۱۳۹۰ بهمن ۲۲, شنبه

حميد فرخ نژاد» در بخش بهترين بازيگر نقش اول مرد



شنيده ها حاكي است «حميد فرخ نژاد» در بخش بهترين بازيگر نقش اول مرد،«ساعد سهيلي» و «پولاد كيميايي» در بخش بهترين بازيگر مكمل مرد براي فيلم سينمايي «گشت ارشاد» كانديد سيمرغ بلورين شده اند.
براساس اين گزارش،اكبر عبدي براي فيلم سينمايي «خوابم مي آد» به كارگرداني رضا عطاران كانديد سيمرغ بلورين شده است.
در بخش بهترين فيلم هم يكي از گزينه ها بهترين فيلم، فيلم سينمايي «روزهاي زندگي» به كارگرداني پرويز شيخ طادي است.

برگزیدگان بخش «بین الملل» سی امین جشنواره تئاتر فجر اعلام شد



داوران: گلاب آدینه، دیتر تاپ، کن کامرون، سعید کشن فلاح و دومینیک کمپل

*موسیقی
«مسعود سخاوت دوست» آهنگساز نمایش «دو لیتر در دو لیتر صلح» از ایران

*طراحی صحنه
«یوشیکاتسو ایتو» طراح صحنه نمایش «قصر مه آلود» از ژاپن

*بازیگری مرد
«صابر ابر» بازیگر نمایش «ریچارد سوم» از ایران

*بازیگری زن
«ناتالی منتا» بازیگر نمایش «بیست هزار فرسنگ زیر دریا» از ایتالیا

*نمایشنامه نویسی
«حمیدرضا آذرنگ» نویسنده نمایشنامه «دو لیتر در دو لیتر صلح» از ایران

*کارگردانی
«آتیلا پسیانی» کارگردان نمایش «ریچارد سوم» از ایران

*جایزه ویژه
نمایش «قصر مه آلود» محصول «شرکت Dazzel» از ژاپن

*برگزیده جایزه بزرگ
گروه نمایش «ریچارد سوم» به کارگردانی «آتیلا پسیانی» از ایران

علاقه ای به حضور در جشنواره فیلم نداشتم



غلامرضا موسوی گفت: اصراری به حضور در جشنواره نداشتم. این فیلم اگر در بخش مسابقه شرکت داده نشد اما می تواند در اکران عمومی به جایگاه اصلی خودش دست پیدا کند. سومین نشست از نهمین روز برگزاری جشنواره به فیلم «بغض» ساخته رضا درمیشیان اختصاص داشت. در جلسه پرسش و پاسخ این فیلم که با حضور کارگردان، غلامرضا موسوی تهیه کننده، محمدرضا دلپاک مدیرصدابرداری، هایده صفی یاری تدوینگر، تورج اصلانی مدیر فیلمبردای، و بازیگران باران کوثری و مهران احمدی برگزار شد، محمد باغبانی به عنوان منتقد جلسه حضور داشت. در ابتدای جلسه غلامرضا موسوی تهیه کننده «بغض» بیان کرد: به عنوان تهیه کننده سیمای ایران و عضو خانه سینما اعلام می کنم که نامه 2000 امضایی در اعتراض به انحلال خانه سینما به 2500 امضا رسید. انتظار داریم مسئولین به درخواست ما برای جلوگیری از تعطیلی خانه سینما رسیدگی کنند. اما فیلم «بغض» در مقایسه با فیلم هایی که تا به حال در کارنامه من ثبت شده است، فیلم قابل قبولی است. اما این که چرا این فیلم در بخش مسابقه قرار نگرفته است مسلما دلایلی وجود دارد که هیئت انتخاب باید نسبت به آن پاسخگو باشند. امیدوارم بعد از جشنواره جلسه ای برای پاسخگویی این مسئولین برگزار شود، تا از این نوع انتخاب خود بگویند. این که چرا به نظر می رسد با توجه به سهمیه بندی موجود، این دوستان برخی از فیلم هایی که مورد علاقه شان بوده است را به این بخش راه داده اند. و چطور می توانند حقی را که از برخی فیلم ها ضایع شده است را پاسخگو باشند. این حرف ها را نمی زنم برای این که دوست داشته ام فیلم خودم را در بخش مسابقه ببینم. حتی حضور این فیلم در جشنواره با اصرار خاصی صورت نگرفت چرا که معتقدم این فیلم برای دیده شدن و یافتن جایگاه نیازی به بخش مسابقه و جشنواره ندارد و جایگاه خود را در ارتباط با مخاطب و در اکران عمومی پیدا خواهد کرد. این نکته را هم باید بگویم که این فیلم بدون هیچ کمک دولتی ساخته شده است. گرچه ما از مرکز سینمای مستند و تجربی درخواست کمک کردیم اما شفیع آقا محمدیان معتقد بود که این فیلم را نمی توان ساخت و یا با اقبال عمومی مواجه نمی شود. رضا درمیشیان کارگردان این فیلم نیز با اشاره به این مطلب که پروانه ساخت این فیلم در سال 88 گرفته شد و با توجه به تغییراتی که در فیلمنامه به وجود آمد و شرایط پیش تولید که باید برای خارج از کشور فراهم می شد، یک سال پروژه به تأخیر افتاد، افزود: سجادپور و دوستان دیگر پیشنهاد کردند که این فیلمنامه را در فضای پیش از انقلاب بسازیم. دو جوان عاشق به مغازه عموی ساواکی پسر دستبرد می زنند. اما من میان این دو شباهتی درک نکردم. شاید به خاطر این بود که متولد سال 60 هستم و فضای پیش از انقلاب را ندیده ام. باغبانی نیز در مورد فیلم چنین گفت: اگر بخواهیم با سوال کلیشه ای این جشنواره شروع کنیم که همان یافتن اخلاق، امید و گاهی است باید بگویم که این فیلم با نگاه مأیوس کننده خود بسیار قابل احترام و صحیح است و لزوم نگاه امیدوار کننده با ساخت ناصحیح و بد به ارزش و احترام اثر نمی افزاید. اما اخلاق در سکانس پایانی به خوبی نشان داده می شود. آگاهی نیز در این فیلم وجود دارد و دلیل این حرف هم بازمی گردد به برخوردی که با سایر فیلم هایی می شد که چنین ویژگی ای را در خود نداشتند. ما در طول جشنواره بسیاری از فیلم ها را دیدیم که با سوت زدن و کف ها مداوم مخاطبان خود مواجه شدند، اگر این فیلم با این برخورد مواجه نشد نشان از آگاهی ای است که در جریان فیلم وجود دارد. به غیر از این موارد در مورد ایده سجادپور برای ساخت فیلم در تهران باید بگویم که دور از تصور می رسد که این فیلم در تهران ساخته شود و از این شکل و شمایل برخوردار شود. و این که چرا فیلم در بخش مسابقه قرار نگرفت باید پرسید و دانست.
هاشمی از سایت زندگی پشت تریبون قرار گرفت ضمن بیان این که در جشنواره برترین ها کاش می توانست این فیلم را در جایگاه خود دید، گفت: این فیلم با وجود این که مورد علاقه من بود یک مسئله سوال برانگیز داشت و آن هم این که فیلم دارای ماهیت نصیحت گونه ای بوده است، و سوال دیگر این که در طول فیلمبرداری حرکت های دوربین روی دست در برخی از اوقات بسیار افزایش می یافت. این اتفاق ها تعمدی و به خواست بوده است.
درمیشیان در پاسخ به این سوال چنین گفت: در روایت یک قصه که هدف اصلی این فیلم بوده است به دنبال شعار دادن و یا نصیحت کردن نبوده ام. فقط خواستم که روایتی از دو زندگی موازی با هم را تصویر کنم. تورج اصلانی نیز در این باره توضیح داد: فیلمبرداری با توجه به تنش هایی که در فیلمنامه و نوع بازی ها وجود داشت اینگونه اتفاق افتاد. در حالی که فیلم دارای دو بخش کلی است. بخشی که به فلش بک ها مربوط است و در آن دوربین ثابت است و هیچ حرکت مشخصی ندارد واما قسمت هایی که اوضاع نابه سامان حاکم را مشان می دهد، این تنش دوربین برای مشخص شدن این فضا بوده است. از طرفی معتقدم که این فیلم دارای فضای امپرسیونیسمی است پس باید از فضای سینمای کلاسیک دور شود. ما در شرایط خاص فیلمبرداری در ترکیه هم سعی نکردیم که خودمان را به قالب و قاعده ها محدود کنیم. و با ایجاد این تنش ها پالس های مشترکی برای بازیگران و فیلمنامه ایجاد کردیم. حتی از دوربین های ثابت نیز استفاده کردیم اما این فضا بسیار به نماهای توریستی شبیه می‌شد.
خبرنگاری از سینمای امروز سوالی مبنی بر ریتم یکنواخت مهران احمدی اشاره کرد، خبرنگار دیگری نیز با اشاره به فیلمبرداری وتدوین عالی و متحیر کننده خواست که توضیحات هم در مورد تدوین بشنود.
در پاسخ به این سوالات مهران احمدی بیان کرد: به تکنیک بازیگری در مقابل دوربین اعتقادی ندارم. سعی می‌کنم خود را در ناآگاهی‌ام قرار دهم و مسیر خودم را طی کنم. اتفاقی که شاید کمتر در سینمای ایران شاهدش باشید. اما نقش عمو در «بغض» فرد دنیا دیده ای است که مرد اسلحه به دست مقابل خودش را می‌شناسد و اطمینان دارد که وی جسارت انجام چنین کاری ندارد، به همین خاطر است که وی حتی با دیدن اسلحه هم واکنشی نشان نمی دهد. هایده صفی یاری نیز با بیان این مطلب که این تجربه تازه یکی از بهترین کارهایی بود که تا به حال حتی در همکاری با بزرگان انجام داده ام، بوده است. از آن جهت که کنار گروه جوان و حرفه ای کار کردن باعث می شود که تو با جریان فیلم جلو روی، بازی‌های عالی موجود و فیلمبرداری بی نظیر تورج اصلانی بود که مرا در کات زدن هدایت می کرد. باران کوثری نیز با اشاره به سخت بودن بازی در مقابل دوربین تورج اصلانی گفت: گروه یک سال تمرین کردند و کارگردان مدام به ما می گفت که جلوی دوربین رها باشید تا حس نکنید که دوربین شما را زیرنظر ندارد. در طول این یکسان تغییرات زیادی در فیلمنامه اتفاق افتاد، حتی درمیشیان از پیشنهادها و اتودهای دیگران هم استفاده می کرد. اما مهمترین نکته تورج اصلانی است که فضا را به گونه ای ایجاد کرد که به راستی دوربین احساس نشد، او با دانش خود ایده‌هایی را به هرکدام از ما می‌داد که تفکری پشت خود داشت. در پایان رضا درمیشیان نیز گفت: چند روز پیش آخرین نصیحت داریوش مهرجویی به من این بود که فیلم ات را سانسور کن و در دوباره برگرد. جهان سوم همین است. بگذار فیلم دیده شود. وی در ادامه افزود که اگر تورج اصلانی و هایده صفی یاری که اولین انتخاب هایم بودند با من کار نمی کردند هرگز این فیلم را نمی ساختم. اصلانی در برخورد با تو،جسارت یک کارگردان با سابقه همچون افخمی را برایت ایجاد می کند. هایده صفی یاری هم با وجود تجربیات بسیار بالای خود، از نظرات من استفاده می کرد. در انتها تورج اصلانی با اشاره به این که کمبود صندلی باعث شد جواد جلالی فیلمبردار نتواند به جمع ما بپیوندد، گفت: از آن جایی که صندلی همیشه در سینمای ایران کم پیدا می شود و نمونه اش را نیز دیدیم. تصمیم گرفتم مدتی از فضای سینما و فیلمبرداری دوری کنم و به خلوت خودم و عکاسی پناه ببرم.
گفتني است،يكي از خبرنگاران به نشانه اعتراض خواست كه از گلشيفته فراهاني و سيروس تسليمي به جاي باران كوثري استفاده مي كرد چون فيلم پرونو گرافيك است.
اين حرف باعث شد تا محمد باغباني از حضار خواست كه اگر كسي موافق است دستش را بالا ببر و همه نسبت به خبرنگار اعتراض كرد.باران كوثري خواست از اين موضوع دفاع كند كه محمود گبرلو اجازه نداد.در پايان جلسه باغباني به نشانه اعتراض به گبرلو گفت:نذاشتي حالشو بگيرم.

