۱۳۹۱ اردیبهشت ۹, شنبه

بهزاد فراهانی در نمایشی از اکبر رادی




  نمايش «شب روي سنگفرش خيس» نوشته زنده‌ياد اكبر رادي را به صحنه میرود کارگردان نمایش هادی مرزبان گفت: قرار است اين نمايش تير ماه امسال، در سالن شماره يك تماشاخانه ايرانشهر به صحنه برود.

 حضوربهزاد فراهاني دراين نمايش قطعي شده وبه زودي ديگراعضاي گروه نيز مشخص خواهند شد.

  هادي مرزبان درصدد بود تا نمايشنامه «تانگوي تخم‌مرغ داغ» ديگر اثر زنده‌ياد اكبر رادي را اجرا كند كه هنوز موفق به دریافت مجوز اجرا از وزارت ارشاد نشده است.
لازم به ذکر است بهزاد فراهاني پيش از اين در نمايش «لبخند باشكوه آقاي گيل» ديگر اثر زنده‌ياد رادي كه با كارگرداني مرزبان درتالاراصلي تئاتر شهراجراشد، به ايفاي نقش پرداخته بود.

قبلا خبرهایی مبنی بر اینکه جمشید مشایخی قراراست دراین نمایش بازی کند هم منتشر شده بود.که احتمالا منتفی است..

۱۳۹۱ اردیبهشت ۸, جمعه

بهروز وثوقی 24 ساعت در دریا گم شد

تیترروی جلد مجله جوانان درسال 1346را مشاهده نمائید. یادآوری خاطراتی از بازیگران وهنرمندان سینما وتاتر با مطبوعات  است.
 تیترهاگاهی دورغین بود یا اینکه اتفاق ساده ای بود.
که توسط روزنامه یا مجلات برجسته میشد مثل تیتری که درجلد مجله جوانان نقش بسته است.
بهروز وثوقی 24 ساعت در دریا گم شد .
البته در گذشته مطبوعات و رسانه ها ازادی بیشتری نسبت به این سالهاست.

«ریدلی اسکات» جادوگر سینمای جهان



مجله اینترنتی «فیلم وهنر» ازاین به بعدهرازگاهی درباره کارگردانهای ایرانی وخارجی بطورمختصردرباره آنها اطلاعاتی برای بازدید کنندگان محترم مجله منتشرخواهد کرد.بازدید کننده گان وطرفداران مجله قدیمی فیلم وهنر که بیشتربه سینما و تاترمی پردازد ،هم می توانید با ارسال مطلب ما را یاری کنند.
 درشروع شرح حالی کوتاه درباره «ریدلی اسکات» کارگردان معروف انگلیسی که با فیلم های زیادی به شهرت رسید و خصوصابا فیلم تاریخی «گلادیاتور» بخوبی تبحروتوانایی خود را در فیلم سازی وجذب تماشاگرنشان داد.


ریدلی اسکات : (به انگلیسی: Sir Ridley Scott) کارگردان انگلیسی را به عنوان کهنه کار همه ژانرهای سینمایی می‌شناسند. وی سازنده برخی فیلم‌هایی چون بیگانه تلما و لوییز، گلادیاتور، هانیبال، سقوط شاهین سیاه، سرباز جین، یک سال خوب و گانگستر آمریکایی می‌باشد.وی برای فیلم گلادیاتور برنده جایزه اسکار شد. ریدلی اسکات تا ۴۰ سالگی هیچ فیلمی نساخت اما ار آن زمان به بعد لیستی از فیلم های موفق را در کارنامه ی خود ثبت کرد از تلما و لوئیس تا گلادیاتور.فیلم جدید او گانگستر آمریکایی در آستانه ی تولد ۷۰ سالگی اش نشان دهنده ی تلاش وعلاقه ی بی پایان او به سینماست.
فیلم شناسی:

۱۳۹۱ اردیبهشت ۷, پنجشنبه

«چگونه میلیاردر شدم» چگونه فیلمی است ؟!


