود ، نقش نلسون ماندلا را بازی کرد و یا آنجلینا جولی با آن پس زمینه کارهای انسانی اش یا آل پاچینو، براد پیت، یا سیدنی پواتیه که جایزه یک عمر فعالیت مرگان فریمن را اعلام کرد ، وقتی ما جوان بودیم، برای خودش سوپراستاری بود! جرج کلونی دوست داشتنی و  اسکورسیزی بزرگ (رئیس) و استیون اسپیلبرگ که به راستی در حد هیچکاک و فورد تاریخ ساز سینماست. و دی کاپریوی همیشه دوست داشتنی ، یعنی همه کسانی که برای ما رویا می سازند و ما با آنها زندگی می کنیم و بهترین فیلم های جهان را از آن ها می بینیم، در مراسم گلدن گلوب حضور داشتند.
 در چنین جمع پرستاره ای، مدونا - که مولانای ما را به جهان شناسانده است - نام اصغر فرهادی را اعلام می کند و جایزه را به اصغر فرهادی می دهد. اصغر فرهادی هم آمد و خیلی مختصر اما درجه یک و عالی حرف زد . یک جمله کوتاه گفت و در همان یک جمله خیلی حرف ها را زد ، گفت که مردم ایران واقعاً‌ صلح طلب هستند.
در چنین شرایطی، یعنی در یک شب سرد زمستانی، با این وضعیتی که جامعه سینمای ما دچار آن شده است، یعنی انحلال خانه سینما، مشکلات فیلمسازی و انواع و اقسام فشارها... به قول رند خراسان مهدی اخوان ثالث : هوا بس ناجوانمردانه سرد است / سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت / که سر ها در گریبان است/ زمستان است / زمستان است! اما جایزه ای که اصغر فرهادی برد، این زمستان را برای من بهار کرد.
با خودم فکر می کردم که امسال، بعد از چند سال که ذهن و دست و قلمم قفل شده و نمی توانم برای ماهنامه فیلم بهاریه بنویسم ، الان روح و دست و قلمم آماده نوشتن یک بهاریه است. بهاریه را وقتی می نویسم که بهاریه های "جدایی" باز هم بهاری تر شده است . فرهادی و جولی
جدایی نادر از سیمین طی کم تر از یک سال 53 جایزه گرفته و من فکر می کنم که جایزه اسکار را هم ببرد و بالاخره ما می توانیم طعم خوش اسکار را هم بچشیم. بدون تردید اسکار مهمترین جایزه سینمایی جهان است زیرا کسی که حتی فقط کاندیدای دریافت این جایزه هم می شود، تحولی اساسی در زندگی اش رخ می دهد. اسکار تنها جایزه ای است که زندگی برنده اش را زیر و رو می کند.

اسکار احتمالی جدایی نادر از سیمین مهم تر است یا نخل طلای طعم گیلاس کیارستمی؟

اسکار مهمتر است. جوایز جهانی هیچ تاثیری در سینمای ایران و زندگی برندگان شان ندارند. فقط جوایز جشنواره های کن، ونیز و برلین ممکن است در زندگی فیلمسازان تاثیرگذار باشد؛ تأکید می کنم:"ممکن است . "تازه باید ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کار باشند تا نخل طلای کن یا شیر طلایی ونیز در زندگی یک فیلمساز تاثیر ویژه ای بگذارد؛ اما اسکار تأثیرش "رد خور" ندارد.
 اسکار جایزه ای است که سرنوشت یک سینماگر را تغییر می دهد. نمونه اش شهره آغداشلوی خودمان که فقط کاندیدای اسکار شد اما همین کاندیداتوری زندگی او را متحول کرد و موجب راه یافتن او به بازار عظیم تولیدات سینمایی و تلویزیونی آمریکا شد و الان کارهای او در سطح جهان و با تماشاگران میلیاردی مطرح است و دیده می شود.
شما قبل از موفقیت جهانی " جدایی نادر از سیمین " هم معتقد بودید اصغر فرهادی، جزو بزرگان تاریخ سینمای ایران است.

بله، من حتی قبل از " چهارشبه سوری " چنین حرفی زدم. بعد از اینکه دو تا فیلم اول فرهادی را دیدم، یعنی رقص در غبار و شهر زیبا، به این نتیجه رسیدم که فرهادی فیلمساز بزرگی است و با گذشت زمان هم معلوم شد که او نه تنها فیلمساز بزرگی است بلکه بزرگی اش روز به روز بیشتر شده و کارش تکامل یافته .
فرهادی چه در نوشتن فیلمنامه و چه در ساختن فیلمش، روز به روز به کمال بیشتری رسیده و خوشا به حالش که در میانه سالی به چنین جایگاهی رسید. من شخصاً به او خیلی افتخار می کنم و اگر " جدایی نادر از سیمین" اسکار را ببرد، دیگر بهاری همیشه بهار از راه می رسد! اگر تا پیش از این، کسانی بودند که مخالف جایگاه رفیع فرهادی در سینمای ایران بودند، از این به به بعد دیگر همه به بزرگی او اعتراف خواهند کرد.

بین " درباره الی " و جدایی نادر از سیمین " اگر بخواهید یکی را انتخاب کنید، کدام را فیلم بهتری می دانید؟

جدایی نادر از سیمین، فیلم تاثیرگذارتر و جذابتری است. البته همه فیلم های فرهادی تا به امروز خوب بوده اند. من همین چند روز پیش دوباره " شهر زیبا " را دیدم. واقعاً فیلم جذاب، هنرمندانه و تاثیرگذاری است.

به نظر شما، چرا موفقیت " جدایی نادر از سیمین " با استقبال سرد رسانه های برخی جریان های سیاسی مواجه شد؟

شما در طول این بیست و چند سال گذشته تا به امروز ، که سینمای ایران این همه جوایز بین المللی را برده و تعداد این جوایز مدت هاست از مرز هزار گذشته است کدام رسانه دولتی را دیده اید که از موفقیت فیلمسازان ایرانی خوشحال شوند و جشنی بگیرد و شادباشی بگوند؟ وقتی کیارستمی نخل طلا گرفت، با برخورد خیلی سردی مواجه شد. جعفر پناهی هم که شیر طلایی ونیز را گرفت، با او هم همین طور برخورد کردند و...و...و... .

دلیل این برخورد سرد چیست؟فرهادی

دوست ندارند دیگر ! دوست ندارند ، زور که نیست، دوست ندارند. " جدایی نادر از سیمین " مثل خیلی از فیلم های دیگر ربطی به وزارت ارشاد و دولت ندارد. البته خوشبختانه برای اولین بار، من دیدم که آقای شمقدری از " جدایی نادر از سیمین " دفاع کرد و پیامی هم داد و اظهار امیدواری کرد که این فیلم جایزه اسکار را هم ببرد. اما اصولاً این جور فیلم ها ربطی به دولت ندارند و موفقیت شان هم با استقبال مواجه نمی شود.

