۱۳۹۱ اردیبهشت ۹, شنبه

بهزاد فراهانی در نمایشی از اکبر رادی




  نمايش «شب روي سنگفرش خيس» نوشته زنده‌ياد اكبر رادي را به صحنه میرود کارگردان نمایش هادی مرزبان گفت: قرار است اين نمايش تير ماه امسال، در سالن شماره يك تماشاخانه ايرانشهر به صحنه برود.

 حضوربهزاد فراهاني دراين نمايش قطعي شده وبه زودي ديگراعضاي گروه نيز مشخص خواهند شد.

  هادي مرزبان درصدد بود تا نمايشنامه «تانگوي تخم‌مرغ داغ» ديگر اثر زنده‌ياد اكبر رادي را اجرا كند كه هنوز موفق به دریافت مجوز اجرا از وزارت ارشاد نشده است.
لازم به ذکر است بهزاد فراهاني پيش از اين در نمايش «لبخند باشكوه آقاي گيل» ديگر اثر زنده‌ياد رادي كه با كارگرداني مرزبان درتالاراصلي تئاتر شهراجراشد، به ايفاي نقش پرداخته بود.

قبلا خبرهایی مبنی بر اینکه جمشید مشایخی قراراست دراین نمایش بازی کند هم منتشر شده بود.که احتمالا منتفی است..

۱۳۹۱ اردیبهشت ۸, جمعه

بهروز وثوقی 24 ساعت در دریا گم شد

تیترروی جلد مجله جوانان درسال 1346را مشاهده نمائید. یادآوری خاطراتی از بازیگران وهنرمندان سینما وتاتر با مطبوعات  است.
 تیترهاگاهی دورغین بود یا اینکه اتفاق ساده ای بود.
که توسط روزنامه یا مجلات برجسته میشد مثل تیتری که درجلد مجله جوانان نقش بسته است.
بهروز وثوقی 24 ساعت در دریا گم شد .
البته در گذشته مطبوعات و رسانه ها ازادی بیشتری نسبت به این سالهاست.

«ریدلی اسکات» جادوگر سینمای جهان



مجله اینترنتی «فیلم وهنر» ازاین به بعدهرازگاهی درباره کارگردانهای ایرانی وخارجی بطورمختصردرباره آنها اطلاعاتی برای بازدید کنندگان محترم مجله منتشرخواهد کرد.بازدید کننده گان وطرفداران مجله قدیمی فیلم وهنر که بیشتربه سینما و تاترمی پردازد ،هم می توانید با ارسال مطلب ما را یاری کنند.
 درشروع شرح حالی کوتاه درباره «ریدلی اسکات» کارگردان معروف انگلیسی که با فیلم های زیادی به شهرت رسید و خصوصابا فیلم تاریخی «گلادیاتور» بخوبی تبحروتوانایی خود را در فیلم سازی وجذب تماشاگرنشان داد.


ریدلی اسکات : (به انگلیسی: Sir Ridley Scott) کارگردان انگلیسی را به عنوان کهنه کار همه ژانرهای سینمایی می‌شناسند. وی سازنده برخی فیلم‌هایی چون بیگانه تلما و لوییز، گلادیاتور، هانیبال، سقوط شاهین سیاه، سرباز جین، یک سال خوب و گانگستر آمریکایی می‌باشد.وی برای فیلم گلادیاتور برنده جایزه اسکار شد. ریدلی اسکات تا ۴۰ سالگی هیچ فیلمی نساخت اما ار آن زمان به بعد لیستی از فیلم های موفق را در کارنامه ی خود ثبت کرد از تلما و لوئیس تا گلادیاتور.فیلم جدید او گانگستر آمریکایی در آستانه ی تولد ۷۰ سالگی اش نشان دهنده ی تلاش وعلاقه ی بی پایان او به سینماست.
فیلم شناسی:

۱۳۹۱ اردیبهشت ۷, پنجشنبه

«چگونه میلیاردر شدم» چگونه فیلمی است ؟!


 سینمای کنونی ایران درمسیری خوب ودلخواه ودرجهت مردم نیست .فیلم های تولید شده به گونه  ای است که سرگرمی وقت پرکردن مردم را بیشترمد نظر دارد.
فیلم «چگونه میلیونر شدم» درجرگه همین نوغ فیلم هاست وداستان فیلم به مسائلی پیش پا افتاده و سطحی می پردازد.
«چگونه میلیاردر شدم» درباره جوان ساده‌ دلی است كه با وجود تلاش‌های فراوان در تامین معاش شكست‌های سختی را متحمل شده و زندگی زناشویی‌اش نیز دچار مخاطره شده است. ولی به خاطر ساده دلی و.... بودنش معجزه‌ای در زندگی او رخ می‌دهد .
و او را به ادامه زندگی امیدوار می کند....
کارگردان:علی عبدالعلی‌زاده
تهیه کننده:داریوش بابائیان 



بازیگران: 

السا فیروز آذر ، فتعلی اویسی ، مهدی امینی خواه ، مریم امیر جلالی ، زهرا اویسی ، سعید پیردوست ، یوسف صیادی و محمد شیری
داستان فیلم «چگونه میلیاردر شدم» درباره جوان ساده‌ دلی است كه با وجود تلاش‌های فراوان در تامین معاش شكست‌های سختی را متحمل شده و زندگی زناشویی‌اش نیز...
عوامل تولید عبارتند از:

نویسنده و كارگردان: علی عبدالعلی زاده
 مجری طرح: داریوش بابائیان
 مدیر فیلمبرداری: مرتضی غفوری
 صدابردار: حمیدرضا اسلامی
 تدوین و صداگذار: حامد رضی
 برنامه ریز: میلاد جرموز
 منشی صحنه: مسعود جزایری
 طراح صحنه و لباس: امیر بنایی


 مدیر تولید: مهدی احمدی - فهیمه ساعی، جانشین تولید: سینا حسنی - علیرضا رفیعی، گروه تولید و تداركات: سید میثم حسینی طباطبائی - عبدالله موقری، دستیار تدوین سپیده ادیب‌زاده

زنده یاد «محمد علی فردین »در چهره ای متفاوت در سال های دور


۱۳۹۱ اردیبهشت ۶, چهارشنبه

هدیه فیلم هنر به طرفداران سینمای قبل از انقلاب

 یادی از زنده یاد محمدعلی فردین 
 آرزوی شفا وتندرستی برای ایرج قادری
طول عمربیشتر برای ناصرملک مطیعی گرامی

فیلم سینمایی «من ندا هستم » در جشنواره کن




فیلمی درباره ندا اقاسلطان درجشنواره فیلم کن حضور خواهد یافت این فیلم توسط «نیکول کیان صدیقی» فیلمساز جوان ایرانی ساکن آمریکا ساخته شده است و امسال در جشنواره فیلم کن حضور خواهد یافت.این فیلم کوتاه با نام «من ندا هستم»اولین کار این کارگردان ایرانی خارج از ایران است ویکی ازسه فیلم کوتاهی است که برای شرکت در بخش «غرفه آمریکایی فیلمسازان تازه‌نفس» در جشنواره فیلم کن انتخاب شده‌است.« نیکول کیان» انگار تحت تاثیر حوادث بعد از انتخابات سال 1388 قرار گرفته وماجرای ندا آقا سلطان هم دستمایه خوبی است برای ساختن فیلمی جشنواره ای،  فیلم فوق یک مستند داستانی است.
فیلم «من ندا هستم» یک مستند داستانی بر اساس زندگی ندا آقا سلطان که سال ۸۸ در تهران به قتل رسید.


۱۳۹۱ اردیبهشت ۵, سه‌شنبه

درد دل های تهمینه همسر« ایرج قادری» کارگردان سینمای ایران



ایرج قادری دربیمارستان باسرطان دست وپنجه نرم می کند.وی چهارسال است که با این بیماری کشنده مهلک دست به گریبان است. قادری ازنوجوانی با سینما است و عاشق کارش است وی درسخت ترین دوران محرومیت ازکاردرسینما ازپا ننشست و با تلاش وزورباهروسیله ای که شد . بازاجازه کارگرفت ودرسینما مشغول شد.  بسیاری از تهیه کننده گان و بازیگران کنونی که نه نامی داشتند ونه احترامی وشهرتی به وسیله اعتبارسینمای مردمی ایرج قادری به این صنف پیوستند وبه آب و نانی رسیدند وشهرت شان که اگر شهرت بحساب آید مدیون ایرج قادری اند.
 شنیده ها وگفته هازیاداست. ولی دوستان ایرج قادری براین باورند که این افراد حتی سراغی هم از این بازیگروکارگردان نامی سینما نگرفتند واگردرست باشد که هست ،منتهای بی حرمتی است وعملی ضد انسانی است تهمینه هنرپیشه پیش کسوت وقدیمی سینما وهمسرایرج قادری درددل هایی داردکه خواندنی است.
تنها کسی که در تمام این سالها در کنار قادری حضور داشته و تمام تلاش خود را برای سلامتی وی انجام داده همسرش تهمینه اطمینان مقدم است. این زن که این روزها هم تمام اوقات خودش را در بیمارستان در کنار همسرش می‌گذراند آن قدر از دست برخی اظهارنظرات عجیب و غریب مرتبط با وضعیت ایرج قادری ناراحت بود که به سختی حاضر شد درباره اوضاع همسرش توضیحاتی کوتاه بدهد.
این بانودربخشی ازگفته‌های خود با انتقاد از مسئولانی که ادعا کرده‌اند هزینه‌های درمان ایرج قادری راهرچقدرهم که باشد پرداخت می‌کنند، گفت: «آن قدر پس انداز داریم که نیازمند کمک کسی نباشیم. آنهایی که ادعای کمک به ایرج قادری را دارند اگر می‌خواستند زودتر از اینها و در طی این چهار سالی که ایرج با سرطان دست و پنجه نرم می کند، به ما کمک می‌کردند.»
همسر ایرج قادری با اشاره به اینکه برای تامین هزینه‌های ایرج قادری سقف گذاشته شده افزود: «ببینید باز هم می‌گویم من و ایرج آن قدر اندوخته داریم که نیاز به کمک کسی نباشیم ولی واقعا باعث تعجب است که آقایان مسئول برای کمک به یک بیمار سرطانی یک سقف مالی 5 تا 10 میلیونی گذاشته اند. انگار آقایان خبر از هزینه های کمرشکن بیماران سرطانی ندارند.»
اطمینان مقدم ادامه داد: «در تمام مدتی که ایرج با بیماری سرطان دست به گریبان است او را روی سرم گذاشته‌ام و حتی نگذاشته‌ام بسیاری از نزدیکان مشکل او را بفهمند. باز هم کنارش هستم و تا آخرین لحظه خدمتش را می‌کنم. از آنها که ادعای کمک دارند هم می‌خواهم به فکر هزاران هزار بیمار سرطانی دیگری باشند که در جامعه ما وجود دارند.

