۱۳۹۰ اسفند ۱۹, جمعه

یک کارگردان ایتالیایی می‌خواست «سووشن» را بسازد/تلویزیون مخالفت کرد




یک کارگردان ایتالیایی می‌خواست «سووشن» را بسازد/مخالفت تلویزیون با ساخت سریال «سووشون»
«محمد متوسلانی» درباره چگونگی ساخت فیلم سینمایی و سریال رمان «سووشون» نوشته زنده یاد سیمین دانشور با اشاره به این که یک کارگردان ایتالیایی می‌خواست «سووشن» را بسازد، از مخالفت تلویزیون با ساخت سریال «سووشون» خبر داد.
محمد متوسلانی کارگردان سینما در گفت و گو با خبرنگار سینما پرس با بیان این مطلب اظهار داشت: سال‌ها پیش تلاش بسیاری را برای ساخت رمان «سووشون» نوشته سیمین دانشور کردم، در ابتدا قرار بود این رمان به صورت یک فیلم سینمایی ساخته شود که نیازمند بودجه و زمان بسیار زیادی بود، به همین دلیل بعد از مدتی تصمیم گرفتم با همکاری مسعود جعفری جوزانی به عنوان تهیه کننده، این پروژه را به صورت یک سریال بسازیم که تلویزیون بنا به دلایلی برای ساخت آن موافقت نکرد.
وی تصریح کرد: البته بسیاری از هنرمندان دیگر نیز مایل به ساخت این فیلم بودند، به عنوان مثال یک کارگردان ایتالیایی به دیدن خانم دانشور آمد و از ایشان خواست تا این کتاب را به صورت یک فیلم سینمایی بسازد، خانم با من تماس گرفتند و من گفتم که در تلاش برای ساخت این فیلم هستم و ایشان نیز پیشنهاد این کارگردان را رد کردند. البته بعدها به دلیل اینکه موفق به سال فیلم نشدم، در برابر خانم دانشور شرمنده شدم.
متوسلانی ادامه داد: با توجه به اینکه روی کتاب «سووشون» بسیار حساس بودم و این کتاب از جایگاه اجتماعی خاصی برخوردار بود، تمامی تلاش خود را کردم تا این کار را در شرایط مناسب بسازم، اما شرایط مناسب برای ساخت فیلم فراهم نشد. به همین دلیل به خانم اطلاع دادم که نمی توانم فیلم را بسازم و اگر کسی امکانات لازم برای ساخت این فیلم را داشت، پیشنهادش را بپذیرد.
وی گفت: بعد از مدتی، نزدیک به چهار سال پیش، داوود ملاپور سازنده فیلم «شوهر آهو خانم»، به خانم دانشور پیشنهاد ساخت فیلم را داد و ایشان ملاپور را به من معرفی کرده تا برسر ساخت فیلم صحبت کنیم. بعد از انجام صحبت های مقدماتی، قرار شد 20 میلیون تومان برای فیلمنامه به خانم دانشور داده شود، که 10 میلیون تومان در ابتدا به ایشان پرداخت شد، اما بعد از مدتی ملاپور نیز نتوانست این فیلم را بسازد.
متوسلانی در پایان ابراز داشت: من از قرار داد این فیلم بین ملاپور و خانم دانشور اطلاع ندارم، باید بدانم زمان این قرارداد کی تمام خواهد شد و آیا شرایط برای ساخت فیلم را خواهم داشت که آن را بسازم.

۱۳۹۰ اسفند ۱۷, چهارشنبه

وودی آلن در «محو شدن جیگولو» بازی می‌کند



بنابر گزارش پایگاه اطلاع رسانی ورایتی، وودی آلن که به ندرت در فیلم های سینمایی بازی می کند که کارگردانی آن ها را خود او برعهده ندارد، برای آخرین بار 12 سال پیش و در سال 2000 میلادی در فیلم سینمایی «جمع آوری تکه‌ها» (Picking Uo the Pieces) به کارگردانی آلفونسو آرو ایفای نقش کرده بود.
علاوه بر وودی آلن، بازیگران دیگری مانند سوفیا ورگارا و شارون استون نیز در فیلم سینمایی «محو شدن جیگولو» ایفای نقش می کنند.
جان تورتورو کارگردانی «محو شدن جیگولو» را برعهده دارد و جفری کوزاما هینت و شرکت فیلمسازی فرانسوی «ام کا تو» (MK2) نیز تهیه کنندگان این فیلم سینمایی هستند.
همچنین مسولان «محو شدن جیگولو» اظهار کرده اند که مراحل تولید و فیلمبرداری این فیلم سینمایی را در آوریل سال جاری میلادی و در شهر گوتام کشور ایالات متحده آمریکا آغاز می کنند.
وودی آلن که چندی پیش توانست برای نگارش فیلمنامه «نیمه شب در پاریس» (Midnight in Paris) جایزه اسکار بهترین فیلمنامه غیراقتباسی این مراسم سالیانه را به خود اختصاص دهد، در حال حاضر مشغول ساخت فیلم سینمایی «کارهای بیهوده نرون» (Nero Fiddled) در کشور ایتالیا است.
همچنین آلن پیش از این نیز برای ساخت فیلم های سینمایی «هانا و خواهرهایش» (Hannah and Her Sisters) و «آنی هال» (Annir Hall) موفق به دریافت 2 جایزه اسکار بهترین فیلمنامه و یک جایزه اسکار بهترین کارگردان شده است.

خسرو سینایی و انتظار طولانی تامین اعتبار «قطار زمستانی»




سینماپرس: خسرو سینایی گفت: بودجه لازم برای ساخت «قطار زمستانی» هنوز تامین نشده است.
خسرو سینایی کارگردان سینما، در گفت و گو با خبرنگار سینما پرس در ادامه اظهار داشت: قرار بود برای ساخت «قطار زمستانی»، بخشی از بودجه فیلم توسط کشور لهستان تامین شود، که تا امروز این اتفاق رخ نداده است. به هر حال فصل زمستان هم گذشته است و در صورت تامین بودجه ساخت فیلم به سال آینده موکول خواهد شد.
وی تصریح کرد: در صورت تامین بودجه به زودی پیش تولید فیلم آغاز خواهد شد و بخش هایی از فیلم که در تابستان و یا پاییز می توان فیلمبرداری کرد، جلوی دوربین خواهد رفت. بخش های زمستانی نیز با سرد شدن هوا در کشورهای اروپایی و آغاز بارش برف در این کشورها فیلمبرداری می شود.
وی ابراز داشت: در قطار زمستانی، عزت الله انتظامی به عنوان نقش اول حضور داشته و دیگر بازیگران را به هنگام آغاز فیلمبرداری انتخاب خواهیم کرد.
سینایی افزود: 60 درصد از این فیلم در لهستان فیلمبرداری شده و نزدیک به یک نیم ماه در این کشور حضور خواهیم داشت. البته همه چیز بستگی به بودجه و زمان تامین اعتبار دارد.
براساس این گزارش، این فیلم موضوع مهاجرت گروه کثیری از لهستانی‌ها از جمله زنان و کودکان را در دوران جنگ جهانی دوم از کشور شوروی به ایران و ماجراهای پس از آن را به تصویر می‌کشد.

۱۳۹۰ اسفند ۱۶, سه‌شنبه

شایعه مرگ اکبر عبدی از زبان اکبر عبدی



 

 اکبر عبدی گفت: قرار بود در سریال «پایتخت» نقشی را بازی کنم که بعد «علیرضا خمسه» بازی کرد، حتی تمرین کردیم و اتود زدیم که خیلی هم خوش‌شان آمد و به خصوص نویسنده سریال «محسن تنابنده» خیلی اصرار داشت من بازی کنم. اما فکر می‌کنم ترسیدند نتوانند دستمزدم را بدهند و به همین دلیل بدون این که به من اطلاع بدهند، نقش را به علیرضا خمسه دادند! به گزارش سینماپرس، «اکبر عبدی» برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد نقش مکمل سی‌امین جشنواره فیلم فجر در گفت‌وگوی تازه‌ای که در ماهنامه «زندگی ایده‌آل» منتشر شده، به دلیل حضور نداشتنش در سریال تلویزیونی «پایتخت» اشاره کرده است.
وی در این گفت‌‍وگو اظهار داشته: تلویزیون دستمزد خوبی می‌دهد و تهیه‌کننده‌های حرفه‌ای و بااخلاقی در تلویزیون کار می‌کنند که حق و حقوق بازیگران را رعایت می‌کنند و حواس‌شان به کیفیت‌ محصولات‌شان هم هست.
وی در این گفت‌وگو ادامه داده است: قرار بود در سریال «پایتخت» نقشی را بازی کنم که بعد «علیرضا خمسه» بازی کرد، حتی تمرین کردیم و اتود زدیم که خیلی هم خوش‌شان آمد و به خصوص نویسنده سریال «محسن تنابنده» خیلی اصرار داشت من بازی کنم. فکر می‌کنم ترسیدند نتوانند دستمزدم را بدهند و به همین دلیل بدون این که به من اطلاع بدهند، نقش را به علیرضا خمسه دادند!
وی گفت: البته من قرارداد سفید امضا کرده بودم اما ظاهرا خودشان ترسیده بودند دستمزدم خیلی زیاد باشد و در پرداختش بمانند. دو سه روزی از شروع کارشان گذشته بود که خبردار شدم آن نقش را آقای خمسه بازی می‌کنند و کل ماجرا منتفی شد. کاش حداقل خبر می‌دادند!
او در این گفت‌وگو اشاره طنزآمیزی هم به ماجرای پیامک‌پراکنی در مورد مرگ خود کرد و عنوان داشته: یک بار با ریش، کلاه و عینک در تاکسی نشسته بودم که آقایی کنارم نشست و از ونک تا چهارراه ولی‌عصر با آب و تاب تعریف می‌کرد که همین الان جلوی در تلویزیون تشییع جنازه «اکبر عبدی» بود و قیامتی از جمعیت به پا شد و من هم رفتم وزیر تابوتش را گرفتم. مرد خوبی بود بنده خدا! در تاکسی همه همه داشتند افسوس می‌خورند و خدابیامرز می‌گفتند.
وی افزود: خلاصه این آقا گفت‌وگو تا به مقصد رسید و خواست پیاده شود من عینکم را برداشتم و گفتم آن خدابیامرز شبیه من نبود! نگاهی کرد و گفت نه! زیاد شباهتی ندارید... حالا به هر حال مرده و راحت شده شباهت به چه دردی می‌خورد... منظورم این است که مردم ما عاشق شایعه هستند.