وقتی می گویم دولتی، منظورم این نیست که بودجه فیلم را دولت داده یا نه .  منظورم این است که فیلم به سفارش دولت ساخته شده باشد. " اتوبوس شب " یا " خانه دوست " عباس کیارستمی هم به یک معنا دولتی بودند؛ چون هزینه ساخت آن ها از سوی سیمافیلم و کانون پرورش فکری کودکان تامین شد. دولت سرمایه این فیلم ها را داد ولی آن قدر سعه صدر داشت که در محتوای آن دخالتی نکند. ولی کدام فیلمی بوده که به سفارش دولت ساخته شود و  توانسته باشد در جهان موفقیتی کسب کند؟

برخی به اصغر فرهادی ایراد گرفتند که چرا با آنجیلنا جولی دست داده ای و رفتار دیپلماتیک حکومت ایران را رعایت نکرده ای. نظر شما درباره این انتقاد چیست؟

اولاً اصغر فرهادی دیپلمات نیست که بخواهد رفتار دیپلماتیک حکومت ایران را رعایت کند. اما حالا که چنین کاری کرده، من پیشنهاد می کنم وقتی به ایران برگشت، به جرم این که با آنجلینا جولی دست داده  او را شلاق بزنند! اصغر فرهادی را به دادگاه ببرند تا معلوم شود که دست دادن با زن نامسلمان چند ضربه شلاق دارد. بعد شلاقش بزنند! این خیلی خوب است و تکلیف دیگران را هم روشن می کند. مجلس هم که تصویب کرده است مجازات آنتن ماهواره داشتن شلاق است. اساسا شلاق خیلی کارساز است و  همه مسائل را حل می کند ،‌تردید نکنید . به خصوص  شلاق زدن فرهادی دل بعضی ها را خنک می کند .

ارزیابی تان از موضع ابراهیم حاتمی کیا درباره " جدایی نادر از سیمین " چیست؟

حاتمی کیا زمانی فیلمساز محبوب من بود ولی الان برای من نه تنها محبوب نیست بلکه نامحبوب هم هست. به غیر از حاتمی کیا، شنیدم که مسعود فراستی هم افاضاتی فرموده اند. حرف این ها واقعاً چه اهمیتی دارد؟ فیلمی با این وسعت در جهان دیده شده و جهان را تحت تاثیر قرار داده است، بگذار دو نفر هم هر چه می خواهند بگویند. یکی نیست بگوید آقای حاتمی کیا! جنابعالی که خودت رفتی آلمان و فیلم ساختی و خود من را منقلب کردی و آن موقع بهت دست مریزاد گفتم . اگر فیلمت جهانی نشد به اصغر فرهادی چه مربوط است ؟

یعنی موضع حاتمی کیا را ناشی از حسادت می دانید؟

چیزی توی این مایه ها !  وگر نه اصغر فرهادی، کی در صف " سفارت خرس نشان " ایستاده است؟ فرهادی کدام فیلمش را برای فستیوال های جهانی ساخته است. فرهادی فیلم هایش را برای ایران ساخته است. " جدایی نادر از سیمین " در جشنواره فجر هم بیشترین جایزه را گرفت. اکرانش در ایران هم بسیار موفق بود و با استقبال مردم مواجه شد.

 اصغر فرهادی آدمی نبوده که فیلم ساخته باشد تا به فلان جشنواره برود. او فیلمی درباره دغدغه های شخصی خودش ساخته است. من این حرف را درباره آن یکی آقا می گویم که فکر می کند اگر دو برنده جایزه اسکار را وارد فیلمش کند، فیلمش اسکاری می شود. چقدر این رویکرد کوته بینانه است. شما باید دغدغه و زخم و خلاقیت داشته باشی تا فیلمت جهانی و اسکاری شود.

منظورتان از " آن یکی آقا " کیست؟

آن یکی آقا، آن یکی آقا است که امروز سبز است و فردا قرمز و پس فردا آبی و روز بعدش بنفش! با هر بادی که می وزد، رنگ عوض می کند. ما زمان شاه هم این تجربه را داشتیم که میلیارد میلیارد خرج کردیم ، کل هالیوود را و آنتونی کوئین را برداشتیم آوردیم ایران که فیلم جهانی بسازیم . آن فیلم ها نه در زمان خودش و نه حالا  در هیچ جا ، مطلقا هیچ جا حتی اسمی ازشان نیست . فیلم ها با تولید و پروداکشن گُنده ، گُنده نمی شوند. اصغر فرهادی " جدایی نادر از سیمین " را با همین دوربین های قراضه و امکانات نصفه  نیمه ای ساخت که در تولید همه ی فیلم های سینمای ایران استفاده می شوند.

برخی از فیلمسازان  قبلاً می گفتند فیلم های کیارستمی تصویری بدوی از جامعه ایران نشان می دهند و به همین دلیل با استقبال غربی ها مواجه می شوند. اما فرهادی در فیلم هایش تصویر بدوی از جامعه ایران ترسیم نمی کند و به محیط های شهری مدرن می پردازد.

دقیقاً . فضا و شخصیت ها و رابطه های " جدایی نادر از سیمین " کجایش بدوی است؟ آدم ها در آپارتمان زندگی می کنند و اتومبیل و ماشین رختشویی و سایر امکانات مدرنی را دارند که در همه جوامع مدرن وجود دارد.

مسائل و دغدغه های شخصیت های فیلم فرهادی، مسائل آدم های شهری و مدرن بود.

بله. هیچ بدویتی در این فیلم نبود. اگر ترسیم بدویت دلیل جایزه گرفتن فیلم های کیارستمی بود، پس چرا " جدایی نادر از سیمین " جایزه گرفت. دلیل این جایزه گرفتن ها، نه پرداختن به بدویت که پرداختن به انسانیت است. پرداختن به عاطفه و جدایی است. دلیلش نشان دادن بچه ای است که نمی داند پدرش را انتخاب کند یا مادرش را. دلیلش نشان دادن آن پدری است که بیماری آلزایمر دارد و پسرش می گوید: " اون نمی دونه من پسرشم ، من که می دونم اون پدرمه. " این چیزهاست که بر مردم جهان تاثیر می گذارد.

عباس کیارستمی بیش از چهل سال پیش، " نان و کوچه " را ساخت که اولین فیلمش بود. کیارستمی " نان و کوچه " را با نگرش کاملاً متفاوتی نسبت به همه فیلمسازان جهان ساخت. او آخرین فیلمش یعنی " کپی برابر اصل " را هم با بینشی کاملاً متفاوت از همه فیلمسازان دنیا ساخت. اصلاً بینش ویژه عباس کیارستمی موجب موفقیت های او در دنیا شد، نه ترسیم تصویر بدوی از جامعه ایران.

کیارستمی البته پیشرفت و تکامل داشته اما پایه بینش کیارستمی به عالم و آدم، از ابتدا همین بینش ویژه بوده است.  اگر این آقایان منتقد این نکته را درک کنند و حسادت هم نورزند، دیگر چنین انتقاداتی را مطرح نمی کنند.

در ایران عموماً اقشار متوسط و مدرن جامعه ایران از " جدایی نادر از سیمین " استقبال کردند که نیروهای اجتماعی دموکراسی خواه جامعه ایران ارزیابی می شوند. این هم انگار در برخی از موضع گیری ها علیه " جدایی نادر از سیمین " تاثیرگذار بوده است.

جدایی نادر از سیمین، فیلمی است مربوط به طبقه متوسط جدید. اصغر فرهادی هم خودش عضو همین طبقه است. او درباره طبقه خودش فیلم ساخته است. اگر این فیلم تاثیرگذارتر از " رقص در غبار " است، علتش همین است که او درباره کسانی فیلم ساخته که آنها را به خوبی می شناسد.