تصویری ازهنرمند تاتروسینمای ایران«فرزانه تایئدی»


اگر این اتفاق( برزیل )درسینما بود يك شبه سينما وسينماگرراباهم تعطیل می کردند



«باران کوثری» بازیگر سینمای ایران درباره دفاع ازهنرمندان سینما،نامه ای نوشت که بسیار جنجالی وتاثیرگذاربود وی سینماگران را شریف ومظلوم خوانده بود، نه فاسد، نامه لحنی بسیار انتقادی وتند داشت وبه کسانی که سینما گران وبازیگران را فاسد خوانده بودند، جوابیه خوبی بود. حالا نامه ای دیگردرهمین رابطه توسط پگاه آهنگرانی بازیگر و فیلم سازمستندخوب کشورمون، منتشرشده است:.
آهنگرانی دریادداشت خود نوشته است:با خود فكر كردم اگر اين ماجرا حتي در حد شايعه در حوزه سينما و هنر رخ مي‌داد، دوستان غيور چگونه خاك آنجا را به توبره مي‌كشيدند و يك‌شبه سينما و سينماگر را با هم تعطيل مي‌كردند.
متن کامل یادداشت پگاه آهنگرانی
چندي پيش شايعه شده بود كه يكي از مقامات سفارت ايران در برزيل دست به عملي زده كه كلي باعث سرشكستگي اخلاقي و فرهنگي كشور شده است. البته وزارت امور خارجه ايران سريعا قضايا را تكذيب و رفع و رجوع كرد و آن را سوءتفاهم فرهنگي دانست. بحمدالله از اين وصله‌ها به ما نمي‌چسبد. در اصل موضوع و تكذيبيه اظهارنظري نمي‌توان كرد، چون يكي خبري مي‌دهد و يكي تكذيب مي‌كند و اطلاعات ناقص ما هم كه مثل هميشه امكان قضاوت را از ما سلب مي‌كند. اما با خود فكر كردم اگر اين ماجرا حتي در حد شايعه در حوزه سينما و هنر رخ مي‌داد، دوستان غيور چگونه خاك آنجا را به توبره مي‌كشيدند و يك‌شبه سينما و سينماگر را با هم تعطيل مي‌كردند. اين فقط به تفاوت عملكرد دو وزارتخانه و دو وزير مربوط نمي‌شود، بلكه از نگاه دوگانه سياستمداران ما است كه يكي شايعه عمل خلاف شوونات اخلاقي يك ديپلمات در استخر عمومي در برزيل را سوءتفاهم فرهنگي قلمداد مي‌كند، آن هم درباره سفارتخانه‌يي كه ويترين بين‌المللي ما است و آن يكي، فقط كافي است موقع رانندگي باد روسري‌اش را كمي عقب بزند، مرتكب خطاي نابخشودني مي‌شود و جامعه‌يي را به فساد مي‌كشاند. آيا حساسيت وزارت خارجه كمتر از وزارت ارشاد است؟ آيا غيرت وزارت خارجه كمتر از وزارت ارشاد است؟آيا جنسيت فرد در ميزان جرم موثر است؟آيا اگر محل جرم در آب يا خشكي باشد، قضايا فرق مي‌كند؟و آيا مگر وزارت خارجه آقاي سلحشور ندارد؟شايد هم به خاطر اين است كه هنرمند حق ندارد دچار سوءتفاهم‌هاي فرهنگي شود و اين فقط از امتيازات ويژه ديپلمات‌هاست. ما كه از اين قضايا سر درنياورديم، از اين دست به قول معروف معيارهاي دوگانه تا دل‌تان بخواهد پيدا مي‌شود و اين يكي نوبر امسال بود

۱۳۹۱ اردیبهشت ۴, دوشنبه

سه بازیگر قدیمی سینما « فریبا خاتمی , پوری بنایی , ایرن زازیانش , نیلوفر»

   از راست به چپ:
   فریبا خاتمی , پوری بنایی , ایرن زازیانش , نیلوفر
   عکاس: ف.بهمن پور

نمایش «قرمز+یک عالمه سفید برای هنرمندان اجرایی خصوصی داشت.


