گلشیفته فراهانی، بازیگر سینما که این روزها یکی از فیلم
های وی به نام «مرغ وخورشت آلو» در سینماهای آلمان و اتریش به زبان آلمانی
اکران شده است، در گفت و گو با هفته نامه آلمانی «اشپیگل»، با اشاره به
حال و هوای این فیلم، از بازجویی های خود در ایران به خاطر بازی در فیلم
آمریکایی «مجموعه دروغ ها»، چگونگی خروج از ایران و بالاخره زندگی در
پاریس، سخن گفته است.
به گزارش رادیو فردا، گلشیفته فراهانی درباره دردسرهایی که فیلم آمریکایی
«مجموعه دروغ ها» برای او به وجود آورد می گوید که پس از بازی در این فیلم
به ایران رفت و هنگامی که قصد داشت برای مقدمات فیلم دیگری به نام «شاهزاده
پارسی» راهی لندن شود، در فرودگاه تهران، گذرنامه اش ضبط و مصادره شد و به
این ترتیب از سفر باز ماند. وی سپس به دادگاه انقلاب احضار و به اقدام
علیه امنیت ملی متهم می شود.
خانم فراهانی گفته است، بازی در فیلم هالیودی «مجموعه دروغ ها» از سوی
دادگاه به مثابه همکاری با سازمان سی آی ای هم تلقی شده است.
گلشیفته فراهانی در گفت و گو با هفته نامه اشپیگل، با اشاره به بازجویی های
متعدد خود در وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی می گوید که بازجوی او گفته است:
«خواست ما این است که شما ایران را ترک کنید چرا که کشور نیازی به هنرمند
ندارد.»
۱۳۹۰ دی ۲۴, شنبه
شش فیلم سینمایی دیگر به بخش مسابقه جشنواره فجر اضافه شد
شش فیلم سینمایی دیگر به بخش مسابقه سودای
سیمرغ پیوستند؛ در مجموع 32 عنوان فیلم در بخش سودای سیمرغ مسابقه سینمای
ایران رقابت می کنند.
به نقل از روابط
عمومی سی امین جشنواره بین المللی فیلم فجر ضمن اعلام این خبر عناوین شش
فیلم را به این ترتیب اعلام کرد:
"بی خداحافظی " به کار گردانی احمد امینی به تهیه کنندگی محمد نشاط
"بی خود و بی جهت" به کار گردانی و تهیه کنندگی عبدالرضا کاهانی
"من و زیبا" به کارگردانی فریدون حسن پور و تهیه کنندگی جواد نوروزبیگی
"یک سطر واقعیت" به کارگردانی علی وزیریان و تهیه کنندگی جواد نوروزبیگی
"سلام بر فرشتگان" به کار گردانی فرزاد اژدری و تهیه کنندگی حسن علی مردانی و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی
"گیرنده" به کار گردانی مهرداد غفارزاده و تهیه کنندگی محمد قهرمانی و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی
برپایه این خبر هیات انتخاب مسابقه سینمای
ایران (متشکل از عزیزالله حمیدنژاد، حبیب الله کاسه ساز، علی رفیعی،
علیرضا سجادپور، جواد طوسی، جلیل عرفان منش، مینو فرشچی، بهمن حبشی و حمید
نعمت الله) طی نامه ای به محمد خزاعی دبیر جشنواره فیلم فجر عنوان کرد: "با
عنایت به حجم گسترده آثار متقاضی حضور در سی امین دوره جشنواره فیلم فجر و
با توجه به بررسی ظرفیت جداول نمایشی، هیات انتخاب سینمای ایران با اعلام
موافقت خود مبنی بر حضور 4 اثر ذخیره در بخش مسابقه سینمای ایران رضایت
خود را به حضور دو فیلم "بی خود و بی جهت" و "سلام بر فرشتگان" اعلام کرد.
شایان ذکر است در حال حاضر 32 فیلم در بخش سودای سیمرغ مسابقه سینمای ایران حضور دارد.
از سوی دیگر 17 فیلم ایرانی جا مانده از
بحش مسابقه در بخش آینه سینمای ایران به نمایش درمیآیند.
امسال برنده اصلی این جوایز فیلم صامت آرتیست بود
انجمن منتقدان فیلم رسانهای که هر سال جوایز انتخاب منتقدان را برگزار
میکند، بهترینهای خود را اعلام کرد. جدایی نادر از سیمین موفق شد جایزه
بهترین فیلم خارجی را بدست آورد. فاتح اصلی اسکار نیز فیلم صامت آرتیست
بود.
جوایز انتخاب منتقدان یکی از مهمترین جوایز سال سینمایی است. امسال برنده اصلی این جوایز فیلم آرتیست بود که توانست جوایز بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را بدست بیآورد و گام بلندی برای پیروزی در مراسم اسکار بردارد. نکته حائز اهمیت دیگر نیز انتخاب جدایی نادر از سیمین در بخش بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان بود. فیلم فرهادی در این بخش توانست بر فیلم پدرو آلمودووار و سه فیلم دیگری که امسال نماینده کشورهای لهستان، لبنان و فنلاند در اسکار هستند غلبه کند و این موفقیت قابل توجهی برای نماینده ایران به حساب میآید. لیست کامل این جوایز را در کافه سینما بخوانید.
لیست کامل جوایز:
بهترین فیلم: «هنرمند»
بهترین کارگردان: میشل هازاناویسیوس، «هنرمند»
بهترین فیلمنامه غیراقتباسی: «نیمهشب در پاریس»، وودی آلن
بهترین فیلمنامه اقتباسی: «مانی بال»، استیون زیلیان و آرون سورکین
بهترین بازیگر مرد: جرج کلونی، «فرزندان»
بهترین بازیگر زن: وایولا دیویس، «خدمتکار»
بهترین بازیگر مرد مکمل: کریستوفر پلامر، «تازهکارها»
بهترین بازیگر زن مکمل: اوکتاویا اسپنسر، «کمک»
بهترین بازیگر مرد یا زن جوان: تامس هورن، «فوقالعاده بلند و بیش از حد نزدیک»
بهترین گروه بازیگری: «کمک»
بهترین فیلمبرداری: «درخت زندگی» و «اسب کارزار»
بهترین طراحی هنری: «هوگو»
بهترین تدوین: «دختری با خالکوبی اژدها»
بهترین طراحی لباس: «هنرمند»
بهترین چهرهپردازی: «هری پاتر و یادگاران مرگ قسمت 2»
بهترین جلوههای تصویری: «ظهور سیاره میمونها»
بهترین صدا: «هری پاتر و یادگاران مرگ قسمت 2»
بهترین انیمیشن: «رنگو»
بهترین اکشن: «راندن»
بهترین کمدی: «ساقدوشها»
بهترین فیلم خارجیزبان: «جدایی نادر از سیمین»
بهترین مستند بلند: «جرج هریسن: زندگی در دنیای مادی»، مارتین اسکورسیزی
بهترین موسیقی: «هنرمند»
جوایز انتخاب منتقدان یکی از مهمترین جوایز سال سینمایی است. امسال برنده اصلی این جوایز فیلم آرتیست بود که توانست جوایز بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را بدست بیآورد و گام بلندی برای پیروزی در مراسم اسکار بردارد. نکته حائز اهمیت دیگر نیز انتخاب جدایی نادر از سیمین در بخش بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان بود. فیلم فرهادی در این بخش توانست بر فیلم پدرو آلمودووار و سه فیلم دیگری که امسال نماینده کشورهای لهستان، لبنان و فنلاند در اسکار هستند غلبه کند و این موفقیت قابل توجهی برای نماینده ایران به حساب میآید. لیست کامل این جوایز را در کافه سینما بخوانید.
لیست کامل جوایز:
بهترین فیلم: «هنرمند»
بهترین کارگردان: میشل هازاناویسیوس، «هنرمند»
بهترین فیلمنامه غیراقتباسی: «نیمهشب در پاریس»، وودی آلن
بهترین فیلمنامه اقتباسی: «مانی بال»، استیون زیلیان و آرون سورکین
بهترین بازیگر مرد: جرج کلونی، «فرزندان»
بهترین بازیگر زن: وایولا دیویس، «خدمتکار»
بهترین بازیگر مرد مکمل: کریستوفر پلامر، «تازهکارها»
بهترین بازیگر زن مکمل: اوکتاویا اسپنسر، «کمک»
بهترین بازیگر مرد یا زن جوان: تامس هورن، «فوقالعاده بلند و بیش از حد نزدیک»
بهترین گروه بازیگری: «کمک»
بهترین فیلمبرداری: «درخت زندگی» و «اسب کارزار»
بهترین طراحی هنری: «هوگو»
بهترین تدوین: «دختری با خالکوبی اژدها»
بهترین طراحی لباس: «هنرمند»
بهترین چهرهپردازی: «هری پاتر و یادگاران مرگ قسمت 2»
بهترین جلوههای تصویری: «ظهور سیاره میمونها»
بهترین صدا: «هری پاتر و یادگاران مرگ قسمت 2»
بهترین انیمیشن: «رنگو»
بهترین اکشن: «راندن»
بهترین کمدی: «ساقدوشها»
بهترین فیلم خارجیزبان: «جدایی نادر از سیمین»
بهترین مستند بلند: «جرج هریسن: زندگی در دنیای مادی»، مارتین اسکورسیزی
بهترین موسیقی: «هنرمند»
«گفتار پادشاه» در هفت رشته نامزد دريافت جوایز گلدن گلوب شد
فهرست كامل نامزدهای شصتوهشتمين دوره جوايز گلدن گلوب
«گفتار پادشاه» در هفت رشته نامزد دريافت جوایز گلدن گلوب شد
درام بریتانیایی «گفتار پادشاه» به کارگردانی تام هوپر در صدر فهرست نامزدهای شصت و هشتمین دوره جوایز گلدن گلوب قرار گرفت که از مهمترین جوایز سینمایی آمریکاست. جاش دومل، کتی هلمز و بلر آندروود بازیگران به همراه فیلیپ برک رئیس انجمن مطبوعات خارجی هالیوود که برگزارکننده جوایز گلدن گلوب است، پنج صبح روز سهشنبه (عصر سهشنبه به وقت ایران) اسامی نامزدهای این دوره جوایز گلدن گلوب را در هتل بورلی هیلتون اعلام کردند.
«گفتار پادشاه» با نامزدی در هفت رشته از جمله بهترین فیلم درام و سه نامزدی در بخش بازیگری برای کالین فیرث، هلنا بونهم کارتر و جفری راش بیشترین تعداد نامزدی را دارد.
این فیلم درباره تلاشهای یک گفتاردرمانگر (راش) است که در سالهای منتهی به جنگ جهانی دوم به جرج ششم پادشاه انگلستان (فیرث) کمک کرد بر لکنت زبان غلبه کند.
دیگر نامزدهای گلدن گلوب بهترین فیلم درام عبارتند از تریلر روانشناختی «قوی سیاه» که داستان آن در دنیای باله روی میدهد، فیلم با موضوع بوکس «مشتزن»، بلاکباستر علمی تخیلی «آغاز» و «شبکه اجتماعی» درباره موسسان فیسبوک.
در بخش بهترین فیلم موزیکال یا کمدی نیز «آلیس در سرزمین عجایب» که بر اساس فانتزی لوییس کارول ساخته شده، فیلم پر از رقص و آواز «واریته»، درام خانوادگی «حال بچهها خوب است»، فیلم اکشن «سرخ» و تریلر رومانتیک «گردشگر» نامزد شدهاند.
«شبکه اجتماعی» و «مشتزن» هر یک با شش مورد نامزدی پس از «گفتار پادشاه» بیشترین بخت را برای دریافت این دوره جوایز گلدن گلوب دارند. «مشتزن» در چهار بخش بازیگری نامزد دریافت جایزه است (بهترین بازیگر مرد برای مارک والبرگ و سه جایزه بهترین نقش مکمل برای کریستین بیل، ایمی آدامز و ملیسا لئو).
جانی دپ در بخش بهترین بازیگر مرد موزیکال یا کمدی برای دو فیلم «آلیس در سرزمین عجایب» و «گردشگر» بخت دریافت جایزه را دارد. فیلم موفق «آغاز» در بخشهای بهترین فیلمنامه و موسیقی هم نامزد شده، اما بازیگران فیلم از جمله لئوناردو دیکاپریو از قلم افتادهاند.
وسترن «شهامت» به کارگردانی جوئل و ایتن کوئن با بازی جف بریجز و مت دیمن هم کاملا از سوی انجمن مطبوعات خارجی هالیوود نادیده گرفته شد.
جوایز گلدن گلوب پس از اسکار مهمترین جوایز سینمایی سالانه در آمریکاست. در سالهای گذشته جوایز گلدن گلوب شاخصی بسیار خوب برای برندگان جوایز اسکار بود، اما در سالهای اخیر راه این دو رویداد سینمایی تقریبا از هم جدا شده است.
در شش سال اخیر تنها در یک مورد برنده جایزه گلدن گلوب بهترین فیلم جایزه اسکار بهترین فیلم آن سال را نیز دریافت کرده است («میلیونر زاغهنشین» در سال 2008). گلدن گلوب و اسکار در بخش بازیگری بیشتر به هم نزدیک هستند.