منبع عصر ایران

توقیف فیلم جدید «فاطمه معتمد اریا» بدلیل داشتن سبیل




تازه‌ترین فیلمی که فاطمه معتمدآریا در آن بازی کرده، توقیف و نمایش آن در جشنواره فجر ممنوع اعلام شده است؛ پس از انتخابات جنجالی سال هشتاد و هشت، این اولین بار نیست که فاطمه معتمدآریا سانسور می‌شود، اما بهانه‌ای که این بار اعلام شده از همیشه عجیب‌تر است.
در حالی که فیلم‌ «پریناز» به کارگردانی بهرام بهرامیان و با بازیگری فاطمه معتمدآریا آماده نمایش در جشنواره فیلم فجر بود، از سوی وزارت ارشاد توقیف شد.
بر اساس خبری که در این زمینه منتشر شده، این فیلم نه تنها توقیف شده بلکه نمایش آن در جشنواره فیلم فجر نیز منتفی است.
در دو روز گذشته بهرام بهرامیان و عبدالمحمد نجیبی، تهیه‌کننده فیلم، در جلساتی که با مدیران جشنواره داشت سعی کرده‌اند آنها را نسبت به نمایش این فیلم در جشنواره متقاعد کنند، اما گویا این جلسات نتیجه مثبت نداشته است.
گرچه کارگردان سعی کرده با اعمال اصلاحات پیشنهاد شده از سوی وزارت ارشاد، نسخه‌ای قابل نمایش از فیلم را به مسئولان ارائه دهد اما این وزارتخانه با نمایش همین نسخه اصلاح شده هم موافقت نکرده و شرایط حتی برای دریافت پروانه نمایش موقت فیلم هم فراهم نشده است.
علت اصلی توقیف این فیلم گریم فاطمه معتمدآریا عنوان شده است.
این اولین بار نیست که جمهوری اسلامی فیلم‌هایی را که فاطمه‌معتمد آریا در آن بازی کرده، سانسور می‌کند.
چندی پیش، برگزارکنندگان جشنواره فیلم کیش به دستور مستقیم اداره کل نظارت و ارزیابی (سانسور) فیلم وزارت ارشاد، فیلم «نیلوفر» را که به بخش مسابقه این جشنواره راه یافته بود، حذف کردند.
این نخستین بار در تاریخ جشنواره‌های سینمایی بود که یک فیلم پس از برگزیده شدن و اعلام عمومی از فهرست نمایش خط خورد و حذف شد.
گفته شد بازی پرقدرت فاطمه معتمدآریا، از بازیگران برجسته سینما و تئاتر ایران که آشکارا از کاندیداتوری میرحسین موسوی در انتخابات سال هشتاد و هشت پشتیبانی کرده بود، در این فیلم علت اصلی این حذف بوده است.
قبل از آن نیز برنامه تلویزیونی «هفت» سعی کرد در گفت‌وگویی با فریماه فرجامی، چهره فاطمه‌معتمدآریا را تخریب کند.
در قسمت‌هایی از مصاحبه با فریماه فرجامی، که به بهانه تکریم این بازیگر پیشکسوت پخش می‌شد، توهین‌هایی از زبان او به فاطمه معتمدآریا نثار شد.
پخش این مصاحبه با واکنش تند امین تارخ که در برنامه هفت به عنوان میهمان حضور داشت رو به رو شد و در پی آن شماری از سینماگران از جمله رخشان بنی‌اعتماد نیز این اقدام صدا و سیما و برنامه هفت را محکوم کردند.
بنی‌اعتماد کارگردان سرشناس ایرانی، در نامه‌ای که در خبرگزاری‌های داخل ایران منتشر شد، خطاب به امین تارخ با قدردانی از واکنش او در برنامه نوشت: «در برنامه هفت، شخصیت به یادماندنی آثار با ارزشی از سینمای ما را به سخره گرفتند.»
این محکومیت تا آن‌جا پیش رفت که برنامه هفت صدا وسیما از سوی شورايعالي تهيه‌كنندگان سينماي ايران تحریم شد و این شورا طی نامه‌ای اعلام كرد كه از همراهي و همكاري با «برنامه هفت» خودداري مي‌كند.
اکنون به نظر می‌رسد دشمنی نهادهای فرهنگی جمهوری اسلامی با فاطمه معتمدآریا و در کل هنرمندان معترض با برنامه‌ریزی و هماهنگی بیشتری صورت می‌گیرد.

گلشیفته فراهانی عضو هیئت داوران جشنواره لوکارنو شد


گلشیفته فراهانی در سال 2008 در فیلم هالیوودی مجموعه دروغ ها بازی کرد
دفتر جشنواره بین‌المللی فیلم لوکارنو اعلام کرد که گلشیفته فراهانی، بازیگر ایرانی را به عنوان عضو هیئت داوران دوره آینده این جشنواره انتخاب کرده است.
ریاست هیئت داوران این دوره را اریک کو، فیلمساز سنگاپوری و سازنده فیلم جادوی من که برای نخل طلای جشنواره فیلم کن در سال 2008 نامزد بود، بر عهده خواهد داشت.
جشنواره در روزهای ۴ تا ۱۴ اوت در لوکارنو در جنوب سوئیس در نزدیکی مرز ایتالیا برگزار می‌شود.
جشنواره لوکارنو يکی از معتبرترين و قدیمی ترین جشنواره های فيلم جهان محسوب می شود پس از جشنواره های فيلم کن، ونيز و برلين، چهارمين جشنواره معتبر اروپا به حساب می آيد.
این جشنواره در سال های اخیر جایگاه ویژه ای در معرفی و ارتقای فیلم های ایرانی در سطح جهان داشته است و سینمای ایران چندین جایزه در این جشنواره به دست آورده است.
نخستين دستاورد سینمای ايران پس از انقلاب به سال 1989 باز می گردد که فيلم خانه دوست کجاست ساخته عباس کيارستمی به جايزه ای دست يافت.
همچنين در جريان دوره گذشته جشنواره لوکارنو به عباس کيارستمی يک یوزپلنگ طلايی افتخاری اهدا شد.
فيلمهای آينه (جعفر پناهی -1997) برنده يوزپلنگ طلايی و رقص خاک (ابوالفضل جليلی -1998) و ما همه خوبیم (بیژن میز باقری – 2005 ) هر دو برنده يوزپلنگ نقره ای از ديگر فیلمهای ایرانی بودند که در سال های گذشته در جشنواره فيلم لوکارنو درخشیدند.
هزینه بازی در فیلم هالیوودی
از گلشیفته فراهانی برای بازی در فیلم درباره الی در چند جشنواره سینمایی تقدیر شده است
گلشیفته فراهانی از بازیگران موفق سال های اخیر سینمای امروز ایران است که در سال ۱۳۷۶ با فیلم درخت گلابی به کارگردانی داریوش مهرجویی وارد سینما شد.
او با بازی در این فیلم، در سن ۱۴ سالگی موفق شد جایزه بهترین بازیگر نقش اول بخش بین‌المللی جشنواره فیلم فجر را از آن خود کند.
گلشیفته فراهانی پس از آن در فیلم‌های زمانه، بوتیک، اشک سرما، به نام پدر، میم مثل مادر و درباره الی بازی کرد.
او در سال 2008 با بازی در فیلم مجموعه دروغ ها ساخته ریدلی اسکات بازی در فیلمی هالیوودی را هم تجربه کرد، فیلمی که این هزینه را برای او در پی داشت که فعلا نتواند به ایران بازگردد.
بازی خانم فراهانی در این فیلم هالیوودی دلیلی شد که نمایش فیلم درباره الی در ایران نیز با مشکلاتی رو به رو شود که با وساطت جواد شمقدری، معاونت سینمایی جدید وزارت ارشاد رفع شد.
محمد حسین صفار هرندی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت اول محمود احمدی نژاد، در واکنش به بازی گلشیفته فراهانی در فیلم مجموعه دروغ ها به طور تلویحی گفت که کسی که قانون را زیر پا بگذارد، خود نیز زیر پا گذاشته می شود.
ظاهرا حساسیت مقام های ایرانی به این دلیل بوده که حانم فراهانی بدون پوشش اسلامی در این فیلم و همین طور در جشنواره های سینمایی خارج از ایران ظاهر شده است.
از او برای بازی در فیلم درباره الی در چند جشنواره سینمایی تقدیر شده است.
گلشیفته فراهانی در سال ۱۳۶۲ در تهران متولد شده است. پدر او بهزاد فراهانی از بازیگران شناخته شده‌ سینما و تئاتر است. خواهر بزرگتر او شقایق فراهانی نیز بازیگر سینماست.
bbc

۱۳۹۰ دی ۲۹, پنجشنبه

واکنش بهزاد فراهانی به چاپ عکس دخترش گلشیفته فراهانی

واکنش بهزاد فراهانی (پدر گلشیفته) و مادر وی به انتشار عکس دخترشان و حذف تصویر گلشیفته فراهانی از فیس بوک و مجله فرانسوی

بهزاد فراهانی به انتشار عکس نيمه برهنه گلشیفته،دخترش واكنش نشان داد.. به گزارش اوج نيوز،پيش تر مادر گلشيفته هم نسبت به انتشار تصويري از دخترش در مجله فيگارو موضع گرفته و آن را حاصل فتوشاپ دانسته بود. بهزاد فراهاني در اين باره گفت: نمی دانم کسانی که مدتی است در پی دامن زدن به این موضوع هستند اصلا از خود سئوال کرده اند که چرا دختر من باید دست به چنین کاری بزند؟ یک آدم مریض عکسی را در داخل اینترنت قرار داده است وجملاتی را به در زیر آن نوشته وفکر کرده است مردم هم به راحتی آن را پذیرفته اند. حقیقت این است که گلشیفته در هیچ شبکه اجتماعی عضویت ندارد ،پس نمی تواند چنین حرفهايي را زده باشد . وي افزود: من پدر گلشیفته فراهانی اعلام می کنم این عکس هرگز متعلق به دختر من نیست و این عمل زشت یک فتوشاپ است.دخترم اهل این مسائل وبازی ها نیست. همچنین تصویر گل شیفته فراهانی از مجله حذف شد. اکنون تصویر شماره ۵ شخص دیگری است و تنها ۶ تصویر باقی مانده است. این تصویر از صفحه فیسبوکش نیزپاک شده است. هنوز توضیحی در این مورد منتشر نشده است

ساناز کیهان، بازیگر پرتلاش در اثر سانحه رانندگی در ایران در گذشت.




نگاهی به فعالیت های هنری ساناز در عمر کوتاهش
  •  فارغ التحصیل رشته مدریت و برنامه ریزی
  • گذراندن کلاس های استاد سمندریان
  • بازی در فیلم سینمایی نان و عشق و موتور 1000 (کارگردان ابولحسن داوودی)
  • بازی در سریال همسفر(کارگردان... قاسم جعفری)
  • سریال خط قرمز (کارگردان قاسم جعفری)
  • سریال شب افتابی (کارگردان قاسم جعفری)
  • فیلم سینمایی 90 دقیقه ای رفقای خوب(کارگردان ارش معیریان)
  • فیلم سینمایی 90 دقیقه ای پنجمین نفر(کارگردان نصرت الله قاضی مقدم)
  • فیلم سینمایی 90 دقیقه ای راز نیاز(کارگردان نصرت الله قاضی مقدم)
  • مجموعه دختران تهران مجری و بازی(کارگردان داریوش ربیعی)
  • سریال پای پیاده(کارگردان اصغر توسلی)
  • بازی در فیلم سینمایی سوگند(کارگردان شاپور قریب)
  • بازی در فیلم کلاهی برای باران (کارگردان مسعود نوابی)
  • بازی و دستیار کارگردان در فیلم شب میگذرد (کارگردان راما قوی دل)
  • بازی در تاتر دو جلاد (حمید لیقوانی
  • )بازی در تاتر کودک عروسکی تلفن(کارگردان امیر اتشانی)
  • بازی در تاتر عقل دهم (کارگردان محسن معینی)
  • بازی در فیلم مستند داستانی سلام اقای دلاویز(کارگردان بابک نوری)
  • بازی در نماهنگ قاصدک (کارگردان بابک نوری)
  • ونویسنده 2 فیلم نامه

اگر حمایت‌های معاونت سینمایی نبود، فرهادی و فیلمش این همه جایزه خارجی نمي‌گرفت

واكنش عليرضا سجادپور به بي‌توجهي رسانه ملی و وزارت ارشاد به جايزه گلدن گلوب


مدیر کل اداره نظارت و ارزشیابی معاونت سینمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: حمایت های ما سبب کسب جایزه توسط «جدایی نادر از سیمین» در گلدن گلوب شد. علیرضا سجادپور درباره حواشي به وجود آمده پس از جايزه گلدن گلوب اظهار داشت: واقعا منظور مطبوعات وخبرنگاران را از سانسور خبری افتخارآفرینی جدایی نادر از سیمین نمی دانم . وظیفه ما حمایت از این فیلم بود که انجام دادیم چون مطمئن باشید اگر حمایت های معاونت سینمایی نبود فرهادی وفیلمش این همه جایزه خارجی ودر حال حاضر گلدن کلوب را کسب نمی کردند.
وی درباره منعکس نشدن خبر در رسانه ملی گفت: نظری در این باره ندارم چون همیشه جایزه هایی که در جشنواره های خارجی داده می شود جنبه و بوی سیاسی بودن در آن استشمام واحساس می شود و مردم هم به این جوایز اعتماد ندارند. شما باید بروید واز مردم بپرسید که چرا در رسانه ملی این پیروزی بازتاب چندانی نداشته است .هرچند ما بر این باور نیستیم چون تیتر یک اكثر روزنامه های امروز عکس فرهادی با جایزه اش بوده است اما مطمئن باشید ما هر کاري که لازم بوده است برای جدایی نادر از سیمین انجام داده ايم.
سجادپور درباره ارسال نشدن پیام تبریک برخي مسئولان وزارت ارشاد براي فرهادي گفت: بازهم تاکید می کنیم اگر ما این فیلم را به اسکار معرفی نمی کردیم شاید این همه جایزه نمی برد در کل ما راه را برای فرهادی وفیلمش برای کسب افتخار هموار کردیم ومنظور برخي را از حمایت نمی فهمم.
سجادپور در پاسخ به این سئوال که برخي توقع داشتند پیام تبریکی مانند افتخارات علمی وورزشی توسط وزارت ارشاد ویا رئیس جمهور به سینما داده شود گفت: ما باید واقع بین باشیم. طرفدارانی که ورزش و حوزه های دیگر دارند سینما ندارد وبه نظر دلیل اصلی بازتاب کم رسانه ای آن این است ولی خود مردم بدلیل سیاسی بودن جوایز خارجی اعتماد چندانی به این جایزه ها ندارند و باید دلیل کم بودن بازتاب را از خود مردم سئوال کنید.

عبدالله بوتيمار بازيگر و دوبلور قديمي سينما درگذشت.