کاندیداهای بخش نگاه نو مسابقه فیلم های اول اعلام شد


اسامی کاندیداهای بخش نگاه نو (مسابقه فیلمهای اول) سی امین دوره جشنواره فیلم فجر اعلام شد. کاندیداهای بخش نگاه نو مسابقه فیلم های اول در بخش های بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین بازیگر مرد ،بهترین بازیگر زن، بهترین فیلم نامه ، بهترین دست آورد هنری یا فنی، به شرح زیر است.
* کاندیدای بهترین کارگردانی : ۱- مهرداد غفارزاده برای کارگردانی فیلم گیرنده ۲- رضا عطاران برای کارگردانی فیلم خوابم می آد ۳- فرزاد اژدری برای کارگردانی فیلم سلام برفرشتگان ۴- مانلی شجاعی فرد برای کارگردانی فیلم میگرن ۵- پیمان معادی برای کارگردانی فیلم برف روی کاج ها
*کاندیدای بهترین فیلم: ۱- محمد رضا تخت کشیان و جواد فرحانی برای فیلم خوابم می آد ۲- محمد قهرمانی و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی برای فیلم گیرنده ۳- عبدالحسین و محمد ابوالحسنی برای فیلم تهران ۱۵۰۰ ۴- حسن علیمردانی ومرکز گسترش سینمای مستند و تجربی برای فیلم سلام بر فرشتگان ۵- ابراهیم اصغری برای فیلم پنج شنبه آخر ماه
*کاندیدای بهترین فیلم نامه : ۱- اکبر روح ، مهرداد موفق یامی ، مهرداد غفارزاده برای نگارش فیلم نامه گیرنده ۲- علی مینایی، ابراهیم اصغری برای نگارش فیلم نامه پنج شنبه آخر ماه ۳- پیمان معادی برای نگارش فیلم نامه برف روی کاج ها ۴- مجید اسماعیلی برای نگارش فیلم نامه داستان سامرا
*کاندیدای بهترین بازیگر مرد: ۱- سعید راد برای بازی در فیلم گیرنده ۲- رضا عطاران برای بازی در فیلم خوابم می آد ۳- محمود پاک نیت برای بازی در فیلم پنج شنبه آخر ماه ۴- ناصر گیتی جاه برای بازی در فیلم خوابم می آد ۵- امین حیایی برای بازی در فیلم پیشونی سفید
*کاندیدای بهترین بازیگر زن: ۱- مهناز افشار برای بازی در فیلم برف روی کاج ها ۲- نیکی کریمی برای بازی در فیلم من همسرش هستم ۳- باران کوثری برای بازی در فیلم بغض ۴- هنگامه قاضیانی برای بازی در فیلم میگرن ۵- پانته آ بهرام برای باز ی در فیلم میگرن
*کاندیدای بهترین دست آورد هنری یا فنی ۱- سید محمود صدیقی برای فیلم داستان سامرا ۲- کارگروهی جلوه های رایانه ای فیلم تهران 1500 ۳- روانبخش صادقی برای فیلم فیلادلفی ۴- امیر سحر خیز، کامران سحرخیز ، سید هادی اسلامی برای فیلم سلام بر فرشتگان

بازیگری تجربه زندگی است





نسرین خسروانی بازیگری را از سال ۱۳۷۲ در گروه تئاتر اصفهان شروع کرد و برای اولین‌بار با فیلم«روی خط مرگ» به کارگردانی شفیع آقامحمدیان جلوی دوربین سینما رفت.
طوطیا، تیک، غوغا، پاورچین، ولایت عشق، روزگار غریب، عشق سال‌های جنگ، مهر خاموش و… از جمله کارهای اوست.
این بازیگر یک تصادف را بدترین حادثه زندگی‌اش می‌داند و درباره آن می‌گوید: سوار تاکسی شدم، زیاد کمربند بستن مد نبود، داشتم به پیشنهاد کاری که به من شده بود فکر می‌کردم، از منظره بزرگراه نیایش لذت می‌بردم و ماشین هم با سرعت معمولی حرکت می‌کرد…. صدای جیغ ترمز و بی‌هوشی من تنها چیزی است که یادم می‌آید…. حتی فرصت جیغ زدن را هم نداشتم… در بیمارستان که به هوش آمدم خون زیادی از صورتم می‌رفت. فهمیدم چند راننده با هم کورس گذاشته بودند و راننده تاکسی هم برای آن‌که با آنها برخورد نکند ترمز کرده و من به خاطر نبستن کمربند با صورت به شیشه خوردم
او ادامه داد: به ظاهر اتفاقی نیفتاده بود اما این پارگی ساده چنان بلایی سر چشمم آورد که ۳ سال متوالی درگیرم کرد… هنوز تاثیر زخم‌های آن تصادف با آن‌که سال‌ها از آن می‌گذرد روی صورتم هست و هر بار که گریم می‌شوم بخوبی می‌فهمم گریمورم برای پنهان کردن جای زخم‌ها چقدر تلاش می‌کند… التبه آن اتفاق باعث شد که من در هیچ شرایطی بستن کمربند ایمنی را فراموش نکنم . وی اعتقاد دارد که بازیگری تجربه زندگی است و با داشتن تجربه می شود خوب بازی کرد.