پارسال «آواتار» برنده گلدن گلوب بهترین فیلم درام شد و «قفسه درد» جایزه اسکار بهترین فیلم را گرفت، اما هر چهار برنده اسکار در بخش بازیگری - ساندرا بولاک برای «نقطه کور»، «جف بریجز» برای «قلب دیوانه»، مونیک برای «پرشس» و کریستوفر والتس برای «لعنتیهای بیآبرو» - قبل از آن جایزه گلدن گلوب را گرفته بودند.
انجمن مطبوعات خارجی هالیوود را 85 منتقد و گزارشگر تشکیل میدهند. رابرت دنیرو که هشت بار نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب شده و برای «گاو خشمگین» این جایزه را دریافت کرده، جایزه سسیل بی. دمیل یک عمر دستاورد را دریافت خواهد کرد.
مراسم شصت و هشتمین دوره جوایز گلدن گلوب 16 ژانویه 2011 (26 دیماه) در هتل بورلی هیلز برگزار میشود. ریکی جرویز بازیگر، نویسنده و کارگردان برای دومین سال مجری این مراسم است که از شبکه انبیسی روی آنتن میرود.
فهرست نامزدهای این دوره جوایز گلدن گلوب در بخش فیلمهای سینمایی به شرح زیر است.
بهترین فیلم درام: «قوی سیاه»، «مشتزن»، «آغاز»، «گفتار پادشاه»، «شبکه اجتماعی»
بهترین فیلم موزیکال یا کمدی: «آلیس در سرزمین عجایب»، «واریته»، «حال بچهها خوب است»، «سرخ»، «گردشگر»
بهترین کارگردان: دارن آرونوفسکی، «قوی سیاه» / دیوید فینچر، «شبکه اجتماعی» / تام هوپر، «گفتار پادشاه» / کریستوفر نولان، «آغاز» / دیوید ا. راسل، «مشتزن»
بهترین بازیگر مرد درام: جسی آیزنبرگ، «شبکه اجتماعی» / کالین فیرث، «گفتار پادشاه» / جیمز فرانکو، «127 ساعت» / رایان گاسلینگ، «ولنتاین آبی» / مارک والبرگ، «مشتزن»
بهترین بازیگر زن درام: هالی بری، «فرانکی و آلیس» / نیکول کیدمن، «مخمصه» / جنیفر لارنس، «استخوان زمستان» / ناتالی پورتمن، «قوی سیاه» / میشل ویلیامز، «ولنتاین آبی»
بهترین بازیگر مرد موزیکال یا کمدی: جانی دپ، «آلیس در سرزمین عجایب» / جانی دپ، «گردشگر» / پل جیاماتی، «نسخه بارنی» / جیک جیلنهال، «عشق و دیگر داروها» / کوین اسپیسی، «کازینو جک»
بهترین بازیگر زن موزیکال یا کمدی: آنت بنینگ، «حال بچهها خوب است» / آن هاتاوی، «عشق و دیگر داروها» / آنجلینا جولی، «گردشگر» / جولین مور، «حال بچهها خوب است» / اما استون، «Easy A»
بهترین بازیگر مرد مکمل: کریستین بیل، «مشتزن» / مایکل داگلاس، «وال استریت: پول هرگز نمیخوابد» / اندرو گارفیلد، «شبکه اجتماعی» / جرمی رنر، «شهر» / جفری راش، «گفتار پادشاه»
بهترین بازیگر زن مکمل: ایمی آدامز، «مشتزن» / هلنا بونهم کارتر، «گفتار پادشاه» / میلا کانیس، «قوی سیاه» / ملیسا لئو، «مشتزن» / جکی ویور، «قلمرو حیوانی»
بهترین فیلمنامه: دنی بویل و سایمن بوفوی، «127 ساعت» / لیسا چولودنکو و استیوارت بلومبرگ، «حال بچهها خوب است» / کریستوفر نولان، «آغاز» / دیوید سایدلر، «گفتار پادشاه» / آرون سورکین، «شبکه اجتماعی»
بهترین موسیقی: الکساندر دپلا، «گفتار پادشاه» / دنی الفمن، «آلیس در سرزمین عجایب» / ای. آر. رحمان، «127 ساعت» / ترنت رزنور و آتیکس راس، «شبکه اجتماعی» / هانس زیمر، «آغاز»
بهترین ترانه: Bound to You، «واریته» / «بازگشت به خانه»، «Country Strong» / «نور را میبینم»، «ژولیده پولیده» / «جایی برای ما هست»، «وقایع نگاری نارنیا: سفر داون تریدر» / «تمام من را ندیدی»، «واریته»
بهترین فیلم انیمیشن: «داستان اسباببازی 3»، «شعبدهباز»، «چگونه اژدهای خود را تربیت کنید»، «من نفرتانگیز»، «ژولیدهپولیده»
بهترین فیلم غیرانگلیسیزبان: «بیوتیفول»، مکزیک و اسپانیا / «کنسرت»، فرانسه / «خطه»، روسیه / «من عشق هستم»، ایتالیا / «در یک دنیای بهتر»، دانمارک
ورایتی
خانۀ سینما،خانۀ روشنگرانی که بر تیرگیها پرتو میافکنند؛
بیانیۀ
«خانۀ تئاتر» در اعتراض به تعطیلی «خانۀ سینما»
.
در شهر ما قفل بر در خانه ای بستند؛
خانۀ سینما
خانۀ روشنگرانی که بر تیرگیها پرتو میافکنند؛
آنها که در عبور از سایه روشنهای روزگار امیدها و
آرزوهای ملتی را بر دوش کشیدند و به امروز رساندند،
خانه ای که اهل خانه اش همواره با فرهنگِ سوداگری
در ستیز بوده اند، تا حریم فرهنگ عقلانی به دست نااهلان شکسته نشود،
خانهای که خشت های آن در کورۀ تاریخِ ملتی قوام
یافته است که هیچ باور ویرانگری نتوانسته است به فرهنگ آن فرمان دهد،
مأوای هنری که غایت اش شکوفایی انسان است،
هنری که اگر خانه ای بنام او بنا شده است، بیتردید
برای حفظ کرامت آنهایی است که با پرده های آبی به ما نشان میدهند که دنیا بی عشق
و بخشش، دوزخی از خشم و انتقام است،
خانه ای که احترام به اهل خانه اش یعنی پذیرشِ حقِ جامعه
برای کسبِ آگاهی و برخورداری از آموزش برای تعیینِ سرنوشت خویش،
خانه ای که سالهاست سیمرغ های فرهنگ این مرز و بوم
از بام آن به پرواز درمیآیند تا در گسترۀ فرهنگِ جهان، سفیران صلح و پیام آوران
دوستی باشند.
اما شگفتا آنها که با شتاب و تنگ حوصلگی حکم به بستن
این خانه داده اند، خود متولی فرهنگ و دایهدار گشایش هستی فرهنگ بودهاند،
کسانی که نگهبانی از دستاوردهای فرهنگی و هنری این
سرزمین وظیفۀ قانونی، ملی و اخلاقی آنهاست و باید در برابر جامعه و تاریخ پاسخگو
باشند،
آنها که پیش از صدور رأی به بستن این خانه یا هرخانه
دیگری به این میاندیشیدهاند که چگونه میتوان از اعتلا بخشیدن به فرهنگ و کوشش
آگاهانه برای ساخت جهانِ بهتر سخن گفت، بیآنکه به حقوق معنوی و قانونی و
دستاوردهای تاریخی پدیدآورندگان آن به دیده احترام نگریسته باشند.
باشد که بار دیگر آموزههای فرهنگی و تاریخی این سرزمین، به
ما – و همۀ کسانی که مسئولیت حفاظت و حمایت از فرهنگ و هنر کشور را دارند- یادآور
شود که جبرانِ خطا، قدم برداشتن بطرف خود است
و امید که در آیندۀ نزدیک، نظاره گر گشایش خانه ای باشیم
که جامعۀ فرهنگی ما به داشتن آن مفتخر است.
.
صنوف زیرمجموعه خانه تئاتر:
کانون کارگردانان
کانون نمایشنامهنویسان
انجمن بازیگران
انجمن نویسندگان و منتقدان
انجمن طراحان صحنه و لباس
انجمن چهرهپردازان
انجمن نمایشگران خیابانی
انجمن نمایشگران عروسکی
انجمن تئاتر کودک و نوجوان
انجمن کارکنان فنی وهنری
انجمن عکاسان
انجمن طراحان پوستر
انجمن موسیقی تئاتر
انجمن نمایشگران حرکت
دی ماه ۱۳۹۰
برای حضور بعضی فیلم ها، چانه زدم، بحث کردم، و..
حمید نعمتالله؛ نویسنده و کارگردان سینما و یکی از اعضای هیات انتخاب
سیامین جشنواره فیلم فجر در ارتباط با فیلمهای معرفی شده برای حضور در
بخش مسابقه جشنواره به خبرنگار مهر گفت: من بهعنوان یکی از اعضای هیات
انتخاب با حضور تعدادی از فیلمهای حاضر در بخش مسابقه مخالف بودم و اصرار
به حضور تعدای از آثاری که هم اکنون در بخش خارج از مسابقه هستند داشتم.
وی افزود: اما به هر حال این رای برآورد نظر 9 نفر از داوران هیات انتخاب جشنواره فجر است. من برای حضور تعدادی از فیلمها خیلی بحث کردم و حتی به نوعی چانه زدم. اما بنده فقط یک رای داشتم.
نعمتالله با اشاره به فیلم "پریناز" ساخته بهرام بهرامیان عنوان کرد: بنده علاقمند بودم این فیلم در بخش مسابقه حضور داشته باشد. اما گفتند "پریناز" در ارشاد مشکل نظارتی دارد. این وضعیت درباره تعداد دیگری از فیلم نیز وجود داشت. بهتر است اداره نظارت و ارزشیابی ارشاد در این ارتباط پاسخگو باشد.
کارگردان "بیپولی" در ادامه افزود: فیلمهای من نیز در سالهای قبل در جشنواره حضور داشتهاند و به عقیده در حق آنها نیز در مواردی کم لطفی شد. همانطور که به خاطر دارید "بوتیک" در خارج از مسابقه بود و "بیپولی" نیز با بیتوجهی روبرو شد و فقط جایزه بازیگری، تندیس مشترک جایزه تماشاگران همراه با "درباره الی..." و دیپلم افتخار نویسندگی را دریافت کرد.
وی تاکید کرد: شاید من هم از این شرایط ناراحت بودم، اما وضعیت را درک میکردم. زیرا بالاخره هر هیاتی با رای اعضایش به یک نتیجه مشترک میرسند. هر شخصی میتواند رای خود را داشته باشد. من هر گز از آنها طلبکار نبودم.
این عضو هیأت انتخاب جشنواره سیام افزود: امروز فرض میکنم شاید عدهای از آنها تلاش کردهاند فیلم من در بخش مسابقه باشد و یا جوایز بیشتری دریافت کند اما نتوانستهاند، مانند من که برای برخی از فیلمها در این دوره تلاش کردهام.
نعمتالله عنوان کرد: من با تمام وجود اعلام میکنم که بدون هیچ ملاحظهای فیلمها را مورد ارزیابی قرار دادهام. معتقدم آثاری شایسته حضور در جشنواره بودند و من در حد توانم از آنها دفاع کردم، اما نتیجه نهایی آرا چیزی است که منتشر شدهاست.
وی ادامه داد: دوستی اگر به طور مشخص از من طلبکار باشد، شخصا جوابگوی او هستم. باز هم تاکید میکنم فیلمها را بدون ملاحظه ارزیابی کردم و تا حدودی فکر میکنم موفق بودهام.
این کارگردان سینما در پایان تاکید کرد: بهتر است اداره نظارت و ارزشیابی شفافسازی کند و خودش پاسخگوی غیبت برخی فیلمها که مشکل نظارتی دارند، باشد
وی افزود: اما به هر حال این رای برآورد نظر 9 نفر از داوران هیات انتخاب جشنواره فجر است. من برای حضور تعدادی از فیلمها خیلی بحث کردم و حتی به نوعی چانه زدم. اما بنده فقط یک رای داشتم.
نعمتالله با اشاره به فیلم "پریناز" ساخته بهرام بهرامیان عنوان کرد: بنده علاقمند بودم این فیلم در بخش مسابقه حضور داشته باشد. اما گفتند "پریناز" در ارشاد مشکل نظارتی دارد. این وضعیت درباره تعداد دیگری از فیلم نیز وجود داشت. بهتر است اداره نظارت و ارزشیابی ارشاد در این ارتباط پاسخگو باشد.
کارگردان "بیپولی" در ادامه افزود: فیلمهای من نیز در سالهای قبل در جشنواره حضور داشتهاند و به عقیده در حق آنها نیز در مواردی کم لطفی شد. همانطور که به خاطر دارید "بوتیک" در خارج از مسابقه بود و "بیپولی" نیز با بیتوجهی روبرو شد و فقط جایزه بازیگری، تندیس مشترک جایزه تماشاگران همراه با "درباره الی..." و دیپلم افتخار نویسندگی را دریافت کرد.
وی تاکید کرد: شاید من هم از این شرایط ناراحت بودم، اما وضعیت را درک میکردم. زیرا بالاخره هر هیاتی با رای اعضایش به یک نتیجه مشترک میرسند. هر شخصی میتواند رای خود را داشته باشد. من هر گز از آنها طلبکار نبودم.