به گزارش بخش سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، بوتيمار كه از چند هفته پيش به‌دليل سكته مغزي در بخش آي سي يو بيمارستان فيروزگر بستري بود،
ديروز از دنيا رفت.
مراسم تشييع و خاكسپاري او احتمالا روز شنبه برگزار خواهد شد.
عبدالله بوتيمار متولد 1311، سال‌ها به‌عنوان بازيگر سينما و دوبلور فعال بود

۱۳۹۰ دی ۲۸, چهارشنبه

گفت‌وگو با لئوناردو دي‌كاپريو ،بازيگر «زايش» ساختة كريستوفر نولان






گفت‌وگو با لئوناردو دي‌كاپريو ،بازيگر «زايش» ساختة كريستوفر نولان

مي‌دانم كه آدم خوش‌شانسي هستم

• از روياهايي كه در فیلم زایش مي‌ديدي لذت مي‌بردي؟ بعد از همكاري در اين فيلم چطور؟
 بازي در اين فيلم برايم جالب بود، چون زياد خواب و رويا نمي‌بينم. براي تحقيق و كسب آمادگي براي بازي در فيلم به شيوه سنتي عمل كردم و كتاب‌هايي در باب تحليل و تعبير خواب خواندم. ولي در نهايت فهميدم كه اين دنياي رويايي خود كريس نولان است. اين دنيا ساختار و قوانيني داشت كه او خلق كرده بود. بنابراين پاي صحبت‌ها و توضيحات او نشستم تا با دنياي او آشنا شوم.
• در طول فيلم‌برداري پيش آمد كه گيج شوي و نداني در كدام فصل از روياها بازي مي‌كني؟
 خواندن فيلم‌نامة اصلي برايم خيلي جالب بود، چون ساختار داستان خيلي جاه‌طلبانه بود. شما با چهار حالت مختلف در ضمير نيمه‌خودآگاه انسان روبه‌رو هستيد كه مراحل مختلف رويا را دربردارند و هر يك ديگري را تحت تاثير قرار مي‌دهند. تصور اين فيلم‌نامة پيچيده در يك قالب و شمايل بصري واقعاً براي من هراس‌انگيز بود. اين فيلم به نوعي جادوي فيلم‌سازي است.
• سخت‌ترين فصل‌هاي فيلم از نظر خودت کدام است ؟
 فصلي كه در مراكش گرفتيم خيلي دشوار بود، چون بايد از ميان جمعيتي مي‌دويدم. حكم يك توپ پين‌بال را پيدا كرده بودم كه هر از چند گاه به يك مراكشي مي‌خوردم. البته گروه كاملاً حرفه‌اي در فصل‌هاي اكشن و سخت ما را همراهي مي‌كرد.
• شخصيت تو در این فیلم هم مثل چند کار قبلی‌ات رازها و اسرار زيادي دارد. فكر نمي‌كني در اين تيپ گرفتار شدي يا خودت به اين‌گونه شخصيت‌ها تمايل داري؟
 وقتي فيلم‌نامه‌اي را مي‌خوانم سوال نمي‌پرسم. اگر احساس كنم مي‌توانم در خدمت نقش باشم يا اين‌كه از نظر احساسي مرا درگير كند و جذب‌اش شوم و يا اين‌كه كارگردان كسي باشد كه ظرفيت استخراج ماهيت جاه‌طلبانة فيلم‌نامه را داشته باشد، هرگز ترديدي به خودم راه نمي‌دهم. مي‌دانم كه آدم خوش‌شانسي هستم، چون مي‌توانم فيلم‌هايي را انتخاب كنم كه دوست دارم در آن‌ها بازي كنم.
• قرار است در نقش جي. ادگار هووِر هم بازي كني. با اين حساب بازي‌ات در قالب اين‌گونه شخصيت‌ها ادامه خواهد داشت؟
 گفتم كه من جذب شخصيت‌ها، فيلم‌سازان و ساختارهاي داستاني مي‌شوم و خوشحالم كه مي‌توانم از پس‌ اين نقش‌ها برآيم. به‌طور كلي سعي كردم هميشه با بهترين كارگردانان كار كنم. اگر تا امروز بيش‌تر در فيلم‌هايي بازي كردم كه از لحاظ روان‌شناسي تيره‌وتار بودند، به خاطر اين بوده كه در اين‌گونه فيلم‌ها و نقش‌ها هميشه موضوع و سوژه‌اي براي انديشيدن وجود دارد. در حال حاضر هم با كلينت ايستوود درباره بازي در نقش جي. ادگار هوور گفت‌وگو مي‌كنم؛ سياست‌مدار آمريكايي كه در بعضي از رسوايي‌آميزترين وقايع تاريخ آمريكا دست داشت.
 منبع : سینما

دیدگاه صدا و سیما به فیلم جدایی نادر از سیمین

 در پی انتقادات گسترده از عملکرد صدا و سیما در بی توجهی به انتشار اخبار مربوط به جایزه معتبر فیلم ایرانی "‌جدایی نادر از سیمین"‌ که حتی منجر به سانسور کامل این رویداد در بخش های اصلی خبری رسانه ملی شد ، "جام جم آنلاين"‌ ارگان رسمی سازمان صدا و سیما علت این رویکرد را اعلام کرد.
متن کامل آنچه جام جم نوشته - بدون پیشداوری درباره محتوای آن - به شرح زیر است:
بامداد دوشنبه، يك اتفاق كم‌نظير سينمايي، همه را غافلگير كرد.در ميان بسياري از چهره‌هاي سينمايي بزرگ دنيا، يك ايراني جايزه مراسم با اهميت «گلدن گلاب» را از آن خود كرد.
در اين كه شايد بخشي از اين انتخاب، سياسي بوده باشد، حرفي نيست. در اين هم كه ايرادهايي به فيلم فرهادي وارد است، باز هم حرفي نيست.
اين را هم كه اگر فرهادي در مراسم «گلدن گلاب» برخي مناسبات اخلاقي را رعايت مي‌كرد، صورت بهتري داشت، قابل قبول است.
اما اين كه چرا ما به‌رغم خوشحاليمان از بلندآوازه شدن سينماي ايران در جهان چندان به آن نپرداختيم به اين دليل بود كه از همان آغاز و پيش از معرفي اين فيلم به جشنواره‌هاي بين‌المللي، چندان قرابتي ميان اين فيلم با روح جامعه ايراني، ‌اسلامي نمي‌ديديم.
گمان ما اين بود كه گزينه‌هاي بهتري مي‌توانست به عنوان نماينده ايران در جشنواره‌ها معرفي شود كه هم صورت درست و واقعي از جامعه ما ارائه داده باشد و هم نماينده فرهنگ درست ايراني باشد.
متوليان فرهنگي اما، با اين كه پروانه ساخت اين فيلم حتي در هنگام ساخت براي مدتي لغو شد و با اين كه صحبت‌هاي جناب فرهادي در مراسم خانه سينما حاشيه‌هاي زيادي به وجود آورد و نگراني بسياري از دلسوزان حوزه فرهنگ و هنر را موجب شد، اما به اتفاق آرا، «جدايي نادر از سيمين» را به عنوان نماينده جمهوري اسلامي ايران در جشنواره‌هاي معتبر بين‌المللي و از جمله اسكار معرفي كردند.
و حالا كه اين فيلم جايزه‌اي معتبر را از آن خود كرده است، بسياري از مسوولان فرهنگي و هنري، روي خود را از اين اتفاق برمي‌گردانند.
براستي چرا بايد سياست مسوولان و متوليان فرهنگي كشور تا اين اندازه ناهماهنگ باشد؟ اگر واقعا آنها هم «جدايي ...» را نماينده واقعي فرهنگ ايران نمي‌دانستند و آن را تاييد نمي‌كردند و اگر اين فيلم را متناسب با ارزش‌ها و خصوصيات متعالي جامعه ايراني اسلامي ايران نمي‌ديدند چرا اين فيلم را به جشنواره معتبري مثل اسكار معرفي كردند؟ چرا مثلا اجازه ندادند فيلمي ديگر كه مورد تاييد است و قرابت بيشتري با فرهنگ و سنت ايراني و اسلامي دارد، به جشنواره‌هاي معتبر جهاني معرفي شود؟ پس بايد در پس اين معرفي، انديشه و تفكري باشد و بسيار بعيد است كه اين انتخاب كاملا اتفاقي يا از سر اجبار بوده باشد.
حالا با اين اوصاف طبيعتا وقتي فيلمي براي جشنواره‌هاي مختلف معرفي مي‌شود، بايد مسوولان سينمايي كشور پاي اين فيلم بايستند و از موفقيتش خوشحال شوند.
بايد وقتي اين فيلم توانست جايزه‌اي كسب كند، پيش از همه بيانيه بدهند و ابراز خوشحالي كنند. نه اين كه وزير و معاون وزير و همگي خود را به بي‌خبري بزنند و دست آخر، يكي دو روز بعد معاون محترم سينمايي وقتي ديد هيچ كس پيشقدم نشده، خودش دست به كار شود و بيانيه بدهد و موفقيت او را به جامعه سينمايي تبريك بگويد.
آنها دست كم مي‌توانستند حالا كه «جدايي نادر از سيمين» را انتخاب كردند، پاي اين فيلم بايستند و لااقل از صحبت‌هاي فرهادي در اين مراسم كه از «مردم اهل صلح ايران» تشكر كرده بود، ياد كنند.
با اين سياست ناهماهنگ و عجيب، تنها گروه‌هاي سودجويي كه دشمني بسياري از آنها هم با نظام مقدس اسلامي ثابت شده است مجال يافتند تا با تبريك به مردم و كارهايي از اين دست، دوباره خود را مطرح كنند و از اين نمد كلاهي براي خود بدوزند.

