از نمایش کرگدن. استاد حمید سمندریان ومسعود جم آسمانی با کلاه سال 1351
مسعودجم آسمانی بازیگر و مدرس تاتر در آمریکااست. وی از شاگردان استاد حمید سمندریان در دهه 50 بوده ودانش آموخته اولین دوره رشته نمایش در سال 1344 دانشکده هنر های زیبای دانشگاه تهران می باشد ودر حال حاضر در آمریکا زندگی می کند با اینکه سال ها از استاد سمندریان دور است ولی هنوز عاشقانه سمندریان را دوست دارد و ازاستادبه نیکی یادمی کند . فیلم هنرگفتگویی با این بازیگر قدیمی تاتر وتهیه کنندتلویزیون انجام داده است.
لطفا کمی از خودتان بگید برای بیشتر آشناشدن خوانندگان مجله فیلم هنر ؟
مسعود جم آسمانی متولد بهمن ماه سال 1322 شمسی در اصفهان هستم و در خانوادهای فرهنگی و اهل علم و هنر دنیا امدم.
مادرم صدای خوبی داشت و برای خودش نغمه های محلی و فولکوریک را زمزمه می کرد. وگوشم از انجا با موسیقی اشنا شد. وشاید دلیلی شد که بعد ها به فرا گیری اواز سنتی ایرانی پرداختم.
در دوره ی دبیرستان کلاس 4 ادبی بود که در کلوپ نمایشی مدرسه شرکت کردم و در نمایشات مدرسه بازی می کردم. و شانس من این بود که مدیر دبیرستان ما پدر همسر ارحام صدر بازیگر تاتر در اصفهان بود . و او بود که مشوق من به بازیگری شد. از همان موقع پای من به نمایش های رادیوئی رادیو اصفهان در برنامه ی جوانان باز شدو بازی می کردم. از همان جا بود که راه خودم را تعین کردم و رشته ی تحصیلی ام را تاتر بر گزیدم . بعد از گرفتن دیپلم خیال داشتم به اتریش بروم وتاتر بخوانم . این مر بوط به سال 1344 است که از دبیرشتان فارغ التحصیل شدم . بهمین منظور برای گذراندن کلاسهای بازیگری به تهران رفتم که همزمان بود با تاسیس رشته ی تاتر در دانشکده ی هنر های زیبا ی دانشگاه تهران درسال 1344ودر کنکور هنر های زیبا و دانشکده ی هنر های دراماتیک هر دو قبول شدم اما هنر های زیبا را بر گزیدم.
چی شد رفتید به دانشکده ی هنر های زیبا؟
بعد از شرکت در امتحان کنکور وقبول شدن از رفتن به اطریش صرف نظر کردم و به هنر های زیبا رفتم.
چگونه با استاد سمندریان آشنا شدید؟
بله ،دوران دانشجوئی زیر نظر استاد حمید سمندریان به اموزش اصول علمی و تکنیکی تاتر پرداختم و به عضویت گروه تاتری ایشان ( گروه پاسارگاد پذیرفته شدم . حاصل این عضویت اغاز بازیگری من در کنار بازیگران حرفه ای ان زمان بود که این شگرد استاد سمندریان بود که ما دانشجویان را در کنار بازیگران حرفه ای قرار میداد تا از این طریق بتوانیم خود را بالا بکشیم که تاثیر فراوانی در توانائی ها و شناخت ما از بازیگری بود. این کار با عث شد بار هنری و توان بازیگری من بشدت و سرعت رشد کند . . اولین بازی من در گروه استاد سمندریان در دوره ی دانشجوئی درنمایشنامه ی آندورا بود اثر ماکس فریش که در کنار بزرگانی چون جمشید مشایخی .محمد علی کشاورز رکن الدین خسروی . زنده یاد جمیله ی شیخی . سعید پور ضمیمی و دیگران بود که به من توانائی های زیادی داد. در کار های نمایشی دیگری از جمله نمایشنامه ی چوب زیر بغل نویسنده و کارگردان بهمن فرسی بازی کردم که نقش یک مورخ افلیج را بازی میکردم که با اقبال فراوان روبرو شد و منتقدین نظرات خوبی در باره ی اینده ی من نوشتند که البته برایم زیاد مهم نبود. سپس در نمایش هرکول و طویله های اوجیاس مجدد به کارگردانی استاد سمندریان بازی کردم . وبعد از ان از دانشکده با مدرک لیسانس در رشته ی بازیگری فارغ التحصیل شدم و به خدمت سربازی رفتم. اما با جریانهای تاتری و دوستان و همکاران تاتری در تماس دائم بودم.
این چنین بود که با استاد سمندریان اشنا شدم
از کار کردن با ایشان راضی بودی ؟
بله صد درصد چون اشنائی با استاد سمندریان مرا تحت تاثیر شخصیت انسانی وهنری او قرار داد بطوریکه به او بسیار نزدیک شدم و کم کم ایشان برایم سمت یک دوست و برادری مهربان پیدا کرد و کمک های انسانی بسیاری در دوران زندگی ام بمن کرد که هر گز فراموش نمی کنم. بعد از اتمام دوره ی سربازی مجدد با گروه سمندریان ادامه دادم و در سال 1351 در نمایش کرگدن ها در کنار عزت اله انتظامی و پرویز صیاد بازی کردم ونقش خوبی داشتم که این نقش نقطه عطفی برای بازیگری من شد. در همین زمان من در سازمان رادیو تلویزیون در واحد نمایش بعنوان تهیه کننده ی تاترهای تلویزیونی استخدام شدم و در کنار ان به کار بازیگری در گروه استاد سمندریان ادامه میدادم که البته فرصت کمتری برای کار های صحنه داشتم و این جریان باعث شد که با اهالی تاتر بخوبی از نزدیک اشنا شوم و در حقیقت جزو خانواده ی تاتر پذیرفته شده بودم.