عزت‌الله انتظامی: وسایل شخصی‌ام در خانه هنرمندان است






عزت الله انتظامی در گفت و گو با خبرنگار تئاتر سینما پرس، از پیگیری واگذاری خانه شخصی اش به شهرداری خبر داد و گفت: خانه را خالی کرده ام و برای تبدیل شدن به موزه به شهرداری تحویل داده ام.
وی افزود: طرح موزه به عهده بهروز غریب پور خواهد بود. توافقات شفاهی انجام شده است و امیدوارم بتوانیم تا پایان امسال همه چیز را با شهرداری محضری کنیم تا خیالم از ادامه کار راحت شود. در حال تهیه مدارک لازم هستیم.
انتظامی تصریح کرد: وسایل شخصی ام در چند محموله به خانه هنرمندان ایران منتقل شده است. تا آماده شدن موزه، این وسایل که شامل کتاب ها، عکس ها، تقیر نامه ها و جوایز بسیار زیاد من است در خانه هنرمندان ایران به صورت امانت نگه داری خواهد شد. آمار اولیه از این وسایل به صورت دقیق تهیه شده و به همین خاطر برای بازگرداندن آن ها به خانه قدیمی بنده و موزه آینده با برنامه ریزی دقیق خواهد بود.
عزت الله انتظامی هنرمند پیشکسوت تئاتر و سینما، نخستین هنرمندی است که خانه اش در قیطریه تهران را در زمان حیات برای تبدیل شدن به موزه اهدا کرده است.
موزه استاد عزت الله انتظامی در خانه وی، با عکس های تاریخی، مدارکی از تاریخ سینمای ایران، جوایز و تقدیر نامه ها و نیز وسایل شخصی وی سال آینده به همت شهرداری تهران افتتاح خواهد شد

۱۳۹۰ اسفند ۵, جمعه

اکبر عبدی هم به جرگه فیلمسازان پیوست

«اکبر عبدی» در نخستین فیلم سینمایی که کارگردانی خواهد کرد، داستانی درباره یک عقب مانده ذهنی را دست‌آویز قرار می دهد. عنوان این فیلم احتمالا «خاور ننه» است.

به گزارش سینماپرس، اکبر عبدی پس از موفقیت در جشنواره فیلم فجر قصد کارگردانی یک فیلم سینمایی را دارد.
طرح قصه این فیلم متعلق به خود عبدی است و قرار است فیلمنامه آن به زودی نوشته شود. داستان این فیلم درباره پسری است که دارای عقب ماندگیهای ذهنی
است و در ویلایی در شمال سرایدار است و اتفاقاتی برای دختر صاحب ویلا می افتد که خط اصلی داستان را تشکیل می دهد.
اکبر عبدی این قصه را که هنوز مشخص نیست اثری طنز باشد، را برای کارگردانی فیلم اولش در نظر دارد.

پیش از این عبدی فیلمی با عنوان «مستخدم» را قصد داشت کارگردانی کند، که بنا به دلایل نامعلوم ساخته نشد. مشخص نیست فیلم جدید عبدی همان فیلمنامه قدیمی اش است یا خیر.
این بازیگر سینما در سی امین دوره جشنواره فیلم فجر موفق به دریافت جایزه نقش دوم مرد برای بازی در فیلم سینمایی «خوابم می آد» ساخته رضا عطاران شد.
عبدی در فیلم هایی چون مادر، هنرپیشه، ای ایران، دلشدگان، مدرسه پیرمردها، سفرجادویی، اخراجی ها را در کارنامه خود دارد. وی کارگردانی دو اثر نمایشی را نیز برعهده داشته است.

«رضا صادقی» و تایید دستمزد 140 میلیونی برای «بی خداحافظی»

«رضا صادقی» اینکه برای بازی در فیلم سینمایی «بی خداحافظی» دستمزد 140 میلیونی دریافت کرده است را تایید کرد.

 رضا صادقی در جدیدترین مصاحبه خود با ماهنامه نسل امروز دستمزد 140میلیون تومانی خود را برای بازی در فیلم بی خدا حافظی احمد امینی تایید کرده است .
رضا صادقی در این باره گفت: من این دستمزد را پیشنهاد دادم و دوستان هم پذیرفتند.
وی در ادامه گفت: البته این راهم لازم است بگویم که این مبلغ علاوه بر بازیگری، دستمزد ساخت 4 آهنگ اختصاصی برای این فیلم هم بوده است. زمانی که پیشنهاد بازی در این فیلم به من داده شد، مشکل مالی نداشتم و الان هم ندارم. فکر نمی کنم با هزار تا از این 140میلیون ها هم نشود، احترام به دست آورد.

۱۳۹۰ اسفند ۳, چهارشنبه

ترانه عليدوستي نامزدي کتاب فصل

 


ترانه عليدوستي از انتشار کتاب تا نامزدي کتاب فصل
به گزارش خبرنگار ادبي سينماپرس، ترانه عليدوستي، چندي قبل و پس از مدت طولاني از آغاز ترجمه، مجموعه داستاني از «آليس مونرو» را راهي بازار نشر ايران کرد.
اين کتاب که «روياي مادرم» نام دارم، امروز به عنوان جدي ترين رقيب کتاب ترجمه شده توسط بهمن فرزانه در جايزه کتاب فصل اعلام شد.

«روياي مادرم» مجموعه هفت داستان است که پس از دو سال و نيم انتظار از سوي نشر مرکز وارد بازار کتاب شد. «اليس مونرو» پيش از اين جايزه معتبر ادبي بوکر را از آن خود کرده بود.


ترانه عليدوستي نيز، يکي از بازيگران فيلم «کنعان» بود. اثري که از يکي از داستان هاي «روياي مادرم» اقتباس شده است.


عليدوستي براي نخستين بار به عنوان مترجم شناخته شده و پس از بازيگراني مانند ليلا حاتمي، بهاره رهنما و فلامک جنيدي، نام خود را به عنوان مولف ثبت کرد.


گفتني است، جايزه کتاب فصل در حالي نامزد هاي نهايي خود را شناخت که نام بهمن فرزانه، مترجم کتاب «طوطي» اثر «سوزانا تامارو» نويسنده ايتاليايي نيز در کنار عليدوستي به چشم مي آيد.


به گزارش سايت جايزه کتاب فصل «طوطي» که عنوان اصلي‌اش «لوييزيتو؛ يک داستان عشقي» بوده، در سال 2008 ميلادي به قلم سوزانا تامارو، به زبان ايتاليايي، منتشر شده و بهمن فرزانه آن را به فارسي برگردانده است.


ترانه عليدوستي، بازيگر ايراني نيز با ترجمه داستان روياي مادرم اثر «آليس مونرو» نويسنده‌ 77 ساله کانادايي در اين بخش با بهمن فرزانه رقابت مي کند.

نشست فیلم سینمایی «پرستوهای عاشق»؛



نشست فیلم سینمایی «پرستوهای عاشق»؛

فریال بهزاد درباره سال‌های کم کاری اش در سینما گفت: راستش من در طول این 10 سال قصد ساخت فیلم داشتم، اما سناریوهایی که به دستم می‌آمد یا تصویب نمی شدند و یا برای آنها تهیه کننده پیدا نمی شد تا اینکه دیدم هرچه می روم به در بسته می خورم.

به گزارش سینماپرس، عصر روز سه شنبه دوم اسفند ماه  نشست نقد وبررسی فیلم «پرستوهای عاشق» به  کارگردانی فریال بهزاد در فرهنگسرای فردوس برگزار شد. 
در این جلسه فریال بهزاد(کارگردان)،غلامرضا آزادی(تهیه کننده ومدیر فیلمبرداری)،آنا نعمتی(بازیگر)، علیرضا غفاری(مهمان ویژه) و محمدرضا لطفی(منتقد و مجری) حضور داشتند.
در ابتدای نشست محمدرضا لطفی منتقد و مجری برنامه  با بیان این موضوع که فریال بهزاد حدود ده سالی در سینما غیبت داشت، دست به ساخت فیلم «پرستوهای عاشق» زد و اساسا بهزاد کارگردانی است که دغدغه اصلی اش سینمای کودک است با طرح این پرسش که چه شد، پس از این همه سال غیبت این فیلمنامه را دست گرفتید جلسه را آغاز کرد.
بهزاد پاسخ داد: همان طور که خودتان هم اشاره داشتید شروع کار من و دغدغه اصلی من در سینما ژانر کودک است و دو فیلم اول من هم در همین گونه هستند، فیلم سوم من روزی که خواستگار آمد یک کار کمدی بود و کار بعدی ام شور زندگی یک درام بود تا این فیلم که به نوعی یک کمدی رمانتیک به حساب می آید، راستش من در طول این ده سال قصد ساخت فیلم داشتم، اما سناریوهایی که به دستم می آمد یا تصویب نمی شدند و یا برای آنها تهیه کننده پیدا نمی شد تا اینکه دیدم هرچه می روم به در بسته می خورم با این سناریو مواجه شدم که قبلا در فارابی تصویب شده بود و به همین دلیل آن را دست گرفتم و در یک بازنویسی صد و هشتاد درجه آن را تغییر داد. در واقع فیلمنامه اولیه قصه همین چهار شخصیت بود،اما زاویه نگاه یک فیلم سیاه اجتماعی و تلخ بود که از نداشتن ها و کمبودها می گفت که من آن را تغییر دادم و در فضایی فانتزی با رگه های طنز بردم، در واقع مشکلات را با دید سرگرم کننده تری بیان کردم.
 