۱۳۹۰ دی ۲۷, سه‌شنبه

جدایی نادر از سیمین یک درام پرکشش ایرانی










  • نویسنده :آلیسا سیمون
  • منبع نقد :ورایتی
  • ترجمه :پیمان جوادی

  • یک درام پرتنش و پیچیده به لحاظ فرم که چالش های اخلاقی و معنوی جامعه امروز ایران را به تصویر می کشد. درام تحسین برانگیز و قابل تأمل «جدایی نادر از سیمین» از نویسنده و کارگردان ایرانی اصغر فرهادی که بهترین و قوی ترین کار او تا کنون است. داستان بحث برانگیز فیلم به خوبی وضعیت جامعه معاصر ایرانی را بر دست گذاشتن بر روی مضامینی چون جنسیت ، طبقه اجتماعی ، عدالت ، شرافت و صداقت با به تصویر کشاندن یک خانواده طبقه متوسط شهری در میان انبوهی از دگرگونی ها و تحولات، نابرابری ها و تضادها نشان می دهد
    داستان جدی و چالش انگیز «جدایی نادر از سیمین» شبیه کار قبلی فرهادی یعنی «درباره الی» (که جایزه بهترین کارگردانی در جشنواره برلین 2009 را به دست آورد) به خوبی و با جزئیات کامل و دقیق بخش هایی از واقعیات حال حاضر جامعه ایرانی را به نمایش می گذارد. نادر (پیمان مُعادی) درخواست مهاجرت همسرش سیمین (لیلا حاتمی) را نمی پذیرد، چون پدرش از بیماری آلزایمر رنج می برد و او نمی خواهد پدرش را تنها رها کند. از این رو سیمین از دادگاه درخواست طلاق می کند و برای این جدایی هم به فرصت های بهتری که برای دخترش ترمه (سارینا فرهادی ، دختر کارگردان) در خارج از ایران وجود دارد اشاره می کند که همه اینها در سکانسی قابل قبول و باورپذیر، و  از لحاظ احساسی و منطقی به خوبی به تصویر کشیده شده، مدخلی می شود برای ادامه و حرکت رو به جلوی داستان فیلم. این صحنه ها آنقدر خوب و باورپذیر از کار در آمده که در ادامه در ذهن تماشاگران باقی می ماند و بقیه داستان فیلم بر پایه و محوریت آن شکل می گیرد.
    سیمین مجبور می شود به خانه مادرش (یزدانبخش) برود و ترمه هم به امید اینکه مادرش به خانه برگردد تصمصم می گیرد پیش نادر بماند. نادر نمی تواند از عهده مراقبت از پدرش بر بیاید، از این رو برای این کار مستخدمی به اسم راضیه (ساره بیات) استخدام می کند. بزودی برای تماشگران روشن می شود که نادر و همینطور راضیه آنگونه که در ظاهر نشان می دهند نیستند. راضیه یک زن جوان حامله، با حجاب و پوشش کاملاً اسلامی است که این کار را بدون اطلاع همسرش حجت (شهاب حسینی) قبول کرده است. او خبر ندارد که همسرش شغلی گرفته ، وگرنه هیچگاه اجازه نخواهد داد که بدون حضور همسر یا یکی از نزدیکانش وارد خانه مرد غریبه ای شود.
    یک روز نادر زودتر از همیشه به خانه باز می گردد. متوجه می شود که راضیه سر کارش حضور ندارد و در عین حال با صحنه ای روبرو می شود که به محض برگشتن راضیه منجر به مشاجره و بگو مگوی شدیدی میانشان می شود. فیلمبرداری این صحنه ها و صحنه های مشابه نزدیک به 45 دقیقه از زمان فیلم را به خود اختصاص داده است. نتیجه و پیامد این رویارویی و مواجهه نادر و راضیه این است که سرانجام در سیستم قضایی در برابر هم قرار می گیرند و پای بقیه را هم به میان می کشند از جمله معلم خصوصی ترمه (مریلا زارعی) که به وفاداری، صداقت، همدلی، یکرنگی و بزرگواری در زندگی مشترک معتقد است.
    درحالیکه فیلمنامه پیچیده و توام با ظرفت مدام بر میزان تنش ها و کشمکش های درون فیلم میان کاراکترها از صحنه ای به صحنه ی دیگر می افزاید، اتکای کارگردان و فیلمش به اینگونه صحنه ها ـ که بخش عمده ای از فیلم را تشکیل می دهندـ شاید باعث تحریک یا آزرده خاطر شدن برخی تماشاگران شود. در واقع گاهی اوقات غرور و تکبر نادر و سیمین منجر به تقلاها و کشمکش های پیش پا افتاده، بچه گانه و کم اهمیت می شود و خبری از آن دعواها و درگیری های جدی و همینطور اتفاقات و حوادث مهم دیگر در طول فیلم نیست. با وجود این انتقادات جزئی، بیشتر تماشاگران در پیچیدگی داستان و همینطور داستان شجاعانه و تهورآمیز فیلم همراه و همدل شده و از آن تأثیر می پذیرند. فیلم به لحاط بصری و فرم و همینطور به لحاظ داستان غنی، قابل قبول و درحد استانداردهای جهانی از کار درآمده. در طول فیلم صداهایی می شنویم اما نمی توانیم ببینیم مثل صدای باز و بسته شدن مداوم درها. فیلمبرداری فوق العاده چشمگیر محمود کلاری و استفاده او از لنزهای روشن و نوردهی مناسب در صحنه های دعوا و دادگاه به خوبی بروز احساسات و عواطف ـ از غم و غصه گرفته تا خشم و عصبانیت کاراکترها ـ در هر کدام از صحنه ها را نشان می دهد. قاب بندی های او حساب شده و در خدمت داستان فیلم و همینطور در چهارچوب یک فیلم خانوادگی در سطح بالاست. گروه بازیگران هم همگی قابل تحسین و درخور ستایش اند که هیچ بازی ضعیفی در میان آنها نمی بینیم.
  • نقد فیلم سینمایی دیوانه ها