در تلویزیون دو تا از نمایشنامه های تلویزیونی را که استاد سمندریان برای تلویزیون کارگردانی کرده بود تهیه کردم
غروب روز های اخر پائیز اثر فردریک دورنمات با منو چهر فرید و محمود هاشمی
و نگاهی از پل اثر ارتور میلر که سمندریان برای تلویزیون کا رگردانی کرد .هم چنین نمایش تلویزیونی بازی استریندبرگ را باز به کار گردانی استاد سمندریان با بازیگری محمد علی کشاورز خانم هما روستا و اسماعیل شنگله تهیه کردم
اخرین کار صحنه ای خودم را باز در نمایش ملاقات بانوی سالخورده کار کردم
آیا خاطره ای از کار کردن با سمندریان داری؟
خاطره که از سمندریان زیاد دارم
زمانیکه تازه از سر بازی بر گشته بودم و ازدواج کرده بودم و بیکار بودم مدتی طول کشید تا کار پیدا کردم
همسرم پسر اولم را حامله بود و من برای هزینه ی بیمارستانش که اون موقع حدود 5000 تومن بود پول احتیاج داشتم . هیچکس را نداشتم این هزینه را از او قرض کنم . به سمندریان موضوع را گفتم و ایشان با کمال خوش روئی پول را بمن قرض داد اون موقع مشغول تمرین نمایش کرگدن بودیم
به سمندریان قول دادم بعد اجرای کرگدن از سهم دستمزدم به ایشان پس میدم البته این پیشنهاد خود ایشان بود که بعد اجرای کرگدن ها پول را پس بدهم.
اتفاقا بعد از اجرای کرگدن. دستمزدم درست 5000 تو مان شد و ایشان ان را با من حساب کرد . و البته چند مورد دیگر هم بود که گرفتاری هائی داشتم و ایشان بمن کمک کرد
سمندریان مراد من بود او را از جانم بیشتر دوست داشتم و دارم بخاطر ارزشهای والای هنری ش وانسانی ش
اخرین باری که ایشان و همسرش را دیدم سال 2003 بود که بعلت فوت پدرم سفری کوتاه به ایران داشتم که اولین سفرم بعد از ترک ایران بود
در مدتی که ایران بودم هر شب به دیدار ایشان میرفتم و حتا در کلاسهای مدرسه ی خصوصی ایشان هم کنار ایشان بودم
هنوز هم بعد از این همه سال که ایران نرفتم هر ماه با ایشان تماس درام .بهر حال او برای من حالت شمس تبریزی را در تاتر دارد و داشت
بسیار در تاتر از او اموختم و هر چه در چنته دارم مدیون راهنمائی ها و کار با ایشان است.
کی از ایران خارج شدید ؟
شش ماه پس ازانقلاب بود که فضای فرهنگی نا مساعدی برای کاره ای تاتر به دلیل جو انقلابی بوجود امد . که موجب دلسردی من شد و البته بیماری فرزندم هم مزید بر علت شد که تصمیم به ترک ایران گرفتم . راهی امریکا شدم.
در امریکا ادامه تحصیل دادید ؟
در امریکا تصمیم به ادامه ی تحصیل در همین رشته ی تاتر گرفتم و فوق لیسانس خودم را در رشته ی کارگردانی وبازیگری از دانشگاه ایسترن واشنگتن در شهر چینی در یافت نمودم. . و به انتقال خودم به ایالت کالیفرنیا . اولین تاتر ایرانی را در غربت بازی کردم بنام محاکمه ی ایرج میرزا که من نقش ایرج میرزای شاعر را ایفا کردم. سپس تاتر چشم در برابر چشم نوشته ی زنده یاد غلامحسین ساعدی را بازی کردم و در چند تاتر و کاره ای تلویزیونی با تنی از همدوره های دانشکده که در امریکا بودند کار کردم. تا سال 1390
اخرین کار صحنه ای را انجام دادم و سپس به تدریس بازیگری تاتر وتلویزیون در چند کالج امریکائی پرداختم. وتا سال 2008 به کارتدریس اشتغال داشتم و سپس باز نشستگی را بر گزیدم
- از زندگی راضی هستم؟
از زندگی شخصی شکایتی ندارم . اما از اینکه از صحنه دور شدم برایم کشنده بود وهست.
الان چه کاری در دست داری؟
کاری تاتری در دست ندارم
اما سه داستان از صادق هدایت را بصورت نمایشنامه تنظیم کرده ام اما به دلیل فضای مبتذل فرهنگی وهنری ایرانی هادر آمریکا ازاجرای ان منصرف شدم.
درحال حاضر در عوض به تدریس اواز سنتی ایرانی برای چند هنرجوی ایرانی بطور خصوصی ادامه میدهم . و بیشتر در زمینه یشعر فعالیت می کنم و به نوشتن شعر می پردازم و در حقیقت از مزاایای دوران باز نشستگی استفاده می کنم. یا د اوری می کنم که بعلت چند عمل جراحی روی زانو و دیگرا عضای بدنم از نظر جسمی توان بازیگری را ندارم و بیشتر به کار های نوشتنی و خواندن کتا ب و شنیدن موسیقی میگذرانم.
از اینکه با مجله فیلم و هنر گفت و گو کردید سپاسگزارم
من هم از شما برای انجام این گفت و گو سپاسگزارم