آنا نعمتی: از بعد از فیلم دلباخته قرار بود در فیلم فریال بهزاد باشم
در ادامه لطفی خطاب به  آنا نعمتی بازیگر فیلم پرسید که  نحوه پیوستن شما به این پروژه به چه شکلی صورت گرفت؟ که نعمتی پاسخ داد اولین فیلمی که من در آن نقش اصلی بازی کردم، یعنی دلباخته آقای آزادی تهیه کننده فیلم بودند و من در همان جا با جهان بینی غلامرضا آزادی آشنا شدم،بعد از آن فیلم آقای آزادی به من گفتند که خانم بهزاد قرار است که فیلمی بسازد و می خواهم تو نقش اصلی آن فیلم باشی،به هر حال آن اتفاق صورت نگرفت و از آن ماجرا سالها گذاشت و من در طول این سالها افتخار این را داشتم که سه بار جلوی دوربین آقای آزادی قرار بگیرم،تا اینکه بعد از بازی در فیلم آل آقای آزادی با من تماس گرفتند و  خواستند که به دفترشان بروم و در آنجا بود که برای اولین بار خانم بهزاد را دیدم و بهم گفتند که ایشان قرار است بعد از ده سال فیلم بسازند و همین سرآغاز یک دوستی و همفکری خیلی گسترده میان من و فریال بهزاد شد.

غلامرضا آزادی: دوره ای شده است که اگر درباره بدبختی فیلم بسازیم فکر می کنند روشنفکر هستی
 در ادامه منتقد برنامه از  غلامرضا آزادی تهیه کننده و فیلمبردار فیلم پرسید  که  گویا پیش تر از اینها قرار بود فیلم به اکران درآید،اما اکران آن به تعویق افتاد،علت این به تعویق افتادن چه بود و اینکه چقدر از شرایط اکران راضی و خود فیلم به عنوان محصول نهایی راضی هستید؟ که آزادی در پاسخ به وی گفت متاسفا نه اکثر فیلم های ما تبدیل به آثاری شده اند که بد را تبلیغ می کند و سیاه و چرک هستند و گویی ما همش باید درباره بدبختی جامعه فیلم بسازیم.گویی که اگر درباره بدبختی فیلم بسازیم انسان های روشنفکری هستیم،اما حقیقت این است که سینما رویاپرداز است و مردم دوست دارند که زیبایی را ببینند،ما نیاز به رنگ و نوآوری داریم.کشور ما مملکت رنگ است،کشور زیبایی هاست.دین ما دین قشنگی هاست.درست است که سینما یک حقیقت است،اما در واقع نمایش یک حقیقت است  و معقوله زیبایی شناسی اساس هنر است.ما زشتی را هم می توانیم زیبا ببینیم.چرا باید دائما از خیانت و سیاهی فیلم بسازیم؟از ملت ما بعید است.آیا واقعا ما همه سیاه ومعتاد و درب و داغون هستیم؟اگر چنین نیستیم پس چرا فیلمی که به زعم من فیلم شریفی است و پر است از رنگ و تبلیغ زیبایی باید این همه در صف اکران بماند؟چرا باید در زمانی اکران شود که همه مردم به دنبال خرید شب عید هستند و چرا برای تبلیغ فیلم این همه مانع تراشی شود؟مگر نه این است که ما داریم تصویر زیبایی از جامعه نشان می دهیم؟حتما ما هم باید درباره معتادها و بدبختها فیلم می ساختیم تا فوری نوبت اکران بگیریم؟


علیرضا غفاری: زندگی در لانگ شات کمدی و در کلوزآپ تراژدی است
پس از پاسخ آزادی،لطفی  خطاب به  علیرضا غفاری مهمان ویژه خواست تا نظرش را درباره فیلم آخر فریال بهزاد بازگو کند که غفاری در ادامه این گونه پاسخ داد که  در ابتدا می خواهم گلایه غلامرضا آزادی را پیرامون زمان نامناسب اکران فیلمش به حق بدانم چراکه اساسا پس از جشنواره فیلم فجر یک فضای فیلم زدگی به وجود می آید و دیگر اینکه به زعم من خاصیت یک اثر هنری و فیلم این است که کار کارگردان و تهیه کننده پس از فیلم تمام است و این اثر است که حرف فیلمساز را بازگو می کند.سینما یک هنر رویا پرداز است و قصه می فروشد،حال این قصه هرچه زیباتر بیان شود تماشاگر و مشتری بیشتری دارد.هالیود با کمک تکنولوژی قوی خود این قصه را زیباتر از جاهای دنیا به مردم عرضه می کند و کشوری مثل ما که از لحاظ تکنولوژی به پای آن سینما نمی رسیم سعی می کنیم با بیان و روایت جذاب این قصه را بازگو کنیم.پرستوهای عاشق قصه را خوب تعریف می کند و این حسن فیلم است.چارلی چاپلین می گوید زندگی در لانگ شات کمدی و در کلوزآپ تراژدی است و حقیقتا اینگونه است،خیلی زندگی ها از دور زیبا و رویایی هستند و وقتی که به آن نزدیک می شویم متوجه می شویم که چقدر غم انگیزند.این فیلم این نکته را هم به خوبی نشان می دهد.زیبایی های اصفهان و رنگ و قاب تصویر زیبا در فیلم پر است،اما اینکه این قاب تصویر زیبا چقدر در خدمت قصه است باید بگویم در جاهایی به شدت موفق است و در جاهایی به شدت ناموفق است.اساسا اگر قسمتی از فیلم برداشته شود و به کلیت فیلم لطمه نزند،آن قسمت دچار مشکل است.در این فیلم ما با صحنه هایی مواجه هستیم که عدم وجود آنها هیچ تغییری در فیلم به وجود نمی آورد.به عنوان مثال اگر بیش از پنجاه درصد از شخصیت یوسف تیموری از فیلم حذف شود هیچ اتفاقی نمی افتد و یا خواهر آنا نعمتی که خود یک شکست خورده عشق است می تواند به جای حضور زائد با دو دیالوگ به مخاطب شناسانده شود و دیگر اینکه سکانس پایانی فیلم که همه در حال خواندن رمان هستند به هیچ وجه برازنده فیلم نیست.

غلامرضا آزادی: دوازده دقیقه از فیلم دچار سانسور شده است
در ادامه این بحث مجری برنامه از فریال بهزاد درباره سکانس لباس عوض کردن حامد کمیلی در بوتیک توضیح خواست که عنوان کرد که در این سکانس ما به ناگهان وارد فضای فانتزی می شویم و آیا به نظر نمی رسد که مدت آن کمی طولانی است و می توانست کوتاهتر باشد؟ که وی پاسخ داد به اعتقاد من خیر، طولانی نیست و به هرحال اینجا کمی سلیقه ایی است و ما در کمدی رمانتیک از این فضاها استفاده می کنیم و می توانیم از این المان ها بهره بگیریم،مضاف بر اینکه اساسا این شخصیت یک شخصیت فانتزی است و این در راستای خود فیلم قرار دارد و من آن را طولانی نمی بینم و اصلا هنگام ضبط این سکانس از حامد کمیلی خواستم تا تصور کند که کسی در اتاق نیست و در رویای خود می خواهد لباس عوض کند و طبیعی است که وقتی انسان سرگرم کاری است و چشمی هم نظاره گر او نیست از خود حرکات عجیب غریب نشان بدهد. که لطفی در ادامه گفت اما در آن سکانس فروشنده مغازه حضور داشته و طبیعتا آن شخصیت تنها نبوده است، و بهزاد در پاسخ گفت همان طور که در فیلم دیدید آن فروشنده شیرین عقل بوده و در نتیجه بود و نبود وی چندان تاثیری نداشته است.
همچنین در ادامه این صحبتها غلامرضا آزادی خواست تا درمورد صحبت های علیرضا غفاری توضیح دهد که قبول دارم که بعضی شخصیت ها و سکانس ها قبل و بعد و بعد ندارند،اما علت آن این است که این فیلم دوازده دقیقه دچار سانسور شده است و خیلی از سکانس ها و شخصیت ها قبل و بعد دارند که متاسفانه برای نمایش آنها درآمده اند.

