۱۳۹۰ دی ۱۹, دوشنبه





رخشان بنی اعتماد کارگردان محبوب سینمای ایران:
خانه ما در اتحاد اهالی خانواده سینما پا برجاست
خانه سينما، فقط يك‌مكان نيست كه به حكمي در آن بسته شود. «خانه سينما»، برآيند تلاشي طولاني براي رسيدن به مجمعي از تشكل‌هاي صنفي است. «خانه سينما»، ملكي اجاره‌اي نيست كه صاحب ملكي حكم تخليه آن را بدهد. «خانه سينما»، خانه‌اي ساخته‌شده به دست تك‌تك اهالي خانواده است كه مالكيتش نه به سند شش‌دانگ منگوله‌دار كه متكي به نيروي انديشه سازندگانش، غيرقابل واگذاري و تخليه است. به همين جهت بسته شدن «خانه سينما» را امر غيرممكن بدانيد كه اگر ساختمان شماره يك خيابان سمنان و ساختمان شماره دو خيابان وصال حكم به قفل بگيرد، خانه ما در اتحاد اهالي خانواده سينما پا برجاست، حتي اگر موقتا مكاني براي گردهم آمدن نداشته باشيم، هيچ مصوبه‌اي، ياراي قفل زدن بر باور ما، به پابرجايي خانواده سينما را ندارد.

۱۳۹۰ دی ۱۸, یکشنبه

یادی از سه بازیگر زن در گذشته



فرشته جنابی نمین
زنده یاد فرشته جنابی
زنده یاد فرشته جنابی
زنده یاد فرشته جنابی نمین متولد 1327 که با فیلم زن یکشبه وارد سینما شد و در فیلم های مختلفی چون گذر اکبر، مهدی مشکی و شلوارک داغ، قیامت عشق، کیفر، شیر تو شیر، طوطی، با عشق مردن و ... نقش آفرینی کرد و متأسفانه بعد از انقلاب اسلامی گرفتار اعتیاد شد و به همیت علت با رسیدن به سال 1377 و در سن پنجاه سالگی روی در نقاب خاک کشید.

زنده یاد فرشته جنابی و ژاله کریمی
در مورد ایشان نکته جالب توجه و در عین حال غم انگیز این است که به هنگام حضور بر مزار وی با تعجب مشاهده کردیم که هنوز همان سنگ دولتی که سازمان بهشت زهرا به رایگان در اختیار متفویات قرار می دهد مشاهده می شد و لذا پس از گذشت 13 سال متأسفانه این بازیگر دوران طلائی سینمای ملی ایران فاقد سنگی آبرومند برای خود می باشد.


مزار زنده یاد فرشته جنابی


در اینجا از علاقه مندان به این هنرمند فقید و گرامی تقاضا می شود با توجه به تمکن مالی خود و در صورت امکان و برای خوش آیند خداوند سنگ قبری در شآن آن مرحومه تهیه نمایند. مزار وی در قطعه 203 ردیف 100 شماره 16 قرار دارد.
روشنک صدر

زنده یاد روشنک صدر و گلی زنگنه
زنده یاد روشنک صدر با نام اصلی آذر کریمخانی قزقلعه در سال 1338 متولد و با فیلم اسلحه وارد دنیای هنر هفتم شد.

زنده یاد روشنک صدر بعد از انقلاب
نامبرده در فیلم هایی چون جایزه، قادر، جاهل و رقاصه، بیدار در شهر، رامشگر، بر فراز آسمان ها و ... نقش آفرینی نمود.