این عضو هیأت انتخاب جشنواره سیام افزود: امروز فرض میکنم شاید عدهای از آنها تلاش کردهاند فیلم من در بخش مسابقه باشد و یا جوایز بیشتری دریافت کند اما نتوانستهاند، مانند من که برای برخی از فیلمها در این دوره تلاش کردهام.
نعمتالله عنوان کرد: من با تمام وجود اعلام میکنم که بدون هیچ ملاحظهای فیلمها را مورد ارزیابی قرار دادهام. معتقدم آثاری شایسته حضور در جشنواره بودند و من در حد توانم از آنها دفاع کردم، اما نتیجه نهایی آرا چیزی است که منتشر شدهاست.
وی ادامه داد: دوستی اگر به طور مشخص از من طلبکار باشد، شخصا جوابگوی او هستم. باز هم تاکید میکنم فیلمها را بدون ملاحظه ارزیابی کردم و تا حدودی فکر میکنم موفق بودهام.
این کارگردان سینما در پایان تاکید کرد: بهتر است اداره نظارت و ارزشیابی شفافسازی کند و خودش پاسخگوی غیبت برخی فیلمها که مشکل نظارتی دارند، باشد
جنگ قدرت با ریچادر سوم و باکینگهام
نمایش "ریچارد سوم" به کارگردانی آتیلا پسیانی از فردا (یکشنبه 20 آذر) در تالار استاد سمندریان مجموعه تماشاخانه ایرانشهر به روی صحنه می رود.
به گزارش فیلم نیوز و به نقل از روابط عمومی تماشاخانه ایرانشهر، این نمایش
را محمد چرمشیر براساس نمایشنامه ویلیام شکسپیر نوشته است و با بازی
بازیگرانی چون صابر ابر، محمود بهروزیان، آتیلا پسیانی، خسرو پسیانی، ستاره
پسیانی، روحالله حقگویلسان، نگار عابدی، مهدی صدر، حسن طاهری، مهدی
موسیخانی و فاطمه نقوی به روی صحنه میرود.
این نمایش داستان جنگ قدرت میان شاه ریچارد سوم و شخصی به نام باکینگهام را روایت می کند. این تئاتر از 20 آذر الی 10 بهمن ماه در تماشاخانه ایران شهر اجرا خواهد داشت.
علاقه مندان می توانند همه روزه به استثناء روزهای شنبه به مجموعه تماشاخانه ایرانشهر مراجعه و یا جهت رزرو بلیط از طریق شماره های 88814125 و 88814126 با روابط عمومی و امور بینالملل مجموعه در تماس باشند.
این نمایش داستان جنگ قدرت میان شاه ریچارد سوم و شخصی به نام باکینگهام را روایت می کند. این تئاتر از 20 آذر الی 10 بهمن ماه در تماشاخانه ایران شهر اجرا خواهد داشت.
علاقه مندان می توانند همه روزه به استثناء روزهای شنبه به مجموعه تماشاخانه ایرانشهر مراجعه و یا جهت رزرو بلیط از طریق شماره های 88814125 و 88814126 با روابط عمومی و امور بینالملل مجموعه در تماس باشند.
۱۳۹۰ دی ۲۳, جمعه
ایرج گرگین از مديران قبلی تلويزيون ملی ايران در گذشت
بهنام ناطقی
ايرج گرگين، روزنامه نگار باسابقه ايرانی و از مديران پيشين تلويزيون ملی
ايران، بر اثر بيماری، صبح جمعه، در آمريکا در سن ۷۷ سالگی درگذشت.
ايرج گرگين از روز يکشنبه، اول ژانويه، در بيمارستانی در شهر «فيرفکس» ويرجينيا بستری شده بود.
آقای گرگین، سال ها پس از مبارزه با یک بیماری سخت درگذشت.
همزمان با تحصيل در رشته ادبيات فارسی، کار حرفهای مطبوعاتی را در دهه ۱۳۳۰ در روزنامه کيهان شروع کرد و مدت کوتاهی نيز مديرداخلی «کيهان فرهنگی» بود.
در سال ۱۳۳۷ برای نخستين بار، از سوی دولت امتحاناتی برای استخدام و تربيت تهيهکننده و گوينده و مجری برنامههای راديويی زير نظر يک کارشناس برگزار شد. ۱۲ تن از ميان صدها شرکت کننده برای تهيه کنندگی انتخاب شدند که او هم جزو آنان بود.
سپس به پيشنهاد اسدالله پيمان که در آن زمان گويندهای صاحب نام بود امتحان گويندگی داد تحت نظر کسانی مانند تقی روحانی- يکی از برجستهترين گويندگان تاريخ راديو در ايران- به آموختن گويندگی پرداخت.
از زمستان ۱۳۳۷ کار در راديو را به طور رسمی شروع کرد.
در اوائل دهه ۱۳۴۰ تأسيس «برنامه دوم - راديو تهران» که سرپرستی و مسئوليتش به او واگذار شد، به راديو در ايران معنای تازهای بخشيد. برای نخستين بار فرستندهای به طور کامل به طرح مباحث فرهنگی و هنری و علمی و اقتصادی اختصاص يافت. اين راديو به پايگاهی برای معرفی هنر و ادبيات جديد ايران، تئاتر و موسيقی جهان و برخی مباحث تاريخی و اجتماعی تبديل شد.
چهره های فرهنگی و صاحب نامی مانند احمد شاملو، فروغ فرخزاد، نادر نادرپور، سيمين بهبهانی، مهدی اخوان ثالث، هوشنگ نهاوندی، فرخ غفاری، فريدون رهنما، محمدجعفر محجوب، علیاصغرحاج سيد جوادی، عبدالله توکل و گروهی ديگر از شاعران و نويسندگان و هنرمندان بنام در «برنامه دوم» حضور يافتند و گروهی از آنان نيز با آن به همکاری پرداختند.
با آغاز کار تلويزيون ملی به عنوان گوينده و گزارشگر به آن پيوست.
در طول سالهای کار در تلويزيون سمتهای رياست روابط عمومی و انتشارات، مديريت خبر، مديريت توليد را برعهده داشت، و مجله تماشا را نيز منتشر می کرد.
از سال ۱۳۵۵ و با تقسيم تلويزيون ايران به دو شبکه، مديريت شبکه دو به او واگذار شد.
به دنبال انقلاب ۵۷ و خروج از ايران راديو اميد را به عنوان يکی از نخستين راديوهای مستقل و روزانهی فارسی زبان در سال ۱۳۶۱ در لس آنجلس تاسيس کرد.
در سال ۱۳۷۷ به پراگ نقل مکان کرد و به عنوان يکی از پايه گذاران اصلی بخش فارسی راديو اروپای آزاد / راديو آزادی (که چند سال بعد تبديل به راديوفردا شد)، همکاری خود را با اين راديو آغاز کرد و مسئوليت محتوای اين راديو را بر عهده داشت.
ايرج گرگين از روز يکشنبه، اول ژانويه، در بيمارستانی در شهر «فيرفکس» ويرجينيا بستری شده بود.
آقای گرگین، سال ها پس از مبارزه با یک بیماری سخت درگذشت.
همزمان با تحصيل در رشته ادبيات فارسی، کار حرفهای مطبوعاتی را در دهه ۱۳۳۰ در روزنامه کيهان شروع کرد و مدت کوتاهی نيز مديرداخلی «کيهان فرهنگی» بود.
در سال ۱۳۳۷ برای نخستين بار، از سوی دولت امتحاناتی برای استخدام و تربيت تهيهکننده و گوينده و مجری برنامههای راديويی زير نظر يک کارشناس برگزار شد. ۱۲ تن از ميان صدها شرکت کننده برای تهيه کنندگی انتخاب شدند که او هم جزو آنان بود.
سپس به پيشنهاد اسدالله پيمان که در آن زمان گويندهای صاحب نام بود امتحان گويندگی داد تحت نظر کسانی مانند تقی روحانی- يکی از برجستهترين گويندگان تاريخ راديو در ايران- به آموختن گويندگی پرداخت.
از زمستان ۱۳۳۷ کار در راديو را به طور رسمی شروع کرد.
در اوائل دهه ۱۳۴۰ تأسيس «برنامه دوم - راديو تهران» که سرپرستی و مسئوليتش به او واگذار شد، به راديو در ايران معنای تازهای بخشيد. برای نخستين بار فرستندهای به طور کامل به طرح مباحث فرهنگی و هنری و علمی و اقتصادی اختصاص يافت. اين راديو به پايگاهی برای معرفی هنر و ادبيات جديد ايران، تئاتر و موسيقی جهان و برخی مباحث تاريخی و اجتماعی تبديل شد.
چهره های فرهنگی و صاحب نامی مانند احمد شاملو، فروغ فرخزاد، نادر نادرپور، سيمين بهبهانی، مهدی اخوان ثالث، هوشنگ نهاوندی، فرخ غفاری، فريدون رهنما، محمدجعفر محجوب، علیاصغرحاج سيد جوادی، عبدالله توکل و گروهی ديگر از شاعران و نويسندگان و هنرمندان بنام در «برنامه دوم» حضور يافتند و گروهی از آنان نيز با آن به همکاری پرداختند.
با آغاز کار تلويزيون ملی به عنوان گوينده و گزارشگر به آن پيوست.
در طول سالهای کار در تلويزيون سمتهای رياست روابط عمومی و انتشارات، مديريت خبر، مديريت توليد را برعهده داشت، و مجله تماشا را نيز منتشر می کرد.
از سال ۱۳۵۵ و با تقسيم تلويزيون ايران به دو شبکه، مديريت شبکه دو به او واگذار شد.
به دنبال انقلاب ۵۷ و خروج از ايران راديو اميد را به عنوان يکی از نخستين راديوهای مستقل و روزانهی فارسی زبان در سال ۱۳۶۱ در لس آنجلس تاسيس کرد.
در سال ۱۳۷۷ به پراگ نقل مکان کرد و به عنوان يکی از پايه گذاران اصلی بخش فارسی راديو اروپای آزاد / راديو آزادی (که چند سال بعد تبديل به راديوفردا شد)، همکاری خود را با اين راديو آغاز کرد و مسئوليت محتوای اين راديو را بر عهده داشت.
امسال حجم ممیزی بعضی آثار از 15 تا 70 دقیقه است
با انتشار فهرست فیلمهای حاضر در بخش اصلی سیامین جشنواره فیلم فجر، طبق
سنت هر ساله گمانهزنی درباره فیلمهای ناکام آغاز شد. هر ساله در روزهای
آغازین زمستان و هم زمان با شمارش معکوس جشنواره فیلم فجر خبرهایی مبنیبر
ممیزی فیلمها و حتی در برخی موارد توقیف برخی آثار شنیده میشود.
شنیدههایی که با انتشار رسمی لیست نهایی فیلمهای بخش مسابقه صحتشان
بیشتر قوت میگیرند. سیامین جشنواره فیلم فجر هم که در آستانه برگزاری آن
هستیم، گویا با حاشیههای زیادی به لحاظ ممیزی آثار روبرو شده است. در
میان فیلمهای معرفی شده برای بخش اصلی جشنواره امسال نام یک فیلم "اینجا
شهر دیگری است" ساخته احمدرضا گرشاسبی که از آثار ارزشی محسوب میشدند نیز
دیده نمیشود. اما طبق شنیدهها در میان غایبان بخش اصلی جشنواره فیلمهایی
چون "پنهان" مهدی رحمانی، "زندگی خصوصی آقا و خانم میم" روحالله حجازی،
"بیخود و بیجهت" عبدالرضا کاهانی، "بغض" رضا درمیشیان، "آزاد راه" عباس
رافعی و"پریناز"(سبب من) بهرام بهرامیان جز آثاری هستند که دچار ممیزی
شدهاند و یا حتی در معرض توقیف قرار دارند.
تعدادی از کارگردانان این آثار با معاونت سینمایی دیدار کردهاند و در ارتباط با نمایش آثار خود در جشنواره صحبتهایی داشتهاند. ممیزی این آثار از 15 تا 70 دقیقه بودهاست! به برخی صاحبان آثار این بخش اعلام شدهاست که آثار فوق دچار مشکل مضمونی هستند. البته شنیده میشود در برخی موارد این اتفاقات را بر گردن هیات انتخاب انداخته و بحث همیشگی سلیقه داوران را مطرح کردند.
در این میان فیلمهای دیگری نیز هستند که هنوز تکلیف آنها مشخص نشده و احتمال آن میرود در بخشهای دیگری حضور داشته باشند. فیلم "من همسرش هستم" مصطفی شایسته با داشتن مجوز نمایش، "تهران 1500" بهرام عظیمی، "فیلادلفی" کارگردانی مشترک سیدمجتبی اسدیپور و اسماعیل رحیمزاد، "توقف کوتاه" ابوالفضل جلیلی، "بیتابی بیتا" مهرداد فرید،"شانه دوست" محسن محسنی نسب، "آزمایشگاه" حمید امجد و "خودزنی" احمد کاوری در این بخش قرار دارند.