فریال بهزاد: یک اتفاق در زندگی هر آدمی را می‌توان از زوایای مختلف نگاه کردپس از صحبت های  آزادی مجری و منتقد برنامه خطاب به فریال بهزاد کارگردان  فیلم گفت که این بحث سکانس آخر که آقای غفاری هم به آن اشاره کردند،برای خیلی ها جای سوال ایجاد کرده بود.اینکه خب فضای خوانده شدن آن کتاب توسط کل شهر و آن هم در فضاهای مختلف و حتی هنگام دوچرخه سواری و غیره  مسلما کار را از فضای رئال خارج می کند.منظور و هدف شما از این سکانس چه بوده؟ که بهزاد در پاسخ گفت قصد من در این سکانس به هیچ وجه ایجاد یک فضای کمدی نبوده است.در واقع من در این سکانس می خواستم بگویم یک سرگذشت،یک اتفاق و یک رویداد در زندگی هر آدمی را می توان از زوایای مختلف به آن نگاه کرد و هرکس با نگاه خودش می تواند آن را ببیند و برداشت خودش را داشته باشد.یک نفر ممکن است بخندد،یک نفر ممکن است گریه کند و یک نفر ممکن است تحت تاثیر قرار بگیرد.در واقع کتاب سمبلی از سرگذشت یک آدم است که در مواجه با سایر انسان ها عکس العمل های مختلفی را شاهد هستیم.همان طور که ممکن است فردی از نگاه من آدم بسیار بامزه و شیرینی باشد،اما از نگاه شما یک انسان بی ادب و گستاخ باشد.
آنا نعمتی: موضوع را پیچیده نکنیم.یا فیلمی را دوست داریم یا نداریم
پس از  صحبت های بهزاد مجری برنامه از آنا نعمتی توضیح خواست که به نظر شخص شما تماشاگری که فیلم پرستوهای عاشق را برای دیدن در سالن سینما انتخاب می کند به دنبال چه چیز به سینما می آید؟ و فکر می کنید چقدر راضی سالن را ترک می کند؟ که نعمتی در پاسخ گفت  ببینید به نظر من مردم حق انتخاب دارند،مردم حق دارند تا فیلم مورد نظر خود را انتخاب کنند و یکی ممکن است به ژانر وحشت علاقه داشته باشد و یکی ممکن است دنبال فیلم های کمدی باشد یا نفر دیگری علاقه مند سینمای ملودرام باشد.این به ذاته نه تنها بد نیست که طبیعت مخاطب سینما است و نمی توان  تنوع سلیقه و خواسته را از تماشاگر گرفت و محکومش کرد که باید چیزی که ساخته ام را ببینی،به نظر من  این ما به عنوان سینماگران و مسولان فرهنگی کشور هستند که موظفیم و موظفند که برای همه نوع سلیقه خوراک تهیه کنند و صاحب سینمای پر تنوعی از لحاظ گونه باشیم.به اعتقاد من نباید موضوع را پیچیده کنیم.ما یک فیلم را دوست داریم و یا دوست نداریم.اگر دوست داشته باشیم راجع به نکات مثبتش حرف می زنیم و درباره آن بحث می کنیم،اما اگر دوست نداشتیم.خب دوست نداریم،دیگر نباید بگوییم که در فلان صحنه چرا فلان شخصیت اینطوری رفته؟بله!اینطوری رفته چون در ذهن سازنده و فیلمساز فیلم اینطوری شکل گرفته بود که باید اینطوری بره.این را قبول کنیم که دوست نداشتن یک فیلم اصلا چیز بدی نیست،همان طور که دوست داشتن یک فیلم هم نشانه شاهکار بودن آن نیست.چون با سلیقه طرف هستیم.با تنوع سلیقه و دیدگاه.درست همان چیزی که خانم بهزاد در مورد سکانس آخر فیلم به آن اشاره کردند.

۱۳۹۰ بهمن ۲۹, شنبه

عزت‌الله انتظامی: کسی به فکر ما نیست تنهایک قبرستان به ما دادند



عزت‌الله انتظامی از اعضاء هيئت مديره خانه تئاتر با گلايه از عملی نشدن مصوبات شورايعالی انقلاب فرهنگی عنوان کرد: متاسفانه هيچ کس به فکر هنرمندان نيست. تنها يک قبرستان به هنرمندان اختصاص داده‌اند که زمان مرگ به آنجا منتقل می‌شوند!
به گزارش خبرنگار مهر، نشست هيات مديره خانه تئاتر صبح امروز با حضور عزت‌الله انتظامی، ايرج راد مديرعامل خانه تئاتر، محمد يعقوبی، جواد اعرابی، کاظم هژير آزاد و هوشمند هنرکار اعضاء خانه تئاتر برگزار شد. دراين نشست اعضاء خانه تئاتر خواستار اجرا شدن مطالبات و مصوبات شورايعالی انقلاب فرهنگی در خصوص سياست‌های هنرهای نمايشی شدند.
ايرج راد در ابتدای اين نشست عنوان کرد: اين جلسه در خصوص اجرا نشدن مصوبات شورايعالی فرهنگی در مورد تئاتر کشور است که علت اجرا نشدن اين مصوبات هنوز برای خود ما نيز معلوم نيست.
وی افزود: اگر به بيانيه‌هايی که خانه تئاتر تا به امروز صادر کرده توجه کنيم هيچ کدام از صحبت‌ها و بيانيه‌های ما خارج از مصوبات شورايعالی فرهنگی نبوده و حتی گاهی خواستار اجرای بخش‌هايی از مصوبات شورا بوده‌ايم اما متاسفانه همواره می‌بينيم که مسئولان به مصوبات کمتر توجه می‌کنند و برخوردها به صورت سليقه‌ای است.
راد خاطرنشان کرد: يکی از مصوبات اين شورا نظارت بر نمايش‌ها و صدور پروانه نمايش است که در ۱۴ بند آمده است. اگر اين ۱۴ بند دراجرای نمايشی رعايت شود اجرای هر نمايشی بلامانع است. بنابراين زمانی که مجوز نمايشی از سوی شورای نظارت و ارزشيابی داده شد ديگر سازمان‌ها اجازه جلوگيری از اجرای نمايش را ندارند. اگر اين مصوبات اجرا شود و به نتيجه برسد بسياری از مشکلات تئاتر حل خواهد شد. اين سردر گمی که در تئاتر وجود دارد به علت نبود قانونمندی است.
وی تاکيد کرد: يکی ديگر از مسائلی که بارها در مصاحبه‌ها نيز مطرح شده اين است که قرار بوده قبل از روی صحنه رفتن نمايشی با گروه ها قرارداد بسته شود اما شاهد هستيم اين حرف تداوم نداشته و استمرار پيدا نکرده است. همه هنرمندان به اين شکل دچار آشفتگی و سردرگمی می شود.
محمد يعقوبی در ادامه اين نشست گفت: طبق بند ۱۴ شورای انقلاب فرهنگی، دولت موظف است که شرايط مادی و معنوی لازم را برای توليد نمايش و مکان های نمايشی به وجود آورد. اصل اين ماده کليت دارد اما معتقدم که مرکزهنرهای نمايشی دقيقا ضد اين مصوبه عمل می کنند و نه تنها به برنامه هايشان عمل نمی کنند بلکه وظيفه شان را هم انجام نمی‌دهند. متاسفانه وزارت ارشاد در حال تبديل شدن به مکانی برای سوء استفاده افراد شده است.
وی افزود: معاون هنری در چند ماه گذشته ازعبارتی استفاده کرده‌اند با اين عنوان که "من ورود نمی‌کنم" اين صحبت تا جايی اعتبار دارد که آقای شاه آبادی مشاوران کاربلد و کارشناس را برای مقامات تئاتری کشور انتخاب کنند که دلسوزانه به تئاتر نگاه کنند.
محمد يعقوبی تاکيد کرد: معتقدم شورای حمايت تئاتر نه تنها شورای حمايت نيست بلکه به شورای عدم حمايت تبديل شده است و نه تنها به تئاتر کمک نمی‌کند بلکه وضعيت تئاتر را بدتر می کند
در ادامه اين نشست عزت‌الله انتظامی گفت: گمان نمی‌کنم که مسئولان اين مصوبات را تا به حال خوانده باشند چرا که طبق سليقه خودجلو می‌روند خواست ما اين است که آنچه که در اين شورا ذکر شده‌است اجرا شود. متاسفانه هنرمندان ما وقتی سنشان بالا می‌رود و يا مريض می‌شوند برايشان مشکلاتی به وجود می‌آيد.
وی ادامه داد: من پيشنهاد کردم يک بيمارستان دولتی يا خصوصی بخشی را به هنرمندان اختصاص دهد. اما متاسفانه هيچ کس به فکر هنرمندان نيست. حتی ما صندوق هنرمندان هم نداريم که در زمان نياز پولی به هنرمندان اختصاص يابد. تنها يک قبرستان به هنرمندان اختصاص يافته که زمان مرگ به آنجا منتقل می‌شوند!

«مجید بهرامی» بازیگر تئاتر بعداز شش ماه به ایران بازگشت


«مجید بهرامی» بازیگر تئاتر پس از بازگشت به ایران، لحظه به لحظه شش ماه گذشته زندگی خود را معجزه دانست و گفت: دلم بسیار زیاد برای حضور در صحنه تئاتر تنگ شده و امیدوارم هر‌چه زودتر به آمادگی مورد نظر برای حضور در تئاتر برسم.
«مجید بهرامی» بامداد امروز شنبه 29 بهمن‌ماه بعد از گذشت شش ماه حضور در کشور آلمان جهت درمان بیماری سرطان، سرانجام پس از مقابله با بیماری خود به ایران بازگشت.
«مجید بهرامی» در فرودگاه ایران در جمع خبرنگاران گفت: زمان رفتنم به آلمان قول دادم که سالم برگردم و حالا این اتفاق رخ داده است.
وی ادامه داد: در حال حاضر خیلی خوشحالم، این شش ماه واقعا طاقت‌فرسا و سخت بود، ولی همیشه چیزی پشت من بود که جنس آن را نشناختم. شاید جنس آن همین دعایی است که مردم برای من کردند.
این بازیگر تئاتر لحظه به لحظه شش ماه گذشته زندگی خود را معجزه دانست و متذکر شد: اگر داستان بیماری‌ام در این دو سال مخصوصا شش ماه اخیر را بازگو کنم، لحظه به لحظه آن معجزه است. بیماری که شاید اسمش را هر کسی بشنود بدنش به لرزه بیافتد، با این نیروی دعا به قدری در مقابل من کوچک شد که اصلا فکر می‌کردم که خیلی راحت می‌توان از پس آن برآیم و الان این اتفاق افتاده است.
وی در پاسخ به این سوال که آیا دلتان برای صحنه تئاتر تنگ شده است، گفت: دلم بسیار زیاد برای حضور در صحنه تئاتر تنگ شده است، هر هفته از دکتر معالجم می‌پرسیدم که چه زمانی می‌توانم به صحنه برگردم و امیدوارم هر چه زودتر به آمادگی مورد نظر برسم.