زنده یادان سیدعلی میری، روشنک صدر و رضا بیک ایمانوردی
وی نیز متأسفانه به دنبال وقوع انقلاب اسلامی به اعتیاد روی آورد و با توجه به فشار های عصبی زیاد دچار سکته مغزی شد و نهایتاً در سال 1366 و در سن 28 سالگی و در بهار جوانی بار سفر بست و به زمستانی ابدی رسید.
مزار زنده یاد روشنک صدر
مزار زنده یاد روشنک صدر
او نیز در قطعه 108، ردیف 80، شماره 45 به خواب ابدی فرو رفته است.
مهناز
زنده یاد مهناز به دنبال بازی در فیلم های تبلیغاتی بسیار که توسط استودیو مولن روژ تهیه و برای پخش به تلویزیون ملی ایران و نیر سینماهای بزرگ تهران چه آنهایی که فیلم فارسی نمایش می دادند و چه آنهایی که فیلم های وارداتی را بنمایش در می آوردند به تقاضای مرحوم منوچهر نوذری به سینما روی آورد و خیلی زود به شهرت رسید.
زنده یاد مهناز
او علاوه بر بازی در فیلم های تبلیغاتی و سینمائی در مراسم شادی و مختلف  بلندپایگان آن زمان به رقص و گردانندگی برنامه ها مشغول بود. برای مثال در 15 مهر هر سال برای تولد فریدون فرخزاد به خانه او دعوت و بصورت افتخاری به اجرای برنامه می پرداخت. او به انواع رقص های متداول آن زمان آشنائی کامل داشت و مخصوصاً رقص عربی او زبان زد خاص و عام بود.
زنده یاد مهناز و ناصر ملک مطیعی
البته در چنین مراسمی آنقدر هدیه های گرانب ها به او اهدا می شد که بسیار بیشتر از دستمزدی بود که رقاصان مطرح آنزمان بصورت رسمی دریافت می نمودند. از نظر اخلاقی طبعی بسیار ملایم و خوش داشت و تقریباً تمامی کسانی که او را از نزدیک می شناختند به این موضوع اعتراف دارند.
زنده یاد مهناز و هاله نظری
ایشان در فیلم لوطی که در معیت سالار بازیگران مرد سینمای ایران فرمان قیصر، ناصر ملک مطیعی به نقش آفرینی پرداخت باعث ایجاد یک دوستی بسیار عمیق و خواهرانه با ایشان شد که جزء خاطرات خوب دوران جوانی آقای ملک مطیعی می باشد.
مهناز، آغاسی، سوسن و مرتضی احمدی
از معروفترین عک سهای بیاد ماندنی مهناز عکسی است که با قهرمان وزنه برداری جهان محمد نصیری انداخته بود و بر صفحه نخست مجلات پر تیراژ آنزمان نقش بست. مهناز در طی دوران بازیگری بسیار کوتاهش فقط توانست در سه فیلم با عناوین لوطی، اتل متل توتوله و حسن سیاه عهده دار نقش اول زن آنها باشد. بقول صاحب نظران سینمای ملی ایران، مهناز آینده بسیار درخشانی در پیش داشت که متأسفانه با توجه به بیماری مهلک سرطان و با وقوع انقلاب اسلامی نتوانست به آن پایه از شهرت و مقام که در شأن او باشد دست بیابد و مرگی زود هنگام او را به دیار باقی فرستاد.
مهناز و دو فوتبالیست آلمانی
در اینجا با توجه به اطلاعات بسیار محدودی که از این هنرمند فقید در دست می باشد از آن دسته از خوانندگان گرامی که اطلاعات بیشتری در مورد ایشان دارند تقاضا می شود در ستون نظریات مطرح نمایند. که این امر باعث زنده ماندن خاطره مه نا ز و از طرفی گرد آوری اطلاعات بیشتری در مورد ایشان خواهد شد.
باید در نظر داشت که بازی در برخی صحنه ها توسط بازیگران زن در آن دوران لازمه فروش گیشه و سود آوری برای بقای سینما بود همچنانکه فیلم گنج قارون سینمای ملی ما را از ورشکستگی حتمی نجات داد و از طرفی باعث آشتی مردم با سینما شد. لذا نمی توان بازیگرانی را که عهدار نقش آفرینی چنین سکانس هایی می شدند همگی را با یک چوب راند و با یک دید نگاه کرد و تمامی آنها را مطرود خواند. در تمامی استودیو های بزرگ سینمایی جهان مثل مترو گلدوین مایر، یونیورسال، پارامونت، کلمبیا و ... می بینیم که از بدو تولد سینما چنین صحنه هایی را برای تأمین هزینه فیلم ها در آنها می گنجانیده اند. لذا سینمای ما هم نمی توانست جدا از این قانون باشد. پس در مورد چنین هنرمندانی نه تنها نباید ایراد گرفت بلکه آنها که با جرأت پا به این وادی گذاشتند را باید پاس داشت. همه ما از سرگذشت بانو نور جهان اولین بازیگر زن سینمای ایران (دختر لر و آبی و رابی) مطلع هستیم که چگونه از خانه و خانواده خود طرد و پس از تحمل سالها رنج و بدبختی عاقبت در گمنامی و فقر و عسرت و سختی جان به جان آفرین تسلیم نمودند.
مرگ یک هنرمند زمانی است که نتواند از هنری که دارد استفاده نماید و در مقابل علاقه مندان وی هم نتوانند به او و هنرش دسترسی داشته باشند که قریب به اتفاق هنرمندان قبل از انقلاب ما دچار چنین سرانجامی شدند. چه بسا اگر آنها کماکان اجازه فعالیت داشتند با روحیه خوب و بدور از هر گونه اعتیاد و مشکلات تأمین مخارج زندگی اشان، هنوز هم قادر بودند در کنار ما و برای ما و برای سینمای ملی ما که آنقدر زحمات بیشماری برای اعتلای آن کشیده شده هنر نمائی می کردند. واقعاً غم انگیز است که این عزیزان در گوشه ای غریبانه خفته اند و از آن خیل عظیمی که برای دیدن آنها مشتاقانه و بی صبرانه به سینماهای نمایش دهنده آن دوران طلائی هجوم می آوردند دیگر خبری نیست، کسی برای آنها گل نمی آورد، کسی برای آنها سالگردی نمی گیرد، کسی برای آنها اشکی نمی فشاند و ... کسی بیاد آنها نیست مگر تعدادی انگشت شمار.
مگر نه این است که ما جوانی، زندگی، شادی، خوش ترین و در عین حال تلخ ترین لحظاتمان را با آنها گذرانده ایم و هم آنها بوده اند که در لحظات دشوار و طاقت فرسای اندوه و غم و حزن و الم بیاری ما شتافته اند و ما به آنها مدیون هستیم و خواهیم بود. ما فکر می کنیم که آنها دیگر در میان ما نیستند. هنوز هم با دیدن فیلم های آنهاست که ما از غم و غصه بدر می آییم و هنوز هم بیاد آن دوران از دست رفته حسرت می خوریم و باز هم این آنها هستند که به یاری ما می آیند. ما خیلی باید از آنها سپاسگزار باشیم. به همان میزان که جوانی خود را در آنها دیده ایم و اکنون اشکی برای آنها می فشانیم. اشکی برای آنها، برای مرگ سینمای ملی ایران و مرگ آرزوها و مرگ هر آنچه رنگ شادی و زیبایی و قشنگی داشت. واقعاً جای تأسف دارد که به جای ناصر ملک مطیعی، فردین، بهروز، بیک، بوتیمار و ... فروزان، سهیلا، پوری بنایی، مرجان، شورانگیز، آرام، آرزو، نیلوفر و ... چه کسانی نشسته اند و اگر مقایسه کنیم که با چه امکانات محدود و اولیه چه فیلم هایی ساخته شد و با چه مصیبت هایی فیلم ها تهیه می شدند و حالا حتی با یک دوربین هندی کم می روند و فیلم سینمائی تهیه می کنند، به اهمیت کارهایی که از 1309 تا 1357 انجام گرفت می رسیم.
هنرمندان قدیمی و با سابقه ای که هنوز در میان ما هستند چه در غربت و چه در وطن چه مشغول کار و چه ممنوع الچهره را برایشان آرزوی سلامتی می نمائیم و آنهایی که از میان رخت بر بسته اند را با فاتحه ای و یادی، روحشان را قرین شادی می کنیم و به آنها می گوئیم که دوستتان داریم بیش از آنچه فکرش را بکنید. دوستتان داریم و هیچ کس جای شما را در قلب ما نمی گیرد و گذشت زمان هم تأثیری بر این همبستگی ندارد و عاقبت باز هم نزد شما خواهیم آمد که مقصد همه ما یک جاست. با تشکر  از همه عزیزان قدیمی ها.
lمنبع : قدیمی ها