نکته جالب توجه درباره فهرست فیلمهای بخش مسابقه سیامین جشنواره فیلم فجر اینکه در میان همین 26 فیلم هم آثاری حضور دارند که شرکتشان در جشنواره مشروط اعلام شده است! اتفاقی که میتوان آن را یکی از نوآوریهای جشنواره سیام دانست. طبق شنیدهها آثاری چون "خرس" خسرو معصومی، "گشت ارشاد" سعید سهیلی، "ملکه" محمدعلی باشهآهنگر و "آمین خواهیم گفت" سامان سالور در صورت اعمال اصلاحات و دریافت مجوز نمایش میتوانند در لیست نهایی قرار بگیرند.
همچنین دو فیلم از میان آثار راه نیافته به بخش مسابقه یک بازیگر واحد دارند که گویا در حال حاضر در سینمای ایران اجازه کار ندارد و دلیل ممیزی این دو فیلم حضور وی در این فیلمهاست.
تعدادی از کارگردانان این آثار با معاونت سینمایی دیدار کردهاند و در ارتباط با نمایش آثار خود در جشنواره صحبتهایی داشتهاند. ممیزی این آثار از 15 تا 70 دقیقه بودهاست! به برخی صاحبان آثار این بخش اعلام شدهاست که آثار فوق دچار مشکل مضمونی هستند. البته شنیده میشود در برخی موارد این اتفاقات را بر گردن هیات انتخاب انداخته و بحث همیشگی سلیقه داوران را مطرح کردند.
در این میان فیلمهای دیگری نیز هستند که هنوز تکلیف آنها مشخص نشده و احتمال آن میرود در بخشهای دیگری حضور داشته باشند. فیلم "من همسرش هستم" مصطفی شایسته با داشتن مجوز نمایش، "تهران 1500" بهرام عظیمی، "فیلادلفی" کارگردانی مشترک سیدمجتبی اسدیپور و اسماعیل رحیمزاد، "توقف کوتاه" ابوالفضل جلیلی، "بیتابی بیتا" مهرداد فرید،"شانه دوست" محسن محسنی نسب، "آزمایشگاه" حمید امجد و "خودزنی" احمد کاوری در این بخش قرار دارند.
نکته جالب توجه درباره فهرست فیلمهای بخش مسابقه سیامین جشنواره فیلم فجر اینکه در میان همین 26 فیلم هم آثاری حضور دارند که شرکتشان در جشنواره مشروط اعلام شده است! اتفاقی که میتوان آن را یکی از نوآوریهای جشنواره سیام دانست. طبق شنیدهها آثاری چون "خرس" خسرو معصومی، "گشت ارشاد" سعید سهیلی، "ملکه" محمدعلی باشهآهنگر و "آمین خواهیم گفت" سامان سالور در صورت اعمال اصلاحات و دریافت مجوز نمایش میتوانند در لیست نهایی قرار بگیرند.
همچنین دو فیلم از میان آثار راه نیافته به بخش مسابقه یک بازیگر واحد دارند که گویا در حال حاضر در سینمای ایران اجازه کار ندارد و دلیل ممیزی این دو فیلم حضور وی در این فیلمهاست.
احمد توکلی : وزارت ارشاد مجوز قانونی انحلال خانه سینما را ندارد
احمد توکلی رئیس مرکز پژوهش های مجلس در توضیحاتی درباره انحلال خانه سینما عنوان کرد، وزارت ارشاد قانونا نمی تواند خانه سینما را منحل کند. به دنبال درج مصاحبه ای از احمد توکلی با خبرگزاری مهر درباره مخالفت با انحلال خانه سینما، این نماینده اصولگرای مجلس هشتم در یادداشتی، توضیحاتی را درباره دلایل مخالفتش با این موضوع ارائه کرد. متن این یادداشت به این شرح است:
پس از آنکه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خانه سینما را منحل اعلام کرد، بنده طی مصاحبه ای با این اقدام مخالفت کردم. به دنبال آن برخی خیرخواهان از کار بنده انتقاد کردند. لازم است به احترام منتقدان توضیحات زیر را تقدیم کنم:
تکیه اصلی ام بر چند نکته بود: اول آنکه، وزارت ارشاد قانوناً نمی تواند خانه سینما را منحل کند؛ زیرا خانه سینما شرکت به ثبت رسیده است و انحلال شرکت ثبت شده جز بر اساس اساسنامه اش و یا حکم مقام قضایی مقدور نیست. دولت تنها بر اساس قانون می تواند با مردم، چه حقیقی، چه حقوقی برخورد کند و حق مردم جز به شکل قانونی سلب شدنی نیست.
گزارش کارشناسی مرکز پژوهش ها که امروز منتشر شده است، ضمن آنکه اختیار وزارت ارشاد را در توقف فعالیت های غیرمجاز خانه سینما تایید کرده است، انحلال را حق وزارتخانه مزبور ندانسته و تعیین تکلیف را به دادگاه صالح مربوط می داند. ظاهراً دوستان وزارت ارشاد نیز تا اینجا را پذیرفته اند.
نکته دوم این بود که مواضع و سوابق افراد، چه حقیقی و چه حقوقی، در رعایت حقوق آنان دخالتی ندارد. با رفتارهای ناپسند و غیرقانونی پیشین سر جای خویش باید رسیدگی و برخورد قانونی صورت گیرد. در تماس با آقای دکتر حسینی وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی، ایشان به تخلفات و مواضع سیاسی نامناسب در خانه سینما، و زیر این تابلو اشاره می کرد. بنده در پاسخ گفتم شما باید به موقع خود با آن رفتارها برخورد می کردید، نه آنکه بعد از چند سال یکباره حکم به انحلال خانه سینما بدهید و بدین ترتیب مرتکب کاری غیرقانونی شوید.
رعایت حقِ طرفداران حکومت کاری است که همه حکومت ها حتی حکومت های ظالم به آن پایبند هستند، حکومت وقتی عادل و اسلامی خواهد بود که در رعایت حقِ معترضان یا مخالفان, از مدار حق و قانونی که خودش تصویب کرده است، خارج نشود.
برخوردهای حضرت علی علیه السلام با خوارج را به یاد بیاورید. مرحوم شهید مطهری نقل فرموده است که امیر مومنان در مسجد در حال نماز جماعت بود. یکی از خوارج وارد می شود و در طعنه به مولا با صدای بلند شروع به خواندن آیه ای از قرآن می کند. چون مستحب است وقتی قرآن خوانده می شود سکوت شود, حضرت که در حال قرائت سوره حمد بود، تا آن مخالف شروع کرد، حضرت سکوت کرد و گذاشت تا طعنه مخالف به گوش همه برسد، بعد به حمد ادامه داد. فرد مزبور دوباره با صدای بلند آیه را تکرار کرد، علی(ع) نیز مجدداً سکوت کرد، بار سوم با یک آیه جوابش را داد و به نماز ادامه داد. علی علیه السلام تا خوارج دست به شمشیر نبرده بودند، حقوق آنان را از بیت المال قطع نکرد.
گله شده است که این موضعگیری تو دفاع از خانه سینما با برخی رفتارهای غیرقابل قبول آنان, تلقی می شود. در توضیح عرض می کنم, ما نمایندگان مبتنی بر اصل شصت و هفتم قانون اساسی سوگند خورده ایم که از حقوق ملت ایران دفاع کنیم. ملت هم ترکیبی است از آدمهایی با عقاید و رفتارهای گوناگون و دفاع از حق همه آنها, وظیفه ماست. بنده همانطور که در توقف روزنامه اعتمادملی به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اعتراض کردم، در توقیف هفته نامه 9دی آقای رسایی نیز مخالفت کردم و برای بازگشایی سریع آن رایزنی های جدی انجام دادم. همان گونه که برای خانه سینما موضع گرفتم، در بسته شدن سایت دانشجویان عدالتخواه و تعقیب مدیر مسؤل محترم سایت رجاء به تکاپو افتادم.
نکته چهارم این بود که گفتم برخورد تند وزارت ارشاد با خانه سینما, که رعایت همه جوانب قانون در آن نشده, در آستانه جشنواره فیلم فجر و انتخابات مجلس عاقلانه نبوده است. می گویند از دو سال پیش می خواستیم برخورد کنیم ولی چون مشایی با آنها ارتباط گرفته بود و کمکشان کرده بود نتوانستیم! این دلیل برای پذیرفتن تعلل در انجام وظیفه قابل قبول است؟
اگر شما آنان را مقصر می دانستید چرا تحت تاثیر منحرفی مثل مشایی خلاف وظیفه کردید؟ حرف من این بود که آیا بعد از چند سال عدم اجرای وظیفه قانونی، در بدترین زمان آن هم نه کاملاً قانونی دسته ای از هنرمندان این کشور را رنجاندن معقول است!
در حالی که تعداد قابل توجهی از برجستگان عرصه سینمای دینی و انقلابی در میان آنان هستند؟ هنوز هم این کار وزارت ارشاد را عاقلانه نمی دانم و تلاشم این است که نقطه التیامی و نزدیکی پیدا شود که هم خانه سینما تخلفات قبلی اش را اصلاح کند و هم در شکل قانونی از حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برخوردار شود.
می ماند تحلیل سیاسی مصاحبه من که آن را به انتخابات نسبت دادم. درباره این قبیل امور حقایق بسیاری است که به تدریج بر مردم شریف ایران، به ویژه انقلابیون دلسوز آشکار خواهد شد.
۱۳۹۰ دی ۲۲, پنجشنبه
گرامیداشت مهرجویی در جشنواره فیلم داکا
گرامیداشت «داریوش مهرجویی» در جشنواره فیلم داکا به همراه نمایش چند فیلم از این کارگردان برگزار میشود.
فیلمهای «مهمان مامان» به کارگردانی داریوش مهرجویی ، افسانه 2010 به کارگردانی احسان عبدیپور تولید
مرکز بوشهر، علفزار به کارگردانی محمدعلی طالبی تولید مرکز سیمافیلم و پای
پیاده به کارگردانی فریدون حسنپور تولید شبکه دو سیما در دوازدهمین دوره
جشنواره بینالمللی فیلم داکا که از 22 تا 30 دیماه در مرکز بنگلادش حضور
دارند در بخشهای مختلف به نمایش در خواهند آمد.
همچنین مجموعهای از فیلمهای داریوش مهرجویی در بخش بزرگداشت او در این جشنواره به نمایش در خواهد آمد.
اداره کل تامین برنامه و رسانه بینالملل سیما عرضه جهانی فیلمهای فوق را بر عهده دارد.
همچنین مجموعهای از فیلمهای داریوش مهرجویی در بخش بزرگداشت او در این جشنواره به نمایش در خواهد آمد.
اداره کل تامین برنامه و رسانه بینالملل سیما عرضه جهانی فیلمهای فوق را بر عهده دارد.
اجرای برنامه های زنده
فرشته
ملک فرنود با چهل ویک سال سن متولد شهرستان رشت و فارغ التحصیل کارشناسی زبان و ادبیات
فارسی است وی آغاز فعالیت هنری را از سال
هفتاد و شش به عنوان گوینده از رادیو مرکز گیلان شروع کرد و با عزیمت به تهران با گویندگی
، سردبیری و نویسندگی در رادیو ایران کارش را ادامه داد ودر رادیو پیام از سال هفتاد و نه و از سال هشتاد و هشت همکاری با رادیو تهران را اغاز کرد وی عمدتا در طی این سالها گوینده
برنامه های صبحگاهی بوده است.
ملک فرنود در ژانر های طنز ، اجتماعی ، اقتصادی ،
سیاسی و ادبی هم فعالیت هنری داشته است ولی همواره صدا پیشگی ،حرفه اصلی اش بوده است.
اجرای
برنامه های زنده در صحنه های مختلف اجتماعی ، فرهنگی ، سمینارها و نریشنهای متنوع و تیزرهای
تبلیغاتی.....
وی
درنوشتن هم دستی برآتش دارد و تا بحال دو مجموعه شعر تحت عناوین « یک دل شمالی » و
« خوب بود عاشق میشدم» طی سالهای هشتاد و یک تا هشتاد و سه به چاپ رسانده است.
من قصد رمزگشایی و نیتخوانی از تصمیم شما به انحلال خانه سینما را ندارم
نامه سرگشاده اصغر فرهادی به جواد شمقدری صبح امروز در روزنامه شرق چاپ تهران منتشر شده است.
در
این نامه فرهادی نوشته است: «من قصد رمزگشایی و نیتخوانی از تصمیم شما به
انحلال خانه سینما را ندارم، اما اگر این تصمیم را بر این مبنا اتخاذ
كردهاید كه اكثریت اهل سینما و اعضای صنوف همسو و همنظر با رای و روش
شمایند و تنها معدودی به دلایل پیدا و پنهان ساز مخالف مینوازند، پیشنهاد
میدهم تصمیم انحلال خانه سینما را در میان چندهزار عضو آن به رای بگذارید.
میتوان روزی را مشخص كرد و گروهی را از دو سوی موضوع اختلاف برای نظارت
بر روند و شمارش آرا برگزید و این تصمیم را به سادگی به رای گذاشت. بدیهی
است اگر اكثریت اعضای این خانواده رای به انحلال و تعطیلی روند فعلی خانه
سینما دادند هیچكس به هیچ بهانهای تا ابد حق اعتراض به شما را نخواهد
داشت و اگر اكثریت رای به ابطال این حكم دادند طبیعی است شما به احترام
استقلال صنوف و همه اعضای این خانواده تصمیم خود را لغو كنید. اگر باور
دارید كه اكثریت اهل سینما موافق رای و تصمیم شما هستند، تردیدی در پذیرفتن
این پیشنهاد به خود راه نخواهید داد و با انجام آن، خود را از بار سنگین
مسوولیت تعطیلی این خانه نجات میدهید.»