سینماگران مکتبی جایزه ای به فیلم «قلاده‌های طلا» اهدا کردند




 شب گذشته مراسم اهدای نخستین جایزه سینمایی گفتمان انقلاب اسلامی در سینما فلسطین با حضور حمیدرضا پگاه، علی‌رام نواریی، داوود میرباقری، مسعود زریبافان، وحید جلیلی، ناصر هاشم زاده، حسام الدین آشنا، سعید مستغاثی، محمد خزاعی، روح الله رجبی، مجید انتظامی، علی قوی تن، یعقوب توکلی و جواد اردکانی برگزار شد.
در ابتدای این مراسم روح‌الله رجبی قائم مقام مرکز راهبردی جبهه فکری انقلاب اسلام، گفت: اهالی تفکر یک نگاه خاص و بیشتر آسمانی دارند که بعضا مفید حال امروز ما نیست و از طرف دیگر کارهای هنری و فرهنگی کارهای متشتتی است. ما به دنبال آن هستیم که تفکر انقلابی را با اهالی فرهنگ و سینما همراه کرده و پیوندی بین فضای تکفری انقلاب و سینما برقرار کنیم.
رجبی افزود: سعی ما این است که این حرکت سطحی را عمق ببخشیم و این تجربه اول ماست. نقد پل ماست بر تلاش این گروه برای رسیدن به فضای قبل از فیلمسازی،همچنین به دنبال دغدغه‌مند کردن متفکران انقلاب نسبت سینما هستیم.
قائم مقام مرکز راهبردی جبهه فکری انقلاب اسلامی با اشاره به اهداف این جایزه گفت: ایجاد ادبیات جدید نقد سینمایی و ایجاد شیوه های جدید، پهلوزدن به تفکر هژمونی جریان روشنفکری در سینمای ایران و قدردانی از سینماگران معتقد به گفتمان انقلاب اسلامی از جمله این اهداف است.
وی افزود: غلبه با جریان روشنفکری است و این جریان 10 – 11 فیلم درباره خیانت داشت و تحریف دفاع مقدس و بی‌معنا نمودن خانواده در ایران و تمسخر سنت‌های ایرانی از دیگر موارد است.
مستغاثی در نشست کوتاهی که در حاشیه این مراسم برپا شد، با اشاره به ادعای دموکراسی در جشنواره‌هایی چون برلین و کن گفت: این ادعا در حالی مطرح است که هیچ فیلمی در مخالفت با آنها در این جشنواره‌ها دیده نمی‌شود و سال گذشته شاهد بودیم که یک شوخی توسط یک کارگردان نام آشنا درباره اسرائیل در کن موجب اخراج وی شد و این درحالی است که در جشنواره فجر به راحتی به باورهای ما توهین می‌شود و اتفاقی نمی‌افتد.
وی افزود: جشنواره فجر از پول این ملت است اما در آن فیلم‌های مغایر با باورهای ملت دیده می‌شود و این نیازی به پروپاگاندا ندارد هر جا که پول می‌دهد دوست دارد اعتقاداتش را ارائه دهد نه دغدغه گروهی خاص.
ناصر هاشم‌زاده نیز در این نشست با بیان اینکه سینمای ایران با فرهنگ اسلامی همگام نیست، گفت: گام‌های سینمای ایران به سوی سواحل دیگری در حرکت است اما سوال این است که چرا این سینما پس از سی سال همچنان رام نشده است؟ آیا فرهنگ دینی نتوانسته است و یا در جذابیت آن خللی هست؟
وی با طرح چندین سوال ادامه داد: مدیران انفعالی عمل کرده‌اند و سینماگر هم راه خودش را رفته است و شما سینماگران خود را پرورش نداده‌اید؛ به چه کسانی مجال سینما داده‌اید؟
وحید جلیلی نیز در این نشست، دلیل غلبه جریان روشنفکری بر سینمای ایران را نبود جریان‌های اجتماعی حساس به سینما دانست و گفت: آن روز که آوینی شمشیر می‌زد آنها که امروز منتقد سینما هستند، کجا بودند؟
وی با بیان اینکه آن روز نیز با آن مدیریت می‌شد سینمای گفتمان انقلاب داشت، افزود: پشتوانه اجتماعی، حمایت از آوینی را دریغ کرد و من آنها را دشمن ‌شناسان دوست ‌فراموش می‌خوانم یعنی کسانی که داشته‌ها را نمی‌بینند و فقط به سیاهی‌ها می‌پردازند.
در ادامه این نشست با حضور سهیلا صادقی، شهلا باقری، عادل پیغامی، محمد صادق کوشکی، حجت‌الاسلام علی ذوعلم، محمدحسین رجبی و دکتر زاهدی وفا از اساتید دانشگاه و داوران این جایزه، جوایز به برندگان اهدا شد.
در این مراسم 9 جایزه فرعی اهدا شد که به ترتیب به محمدعلی باشه‌آهنگر برای فیلم «ملکه»، علی قوی‌تن برای فیلم «پرواز بادبادک‌ها»، جواد اردکانی برای فیلم «شور شیرین»، پرویز شیخ‌طادی برای فیلم «روزهای زندگی»، حسن فتحی برای فیلم «یک روز دیگر»، وحید جلیلی برای «پایه‌گذاری جشنواره مردمی عمار»، یعقوب توکلی برای «نقد جامع سینمای ایران»، ناصر هاشم‌زاده برای «حفاظت از گفتمان انقلاب اسلامی در فیلمنامه‌نویسی»، سعید مستغاثی برای «سال‌ها نقد عالمانه و دلسوزانه سینمای ایران» اهدا شد.
علی قوی‌تن نیز طی سخنانی کوتاه گفت: ای کاش مادرم زنده بود چرا که مادرم باعث شد این فیلم را بسازم اما متاسفانه در جایی زندگی می‌کنیم که یک بام و چند هوا دارد.
در این مراسم جایزه «اثر برگزیده سینمایی گفتمان انقلاب اسلامی» مشترکا به محمد خزاعی و ابوالقاسم طالبی تهیه‌کننده و کارگردان فیلم «قلاده‌های طلا» رسید.
ابوالقاسم طالبی پس از دریافت این جایزه با اشاره به نبودن فیلمش در بخش مسابقه جشنواره فیلم فجر، گفت: من مطمئنم هیچ وقت پارتی به من نیامده چون فکر می‌کردم خب الان خزاعی پارتی بازی می‌کند و ما چند تا «تیبا» می‌بریم اما نشد.
وی افزود: در اختتامیه هم شیخ‌طادی دلش برای من سوخت و سیمرغ خودش را به من داد و بعد وزیر دلش برای شیخ‌طادی سوخت و گفت که به من یک جایزه خواهد داد و چند روز پیش از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تماس گرفتند که مدل تیبایی که می‌خواهی را بگو.
طالبی گفت: من هم به وزارت فرهنگ اعلام کردم تیبای مشکی متالیک من به فرزند شهید احمدی‌روشن اهدا شود  و این سخنان او موجب تشویق ممتد حضار شد و با حضور خانواده شهید احمدی روشن بر روی سن از این خانواده تجلیل به عمل آمد و طالبی در حالی فرزند شهید احمدی روشن را در بغل داشت فریاد زد: به کوری چشم اسرائیل.
در این مراسم همچنین محمد خزاعی تهیه‌کننده فیلم قلاده‌های طلا گفت: این فیلم با سختی‌های فراوانی ساخته شد و تنها دو سال فیلمنامه آن طول کشید.
وی افزود: بسیاری از بازیگرانی که از آنها خواسته شد که بازی کنند حاضر به بازی در این فیلم نبودند و حتی برخی قرارداد بستند و بعد قرارداد خود را بهم زدند تا فیلم زمین بخورد اما بازیگران آن چون آقای جلیلی و نورایی امروز در جبهه و در جنگ فرهنگی وارد شده‌اند که جای تقدیر دارد.
بنابر این گزارش در این مراسم حضور داشتند و پس از پایان برنامه حضار به تماشای فیلم «قلاده های طلا» نشستند.