فيلمي بي خود و بي جهت







نگاهي به "بي خود و بي جهت"
فيلمي بي خود و بي جهت!
سيد سعيد هاشم زاده

نوشتن براي فيلمي که حرفي براي گفتن ندارد بسيار مشکل است. در واقع عاملي که موجب شد تا اين نوشته شکل بگيرد فيلمهاي قبلي کاهاني، به علاوه آراء و نظراتي است که درباره آثارش بيان مي شود. آراء و نظرات بينندگان در اين روزها، اعم از منتقدان و قشر عام بيننده، درباره فيلمهاي کاهاني در يک کلمه خلاصه مي شود،ابزورد! فيلم ابزود، ديالوگهاي ابزورد، دنياي ابزورد، شخصيتهاي ابزورد و ... . اما دنياي کاهاني از «هيچ» تا «بي خود و بي جهت»، "ابزورد" نماست تا ابزورد! دليل واضح است. ابزورد درباره جامعه ايراني صدق نمي کند و تنها مي توان از ساختار و ويژگي هاي چنين سبک و شيوه اي بهره برد که کاهاني البته سعي خود را در بهره بردن از شيوه مورد علاقه اش مي کند اما موفق نمي شود، و اين عدم موفقيت که در «بي خود و بي جهت» به اوج خود مي رسد چند دليل عمده دارد؛ نخست اينکه کاهاني با زباني رئاليستي مي خواهد دنيايي ابزورد با مفاهيمي از اين جنس، اعم از استحاله،از ميان رفتن اخلاق، انسانيت و ... را ارائه دهد؛ در حالي که چنين مفاهيمي که در ابزورديسم مورد استفاده قرار مي گيرند بنا به فضاسازي غيرواقعي اين شيوه بيان مي گردند، و رئاليسم هيچگونه تطابقي با ابزورديسم ندارد.
دوم اينکه کاهاني در نوشتار و فضاسازي به هيچ وجه به فرمول هاي ابزورديسم توجه ندارد. (البته بايد هيچ به نويسندگي حسين مهکام، و فضاسازي و شخصيت سازي استعاري را از دو اثر کاهاني جدا کرد) کاهاني بيشتر يک برش از واقعيت را به صورتي رئاليستي بيان مي کند، آن هم با فضاسازي هاي واقعگرا؛ در صورتي که فضاسازي آثار ابزورد استعاري، خيالي و فراواقعي است. در ابزورديسم نشانه ها ارجاعي به نمونه هاي واقعي مورد نظر نويسنده هستند اما در آثار کاهاني نشانه اي وجود ندارد تا بتوان آن را ارجاعي به نمونه هاي واقعي تفسير کرد.
در واقع استعمال کلمه ابزورد درباره دو ساخته اخير کاهاني مهري است که از عدم آشنايي و توجه مخاطب ناشي مي شود. شايد اگر مارتين اسلين، نظريه پرداز و مولف اصطلاح ابزورد در ادبيات نمايشي، به تماشاي فيلم هاي کاهاني مي نشست و با اصطلاح ابزورد درباره اين آثار روبرو مي شد، بدنبال تغيير اين اصطلاح مي رفت!!
بي خود و بي جهت يک اداي ابزورد است؛ آدم هايي که در تک لوکيشن اثر وجود دارند، رفتار و کردارشان، عمل ها و عکس العمل هايشان تماما نشانگر همان نام فيلم است يعني بي خود و بي جهت!
فيلمساز در واقع با اين اسم مشخص مي کند که بايد چگونه فيلم را ديد و با آن روبرو شد! اثر تقليد و اقتباسي است بدوي از مستاجر اثر اوژن يونسکو؛ بدون اينکه فيلمساز نسبت به مفاهيم عاريتي مورد استفاده اش آگاهي داشته باشد. در مستاجر داستان يک اسباب کشي را شاهديم، اسباب کشي که يک مستاجر به خانه اجاره اي اش مي کند؛ مستاجر آرام آرام لوازم خود را وارد خانه مي کند تا اينکه لوازم تمام خانه را در بر مي گيرد و مستاجر در ميان تمامي اين وسايل گم مي شود، و ديگر اثري از خودش باقي نمي ماند!
يونسکو در اين نمايشنامه معروف مفهوم بي هويتي انسان معاصر که ناشي از ماترياليسم است را گوشزد مي کند! خطري که به گم شدن انسان در ميان لوازم بي جان دنياي مادي اشاره دارد.
کاهاني اما با اين اقتباس مي خواهد حرف خودش را نيز به ساخته اش الصاق کند، کنايه اي از دروغ و پنهان کاري در جامعه امروز اما مهمترين اشکال اين است که تکليف فيلمساز با شخصيت هايش مشخص نيست. همه ارکان ساختاري اثر بي خود و بي جهت است. شخصيت ها بي خود و بي جهت عصباني، مهربان، دلسوز، عاقل و گاهي ديوانه مي شوند! شخصيت بچه بي خود و بي جهت آدامسش را روي لباس عروس مي چسباند، عروس تازه وارد(با بازي نگار جواهريان) بي خود و بي جهت دست به ازدواج زده است و بي خود و بي جهت و فقط به اين دليل که حامله است زودتر مي خواهد عروسي برپا کند! دوست همسرش بي خود و بي جهت مي خواهد به او کمک کند و فيلم بي خود و بي جهت بدون نتيجه به پايان مي رسد!
در واقع مشخص نيست که کاهاني با اين پايان کنار کدام شخصيت فيلم ايستاده است تا بتواند مفهوم خود را گوشزد کند؛ مادر عروس دگم است اما تنها عمل مثبت فيلم توسط او انجام مي شود، فيلمساز بوسيله شخصيت عروس نيش و کنايه هميشه سياسي خود را به او مي زند اما تناقضي بزرگ در برخورد فيلمساز با اين شخصيت وجود دارد. شخصيت هاي اصلي فيلم نيز بدون دليل در هر فصل جابجا مي شوند، و مشخص نيست که فيلمساز مي خواهد از نقطه نظر چه شخصيت يا شخصيت هايي نتيجه مورد نظرش را بگيرد!
بي خود و بي جهت داستاني شلخته، شخصيت هايي ضعيف و بدون شناسنامه، عمل ها و عکس العمل هايي غير قابل باور و دکوپاژي سردرگم دارد.
شايد لازم است که براي نمونه فيلم 9 زندگي را در برابر بي خود و بي جهت قرار داد تا بتوان درباره ساختاري درست از يک برش ميني ماليستي از زندگي را مثال زد. 9 زندگي، 9 قصه با شخصيت هاي متعدد و فضاهايي رئال و اغلب تک لوکيشن است. با شخصيت ها و دغدغه هاي زمانه خودش، اما شخصيت ها برعکس بي خود و بي جهت قابل باور و داراي شناسنامه هستند، عمل هايشان به نتيجه مي رسد، داستان رها نمي شود و تماشاگر مي تواند مفهوم را به سادگي و با عميق ترين عمل هاي انساني که از شخصيت ها بروز داده مي شود، دريابد و فيلمساز به خوبي مي داند تا از نقطه نظر چه سوژه اي بايد به اثر نگاه کند، قهرمانش را مي شناسد و بنا بر همين تعيين هوشمندانه قهرمان هر اپيزود، دکوپاژش را درست و با چيدماني معنا دار اجرا مي کند.
«بي خود و بي جهت» را بايد همانند اسمش به نظاره نشست، البته اگر وقتي باشد تا بتوان اينگونه فيلمي را ديد!

کریستوف گانز «دیو و دلبر» را بازسازی می‌کند

کریستوف گانز پس از 6 سال دوری از عرصه فیلمسازی با ساخت نسخه بازسازی شده «دیو و دلبر» به این حوزه باز می‌گردد.
به گزارش خبرگزاری سینمای ایران (سینما پرس)، کریستوف گانز؛ کارگردان فرانسوی فیلم های سینمایی «سایلنت هیل» (Silent Hill)، «برادری گرگ» (Brotherhood of the Wolf) و «مرد آزادی که فریاد می زند» (Crying Freeman)، پس از 6 سال دوری از عرصه فیلمسازی با ساخت نسخه بازسازی شده «دیو و دلبر» (Beauty and the Beast) به این حوزه باز می‌گردد.
بنابر گزارش پایگاه اطلاع رسانی هالیوود ریپورتر، شرکت فیلمسازی «پث اینترنشنال» مسئولیت تولید و اکران نسخه جدید «دیو و دلبر» را برعهده دارد و تا به امروز حضور وینسنت کاسل و لیا سیدو در این فیلم سینمایی قطعی شده است.
ریچارد گرند پیر به عنوان تهیه کننده در این فیلم سینمایی فعالیت می کند و فیلمبرداری «دیو و دلبر» نیز در اکتبر سال جاری میلادی آغاز می شود.
گانس درباره چگونگی بازسازی کردن داستان «دیو و دلبر» در فیلم جدیدش گفت: اگرچه طرح داستان اصلی و شخصیت های کلیدی داستان مشهور و معروف «دیو و دلبر» را در اثر جدیدم حفظ می کنم، اما با خلق تصاویر جدیدی که هیچ کدام از تماشاگران تا به امروز ندیده اند، تمام مخاطبانم را شگفت زده و غافلگیر می کنم.
وی در ادامه نیز گفت: هر فیلم سینمایی را که می سازم برای من دوست داشتنی هستند و من به آن ها عشق می ورزم، اما ساخت نسحه جدید «دیو ودلبر» برای من بسیار هیجان انگیز است.

حضور ستاره‌های سینمایی در مراسم «بفتا»








بنابر گزارش پایگاه اطلاع رسانی هالیوود ریپورتر، مراسم اهدای جوایز «بفتا»، مهمترین اتفاق سینمایی بریتانا به شمار می آید که حضور پررنگ سینماگران مطرح و برجسته در این مراسم سالیانه موجب معتبر شدن هرچه بیشتر آن می شود.
علاوه بر حضور برخی از برجسته ترین هنرمندان در مراسم فرش قرمز «بفتا»، هنرمندان صاحب نام دیگری مانند آنیل کاپور، کالین فیرث، کریستینا هندریکس، نومی راپاس و پنه‌لوپه کوروز نیز برای اهدای جوایز به برندگان این مراسم سالیانه حضور دارند.
این دوره از مراسم اهدای جوایز «بفتا» در تاریخ 12 فوریه (23 بهمن) زمستان سال جاری و در سالن اپرا سلطنتی لندن برگزار می‌شود.
همچنین مارتین اسکورسیزی؛ کارگردان فیلم های سینمایی «گوودفلاز» (Goodfellas)، «دیپارتد» (The Departed)، «جزیره شاتر» (Shutter Island) و «راننده تاکسی» (Taxi Driver) نیز با دریافت جایزه ای ویژه، مورد قدردانی مسئولان آکادمی فیلم و تلویزیون بریتانیا (بفتا) قرار می گیرد.
جایزه ای که به مارتین اسکورسیزی اهدا می شود، «فیلوشیپ» (Fellowship) نام دارد و مسئولان آکادمی فیلم و تلویزیون «بفتا» این جایزه ویژه و مهم را به اشخاصی اهدا می کنند که کمک های فراوانی را به صنعت فیلمسازی انجام می دهند.
چارلی چاپلین، آلفرد هبیچکاک، استیون اسپیلبرگ، شان کانری، الیزابت تایلر، استنلی کوبریک، آنتونی هاپکینز، لاورنس اولیویر، جودی دنچ و ونسا ردگریو از جمله چهره های سینمایی هستند که پیش از مارتین اسکورسیزی موفق به دریافت جایزه ویژه «فیلوشیپ» شده اند.
همچنین فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین» به نویسندگی و کارگردانی اصغر فرهادی نیز نامزد دریافت جایزه بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان این مراسم سالیانه شده است.
فیلم های سینمایی «آتش افروزان» (Incendies) به کارگردانی دنیس ویلنوو از کانادا، «پینا» (Pina) به کارگردانی ویم وندرس از آلمان، «پوتیچ» (Potiche) به کارگردانی فرانسواز اوزون از فرانسه و «پوستی که در آن زندگی می کنم» (The Skin I Live In) به کارگردانی پدرو آلمودوار از اسپانیا، رقیبان «جدایی نادر از سیمین» برای دریافت جایزه بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان این دوره از مراسم اهدای جوایز «بفتا» هستند.

۱۳۹۰ بهمن ۲۱, جمعه

در صدد انتشار یک روزنامه وابسته به امور سینمایی



به نظر می اید با توجه به بستن خانه سینما و فشار روز افزون سیاست گذاران امور سینمایی  بر مخالفان و سینماگران مستقل از دولت . امور سینمایی کشور مصمم است که به دنبال حامیانی باشد تا با هیاهو و جنجال  رسانه ای  تنور خود را داغ نمایئد و اقداماتی را بر علیه سینماگران مستقل شروع کنندوهرچه بیشترمواضع ضد سینمای ملی ومردمی خود را محکم کنند .
 با این اوصاف در صدد ایجاد ابزاری هستند تا بتوانند با ان ابزار با مخالفان خود روبرو شوند و یکی ازاین ابزار ایجاد روزنامه سینمایی است و کسی هم بهتر از احمد نجفی نیست چون مطیع وبه دنبال شهرت است.
با شعارسینمای بدون سیاست وایجاد سینمایی مستقل ومردمی جلوآمده و با حمایت   امورسینمایی وزارت ارشاد و تشکیل سازمان سینمایی به اهداف خود برسند.
  وحالا روزنامه سینمایی هم باید باشه تا بشود با آن افکاروسیاست های سازمان سینمایی رو جلو ببرند وبراین اساس با کمک احمد نجفی این کاررو عملی می شود.


احمد نجفی گفت: امیدوارم دوستان در معاونت مطبوعاتی ما را همراهی کنند تا بتوانیم سریع تر روزنامه‌ای تخصصی راه اندازی کنیم.
این عضو شورای عالی سینما در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس، با بیان این خبر افزود: به هر حال تغییراتی در سینما در حال اتفاق است که با یک یا دو روزنامه نمی توان جوابگوی این اتفاقات بود.
وی ادامه داد: ما می خواهیم کمک کنیم این اتفاقات جدید در سینما ماندگار شود و نگاهی که در سینما وجود دارد در افکار و روش های مختلف پا بگیرد. می دانم که راه سختی است اما از معاونت مطبوعاتی کمک می طلبم تا به یمن تاسیس سازمان سینمایی و این حرکت جدید با ما همراه شوند.
نجفی با تاکید بر این که یک سری از روزنامه ها نگاه حزبی دارند تا صنفی، خاطرنشان کرد: برخی رسانه ها بیشتر به دنبال قدرت های روزنامه ای هستند اما ما می خواهیم دنبال فرهنگ، تولید و روش های صحیح سینما برویم.
وی این سیستم که هر کس پول بیشتر دهد بیشتر خبرها را به خود اختصاص می دهد را سیستمی نادرست دانست و تصریح کرد: من این نگاه را نمی پسندم و فکر می کنم وقت حمایت از سینمای مولد است نه حمایت از سینما براساس روابط و هزینه کردن برای قرار گرفتن در صفحه ابتدایی روزنامه.
وی در پایان تاکید کرد: سینما را حمایت کنید. وجود تضارب و تضاد در این حمایت مشکلی ندارد اما اگر حمایت ها سیاسی و مادی باشد روزنامه من مقابل آن خواهد ایستاد.

بی حرمتی به رسانه ها در جلسه نقد فیلم بیداری


 نشست پرسش و پاسخ فيلم سينمايي «بيداري» به کارگرداني فرزاد موتمن با سخنان تند "سعيد حاجي‌ميري" تهيه کننده آن خطاب به خبرنگاران نيمه کاره‌ رها شد.
در ابتداي اين نشست پس از ارائه توضيحاتي از سوي فرزاد موتمن درباره چگونگي آماده شدن فيلمنامه و ساخت فيلم «بيداري» ، سعيد حاجي‌ميري تهيه کننده آن، گفت: من يک بچه مسلمان سينماگر و فرزند انقلاب هستم. دين و اعتقاداتم را دوست دارم و به دليل همين مطالب سينما را نيز دوست دارم. در واقع تلاش مي‌کنم در عرصه‌هايي قدم بگذارم که همه به آن سو نمي‌روند.
وي ادامه داد: اکنون بسيار راضي و خوشحالم؛ زيرا به آن نيتي که به دنبالش بودم رسيدم و از وجود چنين اثري در کارنامه‌ام سرافرازم.
به گزارش ايسنا، در ادامه اين نشست مازيار فکري ارشاد ـ منتقد مهمان ـ بيان کرد: در اينجا درباره فيلمي از فرزاد موتمن حرف نمي‌زنم بلکه درباره فيلمي که روي پرده ديديم صحبت مي‌کنم. اين همه گاف روايتي مرا متعجب کرد که در ميان برخي فيلم‌هاي ضعيف جشنواره رکوردار بود.
اين سخنان فکري ارشاد، با واکنش تهيه‌كننده فيلم روبرو شد و گفت: مهم‌ترين جمله‌اي که شنيده‌ام اظهار رضايت يک فرزند شهيد پس از ديدن اين فيلم بود و حرف منتقد جماعت برايم اهميت ندارد.
اين گفته تهيه کننده «بيداري» با واکنش خبرنگاران مواجه شد که معتقد بودند انتقاد آن‌ها ربطي به محتواي فيلم نداشته بلکه به کيفيت نامناسب آن مربوط است. سپس منتقد مهمان جلسه را به نشانه اعتراض ترک کرد.
پس از آن، موتمن با ابراز اميدواري از اينکه مازيار فکري ارشاد به جلسه بازگردد، گفت: اين ششمين جلسه مطبوعاتي من در جشنواره فيلم فجر است ولي تا به حال چنين فضاي متشنجي را نديده بودم.
سپس سوالي درباره لحن حامد بهداد در فيلم مطرح شد که حاجي ميري ضمن عدم اجازه پاسخگويي به کارگردان فيلم بيان کرد که اين سوال غير فني و غير حرفه‌اي است.
در ادامه اين نشست، كه بيش از پيش نا‌آرام شده بود و برخي از اصحاب رسانه نيز جلسه را به اعتراض ترک کرده بودند، سوالي درباره بودجه فيلم مطرح شد که تهيه کننده فيلم بيان کرد: « بودجه فيلم به شما چه ربطي دارد؟ شما با پيش فرض و انرژي منفي سوال مي‌پرسيد. ابتدا شما تخمين خود را از هزينه بگوييد تا من هزينه واقعي فيلم را بگويم».
به گزارش ايسنا، در اين نشست اگرچه محمود گبرلو به عنوان مجري لحن پاسخ به سوالات تهيه کننده فيلم سينمايي «بيداري» را با يکي دو جمله مورد انتقاد قرار داد، اما وي در برابر اصرار خبرنگاران به ادامه طرح پرسش‌هايي از عوامل فيلم، ميکروفون خبرنگاران را قطع و جلسه را پايان يافته خواند!
فيلم «بيداري» که 20 بهمن ماه ـ در سالن برج ميلاد به نمايش در آمد از جمله فيلم‌هايي بود که حاضران در سالن هنگام نمايش آن با تشويق‌هاي متناوب، اعتراض خود را نسبت به کيفيت فيلم ابراز کردند.

۱۳۹۰ بهمن ۲۰, پنجشنبه

نگاهی به فیلم بوسه روی ماه همایون اسعدیان



بوسيدن روي ماه
سعيد کيائي

ساخت فيلم مطمئنا بعد از ساخت يک فيلم شاخص براي هر کارگرداني سخت است. پاگذاشتن بر لبه ي تيغي است که هر آن گمان افراد به افتادن مي رود. به همين ساگي، بايد راجع به همايون اسعديان و «بوسيدن روي ماه»ش حرف زد. وقتي سالن برج ميلاد مملو از مشتاقان ديدن فيلم او مي شود، و براي اولين بار در جشنواره ي امسال طبقه ي دوم سالن برج هم باز مي شود، اين ادعا دور از ذهن نمي نمايد، اگر بگوييم او موفق بوده است.
همايون اسعديان بعد از «طلا و مس» که هنوز بعد گذشتن چند سال، هر قدر اندک به چند ويژگي شهره است در «بوسيدن روي ماه» نشان داد که به واقع راه خود را شناخته. اگرچه ادعاي او را از زبان خودش، تلويحا مي شد شنيد وقتي درفيلم پشت صحنه ي نسخه ي خانگي «طلا و مس» گفت، بعد ساختن آن فيلم ها – اشاره به فيلم هاي کارنامه اش که غالبا اکشن هستند – حالا فکر ميکنم اگر سرم را زمين بگذارم خيالم راحت است!

«بوسيدن روي ماه»ِ همايون اسعديان بين فيلم هايي که تا امروز در برج آزادي به نمايش در آمده اند از بهترين ها بوده است. او در اين فيلم از سه ويژگي ساده اما سخت بهره گرفته است. سادگي، راحتي، و آرامش. و سعي ميکند روايت داستاني اش را چنان جلو ببرد که مخاطبش در فضايي آرام، روي صندلي سينما به اين فکر کند که «به راستي اينجا چه تفاوتي ميان محمد و حسين است؟ اين بوي فرزند چيست که مادران آن را حتي از روي تابوتي که بعد بيست سال براي فرزندشان ساخته شده است مي شنوند! وقتي آن فرزند ديگر چند تکه استخوان است و لباس و خاطره اي از يک ساعت و تسبيح و قرآن و پلاک!؟»

اسعديان شايد بار ديگر در فيلم پشت صحنه ي داستانش بگويد «خيالم راحت شد» اما با اين فيلم نشان داد که مي تواند دست بر سوژه و ساختي بگذارد که خيال مخاطبانش را تا مدتها برآشوبد چرا که شخصيت هايش چنان اجين با شخصيت هاي جامعه مي شوند که تا مدتي – اگر نگوييم مدت ها – اين شخصيت ها همراه ما مي آيند و يا مارا به زندگي شان راه ميدهند يا ما با آنها وارد زندگي جديدي مي شويم!

جسارت اسعديان در انتخاب سوژه، و به کارگيري صابر ابر در شخصيتي که کسي از او چنين انتظاري را ندارد، و پاسخي که ابر به او ميدهد با بازي خوبي که دارد، بي شک تنها مي تواند حاکي از يک چيز باشد... شناخت صحبح او از توان اطرافيانش، و در انتخاب سوژه شناخت بسيار صحيح او از يکي از معضلات امروز سينماي دفاع مقدس.

او با نشنان دادن زني که پيگير بازگشت پسرش است و بعد بيست سال منتظر شنيدن خبر بازگشت است و قرار دادن او برابر بيماري همسايه ي 40 ساله اش، و تصميمي که ميگيرد؛ اشاره به آن دارد که دغدغه هايي که منجر به ساخت فيلم دفاع مقدسي مي شود مي تواند خالق اثري باشد که از توپ و تفنگ خبري نداشته باشد، و در عوض از مهر و صميميت و احترام و آرامش و دوستي سرشار باشد. او با اين فکر چهره اي از دو شهيد مفقود به ما ميدهد که ما جز محبت از آنها نمي بينيم...

با اين فيلم مي شود خوش بين بود که اگر ملاقلي پور ديگر نيست و حاتمي کيا ديگر قرار نيست فيلم درباره ي جنگ بسازد، نوعي نگاه تازه به کار آمده که ما را به ورطه هاي دشوار دوست داشتن مي برد. ورطه اي که دو همرزم گذشته با هم نمي جنگند؛ بلکه زني براي تسلاي زني ديگر از خير جسد فرزند مي گذرد و آن را به نام ديگري مي کند...

نقد فیلم " نارنجی پوش " داریوش مهرجویی




نقد فیلم " نارنجی پوش "
در برابر فیلم فرهادی
مهدی علیپور
در تمام فیلم های مهرجویی قصه بر اساس یک عقبه فکری بنا شده و تمام شخصیت ها در طول قصه وظیفه دارند آن معنا و تفکر را پرداخت کنند. به همین علت اگر به آن اندیشه توجه نشود شاید به نظر برسد که در برخی لحظات فیلم ، شخصیت ها رفتاری متناقض از خود نشان می دهد که مهرجویی در طول این سال ها نشان داده است این مسئله برای او هیچ اهمیتی ندارد ؛ چراکه فقط می خواهد فکر خود را به بیننده القا کند و فیلم " نارنجی پوش " نیز دقیقا بر اساس همین نگرش کارگردان ساخته شده است. ( باید همگی دست به دست هم دهیم و با پاک کردن کثافات ، میهن خود را کنیم آباد)
این بار مهرجویی خود وارد عمل شده و در صحنه ابتدای فیلم تمام آنچه در فیلم می خواهد به بیننده بگوید را بیان می کند . (نمایش زباله های روی زمین و بعد هم اعتراض مهرجویی به این وضعیت ) پس از این صحنه است که قصه فیلم آغاز می شود . قصه خانواده ای که تقریبا از هم گسسته است و به علت بی میلی زن خانواده ( نهال ) رو به نابودی کامل . پس از آنکه با پسر خانواده و معلم خصوصی او آشنا می شویم شاهد پدر خانواده ( حامد ) هستیم که در حالیکه تمام بدنش به کثافات و فضولات آلوده است ، وارد خانه می شود . در این صحنه پدر سعی دارد خود را با پارچه ، کاغذ و روزنامه تمیز کند ولی پسر نوجوان او با اصرار ، حامد را به حمام می فرستد . در صحنه بعدی حامد از حمام بیرون آمده و کتابی را که بر مبنای تفکرات ذن نوشته شده مطالعه می کند . رابطه این دو صحنه که بر اساس تفکر اصلی فیلم و البته علاقه همیشگی مهرجویی به اندیشه های عرفانی آسیا همچون ذن و تائو است ، به خوبی در صحنه بعد که حامد شروع می کند به تمیز کردن خانه ، آشکار می شود . حامد که در خارج نتوانسته است همراه با نهال که اصرار بر ماندن داشته زندگی کند و همراه با پسرش به ایران آمده ، به کثیفی ها و اخلاق مذموم خود پی برده و با استفاده از اندیشه های صحیح ( به عقیده کارگردان ) شروع به اصلاح خود می کند .
پس از آنکه حامد خود را اصلاح کرد به اوضاع و احوال بد محل کارش ، محله اش و بعد شهرش پی می برد . که این مطلب را کارگردان به خوبی در ادامه نشان می دهد . بر اساس همین تفکر است که حامد سعی می کند در ادامه فیلم به استخدام شهرداری برای پاکیزگی شهر خود درآید . نکته ای که در همین بین مهرجویی می خواهد به بیننده بگوید اینست که هیچکس قدر رفتگرها ( دلسوزان واقعی جامعه ) را چندان نمی داند و این در حالی ست که آنها یکی از مصلحان و طبیبان جامعه اند ( دکتر خواندن رئیس رفتگرها ) که کارگردان با نشان دادن تعجب همگان نسبت به استخدام حامد، به این نکته اشاره می کند . در ادامه هرچه از فیلم می گذرد شاهد پرداخت تفکر فیلم هستیم .
مهرجویی که در طول این سالها نشان داده است که به شدت با اندیشه های روشنفکرانی که دائم دم از بد بودن ایران ، خوبی خارج و در نتیجه رفتن از ایران را می زنند ، مخالف است ، در این فیلم نیز این مطلب را بصورت رابطه حامد و نهال بیان کرده است . نهال که بشدت مخالف ماندن در ایران است ، پس از ورود به ایران با وضعیت کنونی حامد که در حال اصلاح شهر خود است ابراز نارضایتی می کند و اصرار دارد که حامد و پسرش به خارج باز گردند .
در این میان مهرجویی ، فیلم جدایی نادر از سیمین که بر اساس همان تفکر روشنفکرانه ای که ذکر شد بنا شده است را بی نصیب نگذاشته و به شدت به این فیلم و اندیشه های فرهادی تاخته است . برای پی بردن به این مطلب باید توجه شود به عناصری که در هر دو فیلم وجود دارد ( البته با کاربردی متفاوت). به عنوان مثال رنگ بندی فیلم همراه با دوربین روی شانه و قاببندی های لرزان و در حال تکان که در فیلم فرهادی با توجه به وضعیت کاراکترها ، نشان از استرس و تشویش و وضعیت بد ایران و ایرانی بود، ولی در این فیلم با توجه به روحیه حامد نشان از شادی و نشاط و گرمی و صمیمیت ایران و ایرانی است. حضور لیلا حاتمی در هر دو فیلم نیز تاکید بر همین مطلب است .
در فیلم فرهادی ، حاتمی در نقش زنی ست ناراضی از وضعیت کنونی ایران که در انتها از ایران می رود ولی در فیلم مهرجویی او نقش زنی ناراضی را دارد که در پایان با شادی و نشاط فراوان می ماند . مهرجویی برای آنکه در فیلم خود به مخاطب تذکر دهد حضور حاتمی در راستای مخالفت با فیلم فرهادی است ، صحنه دادگاهی همانند فیلم فرهادی را آورده است که هنگام ورود به دادگاه برای طلاق ، نمای ورودی و عناصر آن ، عینا همان نمای پایانی فیلم فرهادی از راهروی دادگاه است ؛ و یا مادر ، همانند فیلم فرهادی بشدت اصرار می کند که برای آینده فرزند خود قصد ترک ایران را دارد .
سردردهای مکرر حامد بهانه ایست برای مخالفت با جدایی ( چه جدایی از ایران چه جدایی زن و شوهر ) ؛ در صحنه اولین سردرد حامد با " رزماری " ای که نهال به او می دهد آرام شده و در سردرد دوم نیز که پس از رفتن نهال و پسرشان بوجود می آید ، حامد با بازگشت آن دو به آرامش می رسد .
در انتها نیز کارگردان تبلیغاتی اساسی برای یکی از شخصیتهای معروف دارد که به آن در غالب رئیس شهرداری اشاره می کند (که بر اساس این تبلیغات می توان به فیلم نگاهی سیاسی نیز داشت ). 

خبرگزاری سینما

جشنواره تئاتر باید تبدیل به جشن شود

.


مراسم اختتامیه برترین های تئاتر ایران  در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر برگزار شد و برگزیدگان بخش نمایش های خیابانی، رادیو تئاتر، مسابقه عکس و پوستر تئاتر معرفی شدند.


در ابتدای مراسم رحمت امینی دبیر جشنواره تئاتر فجر با بیان این که قصد ندارد گزارشی درباره جشنواره بدهد گفت: تنها می خواهم از تمامی هنرمندانی که در جشنواره حضور داشتند تشکر و قدر دانی کنم. به خصوص از گروه های خیابانی تشکر ویژه دارم زیرا با وجود سرمای هوا و مشکلات ناشی از آن نمایش های خود را به اجرا در آورند و به جشنواره گرما بخشیدند.
وی افزود: بخش رادیو تئاتر در جشنواره نقطه عطفی برای جشنواره محسوب می شد. حتم دارم سال آینده کارهای قوی تری نسبت به امسال در این بخش شرکت خواهد کرد. بخش پوستر و عکس نیز با تئاتر آمیخته شده است. این جای امیدواری است که برای اجرای تئاتر یک روزه عکس و پوستر طراحی می شود.
دبیر جشنواره سی ام درباره تئاتر استان ها نیز توضیح داد: برگزاری جشنواره در استان های دیگر یک اقدام تبلیغاتی نبود بلکه ما در استان ها اجرای کامل داشتیم استان ها به طور مجزا دارای بخش ورک شاپ، عکس و سخنرانی بودند همچنین کارگاه های آموزشی ما تشریفاتی نبود و مانند سایر بخش ها برایش وقت گذاشته شد.

در ادامه مراسم حمید شاه آبادی معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد گفت: تئاتر کشور در زمینه تولید آثار گامی بلند برداشته است جشنواره تئاتر فجر نیز ماه عسل یک سال فعالیت تئاتر را به نمایش می گذارد جشنواره تئاتر امسال دارای برجستگی هایی بود در این جشنواره نسل جوان توانستند فرصتی برای عرض اندام پیدا کنند و کارهای خوبی را در جشنواره به نمایش بگذارند.

شاه آبادی افزود: اضافه شدن بخش های جدید مانند نگاه نو، فرصتی برای شکوفا شدن استعدادها شد جشنواره امسال از حیث رقابت خوش درخشید و مورد استقبال قرار گرفت همچنین آثار بیشتری نسبت به سال گذشته به جشنواره راه پیدا کرد.
وی در ادامه بیان کرد: در عرصه تئاتر خیابانی شاهد تحولات خوبی بودیم و هنرمندان شهرستانی کارهای خوبی را در این بخش ارائه کردند امیدوارم جشنواره علاوه بر رقابتی بودن آن تبدیل به یک جشن واقعی شود و ما در این جشن شاهد پیشرفت ها و تقسیم واقعی فرصت ها برای همه هنرمندان باشیم.

۱۳۹۰ بهمن ۱۹, چهارشنبه

به نظرات کارشناسانه احترام می‌گذارم




کارگردان فیلم «من همسرش هستم» گفت:به این نظر کارشناسانه کاملا احترام می گذارم، به نقاطی که در این فیلم اشاره کرده اید، تماما نظر من بوده، اگر در این فیلم گفت و گو کم است به این دلیل است که خانواده در چنین وضعیتی به شرایطی رسیده که ترجیح می دهد چنین روابطی را داشته باشد.
 