فروزان بازیگر سینما در دوران بازنشستگی


موسسه فیلم آمریکا 10 فیلم برتر سال را انتخاب کرد



سازندگان 10 فیلم انتخاب‌شده 14 ژانویه 2012 (24 دی) در مراسمی تقدیر می‌شوند



  فیلم‌های پرفروش «تلفيق» و «داستان اسباب‌بازی 3» و وسترن «شهامت» ساخته برادران کوئن در میان 10 فیلم برتر سال به انتخاب موسسه فیلم آمریکا AFI هستند. درام فیس‌بوک «شبکه اجتماعی»، تریلر با موضوع سرقت «شهر»، درام روانشناختی «قوی سیاه»، فیلم با موضوع بوکس «مشت‌زن»، داستان خانوادگی «حال بچه‌ها خوب است»، فیلم درباره بقا «127 ساعت» و تریلر جنایی «استخوان زمستان»، دیگر فیلم‌های فهرست موسسه فیلم آمریکا هستند که روز یکشنبه منتشر شد.

AFI برخلاف دیگر جوایز سینمایی فیلم‌های برتر خود را رده‌بندی نکرده و هیچ فیلمی را هم به عنوان اثر برتر سال انتخاب نکرده است. سازندگان 10 فیلم انتخاب شده 14 ژانویه 2011 (24 دی) در مراسمی تقدیر می‌شوند.

درام تحسین‌شده «گفتار پادشاه» که از آن به عنوان یکی از بخت‌های جوایز اسکار 83 یاد می‌شود، برای حضور در فهرست 10 فیلم برتر سال واجد شرایط شناخته نشد، برای اینکه تولید بریتانیاست و موسسه فیلم آمریکا از فیلم‌های تقدیر می‌کند که بیشتر عوامل آن آمریکایی باشند. با این حال AFI با اعطاء یک جایزه ویژه از «گفتار پادشاه» تقدیر می‌کند.

دیگر جایزه ویژه این موسسه به فیلم مستند «در انتظار سوپرمن» اعطاء می‌شود. این فیلم هم شرایط حضور در فهرست 10 فیلم را نداشت، چون AFI از فیلم‌های داستانی تقدیر می‌کند.
امسال برای اولین بار جوایز ویژه در نظر گرفته شده و به گفته باب گازال رئیس موسسه فیلم آمریکا این جوایز به گروه اجازه می‌دهد «از آثار چشمگیر خارج از ضوابط سنتی AFI» تقدیر کند.
موسسه فیلم آمریکا همچنین 10 برنامه تلویزیونی برتر سال 2010 را انتخاب کرد: «سی بزرگ»، «امپراتوری پیاده‌رو تخته‌کوب»، «بدبیاری»، «گلی»، «مردان خشن»، «خانواده مدرن»، «اقیانوس آرام»، «تمپل گراندین»، «30 راک» و «مردگان متحرک».
هیئت داوران موسسه فیلم آمریکا در هر دو بخش فیلم و تلویزیون 13 عضو دارد و متشکل از محققان، هنرمندان و منتقدان است. تام پولاک تهیه‌کننده امسال در بخش فیلم ریاست هیئت داوری را به عهده داشت.
لی دانیلز کارگردان، دایابلو کدی نویسنده و لئونارد مالتین و کلودیا پیگ منتقدان سینما از اعضاء این هیئت بودند. AFI که سازمانی غیرانتفاعی است سال 1967 تاسیس شد.