خرس بلورین جشنواره برلین به «شب سکوت» از ترکیه رسید



فیلم سینمایی «شب سکوت» از ترکیه جایزه خرس بلورین بهترین فیلم بخش «نسل جوان» شصت و دومین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم برلین را به خود اختصاص داد.
بنابر گزارش پایگاه اطلاع رسانی هالیوود ریپورتر، فیلم سینمایی «شب سکوت» داستان پیوند سنتی و از پیش تعیین شده دختر 14 ساله ای را به تصویر می کشد که باید با مردی که به دلیل کشتن 2 انسان در زندان بوده و به تازگی آزاد شده است، ازدواج کند.
همچنین هیات داوران بخش «نسل جوان» شصت و دومین دوره جشنواره فیلم برلین نیز جایزه ویژه خود را به فیلم سینمایی «جواهرات تاج» (The Crown Jewels) به کارگردانی الا لمهاگن از سوئد اهدا کردند.
آلیشیا ویکاندر و بیل اسکاسگارد در فیلم سینمایی «جواهرات تاج» ایفای نقش کرده اند.
«چاق» (Meathead) به کارگردانی سم هالست از نیوزلند نیز جایزه خرس بلورین بهترین فیلم کوتاه شصت و دومین دوره جشنواره بین المللی فیلم برلین را از آن خود کرد.
هیات داوران بخش فیلم های کوتاه این جشنواره آلمانی نیز جایزه ویژه خود را به «663114» به کارگردانی ایسامو هیرابایاشی از ژاپن اعطا کردند.
مایک لی؛ کارگردان بریتانیایی، ریاست هیات داوران جشنواره فیلم برلین را برعهده دارد و اصغر فرهادی؛ فیلمساز ایرانی/ آنتون کوربین؛ کارگردان هلندی/ فرانسوا اوزون؛ کارگردان فرانسوی/ بوعالم سانسال؛ نویسنده الجزایری/ شارلوت گنزبورگ؛ بازیگر بریتانیایی/ جیک جیلنهال؛ بازیگر آمریکایی و باربارا سوکووا بازیگر آلمان نیز اعضای هیات داوران بخش بین الملل این جشنواره آلمانی را تشکیل می دهند.
همچنین مسئولان شصت و دومین دوره جشنواره بین‌ المللی فیلم برلین با اهدای جایزه خرس طلایی یک عمر دستاورد هنری به مریل استریپ، از این بازیگر 63 ساله قدردانی کردند.
شصت و دومین دوره جشنواره بین المللی فیلم برلین که در تاریخ 9 فوریه (20 بهمن) زمستان سال جاری و با نمایش فیلم سینمایی «بدرود ملکه من» (Farewell My Queen) به کارگردانی بونوا ژاکو از فرانسه آغاز شده است، در روز 19 فوریه (30 بمهن) به پایان می رسد.
فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین» به نویسندگی و کارگردانی اصغر فرهادی در سال گذشته توانست جایزه خرس طلایی بهترین فیلم شصت و یکمین دوره جشنواره بین المللی فیلم برلین را دریافت کرد.

نمایش « چشم در برابرچشم» سوم مارس در برلین به صحنه میرود


۱۳۹۰ بهمن ۲۸, جمعه

شان استون( پسر الیوراستون) هنرمندان مهاجر ایرانی در فرهنگ غرب استحاله شدند

شان(علی) استون درباره مهاجرت برخی هنرمندان ایرانی به غرب و استحاله آنها در فرهنگ غربی، اظهار داشت: افرادی که از ایران به خارج از کشور می روند، با وجودی که اسلام در آن جا وجود ندارد و فرهنگ متفاوت است، آن ها می‌توانند به‌جای حل شدن در فرهنگ غرب، نشانی از عقیده و باور خود را بروز دهند و پیغام دین را به گونه ای دیگر بیان کنند.
این کارگردان و بازیگر آمریکایی تازه مسلمان شده در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس افزود: همیشه حس می کنم که هنر باید ذاتی و روحانی باشد و هدفم این است که فیلم‌هایی بسازم که هر کس که مومن است حسی از آن بگیرد مانند فیلمی در مورد رحمت و زکات که در هر سه دین اسلام، یهودیت و مسیحی مشترک است.

وی درباره اولین پروژه سینمایی اش پس از مسلمان شدن توضیح داد: فیلم مستقلی در مورد جن‌ها می‌خواهم بسازم که یکی از شخصیت های آن فردی کشیش است و موضوع آن در مورد آدم هایی که است که با ضعف روحی که دارند باعث می شوند جن ها در آن‌ها نفوذ کرده و حال آن‌ها را خراب‌تر کنند. البته این فیلم ربط مستقیمی به اسلام ندارد.
استون درباره مهاجرت برخی هنرمندان ایرانی به غرب و استحاله آنها در فرهنگ غربی، اظهار داشت: هنرمند همیشه دغدغه هایی دارد و براساس این دغدغه ها تجربه هایی کسب می کند و براساس آن تجربه ها فعالیت می کند. بخشی از این تجربه را بحث فرهنگ تشکیل می دهد. افرادی که از ایران به خارج از کشور می روند، از آن جایی که اسلام در آن جا وجود ندارد و فرهنگ متفاوت است، ممکن است رفتار و حضور هنری‌شان مطابق با باورهای اسلامی نباشد اما نباید در فرهنگ غربی حل شوند. شاید تصویر و فضا تغییر کند اما آن ها هم می توانند نشانی از عقیده و باور خود را نشان دهند و می‌توانند پیغام دین را به گونه ای دیگر بیان کنند.
به گفته پسر الیور استون، هر فردی براساس باورهای شخصی که دارد رفتار می کند،فرقی نمی کند در کدام کشور کار و زندگی می کند.

وی در مورد عکس العمل خانواده اش و تغییرات رفتاری که ممکن است پس از مسلمان شدنش از سوی هالیوود و غربی ها ایجاد شود، خاطرنشان کرد: مادر و پدرم با مسلمان شدن من مشکلی نداشتند چرا که اعتقادی در خانواده داریم که اصل انسان آن چیزی است که به آن باور دارد و عمل می کند. گفتن مهم نیست، باید باورها را با عمل نشان داد. امیدورام که پس از بازگشت به کشورم اتفاقی رخ ندهد. من فکر می کنم هالیوودی ها و غربی ها هم باید مانند من به همه افکار احترام بگذارند.
استون به این پرسش که عکس العمل ایرانی ها پس از روی آوردن شما به اسلام چطور بود، پاسخ داد: ایرانی ها خیلی با من مهربان بودند و برخی پس از مسلمان شدن من برای من هدیه‌هایی با ارزش از جمله نهج البلاغه آوردند. من حس می کنم ایرانی ها برای ساخت فیلم هایم به من کمک می کنند.
وی درباره جشنواره سی ام فیلم فجر به سینماپرس گفت: فیلمی را نتوانستم در جشنواره فجر ببینم چرا که درگیر مسائل شخصی بودم اما جشنواره از این منظر که می تواند مردم کشورهای مختلف را در کنار هم جمع کند خیلی خوب است. امیدوارم که با آمدن مردم کشورهای مختلف به ایران و ساخت فیلم تجربه سینمای ایران بیشتر شود.
استون در پایان در مورد وضعیت سینمای ایران در سطح جهانی تصریح کرد: سینمای ایران تنها داستان و فرهنگ خودش را بیان می کند و داستان های جهانی کمتر انتخاب می‌شوند.

فیلم جدید شقایق فراهانی بنام «پل»


به گزارش سینماپرس، محله‌ای به‌وسیله یک پل از شهر اصلی جدا و بین دو منطقه‌ی شهرداری قرار گرفته که متعلق به هیچ‌کدام نیست. پل لغزنده و نهر زیر آن آلوده و دردسر ساز است سه پسر بچه برای حل مشکل محله دست به کار می‌شوند.
متن فوق خلاصه داستان پل اولین فیلم بلند تینا پاکروان است که از هفدهم بهمن مقابل دوربین فرشاد خالقی قرار گرفته است.
تینا پاکروان تا کنون به عنوان مجری طرح، مدیر تولید، بازیگر، برنامه‌ریز، دستیار کارگردان و ... در فیلم‌های مختلف همکاری داشته و با فیلمسازانی همچون مسعود کیمیایی، داریوش مهرجوئی، بهرام بیضایی، محمدرضا ورزی، ضیاءالدین دری و ... کار کرده است. از فعالیت‌های دیگر وی می‌توان به تدریس، انتشار کتاب و نقد و ترجمه در مطبوعات و برگزاری نمایشگاه عکس اشاره کرد. وی دارای لیسانس کارگردانی سینما از دانشکده سینما تئاتر است و تحصیلات تکمیلی سینما را در دانشگاه UCLA گذرانده است.
جمعی از حرفه‌ای‌ترین دست‌اندرکاران سینما همچون فرشاد خالقی (مدیر تصویربرداری) آرش قادری (فیلمنامه‌نویس)، بهزاد مصلح (تدوین)، محمدرضا قومی (طراح چهره‌پردازی) کتایون اعظمی (طراح صحنه و لباس)، امین میر شکاری (صدابردار همزمان) و مجید مظفری، شقایق فراهانی، زهیر یاری، اکبر معززی، امیر یل ارجمند، امیر دژاکام، داریوش کاردان، مهدی صباغی، کیانوش گرامی، مسعود سخایی و... (بازیگران) در پل همکاری دارند.  تهیه کننده پل، فریدون جیرانی است
عوامل سازنده «پل» عبارتند از:
کارگردان: تینا پاکروان / تهیه کننده: فریدون جیرانی/ فیلمنامه: آرش قادری/ مدیر تصویربرداری: فرشاد خالقی/ تدوین: بهزاد مصلح/ طراح چهره‌پردازی: محمدرضا قومی/ طراح صحنه و لباس: کتایون اعظمی/ صدابردار همزمان: امین میرشکاری/ عکاس: هادی پویان/ برنامه‌ریز و دستیار اول کارگردان: محمد علی جناب/ گروه کارگردانی: کریم امینی، آیدا کاشف‌نیا/ منشی صحنه: سحر عقیقی/ دستیار اول تصویربرداری: افشین گودرزی/ گروه تصویر برداری: علی جلالی، شهرام رنجبر، علی میرزایی، پویان یاراحمدی/ اجرای چهره‌پردازی: مهسان خدا کرمی، هادی لطفی/ گروه صحنه و لباس: ابوالفضل افشار، مریم فرنود/ دستیار صدا: امیر عاشق/ سینه موبیل: توکلی، امیریان/ترابری: حسن‌آبادی، افاظت، قاسمی، اصلانی، همتی، سیف‌آبادی/ دستیاران تدارکات: حامد آزادی، علی بخشش/ مدیر تدارکات: مهدی چراغی/ هماهنگی تولید: آیدا کاشف‌نیا/ مدیر تولید: وحید مشاری
بازیگران: محراب رضایی، علی خلج، آریا خسروی
با حضور: مجید مظفری، شقایق فراهانی، زهیر یاری، اکبر معززی، امیریل ارجمند، امیر دژاکام، داریوش کاردان، مهدی صباغی، کیانوش گرامی، پیمان جعفری، فرامرز روشنایی، مسعود سخایی، کریم امینی، مجتبی طهماسبی، علیرضا حق‌شناس و هنرمندان خردسال: صادق کاظم‌پور و نادیا خسروی