به گزارش خبرنگار سینماپرس، نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی«من همسرش هستم» با حضور مرتضی شایسته کارگردان، سارا سمیعی طراح صحنه، نازنین لیقوانی نویسنده، نازنین مفخم تدوین گر و آنتونیا شرکا منتقد برگزار شد.
انتونیا شرکا در ابتدای نشست گفت: فیلمی که دیدیم نویسنده آن یک زن است و ما انتظار داریم تا لحظه های زنانه در این فیلم وجود داشته باشد اما تنها چند سکانس کوچک در این فیلم روابط زنانه را نشان می داد. متاسفانه کل ساختار این فیلم به پختگی نرسیده و روابط بین شخصیت ها به خوبی پرداخته نشده است. موسیقی در این فیلم بسیار زیاد است و قبل از اینکه مخاطب حس را از صحنه بگیرد، موسیقی به پیشواز اتفاق رفته و حس را به مخاطب القاء می کرد.
وی تصریح کرد: تدوین، فیلمبرداری و طراحی صحنه بسیار خوب بوده اما فیلمنامه نتوانسته به فیلم تبدیل شود و در پایان بندی سرهم شده است. کارگردان نیز نتوانسته به خوبی احساسات میان بازیگران ایجاد کند.
مرتضی شایسته کارگردان فیلم در ادامه نشست گفت: به این نظر کارشناسانه کاملا احترام می گذارم، به نقاطی که در این فیلم اشاره کرده اید، تماما نظر من بوده، اگر در این فیلم گفت و گو کم است به این دلیل است که خانواده در چنین وضعیتی به شرایطی رسیده که ترجیح می دهد چنین روابطی را داشته باشد.
وی در پاسخ به این سوال که چرا کودکان خانواده در چنین وضعیتی همه چیز را شاد در نقاشی خود نشان داده اند، ادامه داد: نظر کودکان نسبت به ما بسیار متفاوت است، بی شک کودکان ترجیح می دهند به جای اینکه خانواده طلاق گیرند، در همچنین خانواده ای زندگی کنند. اما در رابطه با سرانجام فیلم باید بگویم که خانواده ترجیح دادند که کاملا مسالمت آمیز در کنار یکدیگر زندگی کنند.
شایسته گفت: شهلا در این فیلم خیانت نکرده، دروغ هم نگفته است. تنها واقعیت را در این فیلم نگفته است.
لیقوانی نویسنده فیلم تصریح کرد: فیلمنامه نویس آن چه را که می نویسد باید از صافی ذهن کارگردان رد شود. آنچه که در فیلم دید برداشت ذهن شایسته از فیلمنامه بود.

کارگردان فیلم های زیر زمینی در جشنواره فجر


 
پنج شنبه 20 بهمن ماه در ساعت 23 فیلم سینمایی «خود زنی» در برج میلاد برای نمایندگان رسانه های گروهی نمایش داده خواهد شد.
  این فیلم از آثار اجتماعی تولید شده در سال 90 است که به دلیل مضمون تلخ آن در بخش «آینه سینمای ایران» قرار گرفته است.
در فیلم خود زنی امیردلاوری نقش جوانی عاصی و زخم خورده با نام کیانوش را ایفاء می کند. لعیا زنگنه زنی مطلقه است. آتیلا پسیانی فردی فرصت طلب و محمد رضا شریفی نیا هم در نقش یک کفاش ظاهر شده است.
امین حیایی هم در این فیلم در نقش کارگردان کلیپ های زیر زمینی مقابل دوربین رفته است. نیما شاهرخ شاهی و تینا آخوندتبار به عنوان دو بازیگر جوان در این فیلم نقش آفرینی می کنند. آخوند تبار در نقش همسر سابق کیانوش و شاهرخ شاهی در نقش دوست کیانوش. نادر سلیمانی،سینا رازانی،امیل یل ارجمند،امیر غفارمنش و حسام حمیدی هم دیگر بازیگران این فیلم هستند.
«خود زنی» بر اساس فیلم نامه «احمد کاوری» و به کارگردانی کاوری مقابل دوربین رفته و «اردشیر ایران نژاد» تهیه کنندگی آن را به عهده داشته است.
فیلم داستان مردی به نام کیانوش را روایت می کند که پس از آزادی از زندان به دنبال یافتن همسر سابق و فرزندش می رود. او در این مسیر با مشکلات و خطرهایی مواجه می شود و برای اعاده حیثیت و باز پس گیری خانواده از دست رفته اش تلاش می کند و در این مسیر با فردی متنفذ و صاحب نفوذ که نقش او را آتیلا پسیانی ایفاء می کند درگیر می شود. این فیلم تلاش می کند تا به نقد شرایط روز جامعه بپردازد.
خود زنی طی 74 روز در پاییز و زمستان امسال مقابل دوربین رفته است. برخی از عواملی که در ساخت این فیلم حضور داشته اند عبارت اند از: مدیر فیلم برداری: محمد تقی پاکسیما، مدیر برنامه ریزی و دستیار اول کارگردان: کامبیز دارابی، طراح صحنه و لباس: طراح صحنه و لباس: داریوش پیرو، مدیر تولید: طاهر امانی، مدیرصدا: حسن زاهدی، طراح چهره پردازی: بابک شعاعی، مدیر جلوه های ویژه: حمید رسولیان، مدیر تدارکات: علی رضایی و عکاس: احمدرضا شجاعی.
تدوین، ساخت موسیقی و صداگذاری این فیلم به ترتیب توسط «حسن ایوبی»،«ستار اورکی» و «جهانگیر میرشکاری» انجام شده و رضا یزدانی بر روی فیلم ترانه خوانده است.

۱۳۹۰ بهمن ۱۸, سه‌شنبه

گپی با «ترانه علی دوستی»


ترانه علیدوستی بازیگر فیلم‌های «من ترانه 15 سال دارم»، «شهر زیبا» و «چهارشنبه سوری» که امسال با «پذیرایی ساده» ساخته مانی حقیقی به جشنواره فجر امده است.
در گفت‌وگویی درمورد فعالیت سینمایی اش 
  « بی رودربایستی به صدرعاملی گفتم من نمی‌آیم»
نسخه‌ای از «زندگی با چشمان بسته» را که در ابتدا خواندم، نپذیرفتم، بی رودربایستی به آقای صدرعاملی گفتم شما خودتان چه فکر می‌کنید. گفت می‌دانم مشکلاتش را، گفتم خب من نمی‌آیم. سه چهار ماه بعد تلفن زدند و گفتند فیلمنامه بازنویسی شده با بدبینی فکر کردم مگر حالا چه تغییری می‌تواند اتفاق افتاده باشد، اما فیلمنامه جدید اصلا فیلمنامه دیگری بود و فقط طرح یک خطی فیلمنامه قبلی در آن مانده بود. خیلی بهتر شده بود و از چیزی که الان می‌بینید محکم‌تر بود، اما در طول ساخت به آن اطمینان نکردیم و هر روز نظرمان را عوض کردیم و فیلم چندلحنه شد.


اولین پشیمانی‌ام این بود که سازم را کنار گذاشتم
اولین پشیمانی‌ام در زندگی این بود که سازم{کلارینت} را کنار گذاشتم. بازیگری و نوازندگی لحن نزدیک به همی دارند. تصور جمعی بر این است که هر دوی اینها کارهای اجرایی است و در آن‌ها خلاقیت محدود است؛ یعنی در بازیگری تالیف وجود ندارد و تو مجری متن صاحب اثر هستی و در نوازندگی هم از روی نت می‌زنی ولی این جور نیست... نوازنده که مثل کیبورد نیست هر بار دکمه‌اش را بزنی یک صدا بدهد. آدمی که پشت اجرا هست تاثیر دارد. بازیگری هم برایم همین طوری است.


شخصیت‌هایم قورباغه و ماهی بودند
پنجم دبستان یک دفترچه داشتم که تویش قصه مینوشتم. شخصیت‌هایم آن موقع البته قورباغه و ماهی بودند.


می‌گویند خاک بر سرت «ابله» را می‌گذاری کنار؟!
من «ابله» را تا آخر نخوانده‌ام، می‌دانم که گاهی هم بد است. دیده‌ام میگویند خاک بر سرت «ابله» را می‌گذاری کنار؟! بعضی‌ها یک احترام تاریخی به آثار ماندگار می‌گذارند. لذت بردن من اما زیاد ربطی به خاطره جمعی ندارد. در حد شعورم است دیگر.


اسم همسرم را گذاشته‌اند تاجر ونیزی
برداشته‌اند تیتر زده‌اند ترانه زن یک تاجر مقیم انگلیس شد و الان هم لندن است. دوستان‌مان به شوخی سربه سر همسرم می‌گذارند و اسم همسرم را گذاشته اند تاجر ونیزی! من و همسرم هم‌سن هستیم و او تا ماه پیش دانشجو بود و درسش تازه تمام شده!

به باز شدن خانه سینما امیدوارم

  • «همايون اسعديان» در دو سال گذشته روزهاي خوبي را گذرانده است. موفقيت طلا و مس در جشنواره 28 و بعد از آن ديده شدن فيلم سعادت‌آباد و اقبال آن در گيشه، براي اسعديان كه تهيه‌كننده اين كار بود، سابقه كار پربارتري را رقم زد و با خيال راحت منتظر اكران «بوسيدن روي ماه» در جشنواره است و فكر مي‌كند كه مضامين انساني همچنان جوابگوي نيازهاي مخاطب سينماست. اين اتفاق را مي‌توان با انتخاب مردم در سه روز اول جشنواره ديد.
    ‌آيا در فيلم «بوسيدن روي ماه» شخصيتي وجود دارد كه در ذهن مخاطب بماند و ماندگار شود؟

    همه تلاش يك فيلمساز وقتي دست به تهيه يك فيلم مي‌زند اين است كه اگر فيلمي توليد مي‌كند، كاراكترهاي اين فيلم روي مخاطبانش تاثير بگذارند و در ذهنش نقش ببندند. من هم مثل ديگر فيلمسازها از اين قاعده مستثني نيستم. اصلا فيلمساز براي ماندگار شدن نقش‌هاي فيلمنامه‌اش دست به خلق اثر مي‌زند. و هر فرد در يك فيلم مانند يك نقاشي متحرك است كه در اذهان هر فرد باقي مي‌ماند. من هم تمام تلاشم بر همين مهم بوده و فكر مي‌كنم نقش اصلي داستان «بوسيدن روي ماه» كه توسط شيرين يزدان‌بخش ايفا مي‌شود و احترام‌السادات نام دارد جزو شخصيت‌هاي ماندگار شود. خانم يزدان‌بخش هم از عهده ايفاي اين نقش به خوبي برآمده است. فضاي انساني كه در فيلم وجود دارد، مي‌تواند نظر مخاطبان جشنواره را به خود جلب كند و بايد منتظر ماند و ديد نظر آنان نسبت به فيلم چگونه است.
    ‌ نگاهي كه شما در اين فيلم دنبالش بوديد همين فضاي انساني است؟
    «بوسيدن روي ماه» يك مضمون دوخطي دارد. احترام‌السادات و فروغ خانم كه در همسايگي هم زندگي مي‌كنند بيش از 20 سال است كه در انتظار فرزندان‌شان هستند. اما در همين دو خط كه تعريف كردم اتفاقات مهمي مي‌افتد كه روايت داستان را تغيير مي‌دهد. اين فيلم داراي ساختار انساني بسيار قوي اي است.
    ‌ چگونه توانستيد از يك موضوع دوخطي به فيلمنامه برسيد؟
    ما با آقاي محمدي به توافق كامل رسيديم. دوست داشتيم فضا بكر و دست‌نخورده باشد. دوست داشتيم مخاطب فيلم نبيند و در واقع وارد يك خانه شده باشد براي همين لوكيشن اصلي ما يك خانه است. ما تمام خانه را چيديم و سعي كرديم مخاطب وقتي وارد خانه مي‌شود در آن احساس راحتي كامل بكند.
    ‌ مي‌توان «بوسيدن روي ماه» را شبيه كارهاي قبلي شما دانست؟
    مي‌توانم بگويم اين فيلم من است. چون تكنيكي كه در آن به كار رفته، همان تكنيكي است كه در فيلم‌هاي خودم هميشه به كار برده‌ام. اما از لحاظ محتوايي تفاوت عمده‌اي با كارهاي قبلي من دارد هر چند همان نيازها و مفهوم انساني را دنبال مي‌كند.
    ‌چرا در فيلم «بوسيدن روي ماه» از بازيگرهاي چهره براي نقش اصلي استفاده نكرديد؟
    دو بازيگر اصلي فيلم من يعني خانم شيرين يزدان‌بخش و مدينه رابعي بازيگر چهره محسوب نمي‌شوند، قبلا در چند فيلم بازي كردند اولي جزو چهره‌ها محسوب نمي شوند. اما بازي منحصربه‌فردي دارند و نقش آنها هم بسيار باورپذير است. اما بازيگرهاي ديگر فيلم از چهره‌هاي خوب سينمايي هستند مثل صابر ابر، مسعود رايگان و شبنم مقدمي.
    ‌ شما تهيه‌كنندگي فيلم خوبي مثل «سعادت‌آباد» را بر عهده داشتيد ولي تهيه فيلم خودتان را برعهده نگرفتيد؟
    من قبل از فيلم «سعادت‌آباد» هم تهيه‌كنندگي كرده بودم، البته در فيلم‌هاي كوچك‌تر از «سعادت‌آباد» اما ترجيح مي‌دهم كه كارگرداني كنم و روي فيلمسازي متمركز شوم. در مورد فيلم «بوسيدن روي ماه» هم بايد بگويم كه طرح اوليه فيلمنامه متعلق به آقاي محمدي بود و من هم مدتي است كه در دفتر آقاي محمدي با ايشان همكاري مي‌كنم. طرح اوليه كه به من داده شد بعد از صحبت‌هاي مداوم با آقاي محمدي همراه ايشان فيلمنامه را نوشتيم و مطابق كارهاي قبلي قرار شد كه همكاري‌مان را ادامه دهيم.
    ‌ مي‌گويند اين روزها فيلم ساختن كار سختي شده در حال حاضر مسايل مهمي كه سينما با آن روبه‌رو است، چيست؟
    در حال حاضر كه فيلمسازي بسيار سخت شده است. به طور كلي كار كردن در عرصه هنر بسيار پيچيده است. سينما دچار بحران شده و حتي براي ساختن يك فيلم متوسط نياز به هزينه كردن حداقل يك ميليارد تومان است. فروش به شدت افت پيدا كرده است. تا پيش از اين وقتي فيلم تبديل به دي‌وي‌دي مي‌شد با استقبال مردم حدود 400 ميليون تومان مي‌فروخت اما حالا اين مقدار به 150 ميليون تومان رسيده و همين تهيه‌كننده‌ها را به شدت نگران كرده است. اگر بعضي از فيلم‌ها هم موفق مي‌شوند به دليل حمايت‌هايي است كه از آنها مي‌شود. در حال حاضر شرايط به سمت غيرممكن پيش مي‌رود. حالا همه نگاه‌ها به سمت گيشه است و تهيه‌كننده هم ناچار است به گيشه نگاه كند تا پولش برگردد، حتي تهيه‌كنندگان به ظاهر خصوصي هم بايد از نهادهاي فرهنگي كمك بگيرند.
    ‌ در حال حاضر سياست را چقدر در سينما دخيل مي‌دانيد؟
    به شدت. الان سينما و هر چيز ما با سياست درگير است. وقتي اوضاع اقتصادي به شدت نابساماني داريم، وقتي شرايط توليد آنقدر بد است، پس مجبور هستيم كه هر چيزي را با سياست بسنجيم. در شرايط بحراني سياست در همه زندگي آدم‌ها نفوذ مي‌كند.
    ‌ اين روزها خانه سينما تعطيل شده است. فكر مي‌كنيد تعطيلي خانه سينما چقدر روي فيلمسازي تاثير مي‌گذارد؟
    خيلي زياد. ما خانه‌مان را از دست داديم. خانه سينما نهادي است كه با تلاش و وقت گذاشتن 18ساله اهالي سينما به اينجا رسيد. ما متخصص تخريب هر چيزي هستيم. حالا يكي از اينها خانه سينماست و قطعا اين تخريب افتخار نخواهد بود. البته نقطه مثبت اين است كه اين تعطيلي دايمي نخواهد بود. نمي‌گويم فردا يا يك ماه ديگر، اما امیدوارم بالاخره اين خانه بازگشايي مي‌شود.
  • منبع: شرق

نمایش « چشم در برابرچشم» در برلین به صحنه میرود






 نمایشنامه چشم در برابر چشم به همت «رضاجابر انصاری »که از بازیگران ،نویسندگان وکارگردانان خوب ایرانی است به صحنه خواهد رفت .
رضا جابر انصاری دانش اموخته رشته تئاتر است و سالهای زیادی در ایران با گروه های حرفه ای تاتر در کنار اساتید فن تئاتر همکاری داشته و همواره بدنبال کسب تجربه بوده وبسیار اموخته است و میداند چگونه باید با یک اثر نمایشی برخورد نمود و درصحنه اجرا کرد .وی از چندی قبل این نمایش پر محتوا وزیبا را برای اجرا در برلین آلمان آماده می کند.
و بزودی نمایش چشم در برابر چشم با اجرایی متفاوت به کارگردانی این هنرمند تاتر به صحنه خواهد رفت
 و بازیگرانی چون افشین اخوان،آرمین میر غفاری،امیرکریمی،انسی دهقانی،شهلاخانقاه،رضا سلطانی شکیبا احسانی در این نمایش جابر انصاری را همراهی می کنند.چشم در برابرچشم دومین کار گروه تئاتر کوچ برلین پس از تاسیس در سال 2011و سومین کار این کارگردان در برلین است.

برای معاونت تلویزیون، کسی تره هم خورد نمی کنه




 به گزارش سینماپرس، علی دارابی معاون سازمان صدا و سیما در پی اعتراض به پرداخت انحصاری شبکه های تلویزیون به جشنواره فیلم فجر، دستور توقف برنامه ها را اعلام کرد.
معاون صدا و سیما که پیش از آغاز دهه فجر و شروع جشنواره های فجر اعلام کرده بود که رویکرد شبکه های تلویزیون مثل سال های گذشته نباید صرفا پرداخت به جشنواره فیلم فجر باشد، گفت: برای پوشش تمام جشنواره هایی که در قالب فجر و در بخش های مختلف برگزار می شود، هر کدام از شبکه ها به یکی از این جشنواره ها بپردازد.
وی گفته بود: شبکه یک سیما برنامه های خود را به پوشش جشنواره موسیقی اختصاص دهد. شبکه سه به جشنواره فیلم، شبکه چهار جشنواره تئاتر فجر و شبکه آموزش به جشنواره شعر و ادبیات بپردازند.
با این تصمیم و اعلام رسمی به مدیران شبکه های مختلف انتظار می رفت که همزمان با آغاز جشنواره های فجر این رویکرد مورد توجه و اجرا قرار بگیرد، اما آن چه رخ داد غیر از این بود. باز هم تمامی شبکه ها رویکرد اصلی خود را با توجه جشنواره فیلم فجر تعریف کردند.
این بی توجهی به نظرات معاون صدا و سیما پیش از این هم، اتفاق افتاده بود. زمانی که دارابی اعلام کرد که سریال ها و مجموعه های تولیدی تلویزیون باید با نگاهی طنز باشند، مدیران شبکه این حرف را جدی تلقی نکرده و به صورت همزمان سه شبکه سیما، مجموعه های تلویزیونی با فضای غم انگیز را به روی آنتن بردند. دارابی در واکنش به این اتفاق مدیران شبکه های یک، سه و پنج را برای توضیح فراخواند.
اما روز گذشته خبری منتشر شد مبنی بر اینکه دستور توقیف برنامه های جشنواره ای شبکه ها به خاطر توجه صرف به جشنواره فیلم فجر اتفاق افتاده است. با انتشار خبر، انتظار می رفت که شبکه ها با تغییر رویه خود برنامه های اختصاصی جشنواره فیلم فجر با متوقف کرده و یا به پوشش خبری از جشنواره هایی که در دستور دارابی برای شان تعیین شده بود، بپردازند. اما چنین نشد. و امروز با خبر شدیم که شبکه ها با همان رویکرد سابق، برنامه های جشنواره ای خود را به روی آنتن می برند.
به نظر می رسید بی توجهی به نظرات و دستورات معاون صدا و سیما و مستقل عمل کردن مدیران شبکه های مختلف بدون عواقب برای شبکه ها، دارابی را به سکوت و عقب نشینی وادار کند.

نگاهي به فيلم زندگي خصوصي


سعيد کيائي
تناقض شاخصه ي اصلي «زندگي خصوصي» است. آنقدر که نياز به تصوير کشدن اتفاقي نبود اگر تيتراژي مي آمد، تيتراژي مي رفت و ميان آن فقط همين يک عبارت نوشته شده بود.
«زندگي خصوصي» را در يک کلام مي شود فيلمي پاپاراتزي توصيف کرد، چرا که داستان خصوصي زندگي مردي را ميخواهد نشان دهد و سعي دارد نشانه هايي به ما بگويد که اعتراض به شرايط کنوني جامعه دارد، اما چنان ساختگي که کوچکترين حاضر در سالن سينما هم ميداند که اين اتفاق کمدي ترين شکل وقوع اتفاقي است که در زندگي مسئولي مغضوب شده از نظام است.
«زندگي خصوصي» را مي توان فيلمي دانست که در آن زنان به دو گروه تقسيم مي شوند. زنان فرو دست و زنان بالا دست. نماينده ي زنان دسته ي اول کسي جز منشي دفتر سردبير روزنامه که شخصيت اصلي را دارد نيست، اما زنان گروه دوم، زناني هستند که با سردبير مغضوب نظام در ارتباط اند و هر يک طنازي هايي زنانه دارند تا در طول فيلم به ما بقبولانند که آن مردي که پونز در پيشاني زنان ابتداي سالهاي ابتدايي انقلاب ميکند و پوسترهاي فيلم ها را پاره ميکند، و پايين مي کشد برابر اين طنازي ها جز تأويل ديگري از شرع ندارد و بازنده ي تمام اتفاقات دو نفره ي زنانه و مردانه مي شود.
مردان «زندگي خصوصي» مرداني از تمام اقشار جامعه اند. مرداني که هر يک لغزش هايي دارند. مرداني که هر يک پايبندي هايي به اعتقادات خود.
اين فيلم مي خواهد تغيير منش افراد را در گذر زمان نشان دهد، همانطور که جايي از آن با خواندن روايتي مي گويد هر يک زمان امکان برداشت از دين بنا به شرايط وقت است.
«زندگي خصوصي» جاي دوري نيست. تيپ و گروه خاصي از مسئولين نظام را نشان ميدهد که اتفاقا کم هم نيستند و ما به ازاي آنها را مي شود بسيار جست، همانطور که در سالن سينما از هر رديف صداي حدسي را مي شد شنيد که اتفاقا تنه هايي به واقعيت ميزد. اما در کنکاشي سرسرانه نيز مي شود حدس زد که اين دست اندازي نويسنده و کارگردان به چنين شخصيت هايي چيست؛ آيا آنها مي خواستند رويه ي خصوصي اين مردان را به نقد بکشند؟ يا آنها قصد اين را داشتند که فضايي را مجسم داشته باشند که چنين اتفاقاتي هم امکان دارد که بيافتد؟ حال آنکه چرا اين افراد؟
در پاسخ به اين سوالها مي شود گفت، اتفاقا آنها قصد شبيه سازي دارند... چرا که شبيه سازي مسئولين در فيلم به فروش فيلم کمک مي کند، عبارات شعارگونه را راحت تر به زبان بازيگر مي فرستد، و از سويي ميان عامه ي مردم مي تواند فروش بيشتري را برايش در نظر گرفت، چرا که بخشي از آنها – مردم – درگيري هاي ذهني خود را با زندگي مسئولين در اين جنس فيلم ها ميابند.
ضور در زندگي خصوصي افراد مشهور براي هر شخصي همراه با کنجکاوي است. به روي پرده آوردن آن ها نيز جذابيت هاي تبليغي و طبيعتا فروش بيشتر را به همراه دارد، پس چندان دور از ذهن نيست که ساختن فيلم هايي با اين چنين ذهنيتي مي تواند از سويي کارگردان را کارگرداني کند که نامش ميان مردم مي رود و از سوي ديگر فروش خوبي را در سينماها به همراه داشته باشد. فروشي که احتمالا در سينماي خانگي باز تکرار خواهد شد و سازندگانش را خرسند.
بهره گيري از شهرت سوژه، نگاه اقتصادي به محصولي که از مسير فرهنگ به دست مي آيد اما نگاهي فرهنگي ندارد، که با مچ گيري همراه است شاخصه هاي يک شيوه ي درآمد زايي بيشتر نيست و آن چيزي است که در ايران به نوع تازه اي باب شده است، سينماي حرزه يا سينماي پاپاراتزي. از نشانه هاي آن مي توان به فيلم هاي مختلفي که اين روزها در جشنواره ي فيلم فجر به نمايش در مي آيد به وضوح ديد. اما اگر سوال اين باشد که چرا اين اتفاق مي افتد، بايد گفت؛ انحراف مسئولين در کشورهاي مختلف مسئله ي تازه اي نيست، اما از آنجا که در ايران اجازه ي پرداخت به آن به طور مستقيم در لايه هاي مصلحت طلبي هايي قرار ميگيرد، کارگردانهاي چون کارگردان «زندگي خصوصي» به آن ميپردازند.

شمقدری رئیس سازمان سینمایی کشور شد

 وزیر ارشاد اعلام کرد «جواد شمقدری» ریاست سازمان سینمایی کشور را برعهده دارد.
«سیدمحمد حسینی» وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی صبح امروز در جریان آغاز به کار سازمان سینمایی کشور اعلام کرد: مسئولیت سازمان سینمایی بر عهده «جواد شمقدری» خواهد بود و سازمان سینمایی نیز بودجه مستقل خواهد داشت.
شمقدری معاون وزیر ارشاد و رئیس سازمان سینمایی خواهد بود.
آیین آغاز به کار سازمان سینمایی کشور با حضور وزیر ارشاد و مسئولان سینمایی در حال برگزاری است.

جشنواره فیلم فجر محل «چاقو کش‌ها» است



آقای سلحشور روز دوشنبه (۱۷بهمن) به «خبرگزاری دانشجو» گفته که «هدف جشنواره فیلم فجر احیای سینمای شاهنشاهی، آمریکایی، صهیونیستی و کوبیدن و به قهر کشاندن سینمای ارزشی» است.
وی افزوده است: «جشنواره در فضای کنونی، مکانی است که چند میلیارد بودجه کشور باید در آن خرج شود و افراد ناباب تحت عنوان چاقوکش و ساواکی که هم خود آن‌ها و همسرانشان نیروهای وابسته به ساواک بودند حضور دارند و از آن‌ها تجلیل و قدردانی هم می‌شود.»
سلحشور اظهار کرده است: «جشنواره‌های ما در جهت ارزش گرایی، تربیت افراد لایق، تجلیل از آثار انقلابی، معنوی و دفاع مقدس حرکت نمی‌کنند.»
فرج‌الله سلحشور از جمله سینما‌گران محافظه‌کاری است که دارای دیدگاه‌های رادیکال اسلامی در حوزه هنر است.
وی در سال‌های اخیر حملات گسترده‌ای به سینماگران ایران داشته و انتقاد‌های تندی در خصوص برخی فیلم‌ها٬ برنامه‌های هنری و بازیگران در حوزه سینما مطرح کرده است.
سلحشور چندی پیش نیز سینمای ایران را «فاحشه‌خانه» خوانده بود که بازتاب‌های فراوانی داشته است.

۱۳۹۰ بهمن ۱۷, دوشنبه

رقیب «جدایی نادر از سیمین» بهترین فیلم جشنواره روتردام شد

فیلم سینمایی «آقای لاژار» به کارگردانی فیلیپ فالادو از کانادا جایزه بهترین فیلم از نگاه تماشاگران چهل و یکمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم روتردام را به خود اختصاص داد.
به گزارش خبرگزاری سینمای ایران (سینما پرس)، همزمان با برگزاری مراسم اختتامیه چهل و یکمین دوره جشنواره بین المللی فیلم روتردام در روز گذشته، فیلم سینمایی «آقای لاژار» (Monsieur Lazhar) به کارگردانی فیلیپ فالاردو از کانادا توانست جایزه بهترین فیلم از نگاه تماشاگران این جشنواره هلندی را به خود اختصاص دهد.
فیلم سینمایی «آقای لاژار» به همراه «جدایی نادر از سیمین» به کارگردانی اصغر فرهادی از ایران، «سرسخت» (Bullhead) به کارگردانی ماسکل آر از بلژیک، «پاورقی» (Footnote) به کارگردانی ژوزف سدار از رژیم صهیونیستی و «در تاریکی» (In Darkness) به کارگردانی آگنیشکا هولاند از لهستان، آثاری هستند که برای کسب جایزه اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان، در هشتاد و چهارمین دوره این مراسم اهدای جوایز سالیانه به رقابت با یکدیگر می پردازند.
فیلیپ فالاردو فیلمنامه «آقای لاژار» را نوشته است و این فیلم سینمایی داستان یک مهاجر الجزیره‌ای را به تصویر می کشد که جایگزین یک معلم دبستان می شود که به طرز غم‌انگیزی از دنیا رفته است.
بنابر گزارش پایگاه اطلاع رسانی هالیوود رپورتر، فیلم های سینمایی «تخم مرغ و سنگ» (Egg and Stone) به کارگردانی هوانگ جی از چین، «پنجشنبه تا یکشنبه» (Thursday Through Sunday) به کارگردانی دومینگا سوتومایور از شیلی و «گیره کاغذ» (Clip) به کارگردانی مایا میلوس از صربستان نیز 3 اثری بودند که موفق به دریافت جایزه «هیووس تیگر» (Hivos Tiger) چهل و یکمین دوره جشنواره بین المللی فیلم روتردام شدند.
جایزه «هیووس تیگر» (Hivos Tiger) جشنواره بین المللی فیلم روتردام به فیلم های اهدا می شود که نخستین و یا دومین اثر کارگردان باشند.
فیلم سینمایی «تخم مرغ و سنگ» داستان دختر 14 ساله‌ای را به تصویر می کشد که حانواده اش برای اینکه بتوانند راحت‌تر در شهر کار کنند، او را به روستایی نزد عمه و عمویش می فرستند تا با آن ها زندگی کند.
فیلم سینمایی «پنجشنبه تا یکشنبه» نیز که تمام آن در یک ماشین مزدا 929 فیلمبرداری شده است ماجرای سفر 4 روزه یک خانواده را به تصویر می کشد.
«گیره کاغذ» که علاوه بر دریافت جایزه «هیووس تیگر»، موفق به دریافت جایزه «منتقدان فیلم هلندی» نیز شد، موضوع تقابل نوجوانان و جامعه را به تصویر می کشد.
فیلم سینمایی «صداهای مجاور» (Neighbouring Sounds) به کارگردانی کلبر مندونسا از برزیل نیز جایزه «فیپرشی» چهل و یکمین دوره این جشنواره هلندی را از آن خود کرد.
«حیوان احساسی» (Sentimental Animal) به کارگردانی وو کوان از چین نیز جایزه «نتپک» هیات داوران این دوره از جشنواره بین المللی فیلم روتردام را دریافت کرد.
چهل و یکمین دوره جشنواره بین المللی فیلم «روتردام» در تاریخ 2 ژانویه (5 بهمن) زمستان سال جاری در شهر روتردام کشور هلند آغاز شده بود.
همچنین فیلم های سینمایی «سی و هشت شاهد» (38 Witnesses) به کارگردانی لوکاس بلوو و «شکارچی» (The Hunter) به کارگردانی دنیل نتهیم به ترتیب در مراسم افتتاحیه و اختتامیه چهل و یکمین دوره این جشنواره هلندی نمایش داده شدند.