 


 
 
استاددکتر فرهاد ناظرزاده کرمانی، استادخسرو حکیم رابط ، استاد کامیابی ، رویا تیموریان،صور اسرافیل علمداری ، آرش عباسی ، نیما دهقانی و ... از جمله مدعوین و استادان تئاتری بودند که در این اجرا به تماشای این نمایش نشستند.

پیش از این نیز هنرمندانی چون آهوخردمند،دکترفریندخت زاهدی،اسماعیل میهن دوست ،مسعود فروتن، خسرو احمدی و افرادی چون حسین پاکدل ،محمد ساربان ، رویا بختیاری ف عباس غفاری از این اجرا دیدن کردند. 
 «قرمز+یک عالمه سفید»یک ملودرام اجتماعی است که توسط ماریا شاهی نوشته شده و بهنام حجتی آن را کارگردانی کرده است. این نمایش که هر شب به جز شنبه ها ساعت 45/ 18 در تالار انتظامی خانه هنرمندان ایران اجرا می شود،یکی ازآثاربرگزیده بخش نمایشنامه خوانی مولوی بود.

رضا رویگری بازیگر در مراسم عزاداری ، سید علی خامنه ای

 

همزمان با فرا رسیدن ایام سوگواری،که با حضورسیدخامنه‌ای درحسینیه آیت الله خمینی برگزار شد. رضا رویگری بازیگراداره تاتر هم در این مراسم حضور داشت.مشخص نیست رضا رویگری به عنوان مداح حضور داشته است یا میهمان ،تعجبی نیست که رضا رویگری درمراسم مذهبی شرکت کند.

۱۳۹۱ اردیبهشت ۳, یکشنبه

باران کوثری : شما حرف از فساد نزنيد كه غش مى‌كنم از خنده!

بازهم اعتراض وبازاعتراضی دیگربه حرف ها وسخن های،ناسینماگران، ستمگران به سینما وهنرمندان سینما، کسانی که نه سینما را می شناسند نه تجربه ای علمی وعملی دراین کار دارند،نه اصول سینما را میشناسند ، نه تجربه ای حرفه ای دارند و نه مدیران سینمایی آگاه ومدبرو دلسوز برای سینماداریم.
 وای برسینما و وای برهنرمندان سینما که میسوزند، میسازند ودم نمی زنند و گاهی صبرشان لبریز میشود وبرای خالی کردن، حرفی را می زنند. این بار باران کوثری ازخانواده ای هنرمند ، کاسه صبرش لبریز شده ونامه را قلمی کرده :
متن کامل این کوتاه نوشته از باران کوثری؛

خنده‌ام مى‌گيرد. دلم برايتان مى‌سوزد. شبيه آدم‌هاى بى‌آبرويى هستيد كه چيزى براى از دست دادن ندارند پس به هر بهانه‌اى شلنگ تخته مى‌اندازند و به بقيه تهمت مى‌زنند.
آقايان! شما حرف از فساد نزنيد كه غش مى‌كنم از خنده! مى‌خواهيد از فساد مالى و بخوربخورهاى پشت صحنه‌هايتان حرف بزنيم يا فساد كلامتان كه بوى تعفنش همه رسانه‌هايتان را برداشته؟
خنده‌ام مى‌گيرد، كه مأموريت‌تان تعطيل كردن سينما بود و به نتيجه نرسيد. انصافاً هر چه توانستيد كرديد: از بستن خانه ما، خانه سينما گرفته تا لغو پروانه‌هاى ساخت و نمايش. هر چه كرديد راهى پيدا شد، هر درى را بستيد درى باز شد و فقط ننگ و بدنامى‌اش به شما ماند (كه فرقى هم برايتان نمى‌كند، كارتان از اين حرف‌ها گذشته).
آنچه امروز اين طور آتش‌تان مى‌زند همين است كه هر چه كرديد به هيچ جا نرسيد و حالا در دنيا به جاى شما و افتضاحات مكررتان ايران را به نام سينماى نجيبش مى‌شناسند.
دلم برايتان مى‌سوزد آقايان كه در حال غرق شدنيد و به هوا چنگ مى‌زنيد كه شايد همه چيز را با خودتان پايين بكشيد. اما بيش از شما دلم براى كسانى مى‌سوزد كه ديروز همكار ما بودند و امروز با هر وعده‌اى - از پول و موقعيت تا بخشش و گذشتن از سر خلاف‌هايشان - شرافتشان را چنين ارزان به شما فروختند.
دلم برايشان مى‌سوزد كه يك شبه ره صد ساله رفتند و چنان نفرت و كينه‌اى به جان خريدند كه حتى شما و قدرت و رسانه‌هايتان هم توان جبرانش را نداريد.
ما، هستيم آقايان! سينما مى‌ماند چون مردم مى‌خواهند كه بماند. شما از سينما برويد! برويد و ستاره‌هاى قلاده به گردنتان را هم با خود ببريد. تأييد نجابت ما و سينمايمان همين عدم تأييد شماست.
خير پيش...