گفت‌وگو با لئوناردو دي‌كاپريو ،بازيگر «زايش» ساختة كريستوفر نولان




مي‌دانم كه آدم خوش‌شانسي هستم

• از روياهايي كه در فیلم زایش مي‌ديدي لذت مي‌بردي؟ بعد از همكاري در اين فيلم چطور؟
o بازي در اين فيلم برايم جالب بود، چون زياد خواب و رويا نمي‌بينم. براي تحقيق و كسب آمادگي براي بازي در فيلم به شيوه سنتي عمل كردم و كتاب‌هايي در باب تحليل و تعبير خواب خواندم. ولي در نهايت فهميدم كه اين دنياي رويايي خود كريس نولان است. اين دنيا ساختار و قوانيني داشت كه او خلق كرده بود. بنابراين پاي صحبت‌ها و توضيحات او نشستم تا با دنياي او آشنا شوم.
• در طول فيلم‌برداري پيش آمد كه گيج شوي و نداني در كدام فصل از روياها بازي مي‌كني؟
o خواندن فيلم‌نامة اصلي برايم خيلي جالب بود، چون ساختار داستان خيلي جاه‌طلبانه بود. شما با چهار حالت مختلف در ضمير نيمه‌خودآگاه انسان روبه‌رو هستيد كه مراحل مختلف رويا را دربردارند و هر يك ديگري را تحت تاثير قرار مي‌دهند. تصور اين فيلم‌نامة پيچيده در يك قالب و شمايل بصري واقعاً براي من هراس‌انگيز بود. اين فيلم به نوعي جادوي فيلم‌سازي است.
• سخت‌ترين فصل‌هاي فيلم از نظر خودت کدام است ؟
o فصلي كه در مراكش گرفتيم خيلي دشوار بود، چون بايد از ميان جمعيتي مي‌دويدم. حكم يك توپ پين‌بال را پيدا كرده بودم كه هر از چند گاه به يك مراكشي مي‌خوردم. البته گروه كاملاً حرفه‌اي در فصل‌هاي اكشن و سخت ما را همراهي مي‌كرد.
• شخصيت تو در این فیلم هم مثل چند کار قبلی‌ات رازها و اسرار زيادي دارد. فكر نمي‌كني در اين تيپ گرفتار شدي يا خودت به اين‌گونه شخصيت‌ها تمايل داري؟
o وقتي فيلم‌نامه‌اي را مي‌خوانم سوال نمي‌پرسم. اگر احساس كنم مي‌توانم در خدمت نقش باشم يا اين‌كه از نظر احساسي مرا درگير كند و جذب‌اش شوم و يا اين‌كه كارگردان كسي باشد كه ظرفيت استخراج ماهيت جاه‌طلبانة فيلم‌نامه را داشته باشد، هرگز ترديدي به خودم راه نمي‌دهم. مي‌دانم كه آدم خوش‌شانسي هستم، چون مي‌توانم فيلم‌هايي را انتخاب كنم كه دوست دارم در آن‌ها بازي كنم.
• قرار است در نقش جي. ادگار هووِر هم بازي كني. با اين حساب بازي‌ات در قالب اين‌گونه شخصيت‌ها ادامه خواهد داشت؟
o گفتم كه من جذب شخصيت‌ها، فيلم‌سازان و ساختارهاي داستاني مي‌شوم و خوشحالم كه مي‌توانم از پس‌ اين نقش‌ها برآيم. به‌طور كلي سعي كردم هميشه با بهترين كارگردانان كار كنم. اگر تا امروز بيش‌تر در فيلم‌هايي بازي كردم كه از لحاظ روان‌شناسي تيره‌وتار بودند، به خاطر اين بوده كه در اين‌گونه فيلم‌ها و نقش‌ها هميشه موضوع و سوژه‌اي براي انديشه است.

ده فیلم پرفروش سال







(ميليون تومان)
3027
2279
2074
1153
4 - شیش و بش (53 روز)
1025
892.9
6 - یه حبه قند (66 روز)
810
591.1
570
556
10 - جرم (61 روز)

"انتهای خیابان هشتم" به زودی اکران می‌شود



::  صابر ابر و ترانه عليدوستي در "انتهاي خيابان هشتم"  ::
 
فيلم نيوز: تهیه‌کننده "انتهای خیابان هشتم" از اعمال اصلاحات جدید در فیلم و اکران آن بعد از "اسب حیوان نجیبی است" در گروه عصرجدید خبر داد.
سیدجمال ساداتیان تهیه‌کننده "انتهای خیابان هشتم"درباره تعویق اکران این فیلم گفت: در ارتباط با نمایش این فیلم فراز و نشیب‌های زیادی به وجود آمد. همانطور که در جریان هستید نسخه‌ای از فیلم را سال گذشته به جشنواره فجر ارائه کردیم. شبهاتی درباره "انتهای خیابان هشتم" بود که باعث شد وزیر ارشاد شخصاً فیلم را ببیند.

وی افزود: با تمام این اتفاقات فیلم شرایط نمایش در جشنواره را پیدا نکرد. ما مراحل طولانی را سپری کردیم تا توانستیم پروانه نمایش دریافت کنیم. بعد از گرفتن این مجوز دوباره وزیر درخواست داشتند فیلم را ببینند. سه ماه به دلیل مشغله کاری ایشان فرصت دیدن اثر را نداشتند.

ساداتیان ادامه داد: اما در هر حال با تمام مشغله‌ها، "انتهای خیابان هشتم" را مورد بازبینی قرار دادند. اصلاحاتی را بر آن اعمال کردند. ما نیز هم اکنون مشغول رفع این موضوع هستیم تا طبق قرارداد اکرانی که از پیش داشته‌ایم، فیلم را بعد از "اسب حیوان نجیبی است" در گروه عصرجدید به نمایش بگذاریم.

وی در پایان عنوان کرد: البته زمان خوبی برای نمایش "انتهای خیابان هشتم" نیست، اما مطمئنم با توجه به موضوع فیلم با استقبال خوبی از طرف مخاطبان روبرو خواهد شد.

در خلاصه داستان "انتهای خیابان هشتم" آمده است: نیلوفر و خانواده‌اش باید ظرف سه روز مبلغ سنگینی را جور کنند، اما هرچه زمان می‌گذرد، نیلوفر متوجه می‌شود که سرنوشت دیگری پیش روی اوست. در این بین اتفاقاتی می‌افتد.

ترانه علیدوستی، صابر ابر، حامد بهداد، محمدرضا غفاری، مهدی ماهانی، بیتا بیگی، خسرو شهراز، احسان عیوض‌نژاد، اولدوز منصور، رضا دهقانی‌سامانی، محمد همایون‌‌پور و الهه حصاری بازیگران این فیلم هستند.

