۱۳۹۱ خرداد ۳, چهارشنبه

نکات جالب وخواندنی از گفت گوی زنده یاد « فرهنگ معیری »



 
                      

«فرهنگ معیری »احتیاج به معرفی ندارد.جایگاه ویژه اش درسینما و تلویزیون،ازاو شخصیتی بر جسته ساخته است. اوبرای این جایگاه،چهار دهه، پرکاروپرثمرکوشش کرده است واثار قابل توجهی به سینمای ایران تقدیم کرده است. خواسته ی فرهنگ معیری این بود که از صحبت های تکراری پرهیز کنیم و فقط به گفت گویی ساده بسنده کنیم که چنین هم شد.«فرهنگ معیری »برای نوشتن وگفتگو ادبیات خاصی دارد.تا جایی که در توانم بود سعی کردم به این ادبیات وفادار بمانم.

رها روزبهان




کودکی و قصه های مادر بزرگ

تولد، یک خرداد ماه 1322 خواسته؟ ویا ناخواسته / وچرا ،گفتند:« خیر است وخیر بشودوخیربماند» عدد هفت پسر خواست پدر بود. کودکی ام در پس بازی با کتاب های خانواده به همراهی برادرنم و قصه های مادر بزرگ و پری که کتاب های کرایه ای ،شبی ده شاهی را درنظربازی برادرنم برایم می خواند و درترنم شعر های پدردر روشنی روز و شب های جمعه ،همراه مادر در پی یافتن گوشه ی چادر بی بی شهربانو با ماشین.




من و بهرام بیضایی

برای اولین بار، بهرام بیضایی را پشت صحنه فیلم عمو سبیلو دیدم . آن هم برای فروش یک سبیل، به قیمت بیست و شاید پنجاه تومان . البته این مهم نیست که شروع همکاری ام با بهرام بیضایی چگونه بود. به یاد ندارم، چه کسی معرف من به او بود. باید خیلی در ذهنم جستجو کنم تا به این موضوع برسم . البته به گمانم مهرداد فخیمی بوده باشد! پس ممنون آقای فخیمی ! به هر حال ما دونفر از تشکیل گروه و دسته، بیزار هستیم . این پذیرش دل بود که توانایی یک دیگر را برای همکاری مشترک کشف کردیم .بهرام بیضایی ، عجیب و غریب نیست
بر خلاف کسانی که فکر می کنند بهرام بیضایی، پیچیده وعجیب وغریب است باید بگویم ، هرگز. بهرام بیضایی فقط یک گناه دارد، یک گناه( خنده ) آن گناه دانستن است .او اشتباه کرده که خیلی خوانده، بیدار مانده ،فیلم دیده و درک ش را بالا برده است.این ها تمام گناه هایی است که بهرام بیضایی مرتکب شده است.
 صورت بازیگر ،با تماشاگر بایستی ارتباط بر قرار کند.من همیشه سعی کرده ام دیگر گونه ،بر مبنای قصه و آناتومی گریم کنم .حتی در فون زدن صورت ها ، در کارهای تلویزیونی. در فیلم« مشت» هم به یاد دارم که باید صورت «بهزاد جوانبخش» را طوری گریم می کردم که با خوردن مشت ،ورم کند و یا خردشدن صورت مرحوم «منوچهر حامدی» این کار را کردم و نتیجه ی خوبی هم گرفتم.
البته بعد ها، دیگر پیگیر این نوع کار ها نشدم. چون می خواستم با سایه ها حرف بزنم. در بیشتر کار های « هیچکاک» به خصوص فیلم «سرگیجه» و یکی دو تا کار اکسپرسیونیسم آلمانی هم، این سایه زدن اتفاق افتاد. ولی نمی دانم چرا از سایه زدن صورت بازیگر، در وسط کار منصرف شدند.

گریم ، فقط ایرانی
فقط می دانم که باید کمتر بخوابم، بیشتر مطالعه کنم و فیلم های زیادی ببینم.باید به خاطر اسم بزرگ کشورم،گریم ایران را روی پای خودش بایستد .چون ما، ملت بزرگ و توانایی هستیم و باید ایرانی بمانیم.
اینک بهترین زمان است که از دوستان عکاسم تشکر کنم که کار هایم را به زیبایی ثبت می کنند. چون زندگی ام، عکس است و به دو صورت زندگی می کنم . یکی، خودم را و دیگری، محتوایی که درون عکس است. یعنی احساسی که بازیگر به من می دهد.


عکاس وخبرنگار : رها روزبهان