باران كوثرى / ٣ اردىبهشت ١٣٩١

داریوش - دنیای این روزای من

فیلمسازبدنام هلندی درباره رابطه یک مرد ایرانی و یک زن غربی فیلم می سازد

فیلم سازان برجسته وخوش نام کشورمون بایدهم چنان برای شروع کاری سینمایی درانتظارباشند ،فیلمسازان مستقل وحرفه ای در راهرو های امورسینمایی درتلاش تصویب فیلم نامه های رد شده خود باشند .سینماگران هنرمندی چون جعفر پناهی ، خسرومعصومی،داریوش مهرجویی وکامبیزپرتوی بیکارودیگرفیلمسازان متعهد سرگردان باشند وآنوقت عده ای درصدد بکارگیری یک فیلمسازبدنام هلندی اند تا درایران فیلم بسازد این مطلب در سایت ایرانیان هلند درج شده است.
«دولت ایران از استیفن دِ یونگ، فیلمساز هلندی خواسته است که یک فیلم رومانتیک درباره ایران بسازد.
به گزارش شبکه ایرانیان هلند، این کارگردان هلندی به آژانس خبری “نوفوم” گفته است که هفدهم آوریل در سفارت جمهوری اسلامی ایران در لاهه حضور داشته تا درباره این پروژه مشترک با مقام‌های سفارت گفتگو داشته باشد. دِ یونگ همچنین افزوده که فیلمبرداری از ماه آینده آغاز خواهد شد. موضوع این فیلم، برخورد فرهنگی در جریان رابطه یک مرد ایرانی و یک زن غربی اعلام شده است.
در ماه مارس ۲۰۱۲ شبکه تلویزیونی آر.تی.اِل در هلند گزارش کرد که استیفن دِ یونگ به اتهام «دزدی هنری» به دادگاه احضار شده است. این کارگردان هلندی در پی این پرونده، شرکت فیلمسازی خود را بست.