 سینمای کنونی ایران درمسیری خوب ودلخواه ودرجهت مردم نیست .فیلم های تولید شده به گونه  ای است که سرگرمی وقت پرکردن مردم را بیشترمد نظر دارد.
فیلم «چگونه میلیونر شدم» درجرگه همین نوغ فیلم هاست وداستان فیلم به مسائلی پیش پا افتاده و سطحی می پردازد.
«چگونه میلیاردر شدم» درباره جوان ساده‌ دلی است كه با وجود تلاش‌های فراوان در تامین معاش شكست‌های سختی را متحمل شده و زندگی زناشویی‌اش نیز دچار مخاطره شده است. ولی به خاطر ساده دلی و.... بودنش معجزه‌ای در زندگی او رخ می‌دهد .
و او را به ادامه زندگی امیدوار می کند....
کارگردان:علی عبدالعلی‌زاده
تهیه کننده:داریوش بابائیان 



بازیگران: 

السا فیروز آذر ، فتعلی اویسی ، مهدی امینی خواه ، مریم امیر جلالی ، زهرا اویسی ، سعید پیردوست ، یوسف صیادی و محمد شیری
داستان فیلم «چگونه میلیاردر شدم» درباره جوان ساده‌ دلی است كه با وجود تلاش‌های فراوان در تامین معاش شكست‌های سختی را متحمل شده و زندگی زناشویی‌اش نیز...
عوامل تولید عبارتند از:

نویسنده و كارگردان: علی عبدالعلی زاده
 مجری طرح: داریوش بابائیان
 مدیر فیلمبرداری: مرتضی غفوری
 صدابردار: حمیدرضا اسلامی
 تدوین و صداگذار: حامد رضی
 برنامه ریز: میلاد جرموز
 منشی صحنه: مسعود جزایری
 طراح صحنه و لباس: امیر بنایی


 مدیر تولید: مهدی احمدی - فهیمه ساعی، جانشین تولید: سینا حسنی - علیرضا رفیعی، گروه تولید و تداركات: سید میثم حسینی طباطبائی - عبدالله موقری، دستیار تدوین سپیده ادیب‌زاده

زنده یاد «محمد علی فردین »در چهره ای متفاوت در سال های دور


۱۳۹۱ اردیبهشت ۶, چهارشنبه

هدیه فیلم هنر به طرفداران سینمای قبل از انقلاب

 یادی از زنده یاد محمدعلی فردین 
 آرزوی شفا وتندرستی برای ایرج قادری
طول عمربیشتر برای ناصرملک مطیعی گرامی

فیلم سینمایی «من ندا هستم » در جشنواره کن




فیلمی درباره ندا اقاسلطان درجشنواره فیلم کن حضور خواهد یافت این فیلم توسط «نیکول کیان صدیقی» فیلمساز جوان ایرانی ساکن آمریکا ساخته شده است و امسال در جشنواره فیلم کن حضور خواهد یافت.این فیلم کوتاه با نام «من ندا هستم»اولین کار این کارگردان ایرانی خارج از ایران است ویکی ازسه فیلم کوتاهی است که برای شرکت در بخش «غرفه آمریکایی فیلمسازان تازه‌نفس» در جشنواره فیلم کن انتخاب شده‌است.« نیکول کیان» انگار تحت تاثیر حوادث بعد از انتخابات سال 1388 قرار گرفته وماجرای ندا آقا سلطان هم دستمایه خوبی است برای ساختن فیلمی جشنواره ای،  فیلم فوق یک مستند داستانی است.
فیلم «من ندا هستم» یک مستند داستانی بر اساس زندگی ندا آقا سلطان که سال ۸۸ در تهران به قتل رسید.


۱۳۹۱ اردیبهشت ۵, سه‌شنبه

درد دل های تهمینه همسر« ایرج قادری» کارگردان سینمای ایران



ایرج قادری دربیمارستان باسرطان دست وپنجه نرم می کند.وی چهارسال است که با این بیماری کشنده مهلک دست به گریبان است. قادری ازنوجوانی با سینما است و عاشق کارش است وی درسخت ترین دوران محرومیت ازکاردرسینما ازپا ننشست و با تلاش وزورباهروسیله ای که شد . بازاجازه کارگرفت ودرسینما مشغول شد.  بسیاری از تهیه کننده گان و بازیگران کنونی که نه نامی داشتند ونه احترامی وشهرتی به وسیله اعتبارسینمای مردمی ایرج قادری به این صنف پیوستند وبه آب و نانی رسیدند وشهرت شان که اگر شهرت بحساب آید مدیون ایرج قادری اند.
 شنیده ها وگفته هازیاداست. ولی دوستان ایرج قادری براین باورند که این افراد حتی سراغی هم از این بازیگروکارگردان نامی سینما نگرفتند واگردرست باشد که هست ،منتهای بی حرمتی است وعملی ضد انسانی است تهمینه هنرپیشه پیش کسوت وقدیمی سینما وهمسرایرج قادری درددل هایی داردکه خواندنی است.
تنها کسی که در تمام این سالها در کنار قادری حضور داشته و تمام تلاش خود را برای سلامتی وی انجام داده همسرش تهمینه اطمینان مقدم است. این زن که این روزها هم تمام اوقات خودش را در بیمارستان در کنار همسرش می‌گذراند آن قدر از دست برخی اظهارنظرات عجیب و غریب مرتبط با وضعیت ایرج قادری ناراحت بود که به سختی حاضر شد درباره اوضاع همسرش توضیحاتی کوتاه بدهد.
این بانودربخشی ازگفته‌های خود با انتقاد از مسئولانی که ادعا کرده‌اند هزینه‌های درمان ایرج قادری راهرچقدرهم که باشد پرداخت می‌کنند، گفت: «آن قدر پس انداز داریم که نیازمند کمک کسی نباشیم. آنهایی که ادعای کمک به ایرج قادری را دارند اگر می‌خواستند زودتر از اینها و در طی این چهار سالی که ایرج با سرطان دست و پنجه نرم می کند، به ما کمک می‌کردند.»
همسر ایرج قادری با اشاره به اینکه برای تامین هزینه‌های ایرج قادری سقف گذاشته شده افزود: «ببینید باز هم می‌گویم من و ایرج آن قدر اندوخته داریم که نیاز به کمک کسی نباشیم ولی واقعا باعث تعجب است که آقایان مسئول برای کمک به یک بیمار سرطانی یک سقف مالی 5 تا 10 میلیونی گذاشته اند. انگار آقایان خبر از هزینه های کمرشکن بیماران سرطانی ندارند.»
اطمینان مقدم ادامه داد: «در تمام مدتی که ایرج با بیماری سرطان دست به گریبان است او را روی سرم گذاشته‌ام و حتی نگذاشته‌ام بسیاری از نزدیکان مشکل او را بفهمند. باز هم کنارش هستم و تا آخرین لحظه خدمتش را می‌کنم. از آنها که ادعای کمک دارند هم می‌خواهم به فکر هزاران هزار بیمار سرطانی دیگری باشند که در جامعه ما وجود دارند.

تصویری ازهنرمند تاتروسینمای ایران«فرزانه تایئدی»


اگر این اتفاق( برزیل )درسینما بود يك شبه سينما وسينماگرراباهم تعطیل می کردند



«باران کوثری» بازیگر سینمای ایران درباره دفاع ازهنرمندان سینما،نامه ای نوشت که بسیار جنجالی وتاثیرگذاربود وی سینماگران را شریف ومظلوم خوانده بود، نه فاسد، نامه لحنی بسیار انتقادی وتند داشت وبه کسانی که سینما گران وبازیگران را فاسد خوانده بودند، جوابیه خوبی بود. حالا نامه ای دیگردرهمین رابطه توسط پگاه آهنگرانی بازیگر و فیلم سازمستندخوب کشورمون، منتشرشده است:.
آهنگرانی دریادداشت خود نوشته است:با خود فكر كردم اگر اين ماجرا حتي در حد شايعه در حوزه سينما و هنر رخ مي‌داد، دوستان غيور چگونه خاك آنجا را به توبره مي‌كشيدند و يك‌شبه سينما و سينماگر را با هم تعطيل مي‌كردند.
متن کامل یادداشت پگاه آهنگرانی
چندي پيش شايعه شده بود كه يكي از مقامات سفارت ايران در برزيل دست به عملي زده كه كلي باعث سرشكستگي اخلاقي و فرهنگي كشور شده است. البته وزارت امور خارجه ايران سريعا قضايا را تكذيب و رفع و رجوع كرد و آن را سوءتفاهم فرهنگي دانست. بحمدالله از اين وصله‌ها به ما نمي‌چسبد. در اصل موضوع و تكذيبيه اظهارنظري نمي‌توان كرد، چون يكي خبري مي‌دهد و يكي تكذيب مي‌كند و اطلاعات ناقص ما هم كه مثل هميشه امكان قضاوت را از ما سلب مي‌كند. اما با خود فكر كردم اگر اين ماجرا حتي در حد شايعه در حوزه سينما و هنر رخ مي‌داد، دوستان غيور چگونه خاك آنجا را به توبره مي‌كشيدند و يك‌شبه سينما و سينماگر را با هم تعطيل مي‌كردند. اين فقط به تفاوت عملكرد دو وزارتخانه و دو وزير مربوط نمي‌شود، بلكه از نگاه دوگانه سياستمداران ما است كه يكي شايعه عمل خلاف شوونات اخلاقي يك ديپلمات در استخر عمومي در برزيل را سوءتفاهم فرهنگي قلمداد مي‌كند، آن هم درباره سفارتخانه‌يي كه ويترين بين‌المللي ما است و آن يكي، فقط كافي است موقع رانندگي باد روسري‌اش را كمي عقب بزند، مرتكب خطاي نابخشودني مي‌شود و جامعه‌يي را به فساد مي‌كشاند. آيا حساسيت وزارت خارجه كمتر از وزارت ارشاد است؟ آيا غيرت وزارت خارجه كمتر از وزارت ارشاد است؟آيا جنسيت فرد در ميزان جرم موثر است؟آيا اگر محل جرم در آب يا خشكي باشد، قضايا فرق مي‌كند؟و آيا مگر وزارت خارجه آقاي سلحشور ندارد؟شايد هم به خاطر اين است كه هنرمند حق ندارد دچار سوءتفاهم‌هاي فرهنگي شود و اين فقط از امتيازات ويژه ديپلمات‌هاست. ما كه از اين قضايا سر درنياورديم، از اين دست به قول معروف معيارهاي دوگانه تا دل‌تان بخواهد پيدا مي‌شود و اين يكي نوبر امسال بود

۱۳۹۱ اردیبهشت ۴, دوشنبه

سه بازیگر قدیمی سینما « فریبا خاتمی , پوری بنایی , ایرن زازیانش , نیلوفر»

   از راست به چپ:
   فریبا خاتمی , پوری بنایی , ایرن زازیانش , نیلوفر
   عکاس: ف.بهمن پور

نمایش «قرمز+یک عالمه سفید برای هنرمندان اجرایی خصوصی داشت.


 


 
 
استاددکتر فرهاد ناظرزاده کرمانی، استادخسرو حکیم رابط ، استاد کامیابی ، رویا تیموریان،صور اسرافیل علمداری ، آرش عباسی ، نیما دهقانی و ... از جمله مدعوین و استادان تئاتری بودند که در این اجرا به تماشای این نمایش نشستند.

پیش از این نیز هنرمندانی چون آهوخردمند،دکترفریندخت زاهدی،اسماعیل میهن دوست ،مسعود فروتن، خسرو احمدی و افرادی چون حسین پاکدل ،محمد ساربان ، رویا بختیاری ف عباس غفاری از این اجرا دیدن کردند. 
 «قرمز+یک عالمه سفید»یک ملودرام اجتماعی است که توسط ماریا شاهی نوشته شده و بهنام حجتی آن را کارگردانی کرده است. این نمایش که هر شب به جز شنبه ها ساعت 45/ 18 در تالار انتظامی خانه هنرمندان ایران اجرا می شود،یکی ازآثاربرگزیده بخش نمایشنامه خوانی مولوی بود.

رضا رویگری بازیگر در مراسم عزاداری ، سید علی خامنه ای

 

همزمان با فرا رسیدن ایام سوگواری،که با حضورسیدخامنه‌ای درحسینیه آیت الله خمینی برگزار شد. رضا رویگری بازیگراداره تاتر هم در این مراسم حضور داشت.مشخص نیست رضا رویگری به عنوان مداح حضور داشته است یا میهمان ،تعجبی نیست که رضا رویگری درمراسم مذهبی شرکت کند.

۱۳۹۱ اردیبهشت ۳, یکشنبه

باران کوثری : شما حرف از فساد نزنيد كه غش مى‌كنم از خنده!

بازهم اعتراض وبازاعتراضی دیگربه حرف ها وسخن های،ناسینماگران، ستمگران به سینما وهنرمندان سینما، کسانی که نه سینما را می شناسند نه تجربه ای علمی وعملی دراین کار دارند،نه اصول سینما را میشناسند ، نه تجربه ای حرفه ای دارند و نه مدیران سینمایی آگاه ومدبرو دلسوز برای سینماداریم.
 وای برسینما و وای برهنرمندان سینما که میسوزند، میسازند ودم نمی زنند و گاهی صبرشان لبریز میشود وبرای خالی کردن، حرفی را می زنند. این بار باران کوثری ازخانواده ای هنرمند ، کاسه صبرش لبریز شده ونامه را قلمی کرده :
متن کامل این کوتاه نوشته از باران کوثری؛

