ملت آزاده ایران خوب می دانم که از تجربه حرفه ای دو دهه حضور من در این سینما اطلاع دارید و می دانید که هیچگاه برای پول فیلم نساختم بلکه دغدغه ام همواره شما مردم بوده اید و بس.بنابراین با کسب اجازه از ساحت فرهنگی شما ملت عزیز، قصد دارم تا به پاسخ توهین سنگینی که به شما وارد شده،تمامی کپی های فیلم "گشت ارشاد" و پولهایی که از این راه کسب شده را مقابل وزارت ارشاد به آتش بکشم تا شاید این آتش، به خونخواهی فیلم های دیگری به پاخیزد که در آینده ممکن است [...] ملتی که دغدغه ام همواره شماها بوده اید و هستید خالصانه و ملتمسانه از شما عذر می خواهم؛ شمایی که در همین مدت محدود استقبال زائد الوصفی را از فیلم خودتان به عمل آوردید [...] و به تماشای فیلم تان رفتید.اما شما بهتر از همه می دانید که این بی قانونی، روزی به سراغ خود این افراد زورگو خواهد آمد. امیدوارم که این حرکت، آخرین اقدام ضدقانونی این افراد [...] باشد و همچنین آخرین اتفاق نامیمون برای این سینمای نجیب.سینمایی که دارد فدای مناسبات، منازعات و اختلافات سیاسی و تا حدودی صنفی می شود. برای وزارت ارشاد نیز متاسفم که تسلیم این بی قانونی شد گرچه به آنها نیز حق می دهم که تحت فشار سنگینی بوده اند، فشاری که با توجه به حوادث رخ داده، از این پس امکان وقوعش برای سایر فیلم ها نیز ممکن خواهد بود. ملت فرهیخته ایران، این داغ سینمایی را به محضر تمامی شما فرهنگ دوستانگرامی تسلیت عرض می کنم. و ای همرزمان شهدیم: حسن باقری، حسن آزادی، گل محمد غزنوی، محسن حسنی و... نمی دانید امروز چقدر خوشحالم که شما را در این دنیای بی قانون نمی بینم [...]، بر شانه های شما آسمانیان متوجه نمی شوم؛باور کنید من همان سعید سهیلی هشت سال جبهه های نبرد حق علیه باطل هستم؛ همان آدم، با همان احوالات و با همان خلق و خو اما چه کنم که زمانه تغییر کرده و همرزمتان را به جایی کشانده اند که حتی فریاد تظلم خواهانه اش نیز به گوش هیچ کس نمی رسد. به روح برادر شهیدم قسم که از مواجهه با شما در آن دنیای برقرار می ترسم که چه جوابی باید درباره این پذیرش اجباری ام به بی قانونی، به شما بدهم؛ گرچه خود می دانم که احوال مرا به خوبی می دانید و روزی برمظلومیت من صحه خواهید گذاشت و همه با هم، چون همان هشت سال خاطره ساز، فقط و فقط در راه رضای باریتعالی قدم بر می داریم چون نیک بر این شعر حضرت حافظ ایمان داریم که: بنده پیر خراباتیم که لطفش دائم است ورنه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست