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲, شنبه

ایرج قادری بازیگر سینما را دریابیم



 این روزها خبرهای خوبی ازوضعیت بازیگران ، کارگردان های تاتر وسینمای کشورنمی شنویم . هنرمندان ایرانی همواره دردرد ورنج مخاطبان خود شریک بوده وهمراه آنها بوده اند. ولی انگارامسال هنرمندان ما بیشترازقبل خودشان گرفتاررنج ، درد وبیماری ومرگ شده اند از شروع سال جدید تنی چند ازهنرمندان ازدنیا رفتند عده ای بیمارهستند . یکی از این هنرمندان خوب ایرج قادری است که مدتی است با بیماری سرطان درگیراست وجا دارد یادی از این هنرمند فعال سینما بکنیم. ومطلبی که سال گذشته درباره این بازیگر و کارگردان سینما دریکی از روزنامه هابه چاپ رسیده بخش هایی ازآن را دراینجا بخوانید:
(ایرج قادری بيش از 40 فيلم كارگرداني كرده و در بيش از 70 فيلم به عنوان بازيگر حضور داشته. حالا عكس‌هاي مراسم هم نشان مي‌دهند كه ايرج قادري ناخوش‌احوال است. قادري اشاره كرد كه از بيمارستان خود را به مراسم تجليل رسانده است. مراسم تجليل از ايرج قادري و نمايش فيلم شبكه؛ يكشنبه‌شب (9 مرداد) در سالن اريكه ايرانيان برگزار شد.زماني مي‌گفتند كه رگ خواب تماشاگر ايراني را در دست دارد. زماني از سمبل‌هاي فيلمفارسي بود كه در برابر سينماي روشنفكري قرار مي‌گرفت. به نظر مي‌آمد بعد از سال ‌57 ديگر جايي براي قادري نباشد، اما او صحنه را ترك نكرد. فيلم‌هاي «برزخي‌ها» (1361)، «دادا» (1361) و «تاراج» (1363) را بعد از انقلاب ساخت كه بار‌ها از تلويزيون پخش شدند. بويژه فيلم «تاراج» كه در معرفي بازيگري به نام جمشيد آريا (جمشيد هاشم‌پور) و يك تيپ سينمايي موفق عمل كرد. او خود را با فضاي جديد وفق داده بود اما با اين وجود مهر فيلمفارسي و سينماي مبتذل چنان به او چسبيده بود كه به عنوان سمبل اين جريان از بدنه سينما حذف شد اما او باز هم صحنه را خالي نكرد. او در ايران ماند تا سال 74 به عنوان كارگردان با فيلم«مي‌خواهم زنده بمانم» به عرصه سينما بازگشت.فيلم پرفروش‌ترين فيلم سال شد، اما هنوز براي حضور قادري به عنوان بازيگر روي پرده ممنوعيت‌هايي وجود داشت.همزمان با حضور مجدد قادري حتي كساني از او به عنوان يك خوش ساخت و ساز ياد كردند. تصور اين بود كه عدم حضور او جلوي دوربين باعث خواهد شد كه او فيلم‌هاي شسته‌رفته‌تري بسازد. اما فيلم‌هاي بعدي او به شسته‌رفتگي فيلم «مي‌خواهم زنده بمانم» از آب درنيامد. چندي بعد به عنوان بازيگر هم در فيلم‌هايش حضور پيدا كرد؛ همان مرد با معرفت با اخم وكلوز‌آپ‌هاي فراوان. چندي پيش هم فيلم «شهرت» يكي از ساخته‌هاي اخير او در شبكه ويديويي پخش شد. روي جلد دي وي دي آمده بود پس از 12 سال انتظار. فيلم به موضوع رحم اجاره‌يي مي‌پردازد و احتمالا در آن سال‌ها به همين دليل امكان اكران نيافته اما شمايل فيلم نشان مي‌دهد كه ديگر نمي‌توان گفت كه رگ خواب مخاطب ايراني در دستان قادر‌ي است. روزگار ديگر شده است و سليقه مردم هم... روز يكشنبه در مجموعه اريكه ايرانيان همزمان با اكران ويژه فيلم «شبكه» آخرين ساخته قادري مراسم تجليلي نيز براي او برگزار شد. ابتداي اين مراسم فرج‌اللهي، از فيلمبرداران سينماي ايران كه اجراي مراسم را برعهده داشت، با اشاره به تلاش‌هاي ايرج قادري در عرصه سينما گفت: ايرج قادري در سينماي ايران تاثير زيادي گذاشته است و زماني اگر مردم به عشق محمدعلي فردين به سينما مي‌آمدند و به آن سلام مي‌كردند، به عشق ايرج قادري سينما را ترك مي‌كردند و از آن خداحافظي مي‌كردند.
مرتضي شايسته (تهيه‌كننده) نيز گفت: «ايرج قادري فيلم‌هاي مختلفي ساخته كه بسياري از آنها خوب است، فيلم‌هاي او بسيار خاطره‌ساز است.»اكبر عبدي(بازيگر فيلم شبكه) نيز گفت: «هر فردي كه امشب اينجا آمده اگر بليت خريده تا فيلم شبكه را ببيند؛ بعد از ديدن فيلم، اگر فيلم را دوست نداشت، من حاضرم پول بليت وي را پس بدهم.»عبدي با اشاره به ويژگي‌هاي قادري گفت: «ايرج قادري عاشق سينماست و هميشه بوده است. قادري آنقدر به سينما علاقه دارد كه حتي حاضر است سلامتي خود را نيز با سينما معامله كند. وي سرصحنه فيلمبرداري هميشه از همه عوامل زودتر به صحنه مي‌آمد به صورتي كه آدم از اين همه عشق وي به سينما خجالت مي‌كشيد. در سينماي ما تعداد افرادي كه اينگونه هستند؛ كم است، به جز قادري ناصر تقوايي اينگونه است.»عبدي با انتقاد از سوء‌استفاده عده‌يي از سينماها و سرمايه‌داري آنها با ساخت فيلم‌هاي مسلسل‌وار و تبديل سينما به يك امر كاسب‌كارانه گفت: «امروز عده‌يي سينما را دوست دارند چون سينما براي آنها راهي براي رسيدن به اهداف ديگر است.»ايرج قادري با تشكر از برگزاركنندگان و حاضران در سالن گفت: «همه كساني كه امروز در اينجا هستند بر من منت گذاشتند. دوست دارم بازهم زنده باشم و براي شما فيلم بسازم. من به شدت بيمار هستم و امشب به عشق شما، خودم را از بيمارستان به اينجا رساندم تا شما را ببينم و دست همه شما را ببوسم.»در ادامه اين مراسم فيلم «شبكه» آخرين ساخته ايرج قادري براي اولين بار به نمايش درآمد.

 سيدضياء هاشمي، حبيب كاوش، حبيب اسماعيلي و ماه‌چهره خليلي از جمله ميهمانان اين‌مراسم‌بودند)
به امید روزهای خوش دراینده نزدیک برای هموطن نان ایرانی وخصوصا هنرمندان پاسوخته ونجیب کشور که بتوانند دروضعی انسانی تروسالم تر به کارهنری خود بپردازند به امید بهبودی هرچه زودترهنرمند خوب کشورمون ایرج قادری .