۱۳۹۰ بهمن ۲۷, پنجشنبه

درخشش خیره کننده اداهای قدیمی در سینما

شادی رستمی
"آرتیست" بی شک پدیده ی امسال سینمای جهان است.فیلمی ساده ،خوش ساخت با داستانی آشنا و همه کس فهم که نیازی به تعابیر پیچیده و رمز گشایی های آنچنانی ندارد.اینکه فیلمی صامت پس از گذشت این همه سال از افول و در حقیقت نابودی این سبک اینطور مورد تقدیر و تحسین قرار گیرد جای بسی تعجب دارد.
داستان "آرتیست" در سال 1927 می گذرد."جرج والنتاین" خوش تیپ ستاره ی بی همتای فیلم های صامت است و با حرکات و رفتارش خودشیفتگی و شهرت فراوانش را به رخ بیننده می کشد.او در مراسم افتتاحیه ی یکی از فیلم هایش با "پپی میلر" آشنا می شود و در فیلم بعدی اش نقش مکملی به او می دهد.در طول فیلم می بینیم که هر چقدر زندگی هنری و عاطفی "جرج" رو به قهقرا می رود بالعکس "پپی" در کارش موفق تر می شود.این داستان ساده و سر راست با پرداختی به غایت هنرمندانه شایسته ی جایزه است چرا که طرح چنین موضوعی که بارها و بارها در سینمای آمریکا و جهان استفاده شده خود بیانگر سیاست بی رحم دنیای هنر است. در واقع اصل کلام فیلم این است که مردمی که روزی تو را می ستایند فردا قلب خود را به دیگری می دهند و فرداها و فرداها ی بعدتری می آیند و شهرت زود گذر کسی که روزی خود را هنرمند می نامید را با خود می برند.در حقیقت آرتیست بیش از آنکه که سرنوشت محتوم بازیگران را نشان دهد به غیر پیش بینی بودن هالیوود می پردازد.هالیوودی که نامش در گذشته به عنوان "سرزمین هالیوود" بر فراز کوه های کاهونگا خودنمایی می کرد.
"میشل هازان ویشس "که در کارنامه ی هنری اش اثر قابل اعتنایی ندارد فیلم نامه ی "آرتیست" را شخصا نوشته و فیلمش را با عواملی فرانسوی جلو دوربین برده که سابقه ی کار با وی را داشته اند .قاعدتا از فیلم صامت انتظار دیالوگ نمی رود اما موسیقی سنگین و با شکوه فیلم به راستی غراتر از هر دیالوگی است و چنان فضا را پر می کند که کمبود لفظ و کلام به چشم نمی آید.موسیقی فاخر فیلم که توسط "لودویک بورس "ساخته شده به راستی برگ برنده ی آن است و چنان بار دراماتیک،کمدی و رمانتیک فیلم را به زیبایی کم و زیاد می کند که بیننده بیش از چشمان خود، گوش هایش را به "آرتیست" می سپارد! و به یاد داشته باشید این یک فیلم صامت است! "بورس" به حق ارزش برد جوایز متعدد از جمله بفتا و گلدن گلاب را دارد.
بازیگران اصلی فیلم محدودند اما درخششی خیره کننده دارند."ژان دوژاردین" که پیش از این عمده فعالیتش در آثار "هازان ویشس" بود در این فیلم فرصتی می یابد تا عرض اندام کند و با ظاهری شبیه به "کلارک گیبل" جابرجا دل از بیننده برباید.بازی خوب و حس گیری های به جای "ژاردین" نشان از هوشمندی و توانایی بالای او دارد.کنترل احساسات و تسلط کامل بر میمیک صورت سبب می شود صحنه ی زیبایی خلق شود که در آن سوپراستار از همه جا وامانده در ویترین مغازه خود را در کت و شلوار مجلل گذشته اش ببیند و فر و شکوه روزهای شهرت و ثروت را به یاد آورد.همچنین صحنه ای که عصبی و پریشان با شنیدن صداهای اطرافش پی می برد که دورانش سر آمده و دیوانه وار فریاد سر می دهد.
"برنیس بژو" در نقش "پپی" آن اندازه خوب ظاهر شده که او را به اندازه ی یکی از بازیگران عصر صامت سینما، حرفه ای بدانیم و از تماشای ادا و اطوار های سبک قدیمی ، تند تند مژه زدن و لب غنچه کردن هایش بخندیم."ژاردین" و" بژو" در کنار هم بی اغراق یکی از بهترین زوج های سینمایی را شکل داده اند و نگارنده را به این فکر می اندازند که اگر این دو دیالوگی داشتند چقدر خوب در مقابل هم از پسش بر می آمدند.
جالب آنکه یکی از نقش های کلیدی این فیلم کم بازیگر سگ" جرج "است. سگ در این داستان المان یار وفاداری است که در لحظات سخت و درماندگی، صاحبش را تنها نمی گذارد و حتی او را از مرگ نجات می دهد.درست بالعکس همسر "جرج" که به راحتی و بی کمترین احساسی او را ترک کرد.این گونه شخصیت پردازی و قائل شدن کاراکتر برای حیوانی دست آموز در فیلمی به غایت هنری تا حدی فیلم را به مرز تجاری رسانده اما سکانس های حضور سگ شیرین و گیراست و بیننده را از اندک رخوت و سستی که صحنه های بعضا یکنواخت فیلم به جانش می اندازند نجات می دهند.یکنواخت از جهت رنگ های سیاه و سفید و خاکستری که جلوه ی بصری چندانی ندارند و سینماروهای پاپکورن پسند را تا حدی دلزده می کنند اما همان مخاطب عام هم محو داستان عاطفی "آرتیست" می شود و عشق پاک و ساده ای را به تماشا می نشیند که بی هیچ صحنه ی پورنوگرافی(چنانکه معمول است)به تصویر کشیده شده است.
البته باید گفت امسال "آرتیست" در شرایطی به چشم آمده که رقبای چندان قدرتمندی ندارد به جز "هوگو" اثر "مارتین اسکورسیزی" که آن هم به مانند" آرتیست" ادای دین به تاریخ فیلم و به قولی"سفر به رویای سینما"ست.باقی آثار چنگی به دل نمی زنند ودر زمینه ی بازیگری هم هنرمندان شاخصی چون "جرج کلونی "مرتبا خود را تکرار می کنند.(فیلم نسل ها)پس شانس" ژاردین" و "هازان ویشس" را برای کسب مجسمه ی طلایی باید بالا دانست.
به شخصه یکی از دلایل اقبال داوران آکادمی به "آرتیست" را "فرانسه دوست بودن" آمریکایی ها و در وهله ی دوم سادگی اثر می دانم. شاید که در سال های قبل آثار گرانقیمت و پر سر و صدایی چون "تایتانیک" یا "ارباب حلقه ها" جوایز رشته های گوناگون را از آن خود می کردند اما امسال ،سال به چشم آمدن تولیدات کوچک تر و در واقع وابسته به فرهنگ ملل دیگر است که در کمال تعجب جایزه می گیرند و این جز همان سیاست هالیوودی نیست.

اجرای «سازینه» جشنواره موسیقی را بهاری کرد





موسیقی نواحی ایران با ساز و آواز گروه سازینه شب گذشته در تئاتر شهر به گوش علاقمندان خود رسید.
  گروه موسیقی «سازینه» که در بخش جنبی بیست و هفتمین جشنواره موسیقی فجر شرکت کرده است، با هدف معرفی و پیوند موسیقی نواحی کشور، اجرای شب گذشته خود را با استقبال علاقمندان به این نوع موسیقی پشت سر گذاشت.
اجرای شب گذشته این گروه اجرایی شاد و بهاری بود که با سازبندی نواحی ایران به زنده کرد موسیقی مناطق مختلف کشور می پرداخت.
خواننده های این گروه که هرکدام زاده یک منطقه از کشورمان هستند به بیان مراسم و آیین مخصوص شهر خود پرداختند که این بر زیبایی این اجرا افزود؛ ناصر وحدتی خواننده گیلان از جشن خرمن گیلان گفت، سهراب محمدی مراسم اسب چوبی خراسان را بازگو کرد، حرکات آیینی لرستان ازجمله چوپی، چوب بازی و سه پا از زبان ایرج رحمان پور نقل شد و نغمه‌های کوراغلو از حنجره عاشیق قدرت میرزاپور به گوش رسید. حسین ولی نژاد موسیقی شمال خراسان، ابوالحسن خوش‌رو موسیقی مازندران، سیاوش یادگاری موسیقی کرمانشاه، بهزاد پور و پروین بهمنی موسیقی قشقایی را و طواق سعادتی موسیقی ترکمن را به حاضران در سالن معرفی کردند.
در مجموع 18 قطعه 25 بهمن ماه توسط این گروه به اجرا در آمد که با استقبال خوبی از جانب مخاطبان مواجه شد.