پیشتر نیز جمعی از سینماگران ایران به تصمیم انحلال خانه سینما واکنش نشان داده بودند.
همچنین «خانه تئاتر» و «خانه موسیقی» در بیانیههایی از اتفاقی كه برای «خانه سینما» افتاده ابراز ناخرسندی كردهاند.
۱۳۹۰ دی ۲۱, چهارشنبه
داود رشیدی: بیانیه موافقت با انحلال خانه سینما ارتباطی با انجمن بازیگران ندارد
داود
رشیدی در گفتوگو با خبرآنلاین، در مورد بیانیهای که با عنوان حمایت از
انحلال خانه سینما منتشر شده و در آن امضای انجمنی به عنوان «انجمن
بازیگران سینما و تلویزیون» مشاهده میشود، اظهار داشت: «این انجمن هیچ
ربطی به ما ندارد. ما انجمن بازیگران سینمای ایران هستیم و انجمن بازیگران
سینما و تلویزیون ربطی به ما ندارد.»
او
تاکید کرد: «ما هیچ ارتباطی با این انجمن نداریم و اصلا نمیدانیم که
رئیس و اعضای آن چه افرادی هستند، ضمن اینکه در این مدت شاهد هیچ فعالیتی
از سوی چنین انجمنی نبودهایم.»
سهشنبه
بیستم دیماه بیانیهای با عنوان «حمایت هشت صنف سینمایی از اقدام وزارت
ارشاد در انحلال خانه سینما» منتشر شد که نام سه صنف عضو خانه سینما در آن
به چشم میخورد؛ بیانیهای که به گفته رشیدی هیچگونه ارتباطی با انجمن
بازیگران سینمای ایران که عضو خانه سینماست ندارد.
شکار مجری زن صدا و سیما توسط بی بی سی فارسی
البرزنیوز: خبرها از پيوستن يکي از خبرنگاران شبکه جام جم صداوسيما به شبکه معاند بي بي سي فارسي حکايت دارد.
خانم «ن.پ» که از خبرنگاران شبکه جام جم بود از چندي قبل در محل کار خود حاضر نشده و اظهارات دوستان او در جام جم و نوشته هاي انان در شبکه فيس بوک نشان دهنده خروج او از کشور براي حضور در لندن است.
بي بي سي فارسي از ابتداي راه اندازي به شکل انگل گونه اي خبرنگاران فعال در رسانه هاي ايران را هدف قرارداده تا براي تربيت نيروهاي فعال در بخش برنامه نيازي به سرمايه گذاري و هزينه کلان نداشته باشد.
به عبارت ديگر اين شبکه نيروهايي را که سابقه کار در فضاي راديو و تلويزيون را دارند انتخاب کرده و بعد از مدتي کار ذهني آنان را از کشور خارج کرده و با آموزشي کوتاه مدت اين خبرنگاران را به کار مي گيرد.
نعيمه نامجو يکي ديگر از خبرنگاران سابق صداوسيما که از ابتداي راه اندازي بي بي سي فارسي در خدمت بنگاه خبرپراکني وزارت خارجه انگليس بوده به عنوان دلال اصلي اين نقل و انتقالات شناخته مي شود چرا که تقريبا تمام کساني که از شبکه جام جم به اين شبکه پيوسته اند سابقه دوستي با او را دارند.
به گزارش البرزنيوز متاسفانه با حضور قابل توجه برخي خبرنگاران و گويندگان و مجريان صداوسيما در شبکه فيس بوک و نبود نظارت کافي بر اين مسئله انتظار مي رود تعداد بيشتري از آنان در معرض وسوسه هاي رسانه هاي معاند قرار گيرند
دیدگاه فرج سلحشور درباره خانه سینما
«فرجالله
سلحشور» در واکنش به رویدادهای اخیر خانه سینما نوشت: امید دارم به
یکباره یک قهرمان سیاسی برای گرفتن رأی سینماگران و هواداران آنها تمام
زحمات آقای وزیر و معاونت سینمایی را به هدر ندهد و تصمیم به ابقای خانه
سینما نگیرد.
به گزارش صراط به
نقل از فارس، «فرجالله سلحشور» کارگردان مجموعههای تلویزیونی یوسف
پیامبر(ع)، مردان آنجلس و ... در واکنش به رویدادهای اخیر نامهای نوشته و
نسخهای از آن را در اختیار خبرگزاری فارس قرار داده است.
متن کامل نامه سلحشور به شرح زیر است:
متن کامل نامه سلحشور به شرح زیر است:
برادران عزیز و ارجمندم واقعا نگرانید که مبادا با به
هم ریختن اوضاع کسانی ماهی خود را بگیرند یا نگران آنید که اگر آب شفاف شود
و بعضی نتوانند مثل گذشته از سینمای بهم ریخته و آشفته موجود ماهی
بگیرند؟!
واقعا نگران ماهی گرفتن وزیر و معاونت ارشاد هستید؟ یا نگرانید که این حرکتها و اصلاح ساختار خانه سینما آب گل آلود را شفاف کند و بعضی چون گذشته نتوانند ماهیگیری کنند.
ملتزم نبودن اعضای خانه سینما به قانون و همسان نبودن آثار سینمایی با شئونات فرهنگی انقلاب اسلامی آب گلآلود است یا ملتزم به قانون بودن و تولید آثار فرهنگ انقلابی و اسلامی؟!! واقعا آنکه به دنبال گرفتن ماهی از آب آلود است ما را هم مثل شما نگران میکند. اما شاید ماهیگیر مورد نظر ما و شما با هم متفاوتاند. درست شدن و اصلاح ساختار سینما به نفع نظام و انقلاب و به زیان کسانی است که تاکنون در جهت مخالف حرکت میکردند. به زیان آنهاست که با آثار سیاهنمایی ایران و انقلاب را سیاه و تاریک نشان میدادند. به زیان آنهاییست که بر علیه روحانیت فیلم میساختند. به زیان آنهاست که با سرمایه نظام برای خود اعتبار و آبرو کسب کردهاند. به زیان آنهاست که با ساختن یک یا دو اثر در جهت اهداف نظام و کسب موقعیت و محبوبیت مسیر دیگری را در پیش گرفتند.
برادران، خانه سینما واقعا مأمن اهالی سینما بود. اما نه مأمن همه سینماگران. مأمن سینماگرانی بود که در جهت اهداف خانه سینما بودهاند نه در جهت اهداف نظام و انقلاب و اسلام. هر کس که با خانه سینما و اهدافش همراه شده. این خانه پناهگاهش بوده و هر کس که نبوده مسئولین این سینما او را از گردونه بیرون انداخته و نابود کردهاند.
وزیر ارشاد اشتباه ننشسته است برادران. وزیر کارگزار نظام و مورد تأیید مجلس و مردم است و این اهانتهای شما به وزیر این نظام ریشه در مخالفت شما با نظام دارد و هرگاه که مسئول نظام سرویس ده و جاده صاف کن شما بوده طرفدار او بودهاید و هرگاه خلاف نظر شما عمل کرده صدها اهانت و تهمت نثار او کردهاید. ملاک خادم نظام بودن وزیر نیست ملاک خدمتگذار سینما بودن است.
فرمودهاید غالب این سینمای نجیب ... واقعا سینمای ما نجیب است؟ حاضرید بعضی از فیلمهای این سینما را در مساجد و حسینیهها نمایش دهید؟ تا ببینید مردم با این سینمای نجیب شما چه خواهند کرد؟
فرمودهاید این سینمای نجیب مولود فرزندان نهضتی است که در پاسداری آن جان و مال و آبرو گذاشتهاند!!! واقعا شما خانه سینما و سینماگران را ملتزم به ارزشهای آرمانی نام و قانون اساسی میدانید؟!! اساس نامه خانه سینمایتان که غیر از این میگوید.
آیا ترویج بیبند و باری و عادیسازی روابط دختر و پسر و زن و مرد، ترویج زنسالاری و نابود کردن خانواده، ترویج تجملگرای و فرهنگ غرب، اهانت به روحانیت و همکاری با عوامل فتنه سال 88 نشانه التزام به ارزشهای نظام است؟ آیا هشتصد نفری که از سران فتنه حمایت کردند ملتزم به ارزشهای آرمانی نظاماند؟
چرا هنوز خانه سینما شما عزیزان پس از گذشت سه سال و اثبات خیانت و وابستگی سران فتنه اظهار تنفر و پشیمانی نکردید؟ چرا شما احراز که حاضر نیستید حریتتان سرکوب شود، در برابر پایکوبی و سوت و کف زدن فتنه گران و به آتش کشیدن خیمه سرخیل احرار و آزادگان تاریخ بشر اباعبدالله (ع) سکوت کردید و هنوز که هنوز است نه از این اعمال اظهار نفرت کردید نه از فتنهگران اظهار بیزاری؟ نکند حریت و آزادمنشی شما هم از نوع آزادیخواهی فتنهگران است؟!!
در پایان سؤالی دارم، بینی و بینالله شما میتوانید از این سینما و سینماگر در محضر امام عصر هم دفاع کنید. اگر روز قیامت بیبی فاطمه (س) سوال کرد آیا سینمای مورد تأیید ما این است؟ میتوانید پاسخ مثبت دهید؟ از بعضی از شماها که پرسیدم وهنآمیز پاسخ دادند: کجای انقلاب مورد تأیید و رضایت امام عصر (ع) و فاطمه زهرا (س) است که سینما باشد!!! امیدوارم جهت فرار از حقیقت تلخ سینمای موجود از این راه فرارها برای خود نتراشید. چون این نشان از ضعف بینش پاسخ دهنده دارد که ارزشهای انقلاب را نمیبیند. در ثانی یک انسان آزاده و مؤمن به خاطر بیراهه رفتن دیگران مسیر خود را تغییر نمیدهد من امید دارم به یکباره یک قهرمان سیاسی برای گرفتن رأی سینماگران و هواداران آنها تمام زحمات آقای وزیر و معاونت سینمایی را به هدر ندهد و تصمیم به ابقای خانه سینما نگیرد.
خداوند به شما به جای توفیق شهرت و محبوبیت، توفیق خدمت بدهد و حقیر را در صراط مستقیم سست و متزلزل نگرداند.
واقعا نگران ماهی گرفتن وزیر و معاونت ارشاد هستید؟ یا نگرانید که این حرکتها و اصلاح ساختار خانه سینما آب گل آلود را شفاف کند و بعضی چون گذشته نتوانند ماهیگیری کنند.
ملتزم نبودن اعضای خانه سینما به قانون و همسان نبودن آثار سینمایی با شئونات فرهنگی انقلاب اسلامی آب گلآلود است یا ملتزم به قانون بودن و تولید آثار فرهنگ انقلابی و اسلامی؟!! واقعا آنکه به دنبال گرفتن ماهی از آب آلود است ما را هم مثل شما نگران میکند. اما شاید ماهیگیر مورد نظر ما و شما با هم متفاوتاند. درست شدن و اصلاح ساختار سینما به نفع نظام و انقلاب و به زیان کسانی است که تاکنون در جهت مخالف حرکت میکردند. به زیان آنهاست که با آثار سیاهنمایی ایران و انقلاب را سیاه و تاریک نشان میدادند. به زیان آنهاییست که بر علیه روحانیت فیلم میساختند. به زیان آنهاست که با سرمایه نظام برای خود اعتبار و آبرو کسب کردهاند. به زیان آنهاست که با ساختن یک یا دو اثر در جهت اهداف نظام و کسب موقعیت و محبوبیت مسیر دیگری را در پیش گرفتند.
برادران، خانه سینما واقعا مأمن اهالی سینما بود. اما نه مأمن همه سینماگران. مأمن سینماگرانی بود که در جهت اهداف خانه سینما بودهاند نه در جهت اهداف نظام و انقلاب و اسلام. هر کس که با خانه سینما و اهدافش همراه شده. این خانه پناهگاهش بوده و هر کس که نبوده مسئولین این سینما او را از گردونه بیرون انداخته و نابود کردهاند.
وزیر ارشاد اشتباه ننشسته است برادران. وزیر کارگزار نظام و مورد تأیید مجلس و مردم است و این اهانتهای شما به وزیر این نظام ریشه در مخالفت شما با نظام دارد و هرگاه که مسئول نظام سرویس ده و جاده صاف کن شما بوده طرفدار او بودهاید و هرگاه خلاف نظر شما عمل کرده صدها اهانت و تهمت نثار او کردهاید. ملاک خادم نظام بودن وزیر نیست ملاک خدمتگذار سینما بودن است.
فرمودهاید غالب این سینمای نجیب ... واقعا سینمای ما نجیب است؟ حاضرید بعضی از فیلمهای این سینما را در مساجد و حسینیهها نمایش دهید؟ تا ببینید مردم با این سینمای نجیب شما چه خواهند کرد؟
فرمودهاید این سینمای نجیب مولود فرزندان نهضتی است که در پاسداری آن جان و مال و آبرو گذاشتهاند!!! واقعا شما خانه سینما و سینماگران را ملتزم به ارزشهای آرمانی نام و قانون اساسی میدانید؟!! اساس نامه خانه سینمایتان که غیر از این میگوید.