«سیب و سلما» به علت کمبود مخاطب، فیلم روی پرده نرفت.


«در بسیاری از سینماهایی که بنا بود این فیلم را نشان دهند به علت کمبود مخاطب، فیلم روی پرده نرفت »
این عنوان دررسانه ای سینمایی درج شده بود. ولی اینکه چرا فروش نکرد را ذکر نکرده بود یا نمیدانست که چرا یا اینکه نمیتوانست بنویسد. بهرحال فیلمی که  قصه اش مردمی وآشنا به درد مردم باشد وعواملی حرفه ای داشته باشد و ساختارش سینمایی ومخاطب ش مردم باشند، البته همه مردم نه قشری خاص از مردم ، صد در صد مردم اون فیلم روحمایت کرده وسینما روها وحتی مردم عادی به دیدن فیلم خواهند رفت به نظر این حقیر فروش فیلم به عوامل بسیاری بستگی دارد واگر فیلمی فروش نکند یا سریالی با استقبال مردم روبرو نشود در وحله اول سناریو و داستان فیلم است که ظاهرا فیلم سیب و سلما بلا توجه به داشتن کارگردانی که در زمینه فیلم سازی و دانش سینمایی فاصله زیادی دارد و با رابطه های موجود فامیلی و شغلی در راس کاری هنری قرار میگیرند نتجه ای جز این نخواهد داشت و کارگردان فیلم سلما حبیبالله بهمنی است که سابقه کاریش فیلم هایی جنگی یا سیاسی اجتماعی و شعاری بوده وزمینه های هنری و مردمی اصلا در کار هایش موج نمی زند فیلم میسازد تا کسانی که اجازه کاردرسینما را بهش داده اند راضی باشند تا مردم ،وی شعار و خواست تولید کننده راتامین میکند وبرای همین بازبودجه وامکانات دراختیارش است وبازهم درراس یک پروژه سینمایی قرار می گیرد وسازمانی که با بودجه اش از اموال مردم ومالیات مردم است فیلم بهمنی و امثال بهنمی راحمایت میکند واونگاتیو را سیاه میکند وبازمی سازد .
« بهمنی »حمایت شده جاهای خاص است وهی فیلم میسازد و فیلم می سازد و ضرر میدهدوباید هم ضررداشته باشد . مردم پول نمیدهند تا هجو ببیند یا شعار بشنوند در جهت استحکام نیروهای ضد خودشون، دررسانه سینما نوشته بودند.
(اکران فیلم سینمایی «سیب و سلما» ساخته حبیب‌ا... بهمنی در حالی از روز گذشته در سینماها آغاز شد که در بسیاری از سینماهایی که بنا بود این فیلم را نشان دهند به علت کمبود مخاطب، فیلم روی پرده نرفت.
«سیب و سلما» که بهترین گروه سینمایی شهر تهران یعنی آزادی را در اختیار گرفته حتی در این سینما هم مخاطب چندانی نداشت تا یک بار دیگر یکی از ایراداتی که به شورای صنفی نمایش به واسطه عدم چینش درست اکران در سرگروههای مختلف وارد می‌شود، شدت یابد.
«سیب و سلما» که از محصولات حوزه هنری بوده و دو سالی پشت خط اکران مانده بود از آن آثار به ظاهر معناگرایی است که به نظر نمیرسد حتی بتواند فروشی نیم میلیاردی را تجربه کند. این فیلم در جشنواره بیست و نهم فجر به نمایش درآمده بود و در همان زمان هم توجه منتقدان را به خود جلب نکرده بود.
آزادی، بهمن، پردیس ملت، پردیس زندگی، ماندانا، پایتخت، فردوسی، شاهد، بهاران، خانواده و ققنوس از جمله سینماهایی هستند که «سیب و سلما» در آنها اکران شده است)
امید به اینکه روزی سینماگران مردمی وباسواد اجازه کارپیدا کنند وسوژه های جذاب، وبا نشاط در اختیارشان قرار گیرد .باداشتن فیلمسازان مسلط باتجربه و تحصیل کرده سینما میتوان قله های ترقی ورشد را فراهم کرد و سینمای ایران به اوج شکوفایی برسد.

افشای زیان ۴۵۰۰ میلیارد تومانی صدا و سیمادر8سال



رادیو تلویزیونی که در چند سال گذشته نه تنها  ضرر نداشت بلکه کلی درآمد از اگهی های تبلیغاتی به بودجه اش اضافه میگشت و حالا طبق مدارک موجود به این روز حال درآمده است در گزارشی در جرس اعلام شده:
براساس لایحه بودجه سال نودویک تقدیمی به مجلس شورای اسلامی، قرار است بار مالی ناشی از زیان سازمان صدا و سیما که می بایست از محل بودجه عمومی دولت تامین شود (مجموع اعتبارات هزینه ای و تملک دارایی سرمایه ای سازمان صدا و سیما) به ۹۹۳,۸ میلیارد تومان افزایش پیدا کند که نسبت به رقم ۶۹۸,۴ میلیارد تومانی قانون بودجه سال ۹۰ رشد ۴۴ درصدی دارد.