    حکایت شهری که آرام و بی صدا فراموش می شود


  • گرایش عمومی اخیر برای بازسازی کلاسیک های ترسناک دهه هفتاد موهبتی برای استودیوها بوده تا بدنبال محصولات ارزان و سریعی باشند که مطمئنا برای آنها سودآور بوده است. برای طرفداران ژانر سینمای وحشت این بازسازی ها عموماً به معنای مرگ و زوال ترس ها و رقت خاطرات گذشته قلمداد می شود. ولی چرا؟ چرا بازسازی موثر فیلم هایی که خودشان توسط آدم های نوکیسه بی تجربه به شکل ارزان ساخته می شدند بسیار مشکل است؟ اشخاص ساده لوح ممکن است از تجارت پرسود سال گذشته با ظاهری فریبنده برای کشاندن نسل جدید سینماروها به سالن های سینما سخن گویند، اما ارزش های تولید سریع و نامنسجم چیزی نبود که آثار ابتدایی وس کریوِن، دیوید کراننبرگ یا جورج رومرو به کلاسیک های کالت آنی تبدیل کرد. مشخص کننده وجه بهترین فیلم های آن دوره -چیزی که آنها را برای به یاد آوردن با ارزش می سازد- آن است که چیزی برای گفتن داشتند. زیر متن حواشی اجتماعی مشکلی وجود داشت که تنها از زیر توجهات خون و بدن می گذشت
    رومرو بخصوص در این رویکرد استاد بود، و تریلر اپیدمیک «شهر کوچک» 1973 وی، «دیوانه ها»، روی جنگ بیولوژیکی، بی عرضگی بوروکراسی وار حکومت در موقعیت های بحرانی و شکست قوانین اجتماعی در یک وحشت فراگیر انگشت گذاشت. بازسازی برِک ایزنِر از فرض یکسانی آغاز می شود: یک هواپیمای حکومتی خارج از شهری کوچک دچار سانحه می شود، آب به یک عامل ویروسی مهندسی آلوده می شود که ساکنان را به مجانین آدمکش به ظاهر تبدیل می کند. وقتی شهر قرنطینه می شود و محلی ها برای جلوگیری از شیوع میکروب یک جا جمع می شوند، تعدادی از مردم تلاش می کنند تا از تسخیر اجتناب و بگریزند؛ در این نسخه، توسط کلانتر شهر (تیموتی اولیفانت) و همسر باردارش (رادا میچل) رهبری می شوند. اما به جای قرار دادن ما در میانه تلاش مدیریت فاجعه بار صاحبان قدرت- معدن طلای بالقوه مادی برای دوران بعد از یازده سپتامبر و طوفان کاترینا- ایزنِر به ما نیروی اشغال گر ناشناخته و دو بعدی تحویل می دهد. و به جای تلاش برای ورود به روحیه یک شهر در معرض خطر، پیش می رود. فرض می کند تعداد کمی از مردم آشفته فنس ها را می شکنند که کافی هم خواهد بود. مهم تر آنکه، فیلم تلاش نمی کند حس بیشتری پدید آورد. از ما انتظار می رود باور کنیم که قرنطینه و بازیابی تا روزهای پس از تصادم شروع می شده است. در واقع، به نظر می رسد حکومت کاملاً هواپیمای سقوط کرده اش را فراموش کرده است تا بیماری در میان مردم شیوع پیدا کند. ایزنِر و فیلمنامه نویسان نیر بطور سهل الوصولی نشانه های بیماری وشدت سرایت را تغییر می دهند تا مناسب آن گردد، چه قابل فهم آنها نیاز به شخصیتی دارتد تا در صحنه ارائه حضور داشته باشد.
    عدم انسجام فیلم را نومید کننده می سازد زیرا فیلم ترسناک شمایلی است که در تصویر زنی ایستاده در برابر کمباین پرسر و صدا، تیغه های گردان با بازی نورهای چشمک زن روی چهره اش وجود دارد. ایزنر فقط میزان درستی از وحشت خونبار در یک کلینیک تاریک شده و ساکت با بیماران بسته شده به تخت و مردی دیوانه آزاد با یک چنگال کشاورزی ایجاد می کند. در این میان نمایی از اره کالبدشکافی گردانی خارج از کنترل از آن سوی کف زمین سردخانه به سمت کشاله ران کلانتر جست و خیز می کنند و مردی همراه با یک کارواش اتوماتیک برای ضربه زدن به تعادل سبک موثر سام ریمی میان خنده های جلف و هیجانات نفس گیر مدیریت می کند.
    فیلم ممکن بود حتی قبولی به عنوان تمرین متوسط و سرگرم کننده ای براساس این توانایی ها بدست آورده باشد. اما در برابر بدترین رغبت در صحنه نهایی مغلوب می شود منجر به یک نقطه اوج مزخرف غیرقابل باور می گردد که «دیوانه ها» را ارائه می کنند، مثل بسیاری از اسلافش عقب می کشد، بی هدف و فراموش شدنی.


  • منبع :فیلم نگاه
  • حسودی فرج سلحشور به جایزه جدایی نادر از سیمین

    کارگردان سريال حضرت يوسف  گفت: جایزه گرفتن جدایی نادر از سیمین را برای ایران افتخار نمی دانم  و معتقدم  فرهادی یک فیلم متضاد با اعتقادات مردم وفرهنگ ایرانی ساخته است.
    به گزارش اوج نیوز، فرج الله سلحشور درباره جايزه گرفتن فيلم جدايي نادر از سيمين در گلدن گلوب اظهار داشت: جدایی نادر از سیمین یک فیلم در ضدیت اعتقادات مردم وتوهین به فرهنگ وخانواده در ایران است و  برای همین نمیتوان گفت این فیلم برای ایران وما افتخار آورده است.
    وی ادامه داد: مثلا اگر کسی دزد خوبی باشد وبانکی را بزند وبعد به او جایزه بهترین دزد را بدهند ویا اگر دکتری متخصص تولید قرص های روانگردان باشد وجایزه بگیرد آیا واقعا باید به آنها افتخار کرد؟ جدایی نادر از سیمین هم چنین نقشی را در گلدن کلوب ایفا کرد وبرای ما پیرو رهبری ها کسب این جایزه هیچ افتخاری ندارد.
    سلحشور در پاسخ به این موضوع  که این فیلم را خود  وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به این جشنواره ها فرستاده اند پاسخ داد: مسئولان وزارت ارشاد به ایران وفرهنگ ایران خیانت کردند وبه نظر من رسانه ملی کار درستی انجام داد که این موضوع را پوشش خبری نداد.فراموش نكنيم كه رهبري می گویند كه  به جایزه هایی که در خارج به ما داده می شود دلخوش نباشید ، اما اگر معیار ما مردم ، هنرمندان ویکسری جریان ساز هستند که موضوع فرق می کند و در اینصورت باید  26دی ماه را هر سال جشن بگیریم.
    وی  افزود: جدایی نادر از سیمین به همراه تایید کنندگان آن برای ارسالش به اسکار به کشور واسلام خیانت کرده اند و به نظر من وتمام ولایتمداران جایزه گلدن کلوب جدایی نادراز سیمین هیچ افتخاری برای کشور وملت ما نیست بلکه یک خیانت بزرگ در حق ملت است.