آیا ترویج بیبند و باری و عادیسازی روابط دختر و پسر و زن و مرد، ترویج زنسالاری و نابود کردن خانواده، ترویج تجملگرای و فرهنگ غرب، اهانت به روحانیت و همکاری با عوامل فتنه سال 88 نشانه التزام به ارزشهای نظام است؟ آیا هشتصد نفری که از سران فتنه حمایت کردند ملتزم به ارزشهای آرمانی نظاماند؟
چرا هنوز خانه سینما شما عزیزان پس از گذشت سه سال و اثبات خیانت و وابستگی سران فتنه اظهار تنفر و پشیمانی نکردید؟ چرا شما احراز که حاضر نیستید حریتتان سرکوب شود، در برابر پایکوبی و سوت و کف زدن فتنه گران و به آتش کشیدن خیمه سرخیل احرار و آزادگان تاریخ بشر اباعبدالله (ع) سکوت کردید و هنوز که هنوز است نه از این اعمال اظهار نفرت کردید نه از فتنهگران اظهار بیزاری؟ نکند حریت و آزادمنشی شما هم از نوع آزادیخواهی فتنهگران است؟!!
در پایان سؤالی دارم، بینی و بینالله شما میتوانید از این سینما و سینماگر در محضر امام عصر هم دفاع کنید. اگر روز قیامت بیبی فاطمه (س) سوال کرد آیا سینمای مورد تأیید ما این است؟ میتوانید پاسخ مثبت دهید؟ از بعضی از شماها که پرسیدم وهنآمیز پاسخ دادند: کجای انقلاب مورد تأیید و رضایت امام عصر (ع) و فاطمه زهرا (س) است که سینما باشد!!! امیدوارم جهت فرار از حقیقت تلخ سینمای موجود از این راه فرارها برای خود نتراشید. چون این نشان از ضعف بینش پاسخ دهنده دارد که ارزشهای انقلاب را نمیبیند. در ثانی یک انسان آزاده و مؤمن به خاطر بیراهه رفتن دیگران مسیر خود را تغییر نمیدهد من امید دارم به یکباره یک قهرمان سیاسی برای گرفتن رأی سینماگران و هواداران آنها تمام زحمات آقای وزیر و معاونت سینمایی را به هدر ندهد و تصمیم به ابقای خانه سینما نگیرد.
خداوند به شما به جای توفیق شهرت و محبوبیت، توفیق خدمت بدهد و حقیر را در صراط مستقیم سست و متزلزل نگرداند.
۱۳۹۰ دی ۲۰, سهشنبه
تاتر سیزوئه بانسی مرده است در جشنواره هاید لبرگ المان
نمایش « سی زوئه بانسی مرده است» از یک زاویه تصویری هولناک و خشم انگیز ودر عین حال طنزامیز از زندگی انسان سیاه پوست در نظام ددمنشانه اپارتاید یا « جدایی نژادی» در افریقای جنوبی،پیش از نلسون ماندلا و از زاویه ای دیگر تراژدی انسان در میدان ستمگری وستم کشی است در همه جوامع تحت ظلم و ستم .
در موقعیتی که زندگی کردن یا حتی زنده ماندن هم برای بسیاری از مردم محروم از ازادی و حقوق انسانی،تقریبا غیر ممکن می شود. در یکی ازموقعیت هاست که «سی زوئه » که جواز عبور و کار در شهری های سفید پوستان را ندارد باید هویت خود را به یک مرده دارای جواز اقامت بدهد و خود بمیرد تا بتواند با هویت او کار کند و به زندگی ادامه دهد. تاخت زدن شخصیت و عزت نفس انسانی با لقمه نانی و سر پناهی و این چیزی است که با رواج استبداد و ستم در سرزمین هایی که دیکتاتوری و ظلم در انجاست در هر زمانی به صورت های مختلف اتفاق می افتد این نمایش در 27 ژانویه 2012 در هایدلرگ المان به صحنه خواهد رفت.
نویسنده : آثول فوگارد
کارگردان : مجید بهشتی
مدیرصحنه: افسانه داغستانی
بازیگران : مجیدبهشتی استایلز / بونتو
جواد شمس سیزوئه
ناهید ناظمی نوه تو
هازاناویشس «جستوجو» را جلوی دوربین میبرد
این درام تاریخی جدید درچچن اتفاق
میافتد ولی با الهام از قصه فیلم (1948) فرد زینهمان ساخته میشود.
خط اصلی قصه فیلم هازاناویشس درباره مادری آواره است که به دنبال پسر گمشده خود میگردد و قصد عقبنشینی هم ندارد.
پسر این پیرزن یکی از قربانیان جنگی است که خبری از او در دست نیست، ولی مادرش بر این باور است که او هنوز زنده است.
به گفته هازاناویشس، در نسخه سینمایی زینهمان، قصه درباره مرد جوانی است که معلوم نیست در اردوگاههای مرگ آلمان هیتلری در دوران جنگ جهانی دوم، چه بلایی سر او آمده است. در قصه فیلم من هم مثل نسخه اصلی، روابط بین مادر و پسرش اهمیت ویژهای دارد.
در قصه نسخه جدید، برنیس بجو همسر کارگردان در نقش اصلی بازی خواهد کرد، او در نقش یک کارمند فعال سازمانهای خیریه غیر دولتی ظاهر میشود که راهی شهر چچن میشود.
تهیهکنندگان «هنرپیشه» سرمایهگذاران اصلی درام ضد جنگ «جستوجو» هستند، آنها تاکید میکنند این فیلم تفاوتهای زیادی با «هنرمند» خواهد داشت.
«هنرمند» نامزد دریافت شش جایزه گلدنگلوب (کره طلایی) شده و تعدادی از انجمنهای منتقدان سینمای آمریکا آن را به عنوان بهترین فیلم سال 2011 انتخاب کردهاند.
این فیلم به صورت صامت و سیاه و سفید ساخته شده تا یادآور کارهای کلاسیک صنعت سینما باشد.
«جستوجو» برای نمایش عمومی در اوایل سال 2013 آماده خواهد شد.
خط اصلی قصه فیلم هازاناویشس درباره مادری آواره است که به دنبال پسر گمشده خود میگردد و قصد عقبنشینی هم ندارد.
پسر این پیرزن یکی از قربانیان جنگی است که خبری از او در دست نیست، ولی مادرش بر این باور است که او هنوز زنده است.
به گفته هازاناویشس، در نسخه سینمایی زینهمان، قصه درباره مرد جوانی است که معلوم نیست در اردوگاههای مرگ آلمان هیتلری در دوران جنگ جهانی دوم، چه بلایی سر او آمده است. در قصه فیلم من هم مثل نسخه اصلی، روابط بین مادر و پسرش اهمیت ویژهای دارد.
در قصه نسخه جدید، برنیس بجو همسر کارگردان در نقش اصلی بازی خواهد کرد، او در نقش یک کارمند فعال سازمانهای خیریه غیر دولتی ظاهر میشود که راهی شهر چچن میشود.
تهیهکنندگان «هنرپیشه» سرمایهگذاران اصلی درام ضد جنگ «جستوجو» هستند، آنها تاکید میکنند این فیلم تفاوتهای زیادی با «هنرمند» خواهد داشت.
«هنرمند» نامزد دریافت شش جایزه گلدنگلوب (کره طلایی) شده و تعدادی از انجمنهای منتقدان سینمای آمریکا آن را به عنوان بهترین فیلم سال 2011 انتخاب کردهاند.
این فیلم به صورت صامت و سیاه و سفید ساخته شده تا یادآور کارهای کلاسیک صنعت سینما باشد.
«جستوجو» برای نمایش عمومی در اوایل سال 2013 آماده خواهد شد.
خبرگزاری
فارس: «میشل هازاناویشس» فیلمساز فرانسوی که با فیلم «هنرپیشه» خود این
روزها مورد توجه منتقدان سینمای جهان قرار گرفته است، فیلم جدید خود
«جستوجو» را جلوی دوربین میبرد.
جیره خواران سینمایی حمایت خودرا از بستن خانه سینما اعلام کردند
خبرگزاری فارس: هشت صنف سینمایی در نامهای به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از اقدام این وزارتخانه در انحلال خانه سینما حمایت کردند.
به
گزارش خبرگزاری فارس، هشت صنف سینمایی در نامهای به وزیر فرهنگ و ارشاد
اسلامی از اقدام وزارت ارشاد در انحلال خانه سینما حمایت کردند.
این هشت صنف سینمایی که مدیریت بدنه اصلی تولید و نمایش سینمای کشور را تشکیل میدهند، با انتشار نامهای خطاب به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از عملکرد گروهی که آنها را شاهنشین فضای تولید سینمای ایران میخوانند برائت جسته و خشنودیشان را از انزوای آن دسته که خود را صاحبان فضای فرهنگی سینمای ایران میخواندند اعلام میدارند.
متن کامل نامه به شرح ذیل است.
به نام خدا
جناب آقای دکتر سیدمحمد حسینی
وزیر محترم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
با سلام و ادب
بدینوسیله ما اعضای تهیهکنندگان سینمای ایران، کانون پخشکنندگان سینمای ایران، انجمن سینماداران ایران، انجمن بازیگران سینما و تلویزیون، انجمن سینماگران مستقل، انجمن مؤسسات و شرکتهای ویدئویی، انجمن مدیران تولید، انجمن مدیران تدارکات و .... که مدیریت بدنه اصلی تولید و نمایش سینمای کشور را تشکیل میدهد از اعمال گروهی معدود که تعداد آنها حتی به اندازه انگشتان دست و پا هم نمیرسد، کسانی که سالها بهعنوان شاهنشین فضای تولید سینمای ایران، تمام امکانات وام، رانت، تولید، پخش و جشنوارههای داخلی و خارجی را قبضه کرده و به دیگران فخر میفروختند و عدالت را سرکوب مینمودند، برائت میجوییم و خشنودیمان را از انزوای آن دسته که خود را صاحبان فضای فرهنگی سینمای ایران میخواندند اعلام میداریم.
در بخشی از نامه آمده است: و نیز بدینوسیله آمادگی خود را جهت هر نوع همکاری اعلام و پیشنهاد میشود کارگروهی انتخاب گردد تا سریعا صنوف سینمایی بتوانند پس از دریافت مجوز لازم انتخابات واقعی و فراگیر را بر اساس قوانین جاری کشور برگزار نمایند.
تهیهکنندگان سینمای ایران
کانون پخشکنندگان سینمای ایران
انجمن سینماداران ایران
انجمن بازیگران سینما و تلویزیون
انجمن مؤسسات و شرکتهای ویدیویی
انجمن سینماگران مستقل
انجمن مدیران تولید
انجمن مدیران تدارکات
این هشت صنف سینمایی که مدیریت بدنه اصلی تولید و نمایش سینمای کشور را تشکیل میدهند، با انتشار نامهای خطاب به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از عملکرد گروهی که آنها را شاهنشین فضای تولید سینمای ایران میخوانند برائت جسته و خشنودیشان را از انزوای آن دسته که خود را صاحبان فضای فرهنگی سینمای ایران میخواندند اعلام میدارند.
متن کامل نامه به شرح ذیل است.
به نام خدا
جناب آقای دکتر سیدمحمد حسینی
وزیر محترم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
با سلام و ادب
بدینوسیله ما اعضای تهیهکنندگان سینمای ایران، کانون پخشکنندگان سینمای ایران، انجمن سینماداران ایران، انجمن بازیگران سینما و تلویزیون، انجمن سینماگران مستقل، انجمن مؤسسات و شرکتهای ویدئویی، انجمن مدیران تولید، انجمن مدیران تدارکات و .... که مدیریت بدنه اصلی تولید و نمایش سینمای کشور را تشکیل میدهد از اعمال گروهی معدود که تعداد آنها حتی به اندازه انگشتان دست و پا هم نمیرسد، کسانی که سالها بهعنوان شاهنشین فضای تولید سینمای ایران، تمام امکانات وام، رانت، تولید، پخش و جشنوارههای داخلی و خارجی را قبضه کرده و به دیگران فخر میفروختند و عدالت را سرکوب مینمودند، برائت میجوییم و خشنودیمان را از انزوای آن دسته که خود را صاحبان فضای فرهنگی سینمای ایران میخواندند اعلام میداریم.
در بخشی از نامه آمده است: و نیز بدینوسیله آمادگی خود را جهت هر نوع همکاری اعلام و پیشنهاد میشود کارگروهی انتخاب گردد تا سریعا صنوف سینمایی بتوانند پس از دریافت مجوز لازم انتخابات واقعی و فراگیر را بر اساس قوانین جاری کشور برگزار نمایند.