"جدایی نادر از سیمین" برنده جایزه بهترین فیلمنامه و فیلم خارجی‌زبان منتقدان نیویورک شد



::  ساره بیات در "جدایی نادر از سیمین"  ::
 
مراسم چهل و ششمین دوره جوایز سالیانه جامعه ملی منتقدان فیلم NSFC روز شنبه در رستوران ساردی در نیویورک برگزار شد و «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی جوایز بهترین فیلمنامه و بهترین فیلم خارجی‌زبان را به خانه برد.
این گروه از منتقدان سینما جایزه بهترین فیلم را به «ملانکولیا» ساخته لارس فون تریر اعطاء کرد و کرستن دانست هم برای این فیلم برنده جایزه بهترین بازیگر زن شد.

«درخت زندگی» ساخته ترنس مالیک جوایز بهترین کارگردان و فیلمبرداری را گرفت و براد پیت برای این فیلم همین طور فیلم «مانیبال» بهترین بازیگر مرد معرفی شد. جسیکا چاستین هم برای «درخت زندگی»، «پناه بگیر» و «کمک» جایزه بهترین بازیگر زن مکمل را دریافت کرد.

آلبرت بروکس برای «راندن» برنده جایزه بهترین بازیگر مرد مکمل شد. جایزه بهترین فیلم غیرداستانی به «غار رویاهای فراموش‌شده» رسید و «Seeking the Monkey King» جایزه بهترین فیلم تجربی را برد.

جامعه ملی منتقدان فیلم 58 عضو دارد و شامل منتقدان مطرح سینما در سراسر ایالات متحده از جمله منتقدان روزنامه‌‌های مهم در لس آنجلس، بوستون، نیویورک و شیکاگو همین طور منتقدان تایم، نیوزویک و نیویورکر است. NSFC سال 1966 تاسیس شد.

این جامعه برای انتخاب برندگان خود از یک سیستم رای‌گیری پیچیده استفاده می‌کند. NSFC همزمان با اعلام برنده‌ها تعداد آرا را هم اعلام کرد.

به این ترتیب مشخص شد «ملانکولیا» تنها با یک رای اختلاف به عنوان بهترین فیلم انتخاب شد. این فیلم 29 رای کسب کرد و به دنبال آن «درخت زندگی» با 28 رای و «جدایی نادر از سیمین» با 20 رای قرار گرفتند. در بخش بهترین کارگردان هم مالیک 31 رای به دست آورد و مارتین اسکورسیزی 29 رای کسب کرد.

در بخش بهترین فیلمنامه، «جدایی نادر از سیمین» 39 رای داشت و به دنبال آن «مانیبال» نوشته استیون زیلیان و آرون سورکین (22 رای) و «نیمه‌شب در پاریس» نوشته وودی آلن (16 رای) قرار گرفتند.

«جدایی نادر از سیمین» در بخش بهترین فیلم خارجی‌زبان 67 رای کسب کرد و «اسرار لیسبون» به کارگردانی رائول روییس (28 رای) و «لو آور» ساخته آکی کوریسماکی (22 رای) در رده‌های بعدی بودند.

بهمن فرمان آرا: جشنواره فجر را تحریم کنید




سحام نیوز: بهمن فرمان‌آرا، در یک اقدام اعتراضی به وضعیت سینمای ایران تمام سیمرغ های بلورین جشنواره فجر را پس فرستاد.
«سی سکه نقره به یهودای اصلی وفا نکرد و شما هم از آن خیری نخواهید دید.»
بهمن فرمان آرا سیمرغ های بلورین جشنواره فجر را پس داد و رسید گرفت تا دراین دولت که دروغگویی رایج است مسئولان این پس دادن را تکذیب نکنند.
متن کامل نامه ایشان به این شرح است:
مردی که زیاد نمی‌دانست
بالاخره خواسته مردی که سینما را نمی‌شناسد، عملی شد و خانه سینما فتح شد. وقتی معاونتی که دستور کارش گسترش و حمایت سینما است برای تسویه حساب‌های شخصی خانه‌ی سینما تنها سنگر تشکل‌های صنفی سینما را منحل می‌کند، چیزی که او نمی‌داند این است که ما هر کجا که جمع شویم نامش خانه‌ی سینما است. ایشان ممکن است چون همیشه جزو بدنه سینمای دولتی بوده است نداد که چه مشکلاتی اهالی واقعی سینما برای زندگی کردن دارند وگرنه پشت قبای وزیری که از پیام نور به پیام تاریکی تنزل کرده است، قایم نمی‌شد و این اعمال زشت را انجام نمی‌داد. می‌دانم که هیچ سمی مهلک‌تر از بی‌اعتباری در حرفه‌ای که برای خود گزیده‌اید، نمی‌باشد.
اعضای محترم خانه‌ی سینما اگر متحد بمانید و همگی از دادن فیلم‌هایتان به جشنواره فیلم فجر خودداری بنمایید این اعمال ناشایست به سرعت خاتمه می‌یابد.
من امروز به دلیل توهینی که به سینمای مملکت شده است توسط پیک سیمرغ‌های بلورینی که اکنون گل‌آلود شده‌اند به دفتر جشنواره پس می‌فرستم و به آن دسته از دوستان سینمایی که در پس پرده با معاونت سینمایی فالوده می‌خورند می‌گویم که سی سکه نقره به یهودای اصلی وفا نکرد و شما هم از آن خیری نخواهید دید.
بهمن فرمان‌آرا
۱۷/۱۰/۱۳۹