    گپی با هنرمندان سینمای قبل از انقلاب فرزانه داوری 1





     مجله سینمایی فیلم و هنر قصد دارد به پاس خدمات سینماگران قبل از انقلاب به معرفی انها بپردازد و نگاهی داشته باشد به کارنامه و بیوگرافی انان از طریق گفت وگوهای کوتاه ویا شرح حالی درباره انها ،
    هنرمندان سینمای قبل ازسال 1357 یکباره درهیاهوی انقلاب گم شدند. درصداندکی جذب سینمای کنونی شدند  برخی به خارج مهاجرت کردند ومابقی انها در ایران ماندند و فراموش شدن وشاید یاد کردن ازانها برای بعضی ها خوشایند نباشد.
      درحالی که اگر سینمایی وجود دارد واگردرسینمای کنونی تحول ودگرگونی ایجاد شده وبرخی دست اندارکاران و فیلم ها توانسته است موفق باشند، مدیون یایه گذاران سینمای صد ساله ایران هستند واگر در جشنواره ها ومحافل بزرگ سینمایی فیلم های ایرانی مطرح میشوند ازبرکت پایه گذاران سینمای ایران است .
    برهمین اساس اولین گفت وگو رابا «فرزانه داوری » که درسینمای قبل از انقلاب ظاهر شد ودرچند فیلم سینمایی بازی کرد ولی درسن جوانی از صحنه کار و فعالیت سینمایی کنار گداشته شد وکناررفت تا فراموش شد.


     ازخودتان بفرمایید منظورم بیوگرافی کاری است ؟
    با سلام...از ده سالگی با صحنه اشنا شدم و در 13 سالگی در فلکلورایران زیر نظر رابرت دووارن هنرجوی رقص بودم..و بعد وارد سینما شدم اولین فیلمم را 14 سالم بود بازی کردم.
    از چه سالی وارد کار سینما شدید؟

    من از سال 1350 وارد سینما شدم
    خانواده نظرشون در مورد کارهای شما چی بود؟

    خانودهام فقط مادرم موافق بود.
    هدف از امدن به سینما چی بود و ایا به هدف مورد نظر رسیدید؟

    هدفم عشق زیادم به مردمم بود
    چه فیلم هایی کار کردید؟

     فیلم «موسرخه » بکارگردانی ایرج قادری اولین بود « پرواز در قفس » واخرین« برادرکشی» و چند کار دیگر
    نظرتان درباره کارگردان های قبل از انقلاب چیست؟

    اکثرا در کشور هستند و کار میکنند .
    بعد ازانقلاب چرا کار انجام ندادید؟

    ممنوع الکار هستم و اجازه ندارم در هیچ فیلمی شرکت کنم
    از اینکه بعد از انقلاب نتوانستید در سینما کاری انجام بدهید چه نظری دارید؟

    بسیار متاسفم وغمگین 32 ..مدت کمی نیست؟
    چه فرقی بین سینمای قبل از انقلاب و بعد انقلاب حس  می کنید؟

    خیلی فرق هست خودتان میدونید که مردم قبل از انقلاب با چه فرهنگی زندگی میکردند خب حالا با چه فرهنگی من هم نو جوان ان دوره بودم و با اون فرهنگ بزرگ شدم و نمیدونستیم که قراره چه اتفاقاتی بیفته و این همه تغییر مسلما 180 درجه تغییر کرده
    با چه کارگردان هایی دوست دارید کار کنید اگر باز به سینما بر گردید؟

    فکر نمیکنم که دیگه به سینما بتونم برگردم .
    چه فرقی بین بازیگری سینما قبل از سال 57 و بعد ان می بیند؟ 

    خیلی فرق که بهتره وارد این بحث نشم..فقط اینو بگم که روی ما رو سفید کردند.
    نظری درباره گفته های سلحشور در باره زنان سینما دارید؟

    بهتر به این سئوال هم جواب ندم
    از نظر اخلاق سینمایی  فرق اساسی بعد از انقلاب بوجود امده یا نه؟

    خیلی فرق بوجود امده باند و مافیای سینمایی نداشتیم .پول بدن رل بخرن .ووووواقعا جای تاسف داره .32 سال گفتند فیلم فارسی فیلم فارسی مگه فیلمهای دیگه فارسی نیست .32 سال گذشته هنرپیشه های قبل از انقلاب بجز عده معدوی همه ممنوع الکار هستند و بر چسب فیلم فارسی مگر قبل از انقلاب مردم بی حجاب نبودن؟خوب فیلمها هم بی حجاب بود.
    از اعضای خانواده کسی در کار سینما هست؟ 

    بهتره جواب ندم !   

    ۱۳۹۰ دی ۲۶, دوشنبه

    فیلم بزرگداشت «حسین زندباف » تولید میشود



     فیلم بزرگداشت «حسین زندباف‌» در جشنواره فیلم فجر توسط «کمال تبریزی» ساخته می‌شود.

     شنیده‌ها حاکی از آن است فیلم بزرگداشت «حسین زندباف» که امسال در سی‌امین دوره از جشنواره فیلم فجر برگزار می‌شود، توسط «کمال تبریزی» کارگردان به‌نام سینمای ایران ساخته می‌شود.
    زندباف پیش از این پنج فیلم سینمایی کمال تبریزی را تدوین کرده و در حال حاضر این کارگردان مشغول فیلمبرداری فیلم بزرگداشت تدوینگر با سابقه سینمای ایران است.
    فیلم‌های «یک تکه نان» (1383)، «مارمولک» (1382)، «فرش باد» (1381)، «گاهی به آسمان نگاه کن» (1381) و «شیدا» (1377) ساخته کمال تبریزی توسط زندباف تدوین شده است.

    ابراهیم وحیدزاده وساخت فیلمی کمدی





     «ابراهیم وحیدزاده» از نگارش کار جدیدش به نام «بی‌دفاع» در ژانر کمدی خبر داد.

    «ابراهیم وحید زاده» کارگردان سینما در گفت‌وگو یی در مورد آخرین اخبار از فیلم «قصه عشق» که قرار بود تابستان سال جاری کلید بخورد، بیان داشت: ساخت فیلم سینمایی «قصه عشق» منتفی شد.
    وی در ادامه افزود: دلیل آن هم این است که «قصه عشق» فیلم پر هزینه‌ای بود و در کنار آن علیرغم رایزنی‌ها سرمایه‌اش فراهم نشد و ترجیح دادم کار را بگذارم کنار و از به نوعی از ساخت آن انصراف بدهم.
      وی ادامه داد : در حال حاضر مشغول نگارشی کار جدید با نام «بی‌دفاع» در ژانر کمدی هستم که که تا کنون نوشتن فیلمنامه این کار به نیمه رسیده است.
    بنابراین گزارش، «ابراهیم وحیدزاده» در کارنامه خود تا به حال آثاری مانند: «تحفه‌ها»، «مجسمه»، «عشق فیلم»، «معادله»، «شام عروسی»، «تاکسی نارنجی»، «عروسک» و ... را به ثبت رسانده است.