تهیهکنندگان سینمای ایران
کانون پخشکنندگان سینمای ایران
انجمن سینماداران ایران
انجمن بازیگران سینما و تلویزیون
انجمن مؤسسات و شرکتهای ویدیویی
انجمن سینماگران مستقل
انجمن مدیران تولید
انجمن مدیران تدارکات
۱۳۹۰ دی ۱۹, دوشنبه
تصاویری از فیلم سینمایی فصل انار
نقش اصلی این فیلم را نابازیگری معلول به نام «سیدجلیل میرطبایی» بازی میکند و در آن بازیگران مطرحی چون «محمدرضا فروتن»، «شقایق فراهانی»، «ماهچهره خلیلی» و «امید روحانی» ایفای نقش کردهاند.
|
|
|
نامه سرگشاده انتظامی درباره خانه سینما
عزتالله انتظامی پیشکسوت عرصه بازیگری
در تئاتر سینما و تلویزیون با انتشار نامهای سرگشاده پیرامون اختلافات
اخیر در خانواده سینمای ایران نوشت: بیایید عاقلانه بیاندیشیم، اگر گوشهای
از ساختمان خانه سینما به علتی احتیاج به تعمیر دارد... شما را به خدا
قسم، همه بنا را خراب و نابود نکنید...
در بخشی از نامه سرگشاده آقای بازیگر خطاب به مسئولان سینمایی آمده است: "بهعنوان سپیدموی این هنر شریف و فاخر، از فرزندان با عقل و خردم انتظار دارم در کنار یکدیگر با تعامل و همفکری و دوستی، هنرمندانه و به دور از اختلاف سلیقههای شخصی مشکل پیش آمده را حل کنند."
متن کامل این نامه سرگشاده که نسخهای از آن در اختیار خبرگزاری مهر قرار گرفته به این شرح است:
سلام...
پروردگارا، کمک کن ما یکدیگر را دوست داشته باشیم و به هم رحم کنیم...
اگر با مدیران خانه سینما اختلاف نظر دارید، اگر به عملکرد مدیری ایراد دارید و بدبختانه تعامل نمی شود، چرا خانه ما را ویران میکنید... آخر چرا خانه سینما...؟
خانه سینما متعلق به تک تکِ اعضایِ هنرمند و زحمتکشِ خانه سینماست...
آیا نمیشود با قانون و مقررات و صبر و حوصله در کنارِ هم، همه با هم مشکلات را حل کنیم...؟
این خانه از آن ماست... جامعه اصناف سینمای ایران و هزاران نفر که عاشقانه در سینما فعالیت میکنند... ما حرمت مهمان را داریم، به امید آنکه حرمت ما حفظ شود... ما ایرانی هستیم... ایرانی... الله اکبر...
همه مشاغل در کشور ما دارای اتحادیه و سندیکا هستند. وجود صنف، نشان توجه و پیشرفت تحول در جامعه مدنیست... آیا انحلالِ این خانه عظیم، نشان تحول است...؟
من بهعنوان یکی از خادمان سینمای نجیب ایران، بهعنوان سپیدموی این هنر شریف و فاخر، از فرزندان با عقل و خردم انتظار دارم در کنار یکدیگر با تعامل و همفکری و دوستی، هنرمندانه و به دور از اختلاف سلیقههای شخصی مشکل پیش آمده را حل کنند.
بیایید عاقلانه بیاندیشیم، اگر گوشهای از ساختمان خانه سینما به علتی احتیاج به تعمیر دارد... شما را به خدا قسم، شما را به خدا قسم، همه بنا را خراب و نابود نکنید...
چه زود... دیر میشود.
عزت الله انتظامی
در بخشی از نامه سرگشاده آقای بازیگر خطاب به مسئولان سینمایی آمده است: "بهعنوان سپیدموی این هنر شریف و فاخر، از فرزندان با عقل و خردم انتظار دارم در کنار یکدیگر با تعامل و همفکری و دوستی، هنرمندانه و به دور از اختلاف سلیقههای شخصی مشکل پیش آمده را حل کنند."
متن کامل این نامه سرگشاده که نسخهای از آن در اختیار خبرگزاری مهر قرار گرفته به این شرح است:
سلام...
پروردگارا، کمک کن ما یکدیگر را دوست داشته باشیم و به هم رحم کنیم...
اگر با مدیران خانه سینما اختلاف نظر دارید، اگر به عملکرد مدیری ایراد دارید و بدبختانه تعامل نمی شود، چرا خانه ما را ویران میکنید... آخر چرا خانه سینما...؟
خانه سینما متعلق به تک تکِ اعضایِ هنرمند و زحمتکشِ خانه سینماست...
آیا نمیشود با قانون و مقررات و صبر و حوصله در کنارِ هم، همه با هم مشکلات را حل کنیم...؟
این خانه از آن ماست... جامعه اصناف سینمای ایران و هزاران نفر که عاشقانه در سینما فعالیت میکنند... ما حرمت مهمان را داریم، به امید آنکه حرمت ما حفظ شود... ما ایرانی هستیم... ایرانی... الله اکبر...
همه مشاغل در کشور ما دارای اتحادیه و سندیکا هستند. وجود صنف، نشان توجه و پیشرفت تحول در جامعه مدنیست... آیا انحلالِ این خانه عظیم، نشان تحول است...؟
من بهعنوان یکی از خادمان سینمای نجیب ایران، بهعنوان سپیدموی این هنر شریف و فاخر، از فرزندان با عقل و خردم انتظار دارم در کنار یکدیگر با تعامل و همفکری و دوستی، هنرمندانه و به دور از اختلاف سلیقههای شخصی مشکل پیش آمده را حل کنند.
بیایید عاقلانه بیاندیشیم، اگر گوشهای از ساختمان خانه سینما به علتی احتیاج به تعمیر دارد... شما را به خدا قسم، شما را به خدا قسم، همه بنا را خراب و نابود نکنید...
چه زود... دیر میشود.
عزت الله انتظامی
زندگی «نلسون ماندلا» به فیلم تبدیل می شود
یک شرکت فیلمسازی آفریقای جنوبی مجموعه درام شرح حالگونه «مادیبا»
درباره «نلسون ماندلا» را با همکاری دو شرکت فیلمسازی کانادایی و انگلیسی
جلوی دوربین میبرد.
به
گزارش خبرگزاری فارس، یک شرکت فیلمسازی آفریقای جنوبی این مجموعه درام
شرح حالگونه را با همکاری دو شرکت فیلمسازی کانادایی و انگلیسی جلوی
دوربین خواهد برد.
نکته جالب در رابطه با این مجموعه که فعلا با نام موقت «مادیبا» شناخته میشود، این است که نوه ماندلا هم یکی از تهیهکنندگان آن است.
نایجل ویلیامز که سابقه نگارش فیلمنامههای تاریخی و شرح حالگونه را دارد، این روزها در حال نوشتن فیلمنامه «مادیبا» است.
مادیبا نام قبیلهای قدیمی است که «نلسون ماندلا» هنگام صحبت درباره سرزمین مادری خود، از آن استفاده میکرد و نقش مهمی در قصه مجموعه دارد.
ویلیامز که در کارنامه هنریاش مجموعه ۶ قسمتی «الیزابت اول» را دارد، میگوید «مادیبا» هم تبدیل به یک کار سطح بالای تلویزیونی خواهد شد.
او فیلمنامه خود را براساس قصه دو کتاب معروف و پرخوانندهای مینویسد که طی ۱۰ سال گذشته پخش وسیع بینالمللی داشتهاند.
کوکو ماندلا نوه رهبر آفریقای جنوبی و یکی از تهیهکنندگان مجموعه میگوید هدف از تولید آن، به تصویر کشیدن داستان زندگی مردمی است که باعث شدند تا پدربزرگ او قدم در راهی بگذارد که نقش تاریخی خود را در مبارزه با تبعیض نژادی بازی کند و تبدیل به اولین رییسجمهور سیاهپوست آفریقای جنوبی شود.
هنوز کارگردانی برای مجموعه «مادیبا» انتخاب نشده است. کلید فیلمبرداری مجموعه پس از پیدا شدن کارگردان آن در اواسط فصل بهار زده میشود.
نلسون ماندلا طی دو دهه گذشته شخصیت اصلی چند فیلم شرح حالگونه و اجتماعی صنعت سینمای اروپا و آمریکا بوده است.
کلیه صحنههای «مادیبا» در مکانهای واقعی و مراکزی فیلمبرداری خواهد شد که اتفاقات تاریخی سی سال اخیر آفریقای جنوبی در آنجا رخ داده است
نکته جالب در رابطه با این مجموعه که فعلا با نام موقت «مادیبا» شناخته میشود، این است که نوه ماندلا هم یکی از تهیهکنندگان آن است.
نایجل ویلیامز که سابقه نگارش فیلمنامههای تاریخی و شرح حالگونه را دارد، این روزها در حال نوشتن فیلمنامه «مادیبا» است.
مادیبا نام قبیلهای قدیمی است که «نلسون ماندلا» هنگام صحبت درباره سرزمین مادری خود، از آن استفاده میکرد و نقش مهمی در قصه مجموعه دارد.
ویلیامز که در کارنامه هنریاش مجموعه ۶ قسمتی «الیزابت اول» را دارد، میگوید «مادیبا» هم تبدیل به یک کار سطح بالای تلویزیونی خواهد شد.
او فیلمنامه خود را براساس قصه دو کتاب معروف و پرخوانندهای مینویسد که طی ۱۰ سال گذشته پخش وسیع بینالمللی داشتهاند.
کوکو ماندلا نوه رهبر آفریقای جنوبی و یکی از تهیهکنندگان مجموعه میگوید هدف از تولید آن، به تصویر کشیدن داستان زندگی مردمی است که باعث شدند تا پدربزرگ او قدم در راهی بگذارد که نقش تاریخی خود را در مبارزه با تبعیض نژادی بازی کند و تبدیل به اولین رییسجمهور سیاهپوست آفریقای جنوبی شود.
هنوز کارگردانی برای مجموعه «مادیبا» انتخاب نشده است. کلید فیلمبرداری مجموعه پس از پیدا شدن کارگردان آن در اواسط فصل بهار زده میشود.
نلسون ماندلا طی دو دهه گذشته شخصیت اصلی چند فیلم شرح حالگونه و اجتماعی صنعت سینمای اروپا و آمریکا بوده است.
کلیه صحنههای «مادیبا» در مکانهای واقعی و مراکزی فیلمبرداری خواهد شد که اتفاقات تاریخی سی سال اخیر آفریقای جنوبی در آنجا رخ داده است
هنوز هم عاشقانه و دیوانهوار مبهوت تئاتر هستم
به نقل از روابط عمومی مجموعه تئاتر شهر، در یادداشت محمد مطیع آمده است: ورود به این جرگه مقدس و پاک که همه عشق است و احساس، ملاطفت و رسالت و اندیشمندی، پاکیزگی و شفافیت، دوست داشتن، عشق ورزی و آزادگی زیاد هم ساده و آسان نبود برایم.
از سال 1333 در نوجوانی که آغاز کردم برای رسیدن به معشوق، کوچههای سنگلاخ
بسیاری را پشت سرگذاشتم تا به گذرگاه عشق برسم و بر آستان مبارکش سر تمکین
و ارادتمندی بسایم. تئاتر زندگیم بود و روز و روزگارم. مسیر زندگیم از
نوجوانی تا کهولت.
هنوز هم عاشقانه و دیوانهوار مبهوت آن همه زیبایی، مهربانی و عظمت و نیز خشمش هستم. آنگاه که بر آشفته میشود اگر تو مانند کودکی بازیگوش سهل و ساده انگاریاش و بدون عشق و با چشم و دلی ناپاک پا بر عرصهاش بگذاری.
هنر هدیه گران بهای خداوندی است و هنر تئاتر نیز. و بر ماست، من و تو که دوستش میداریم، عاشقانه و با ملاطفت پاسداریاش کنیم چون راهبی مهربان و معتقد پاک و پاکیزه به دور از رنگ و ریا تقدیمش کنیم به بندگان خدا.
درست است که سالهای سال از خانه اصلیام تئاتر دور بودم اما هرکجا بودم و به هر اقلیمی که پا گذاردم هرگز از فکرش غافل نبودم و نیستم. در طول سالهای فراغ صدها هزار بار نمایشنامههایی را که اجرا کرده بودم درسالهای دور، در ذهنم مرور کردم و اجرا. در خلوتم، در سفرم، در اتوبوس، در اتومبیل و همه جا اما چه کنم که دست تقدیر سعی برآن داشت کوتاه کند دستم را از دامان محبوب و مهربانش.
و اما اینکه در طول این سالها چه میکردم و چگونه روز میگذارندم؟
سالی چند رخت سفر بربستم و ترک دیار کردم. پس از چندی بازگشتم که قطعا ماجرایش را میدانید. چرا که در مصاحبههای گوناگون سالهای پیش عنوان کردهام. در بازگشتی به وطن در تعدادی سریال و فیلم و تله فیلم بازی داشتم اما متاسفانه همچنان دست ما کوتاه و خرما بر نخل.
آخرین باری که بخت یارم بود تا سر بر دامان دلدار نهم سال 1358 بود و در این سال ستاره اقبال از آن من بود چرا که استاد حمید سمندریان دوست گرامی و عزیزم که خداوند همیشه سلامت و پایدارش بدارد که الحق استاد مسلم و پایه گذار تئاتر نوین ایران بوده و هست این همیشه طلبه به بازی را در نمایشنامه «مردههای بیکفن و دفن» نوشته ژان پل سارتر دعوت کرد. در آن دوره ناامیدی و بلاتکلیفی تئاتر این خواست خدا بود که حمید، این همیشه عاشق را به کار خواند.