بخاطربازی در فیلم‌هایم از مردم عذرخواهی می‌کنم



سحام نیوز: حامد کمیلی شب گذشته درباره کارنامه کاری اش با فریدون جیرانی در برنامه هفت به گفت و گو نشست.
به گزارش سحام حامد کمیلی در این مصاحبه که شب گذشته از شبکه سه سیما پخش شد، گفت: “الآن فرصتی هست که من از مردم عذرخواهی بکنم چون فیلم هایی از من دیدند که از من انتظار نداشتند. در یک سال اخیر فرصتی پیش آمد که من کارنامه کاری ام را در این مدت مرور کنم. در این مدت من فیلم هایی بازی کردم. ممکن هست انتخاب های من غلط بوده یا شرایط دیگری پیش آمده باشد.”
اشاره حامد کمیلی به بازی وی در فیلم “پایان نامه” بود که با واکنش تند مردم روبرو شد.
پایان‌نامه فیلمی ایرانی به کارگردانی حامد کلاهداری و تهیه کنندگی روح‌الله شمقدری و با بازی حامد کمیلی، بهاره افشاری، کامران تفتی، چکامه چمن‌ماه، نیما شاهرخ‌شاهی و با حضور داریوش ارجمند، محمدرضا شریفی‌نیا، احمد نجفی و جمشید هاشم‌پور است. این فیلم به حوادث پس از انتخابات بحث‌برانگیز ریاست جمهوری ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ می‌پردازد. ابتدا شایع شد بازیگر اصلی فیلم لیلا اوتادی است و در نقش ندا آقاسلطان بازی می‌کند. تنها سه ساعت پس اعلام خبر بازی لیلا اوتادی در نقش ندا، خبرگزاری فارس، در گفت‌وگویی با لیلا اوتادی این خبر را تکذیب کرد. او اخباری را که دربارهٔ بازی‌اش در فیلم پایان‌نامه در نقش ندا آقاسلطان منتشر شده بود کذب محض خواند. تنها ساعتی پس از انتشار این خبر اعتراض مخالفان در شبکه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک و بالاترین آغاز شد. صفحه مخالفان لیلا اوتادی در شبکه اجتماعی فیس بوک تنها در کمتر از هفت ساعت به سه هزار عضو رسید. جواد شمقدری، معاون سینمایی وزیر ارشاد، در مورد خبر ساخت فیلمی دربارهٔ ندا آقاسلطان گفت داستان پایان‌نامه را خوانده و ربطی به موضوع ندا آقاسلطان ندارد. امیر آقایی نیز که قرار بود در این فیلم بازی کند به دلیل تغییر نسخه اولیه فیلم‌نامه از بازی در این فیلم انصراف داد. نام سارا خویینی‌ها نیز به عنوان بازیگر این فیلم اعلام شد که او نیز از بازی در پایان‌نامه خودداری کرد.
پایان‌نامه در روزهای ابتدایی اکران عمومی خود با شکست تجاری مواجه شد.
همچنین سایت پرده سینما این فیلم را فیلمی شکست خورده در تبلیغ محتوایش می داند و از آن به جای فیلمی تبلیغی، به عنوان فیلمی ضد تبلیغ یاد می کند.
پایان‌نامه برای اولین بار در بیست و نهمین جشنوارهٔ فیلم فجر در بهمن ۱۳۸۹ نمایش داده شد. این فیلم در یک نظرسنجی میان منتقدان سینمایی به عنوان «بدترین فیلم سال» انتخاب شد.
به گزارش صدای آمریکا، درهنگام نمایش فیلم در جشنواره فجر، حاضران در سالن پخش، به استهزاء و هو کردن فیلم پرداختند و در صحنه‌ای از فیلم که حامد کلاهداری در نقش یک راننده آژانس به همراهانش می گوید : «حالا ما یک گُهی خوردیم» تماشاگران شروع به تشویق کردند.
محمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در اظهار نظری اعلام کرد هو کنندگان این فیلم درجشنواره فجر اغتشاشگر بوده‌اند.
فیلم پایان نامه درباره ۴ جوان – ۲ دختر و ۲پسر- است که همگی برای تحویل پایان نامه یکی از آن ها که روزبه(حامد کمیلی) نام دارد، به دنبال استادشان می روند اما از خانه ای سردرمی آورند که مثلا محفل سبزهاست. در این قسمت که اسباب خنده فراوانی شد، مردی که ادعا می کرد از لندن آمده اخبار جنبش سبز را ارائه می کرد. چهار دوست دانشگاهی به دلیل رفتن به خانه مهم سبزها، مورد هجوم و ترور قرار می گیرند و در نهایت ۳ نفر از آن ها کشته می شود. از میان دو دختر یکی که ترانه نام دارد – با اشاره به ترانه موسوی – در یک درگیری تیر می خورد و موسیقی فیلم نیز مزاحمت ایجاد نمی کند. دختر دوم هم که تیر می خورد، مثل ندا آقاسطان از دهانش خون می ریزد.

«نارنجی‌پوش» بازگشت مهرجویی و ضرب‌ شست استاد به جوانانی است که این سال‌ها بهتر از او کار کرده‌اند‌؟



 مجتبي عبداللهي : بايد تكرار كنيم داریوش مهرجویی کارگردانی بنام با کارنامه ایی پر و سرشار از آثار خوب سینمایی است؟!‌ نیاز به گفتن ندارد که او بر ابزار سينماي ما- کارش مسلط است و به استناد آثار و سن و سالش جزء اساتید طبقه بندی می‌شود. آثار بی نظیر او در قبل و بعد از انقلاب گواه شناخت و درک وسیع او از مقوله سینماست و کسی است که بیشترین رابطه را بین ادبیات و سینما با آثار اقتباسی پدید آورده است.
 مهرجویی آن قدر به خود اطمینان داشته که بارها از ادبیات وام بگیرد بدون ترس از اینکه دیگران بگویند به مولف بودنش خدشه وارد شده است.در نگاهی به اقتباسهای ایرانیش نظیر گاو و دایره مینا(ساعدی) و آقای هالو(نصیریان)، درخت گلابی(گلی ترقی)و مهمان مامان(مرادی کرمانی) و چه در اقتباسهای خارجی نظیر پستچی(بوخنر)؛پری(سالینجر)؛سارا(ایبسن) همواره مهرجویی با ذهن خلاقش توانسته آن آثار را از زاویه دید خود بازگو کند و نگاه خود را داشته باشد.در تمام آثار خوب مهرجویی فیلمنامه هایی با کیفیت بالا همراه با خلاقیت و سرشار از ایده و شخصیتهای بخوبی پرداخت شده به چشم می خورد و اعتبار او هم بواسطه نگاه خاصش به سینماست که آن را به فیلمهای مهرجویی وار تبديل كرده است. بیشترین شخصیتها را به اعتبار نظر سنجی ماهنامه فیلم در آثار مهرجویی می توان یافت ؛شخصیتهایی قرص و محکم با پیشینه مشخص و هدف معین و کاملا ملموس.
اما مهرجویی چند سالی‌ست که سبک کار‌ش را عوض کرده است؛ او دیگر ضرورتی نمی بیند که وقت زیادی روی فیلمنامه بگذارد و در آنها از ایده های جالب و خلاقانه استفاده کند. شاید اعتماد بنفس بیش از حد سبب شده او شیوه عجیب "سهل و ممتنع"را برگزیند و با چند بازیگر و ستاره سفری برود (همه دانا :همدان-آسمان محبوب :کاشان- بمانی : لرستان) و احیانا بعد از گردش و تفریح فیلمی هم بسازد! این نوع کار سردستی کاملا در آثار اخیر او پیداست و نیاز به توضیح ندارد . گویی کارگردان کهنه کار محبوب ما دیگر شأن خود را بالاتر از این می داند که روی فیلمنامه وقت بگذارد و نتیجه این میشود که یا مثل بمانی نه داستانی است و نه مستند و نه هیچ چیز دیگر. کاریکاتوری است از یک فاجعه که بزی در آن در حال نگاه به دوربین است يا الاغ سفيد آسمان محبوب که معلوم نیست با آن تکرارهای موتیف وار قرار است در آن کوچه پس کوچه های کاشان چه چيزي را به بیننده بگوید.
واقعا معلوم نیست مهرجویی را چه شده است. وقتی از فیلمنامه نویس آسمان محبوب سوال می‌شود در مورد فیلم می گوید: فیلمی در حال و هوای پری! این دوران جدید فیلمسازی مهرجویی است که حاصلش مطلوب اغلب هواداران مهرجویی نيست. از مهرجویی با آن همه دیالوگ محشر در آثارش جملات لوس گلشیفته در سنتوری بعید است و این همه تصاویر عجیب و قصه عجیب‌تر در آسمان محبوب که شايد شانس مهرجویی بوده که اکران نشده است. الگوي سهل و ممتنع تهران طهران هم بشدت توی ذوق می زند‌ و همه چیز سر دستی و سطحی پیش میرود. قرار است این بار اجاره‌نشینها ابازسازی شود؟ سقفي ناگهان می ریزد و عده ‌ای آدم مثلا دلسوز سر می رسند و التماس‌کنان خانواده بیچاره را مهمان جمعه پولداري مي‌كنند برای تهران‌گردی و ایده بی مزه قهر زن و شوهری یکی پیر و دیگری جوان‌تر و شعر‌بازی و بزن و برقص بالای برج میلاد!
این ایده ها حاصل همان شیوه سهل و ممتنع استاد است. سالی كه مهمان مامان در نظرسنجی ماهنامه فیلم اول شد ، بوتیک فیلم شاخص‌تری بود و تنها به دلیل محافظه کاری و رودربایستی منتقدان این مجله نتوانستند بوتیک را برتر از فیلم مهرجویی برگزینند وگرنه زمان نشان داد بوتیک و نعمت الله در آن سال حق‌شان بود‌ به عنوان بهترین فیلم برگزیده شوند.
داريوش مهرجويي امسال نارنجی‌پوش را در جشنواره سي‌ام فجر دارد و اگر قرار باشد با شیوه جدید فیلمسازی مهرجویی و فيلمنامه‌نويسي وحيده محمدی‌فر ساخته شود در ادامه كارهای چند سال اخير استاد قرار مي‌گيرد. شايد هم دیگر باید از فکر كردن به فیلم‌های بدیع و جدید از مهرجویی ناامید شویم و دلخوش به همان آثار قبلی کنیم. آیا مهرجویی در گذر از هفتاد سالگی توان بازگشت به آن ایده‌ها و قصه های ناب را دارد یا باید او را مثل همتايش مسعود کیمیایی تمام‌شده تلقی کرد. خوشبختانه انتظاری که از نسل بزرگان داشته ایم، جوانان در این سالها جبران کرده اند و نشان داده اند برخلاف نسل اساتید انگیزه دارند و گاه واقعا امیدوار‌کننده جلو آمده اند، اما به هر حال هنوز به مهرجویی امیدواريم، هر چند از درخت گلابی سالها‌ می گذرد و بعد از آن فیلم درخشانی نساخته است.
امیدوارم نارنجی‌پوش بازگشت استاد و ضرب شست مهرجویی به جوانانی باشد که این سال‌ها بهتر از او کار کرده‌اند‌؛از فرهادي و میرکریمی و میری و امیر یوسفی و مکری تا ‌بهزادی و نادری و توکلی و کاهانی و ... که جای بزرگان را پر کرده اند. جشنواره جای رقابت سالم است و فرقی نمی‌کند سن و سال چقدر باشد؛ عليرضا داود‌نژاد سال گذشته بعد از سال‌ها نااميدي با مرهم بازگشت باشکوهی داشت؛ شاید نارنجي‌پوش مهرجویی هم مرهم خوبی براي علاقمندان داشته باشد.

