وی در این گفتوگو اظهار داشته: تلویزیون دستمزد خوبی میدهد و تهیهکنندههای حرفهای و بااخلاقی در تلویزیون کار میکنند که حق و حقوق بازیگران را رعایت میکنند و حواسشان به کیفیت محصولاتشان هم هست.
وی در این گفتوگو ادامه داده است: قرار بود در سریال «پایتخت» نقشی را بازی کنم که بعد «علیرضا خمسه» بازی کرد، حتی تمرین کردیم و اتود زدیم که خیلی هم خوششان آمد و به خصوص نویسنده سریال «محسن تنابنده» خیلی اصرار داشت من بازی کنم. فکر میکنم ترسیدند نتوانند دستمزدم را بدهند و به همین دلیل بدون این که به من اطلاع بدهند، نقش را به علیرضا خمسه دادند!
وی گفت: البته من قرارداد سفید امضا کرده بودم اما ظاهرا خودشان ترسیده بودند دستمزدم خیلی زیاد باشد و در پرداختش بمانند. دو سه روزی از شروع کارشان گذشته بود که خبردار شدم آن نقش را آقای خمسه بازی میکنند و کل ماجرا منتفی شد. کاش حداقل خبر میدادند!
او در این گفتوگو اشاره طنزآمیزی هم به ماجرای پیامکپراکنی در مورد مرگ خود کرد و عنوان داشته: یک بار با ریش، کلاه و عینک در تاکسی نشسته بودم که آقایی کنارم نشست و از ونک تا چهارراه ولیعصر با آب و تاب تعریف میکرد که همین الان جلوی در تلویزیون تشییع جنازه «اکبر عبدی» بود و قیامتی از جمعیت به پا شد و من هم رفتم وزیر تابوتش را گرفتم. مرد خوبی بود بنده خدا! در تاکسی همه همه داشتند افسوس میخورند و خدابیامرز میگفتند.
وی افزود: خلاصه این آقا گفتوگو تا به مقصد رسید و خواست پیاده شود من عینکم را برداشتم و گفتم آن خدابیامرز شبیه من نبود! نگاهی کرد و گفت نه! زیاد شباهتی ندارید... حالا به هر حال مرده و راحت شده شباهت به چه دردی میخورد... منظورم این است که مردم ما عاشق شایعه هستند.