تارنمای اطلاعاتی-امنیتی «بولتن نیوز» گزارش داده است که بررسی درآمد هزینه سازمان سیما برابر قوانین بودجه نشان دهنده آن است که این سازمان انحصار گر و به شدت زیانده در طی شش سال ۸۴ تا ۸۹چیزی بالغ بر ۲۸۴۰میلیارد تومان از زیان خود را از محل بودجه عمومی دولت تامین اعتبار کرده است که با احتساب ۶۸۹ میلیارد تومان سال ۹۰ و ۹۹۳میلیارد تومان سال ۹۱ رقمی بالغ بر ۴۵۲۲ میلیارد تومان را در بر میگیرد. یعنی چیزی حدود ۴۵۲۲میلیارد تومان زیان در طی هشت سال
بر اساس این گزارش، با در نظر گرفتن اینکه برای ساخت یك پالایشگاه ۱۰۰ هزار بشكه ای به حدود 2 هزار میلیارد تومان سرمایه نیاز است می توانیم نتیجه بگیرییم که در طی هشت سال، خسارت وارده از سوی سازمان صدا و سیما به اقتصاد کشور جقدر بوده است. البته این خسارت غیر از سودی است که از کنار ساخت دو پالایشگاه فوق الذکر نسیب کشور میشد و سالیان دراز هم می توانست تداوم پیدا کند. به طور مثال در تیر ماه ۸۸میزان درآمد شرکت پالایش اصفهان با تقریبا چهارصد هزار بشکه ظرفیت پالایش روزانه جیزی حدود ۱۱۵۰۰میلیارد تومان اعلام شده و سود ناخالص آن ۹ هزار میلیارد تومان بوده است!.
همچنین آمده است: اگر صدا و سیمای ما در دست بخش خصوصی بود و بی خیال برنامه های بسیار فرهنگی و جذاب و مشتری کش آن می شدیم. با یک حساب دو دو تا چهارتا دولت نه تنها می توانست با پولی که از بیت المال و بودجه عمومی بابت جبران زیان صدا و سیما در طی هشت سال گذشته پرداخت کرده است( ۴۵۲۲میلیارد تومان)، دو پالایشگاه باظرفیت هر یک به میزان یکصد هزار بشکه در روز احداث نماید. بلکه از محل پالایش دویست هزار بشکه در روز قادر بود درامدی نزدیک به ۶۰۰۰میلیارد تومان یا سود ناخالصی برابر ۴۵۰۰ میلیارد تومان را سالانه نصیب کشور نماید.
 
 این گزارش خاطرنشان می کند چرا ما همچنان به سازمانی که نه در فرهنگ سازی و نه در جذب مخاطبان خاص و عام موفق بوده و همچنین همواره زیانده است و از بیت المال ارتزاق می کند اطمینان کرده و بازار انحصاری ای را که برای آن ایجاد شده است را بر نمی چینیم. آیا بهتر نیست سازمان صدا و سیما کمی بیشتر به مسائل مدیریتی و برنامه ریزی خود بیاندیشد و مسئولین امر هم راه و چاره ای درست برای این سازمان در هم پیچیده بیاندیشند. شاید صدا و سیمای ایران هم بتواند در اینده به جمع هزاران شبکه کوچک و بزرگ تلویزیونی و رادیویی سود ده جهان که از قوانین انحصاری هم برخوردار نیستند پیوسته و قادر شود بخش مهمی از مخاطبان داخلی را از جلو ماهواره ها جمع کند.

۱۳۹۱ اردیبهشت ۱, جمعه

قطع همکاری بهزاد فراهانی با رادیو



من هم بر این عقیده هستم که وقتی قدر ما را ندانند بهتر است که ما نباشیم.
بهزاد فراهانی با بیان اینکه به حساب کارگردانی سیروس الوند در سریال "دختری به نام آهو" حاضر شده و با وجود ضعف فیلمنامه به دلیل تعهد زمان تغییر کارگردان نیز این مجموعه را همراهی کرده است، درباره علت عدم حضور در رادیو نمایش گفت: از زمانی که مدیریت مرکز هنرهای نمایشی تغییر کرده است، هیچ اعتنایی به عنوان پیشکسوت به ما نمی‌شود اما هر چه هست دیگر به رادیو نخواهم رفت. در کارخانه‌ای که ندانند قدر کار، از کار هر که دست کشد کاردان‌تر است، من هم بر این عقیده هستم که وقتی قدر ما را ندانند بهتر است که ما نباشیم.