خنده‌ام مى‌گيرد. دلم برايتان مى‌سوزد. شبيه آدم‌هاى بى‌آبرويى هستيد كه چيزى براى از دست دادن ندارند پس به هر بهانه‌اى شلنگ تخته مى‌اندازند و به بقيه تهمت مى‌زنند.
آقايان! شما حرف از فساد نزنيد كه غش مى‌كنم از خنده! مى‌خواهيد از فساد مالى و بخوربخورهاى پشت صحنه‌هايتان حرف بزنيم يا فساد كلامتان كه بوى تعفنش همه رسانه‌هايتان را برداشته؟
خنده‌ام مى‌گيرد، كه مأموريت‌تان تعطيل كردن سينما بود و به نتيجه نرسيد. انصافاً هر چه توانستيد كرديد: از بستن خانه ما، خانه سينما گرفته تا لغو پروانه‌هاى ساخت و نمايش. هر چه كرديد راهى پيدا شد، هر درى را بستيد درى باز شد و فقط ننگ و بدنامى‌اش به شما ماند (كه فرقى هم برايتان نمى‌كند، كارتان از اين حرف‌ها گذشته).
آنچه امروز اين طور آتش‌تان مى‌زند همين است كه هر چه كرديد به هيچ جا نرسيد و حالا در دنيا به جاى شما و افتضاحات مكررتان ايران را به نام سينماى نجيبش مى‌شناسند.
دلم برايتان مى‌سوزد آقايان كه در حال غرق شدنيد و به هوا چنگ مى‌زنيد كه شايد همه چيز را با خودتان پايين بكشيد. اما بيش از شما دلم براى كسانى مى‌سوزد كه ديروز همكار ما بودند و امروز با هر وعده‌اى - از پول و موقعيت تا بخشش و گذشتن از سر خلاف‌هايشان - شرافتشان را چنين ارزان به شما فروختند.
دلم برايشان مى‌سوزد كه يك شبه ره صد ساله رفتند و چنان نفرت و كينه‌اى به جان خريدند كه حتى شما و قدرت و رسانه‌هايتان هم توان جبرانش را نداريد.
ما، هستيم آقايان! سينما مى‌ماند چون مردم مى‌خواهند كه بماند. شما از سينما برويد! برويد و ستاره‌هاى قلاده به گردنتان را هم با خود ببريد. تأييد نجابت ما و سينمايمان همين عدم تأييد شماست.
خير پيش...

باران كوثرى / ٣ اردىبهشت ١٣٩١

داریوش - دنیای این روزای من

فیلمسازبدنام هلندی درباره رابطه یک مرد ایرانی و یک زن غربی فیلم می سازد

فیلم سازان برجسته وخوش نام کشورمون بایدهم چنان برای شروع کاری سینمایی درانتظارباشند ،فیلمسازان مستقل وحرفه ای در راهرو های امورسینمایی درتلاش تصویب فیلم نامه های رد شده خود باشند .سینماگران هنرمندی چون جعفر پناهی ، خسرومعصومی،داریوش مهرجویی وکامبیزپرتوی بیکارودیگرفیلمسازان متعهد سرگردان باشند وآنوقت عده ای درصدد بکارگیری یک فیلمسازبدنام هلندی اند تا درایران فیلم بسازد این مطلب در سایت ایرانیان هلند درج شده است.
«دولت ایران از استیفن دِ یونگ، فیلمساز هلندی خواسته است که یک فیلم رومانتیک درباره ایران بسازد.
به گزارش شبکه ایرانیان هلند، این کارگردان هلندی به آژانس خبری “نوفوم” گفته است که هفدهم آوریل در سفارت جمهوری اسلامی ایران در لاهه حضور داشته تا درباره این پروژه مشترک با مقام‌های سفارت گفتگو داشته باشد. دِ یونگ همچنین افزوده که فیلمبرداری از ماه آینده آغاز خواهد شد. موضوع این فیلم، برخورد فرهنگی در جریان رابطه یک مرد ایرانی و یک زن غربی اعلام شده است.
در ماه مارس ۲۰۱۲ شبکه تلویزیونی آر.تی.اِل در هلند گزارش کرد که استیفن دِ یونگ به اتهام «دزدی هنری» به دادگاه احضار شده است. این کارگردان هلندی در پی این پرونده، شرکت فیلمسازی خود را بست.