به او گفتم شما مدتی تمرین کردهاید من چگونه میتوانم نقش «کروشه» را که نقش بسیار پیچیدهای است در بیاورم؟ سمندریان آنچنان محکم و در عین حال دلنشین گفت: «من میگویم تو میتوانی پس میتوانی» و من توانستم از شوق همکاری با حمید سمندریان در مدت کوتاهی 17 یا 18 کیلو وزن کم کنم و خود را رها کنم در دستان توانمند و چشمان تیزبین حمید، این راهب و استاد مسلم تئاتر (دوستت دارم حمید) و شد و چه خوب هم شد. چه کروشهای که هرگز فراموش نمیکنم و این آخرین باری بود که روی صحنه رفتم و هرگز خاطرهاش را فراموش نمیکنم. پرده افتاد و دیگر هرگز تا 32 سال بعد که امروز است صحنه و پشت صحنه را ندیدم.
و اینکه چگونه مجددا به تئاتر بازگشتم. زمانی که مشغول بازی در سریال «تبریز مه آلود» به نقش میرزا ابوالقاسم قائم مقام به کارگردانی محمدرضا ورزی بودم، دوستان مکرر سوال میکردند که چرا تئاتر بازی نمیکنم و در جواب ایشان میگفتم موقعیتش پیش نیامده. از آن جمله همکاران یکی هم سرکار خانم رزیتا غفاری بودند که در جواب ایشان هم عرض کردم: خیلی دلم میخواهد ولی متاسفانه موقعیتش پیش نیامده است.
گویا زمانی که آقای عباسی نمایشنامه «آفتاب از میلان طلوع میکند» را جهت تمرین دست میگیرد، پس از مدتی که از تمرین میگذرد حال به چه دلیل که نمیدانم، خانم غفاری مرا جهت اجرای نقش سرهنگ پیشنهاد میکند که ظاهرا آقای عباسی میپذیرد و خوشحال میشود اما تا آنجا که بنده خبر دارم امیدی به آمدن من نداشتند و برایشان امری محال بوده است.
سرانجام با من در سوئد تماس گرفتند و سپس نمایشنامه را برایم ایمیل کردند. البته من همان لحظه اول قبل از رسیدن متن وقتی با آقای عباسی صحبت کردم تلفنی مهرش به دلم نشست. چرا؟ نمیدانم و به ایشان گفتم دارم میآیم تهران. متن هم که رویت شد، خوشم آمد و از نقش سرهنگ نیز.
آمدم؛ با استقبال خوب عباسی و بچههای گروه مواجه شدم و چه خوب بود و چه خوب مهربان و متعهد هستند، این جوانان همکار آقای عباسی و خود او نیز. و حقیر افتخار میکنم که همکار این عزیزان هستم و صد البته یکی از دلایل همکاری من با این عزیزان، احترامی است که برای نسل جوان قائلم چون خود مرارت بسیار کشیدهام تا رسیدن به مقصود. در نتیجه تا آنجا که توانم بوده و هست از جوانان حمایت کرده و میکنم
هنوز هم عاشقانه و دیوانهوار مبهوت آن همه زیبایی، مهربانی و عظمت و نیز خشمش هستم. آنگاه که بر آشفته میشود اگر تو مانند کودکی بازیگوش سهل و ساده انگاریاش و بدون عشق و با چشم و دلی ناپاک پا بر عرصهاش بگذاری.
هنر هدیه گران بهای خداوندی است و هنر تئاتر نیز. و بر ماست، من و تو که دوستش میداریم، عاشقانه و با ملاطفت پاسداریاش کنیم چون راهبی مهربان و معتقد پاک و پاکیزه به دور از رنگ و ریا تقدیمش کنیم به بندگان خدا.
درست است که سالهای سال از خانه اصلیام تئاتر دور بودم اما هرکجا بودم و به هر اقلیمی که پا گذاردم هرگز از فکرش غافل نبودم و نیستم. در طول سالهای فراغ صدها هزار بار نمایشنامههایی را که اجرا کرده بودم درسالهای دور، در ذهنم مرور کردم و اجرا. در خلوتم، در سفرم، در اتوبوس، در اتومبیل و همه جا اما چه کنم که دست تقدیر سعی برآن داشت کوتاه کند دستم را از دامان محبوب و مهربانش.
و اما اینکه در طول این سالها چه میکردم و چگونه روز میگذارندم؟
سالی چند رخت سفر بربستم و ترک دیار کردم. پس از چندی بازگشتم که قطعا ماجرایش را میدانید. چرا که در مصاحبههای گوناگون سالهای پیش عنوان کردهام. در بازگشتی به وطن در تعدادی سریال و فیلم و تله فیلم بازی داشتم اما متاسفانه همچنان دست ما کوتاه و خرما بر نخل.
آخرین باری که بخت یارم بود تا سر بر دامان دلدار نهم سال 1358 بود و در این سال ستاره اقبال از آن من بود چرا که استاد حمید سمندریان دوست گرامی و عزیزم که خداوند همیشه سلامت و پایدارش بدارد که الحق استاد مسلم و پایه گذار تئاتر نوین ایران بوده و هست این همیشه طلبه به بازی را در نمایشنامه «مردههای بیکفن و دفن» نوشته ژان پل سارتر دعوت کرد. در آن دوره ناامیدی و بلاتکلیفی تئاتر این خواست خدا بود که حمید، این همیشه عاشق را به کار خواند.
به او گفتم شما مدتی تمرین کردهاید من چگونه میتوانم نقش «کروشه» را که نقش بسیار پیچیدهای است در بیاورم؟ سمندریان آنچنان محکم و در عین حال دلنشین گفت: «من میگویم تو میتوانی پس میتوانی» و من توانستم از شوق همکاری با حمید سمندریان در مدت کوتاهی 17 یا 18 کیلو وزن کم کنم و خود را رها کنم در دستان توانمند و چشمان تیزبین حمید، این راهب و استاد مسلم تئاتر (دوستت دارم حمید) و شد و چه خوب هم شد. چه کروشهای که هرگز فراموش نمیکنم و این آخرین باری بود که روی صحنه رفتم و هرگز خاطرهاش را فراموش نمیکنم. پرده افتاد و دیگر هرگز تا 32 سال بعد که امروز است صحنه و پشت صحنه را ندیدم.
و اینکه چگونه مجددا به تئاتر بازگشتم. زمانی که مشغول بازی در سریال «تبریز مه آلود» به نقش میرزا ابوالقاسم قائم مقام به کارگردانی محمدرضا ورزی بودم، دوستان مکرر سوال میکردند که چرا تئاتر بازی نمیکنم و در جواب ایشان میگفتم موقعیتش پیش نیامده. از آن جمله همکاران یکی هم سرکار خانم رزیتا غفاری بودند که در جواب ایشان هم عرض کردم: خیلی دلم میخواهد ولی متاسفانه موقعیتش پیش نیامده است.
گویا زمانی که آقای عباسی نمایشنامه «آفتاب از میلان طلوع میکند» را جهت تمرین دست میگیرد، پس از مدتی که از تمرین میگذرد حال به چه دلیل که نمیدانم، خانم غفاری مرا جهت اجرای نقش سرهنگ پیشنهاد میکند که ظاهرا آقای عباسی میپذیرد و خوشحال میشود اما تا آنجا که بنده خبر دارم امیدی به آمدن من نداشتند و برایشان امری محال بوده است.
سرانجام با من در سوئد تماس گرفتند و سپس نمایشنامه را برایم ایمیل کردند. البته من همان لحظه اول قبل از رسیدن متن وقتی با آقای عباسی صحبت کردم تلفنی مهرش به دلم نشست. چرا؟ نمیدانم و به ایشان گفتم دارم میآیم تهران. متن هم که رویت شد، خوشم آمد و از نقش سرهنگ نیز.
آمدم؛ با استقبال خوب عباسی و بچههای گروه مواجه شدم و چه خوب بود و چه خوب مهربان و متعهد هستند، این جوانان همکار آقای عباسی و خود او نیز. و حقیر افتخار میکنم که همکار این عزیزان هستم و صد البته یکی از دلایل همکاری من با این عزیزان، احترامی است که برای نسل جوان قائلم چون خود مرارت بسیار کشیدهام تا رسیدن به مقصود. در نتیجه تا آنجا که توانم بوده و هست از جوانان حمایت کرده و میکنم
«حامد کمیلی» از مردم عذرخواهی کرد
سحام نیوز: حامد کمیلی شب گذشته درباره کارنامه کاری اش با فریدون جیرانی در برنامه هفت به گفت و گو نشست.
به گزارش سحام حامد کمیلی در این مصاحبه که شب گذشته از شبکه سه سیما پخش شد، گفت: “الآن فرصتی هست که من از مردم عذرخواهی بکنم چون فیلم هایی از من دیدند که از من انتظار نداشتند. در یک سال اخیر فرصتی پیش آمد که من کارنامه کاری ام را در این مدت مرور کنم. در این مدت من فیلم هایی بازی کردم. ممکن هست انتخاب های من غلط بوده یا شرایط دیگری پیش آمده باشد.”
اشاره حامد کمیلی به بازی وی در فیلم “پایان نامه” بود که با واکنش تند مردم روبرو شد.
پایاننامه فیلمی ایرانی به کارگردانی حامد کلاهداری و تهیه کنندگی روحالله شمقدری و با بازی حامد کمیلی، بهاره افشاری، کامران تفتی، چکامه چمنماه، نیما شاهرخشاهی و با حضور داریوش ارجمند، محمدرضا شریفینیا، احمد نجفی و جمشید هاشمپور است. این فیلم به حوادث پس از انتخابات بحثبرانگیز ریاست جمهوری ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ میپردازد. ابتدا شایع شد بازیگر اصلی فیلم لیلا اوتادی است و در نقش ندا آقاسلطان بازی میکند. تنها سه ساعت پس اعلام خبر بازی لیلا اوتادی در نقش ندا، خبرگزاری فارس، در گفتوگویی با لیلا اوتادی این خبر را تکذیب کرد. او اخباری را که دربارهٔ بازیاش در فیلم پایاننامه در نقش ندا آقاسلطان منتشر شده بود کذب محض خواند. تنها ساعتی پس از انتشار این خبر اعتراض مخالفان در شبکههای اجتماعی مانند فیسبوک و بالاترین آغاز شد. صفحه مخالفان لیلا اوتادی در شبکه اجتماعی فیس بوک تنها در کمتر از هفت ساعت به سه هزار عضو رسید. جواد شمقدری، معاون سینمایی وزیر ارشاد، در مورد خبر ساخت فیلمی دربارهٔ ندا آقاسلطان گفت داستان پایاننامه را خوانده و ربطی به موضوع ندا آقاسلطان ندارد. امیر آقایی نیز که قرار بود در این فیلم بازی کند به دلیل تغییر نسخه اولیه فیلمنامه از بازی در این فیلم انصراف داد. نام سارا خویینیها نیز به عنوان بازیگر این فیلم اعلام شد که او نیز از بازی در پایاننامه خودداری کرد.
پایاننامه در روزهای ابتدایی اکران عمومی خود با شکست تجاری مواجه شد.
همچنین سایت پرده سینما این فیلم را فیلمی شکست خورده در تبلیغ محتوایش می داند و از آن به جای فیلمی تبلیغی، به عنوان فیلمی ضد تبلیغ یاد می کند.
پایاننامه برای اولین بار در بیست و نهمین جشنوارهٔ فیلم فجر در بهمن ۱۳۸۹ نمایش داده شد. این فیلم در یک نظرسنجی میان منتقدان سینمایی به عنوان «بدترین فیلم سال» انتخاب شد.
به گزارش صدای آمریکا، درهنگام نمایش فیلم در جشنواره فجر، حاضران در سالن پخش، به استهزاء و هو کردن فیلم پرداختند و در صحنهای از فیلم که حامد کلاهداری در نقش یک راننده آژانس به همراهانش می گوید : «حالا ما یک گُهی خوردیم» تماشاگران شروع به تشویق کردند.
محمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در اظهار نظری اعلام کرد هو کنندگان این فیلم درجشنواره فجر اغتشاشگر بودهاند.
فیلم پایان نامه درباره ۴ جوان – ۲ دختر و ۲پسر- است که همگی برای تحویل پایان نامه یکی از آن ها که روزبه(حامد کمیلی) نام دارد، به دنبال استادشان می روند اما از خانه ای سردرمی آورند که مثلا محفل سبزهاست. در این قسمت که اسباب خنده فراوانی شد، مردی که ادعا می کرد از لندن آمده اخبار جنبش سبز را ارائه می کرد. چهار دوست دانشگاهی به دلیل رفتن به خانه مهم سبزها، مورد هجوم و ترور قرار می گیرند و در نهایت ۳ نفر از آن ها کشته می شود. از میان دو دختر یکی که ترانه نام دارد – با اشاره به ترانه موسوی – در یک درگیری تیر می خورد و موسیقی فیلم نیز مزاحمت ایجاد نمی کند. دختر دوم هم که تیر می خورد، مثل ندا آقاسطان از دهانش خون می ریزد.
اشتراک در:
پستها (Atom)





