داود رشیدی مي‌گويد باید هیجان بیش‌تری را به مردم منعکس کنیم


عده‌ای از فیلمسازان انتظار دارند آثارشان درجشنواره مطرح شود؛ اما با وجود سلیقه هیئت داوران و تعداد محدود جوایز این مسأله برای همه آن‌ها امکان پذیر نیست.  داود رشیدی، بازیگر پیشکسوت سینما و تئا‌تر، در گفتگو با روابط عمومی سی امین جشنواره فیلم فجر بیان کرد: جشنواره بین المللی فیلم فجر، جشنواره‌ای رقابتی است که همه فیلمسازان متقاضی شرکت در جشنواره از عملکرد خود راضی هستند و فکر می‌کنند فیلم آن‌ها جایزه خواهد گرفت و چون تعداد جوایز جشنواره به اندازه فیلم‌های نمایش داده شده در جشنواره نیست، طبیعی است که عده‌ای ازآن‌ها از این جشنواره ناراضی شوند. زیرا فیلمسازان همیشه انتظار دارند حاصل فیلمشان را ببینند وتمایل دارند کارشان مطرح شود و البته حق هم دارند؛ اما یکسری داور فیلم‌ها را قضاوت می‌کنند با سلیقه‌های مختلف. من نیز خود داور بوده‌ام که گروهی پنج نفره را تشکیل می‌دادیم و بالأخره چیزی که انتخاب می‌شد نظر داوران بود سلیقه آن‌ها.

رشیدی ادامه داد: بالأخره این انتخاب سلیقه پنج نفر است که با بحث و گفتگو با یکدیگر و بعضی اوقات با رأی گیری به نتیجه می‌رسند که در ‌‌نهایت آن‌هایی که جایزه می‌گیرند خوشحال می‌شوند وکسانی که گمان می‌کنند به حقشان نرسیده‌اند، ناراضی می‌شوند. اما درهر صورت برگزاری جشنواره بین المللی فیلم فجر یک رقابت بین فیلمسازان و هنرمندان سینما است.
ولی این دلیل نیست اگر فیلمی انتخاب نشد در حدی نبوده است که انتخاب بشود؛ زیرا اگر داورهای جشنواره عوض شوند و پنج داور دیگر بیایند، قطعاً انتخاب آن‌ها عوض می‌شود و اثری که انتخاب می‌کنند چیز دیگری خواهد بود. این پیشکسوت تئا‌تر و سینما افزود: این رقابت و انتخاب نفرات بر‌تر برای جشنواره اعم از بازیگر، کارگردان، طراح صحنه و دیگر افراد، خود هیجانی به جشنواره می‌دهند که این موضوع به نوبه خودخوب است و اگر بتوانیم این هیجان را هر چه قدربیشتر به مردم عادی انعکاس دهیم، خیلی بهتر است.
رشیدی در پاسخ به اینکه حضور در جشنواره، چقدر برای یک بازیگر حائز اهمیت است، گفت: حضور در جشنواره برای هر هنرمندی حائز اهمیت است زیرا نفر اولی که از این جشنواره بیرون می‌آید و جایزه می‌گیرد یک امتیاز وی‍ژه‌ای برایش محسوب می‌شود و در همین راستا فیلمسازان بیشتری به او پیشنهاد بازی داده و دستمزدش نیز تغییر پیدا می‌کند. وی در پاسخ به عمر 29 ساله جشنواره و ارزیابی عملکرد آن گفت: این موضوع یک بحث سلیقه‌ای و شخصی است اما به نظر من بعضی از دوره‌های جشنواره‌ها خوب بوده و با استقبال مردم مواجه شده و مردم نیز جشنواره‌ها را همراهی کرده‌اند وهمین گفتگو‌ها واظهار نظر‌ها نیز خیلی جالب است و جشنواره را شیرین‌تر می‌کند.

امیرهوشنگ قطعه‌ای دوبلور با سابقه درگذشت


امیرهوشنگ قطعه‌ای مدیر دوبلاژ آثار ماندگار روز یکشنبه دار فانی را وداع گفت.
زنده‌یاد قطعه‌ای متولد سال 1317 و فوق دیپلم علوم انسانی بود. او کار دوبله را از سال 1337 و مدیریت دوبلاژ را از سال 1342 آغاز کرد.
از آثار قطعه‌ای در کار گویندگی می‌توان به فیلم‌های «یوزپلنگ» (رومو لووالی)، «گذرگاه کاساندرا» (مارتین شین) و سریال‌های «سا‌ل‌های دور از خانه» (توزومی)، «روزهای زندگی» (تام) و ... اشاره کرد.
زنده‌یاد قطعه‌ای مدیر دوبلاژ کارتون‌های «بلفی و لیلی بید»، «قاشق سحرآمیز»، «ماسک»، «گوریل انگوری» و ... بود. صدای او بسیار قابل تغییر و انعطاف‌پذیر بود. او خالق صدای اسمیگل در «ارباب حلقه‌ها» بود.