۱۳۹۰ بهمن ۲۶, چهارشنبه

یک روز در کنار اشک های شیرین و دل‌نگرانی برای رأی دادگاه


پوران درخشنده چند روزی است که دریک مجتمع قضایی مشغول فیلمبرداری فیلمی در مورد برخی مشکلات دختران است که در سینمای ایران کمتر به آن پرداخته شده است.
به گزارش خبرنگار سینماپرس، جشنواره سی ام فجر به پایان رسیده و فیلمسازان و عوامل سینما دل مشغول اکران فیلم ها و سیمرغ های داده شده و نشده در جشنواره فیلم فجر هستند اما در این میان عده معدودی که مدت هاست در تلاش برای کلید زدن فیلم هایشان بوده اند فارغ از هیاهوی جشنواره در سکوت و آرامش مشغول ساخت فیلم خود هستند.
یکی از این سینماگران پوران درخشنده است که فیلمبرداری فیلم سینمایی «هیس..دخترها فریاد نمی‌زنند» را پیش از جشنواره سی ام فیلم فجر آغاز کرده است.

ساعت 22:30 دقیقه است و دادگاه کیفری مجتمع قضایی که چندین سال سرنوشت مردمی که به نوعی متهم شده بوده اند در آن رقم خورده است در سکوت و تاریکی شبانه در آرامشی عجیب خفته است.
از فضای بیرونی، ساختمان با چراغ های خاموش خبر از حضور فردی در مجتمع را نمی دهد. از درب ورودی غربی دوم مجتمع که یک سرباز آمد و شدها را چک می کند وارد مجتمع می شوم و پس از طی مسیری در حیاط مجتمع سالن دادگاه که گروه در آن مشغول به کار هستند پیدا می کنم.
با ورود به سالن با دادگاهی به ظاهر واقعی رو به رو می شوم که جمعیتی حدود پنجاه نفر افراد حاضر در دادگاه را تشکیل می دهند. در بالای سالن در جایگاه قضات، پنج قاضی روی صندلی های خود نشسته اند و دختری با چادری رنگی در جایگاه متهم در حال دفاع از خود با کلماتی تاثیرگذار است و جمعیت حاضر تحت تاثیر حرف های دختر سکوت کرده اند.
یک پلان از فیلمبرداری به پایان می رسد و من از این فرصت استفاده می کنم و جلو می روم. طناز طباطبایی با چهره ای خسته در ردیف اول صندلی ها نشسته است و مائده طهماسبی و هادی مرزبان در سمت دیگر ردیف صندلی ها برای فیلمبرداری پلان بعدی خود را آماده می کنند.

بابک برزویه؛ روابط عمومی فیلم در مورد سکانسی که قرار است فیلمبرداری شود، می گوید: این سکانس، سکانس دادگاه است که در آن طناز طباطبایی، مائده طهماسبی، هادی مرزبان و مریلا زارعی جلوی دوربین می روند.
وی ادامه می دهد: مائده طهماسبی و هادی مرزبان در نقش پدر و مادر متهم و مریلا زارعی به عنوان وکیل آمده اند تا رأی دادگاه را بشنوند که براساس این رأی داستان فیلم پیش می رود.
برزویه درباره زمان آغاز و پایان فیلمبرداری توضیح می دهد: بیش از 10 روز است که فیلمبرداری شروع شده و با برنامه ریزی های انجام شده پس از فیلمبرداری سکانس های تهران با ادامه فیلمبرداری به مدت پنج روز در شمال کشور، 25 اسفند ماه فیلمبرداری به اتمام می رسد.
از سوی عوامل فیلم هنروران دعوت به سکوت می شوند تا پلان مربوط به واکنش حاضران در صحن دادگاه به اظهارات متهم فیلمبرداری شود.
شیرین متهم دادگاه در جلوی سالن ایستاده و حاضران با حالتی غمگین به او نگاه می کنند. با وجود تمام سختی های هماهنگ کردن این تعداد هنرور پلان گرفته می شود و با پایان پلان همهمه آغاز می شود.
چند نفری به بیرون می روند و بقیه با هم صحبت می کنند. درخشنده هم با دستیارش در حال مشورت است.
در فرصتی کوتاه به کنارش می روم و در مورد فیلم و سختی هایی که برای ساخت آن متحمل شده است می پرسم و او توضیح می دهد: همچنان مشکل مالی وجود دارد و با بودجه مالی خودم و بخشی هم کمک های مالی بنیاد سینمایی فارابی ساخت فیلم را شروع کردم. با توجه به اینکه یک سال و نیم است که روی این پروژه کار کردم و به دلیل مشکلات سرمایه 9 بار پروانه ساخت فیلم تمدید شد که این تمدید پروانه ها هم سختی های خاص خود را داشت.
درخشنده در توضیح سکانس هایی که فیلمبرداری می کنند، می گوید: قسمت های اصلی فیلم در قوه قضاییه فیلمبرداری می شود که قسمت های مربوط به دادسرا فیلمبرداری شده و مشغول فیلمبرداری سکانس های صحن دادگاه و جلسات محاکمه هستیم و بعد از این سکانس ها برای سکانس های پایانی به اداره آگاهی می رویم.
وی ادامه داد: جای تعجب است که خانواده ها نسبت به برخی معضلات اجتماعی از جمله تجاوز در مقابل ترس از آبرو سکوت می کنند. این حفظ آبرو انگشت اتهام را به سوی زن می برد و من می خواستم با طرح این فیلم این موضوع را بیان کنم که چگونه باید این تابو شکسته شود و فرزندانمان از چیزهایی که در جامعه رنجشان می دهد حرف بزنند و نگاهی دیگر به آن ها منتقل شود. در واقع این فیلم یک هشدار اجتماعی است که بر هر کسی در جامعه اطمینان نکنیم.
فیلمبردار به همراه دستیار وی چندین بار نور را می سنجد و فیلمبرداری پلان بعدی آغاز می شود. درخشنده دوباره به حاضران توضیح می دهد و دوربین روی ریل حرکت می کند.
مریلا زارعی در این میان گریم شده و در حال مرور دیالوگ هایش است با پایان پلان نوبت به بازی زارعی می رسد.
زارعی باید استرس حاکی از شنیدن حکم دادگاه را مقابل دوربین بازی کند.
پایان سکانس و باز هم همهمه حاضران. عقربه های ساعت حاکی از فرارسیدن نیمه های شب است اما گروه همچنان به کار خود ادامه می دهند.
گویا مانند شب های گذشته کار فیلمبرداری تا سپیده دم ادامه می یابد. با پایان سکانس های دادگاه از عوامل خداحافظی می کنم و آن ها را در حال ادامه کار ترک می کنم.
ساعت 1:30 بامداد است و جلوی درب خروجی دادگاه امام خمینی(ره) به سرنوشت واقعی دخترانی مشابه شیرین فیلم فکر می کنم و آینده شان که به کجا خت

«جزیره مرموز» پرفروش‌ترین فیلم این هفته جهان شد

فیلم سینمایی «مسافرت دوم، جزیره مرموز» به کارگردانی برد پیتون با فروشی برابر با 30 میلیون دلار عنوان پرفروش‌ترین فیلم این هفته سینماهای جهان را به خود اختصاص داد.
  فیلم سینمایی «مسافرت دوم، جزیره مرموز» (Journey 2: The Mysterious Island) به کارگردانی برد پیتون با فروشی برابر با 30 میلیون دلار عنوان پرفروش ترین فیلم این هفته سینماهای سراسر جهان را به خود اختصاص داد.
برایان و مارک گان به طور مشترک فیلمنامه «مسافرت دوم: جزیره مرموز» را نوشته اند و این فیلم سینمایی داستان خانواده ای را به تصویر می کشد که در یک جزیره مرموز به دنبال پدربزرگشان که گمشده است می گردند.
 پایگاه اطلاع رسانی هالیوود ریپورتر، فیلم سینمایی «جنگ ستارگان، اپیزود یک – تهدید شبح» (Star Wards: Episide I – Phantom Menace) به نویسندگی و کارگردانی جورج لوکاس که پس از 13 سال دوباره به صورت سه بعدی اکران شده است در نخستین هفته اکران خود، با فروشی برابر با 20.5 میلیون دلار در رتبه دوم جدول پرفروش ترین فیلم های این هفته سینماهای جهان ایستاده است.

اوان مک گرگور، لیام نیسون و ناتالی پرتمن از جمله بازیگران «جنگ ستارگان، اپیزود یک – تهدید شبح» هستند و این فیلم سینمایی با اکران در سال 1999 میلادی فروشی برابر با 967 میلیون دلار را در سراسر دنیا برای خود رقم زده بود.

چهارمین قسمت از مجموعه فیلم های اکشن «ماموریت غیرممکن» به نام «ماموریت غیر ممکن: روح پروتوکول» (Mission: Impossible – Ghost Protocol) به کارگردانی برد برد نیز با فروشی برابر با 11.8 میلیون دلار عنوان سومین فیلم پرفروش این هفته سینماهای سراسر جهان را از آن خود کرده است.

در چهارمین قسمت نیز تام کروز به عنوان «اتان هانت» ایفای نقش می کند و جرمی رنر، پائولو پیتون، سایمون پگ و جاش هالووی از جمله دیگر بازیگرانی هستند که در فیلم سینمایی «عملیات غیرممکن: روح پروتکول» بازی کرده اند.

3 قسمت پیشین مجموعه فیلم های دنباله دار «ماموریت: غیرممکن» با اکران در سال های 1996، 2000 و 2006 میلادی به ترتیب فروشی برابر با 457، 546 و 397 میلیون دلار را برای خود رقم زده اند.

فیلم سینمایی «خانه امن» (Safe House) به کارگردانی دنیل اسپینوسا نیز در نخستین هفته اکران خود با فروشی برابر با 10 میلیون دلار در رتبه چهام جدول پرفروش ترین فیلم های این هفته سینماهای جهان قرار گرفته است.

دیوید گاگنهایم در «خانه امن» ایفای نقش کرده اند و این فیلم سینمایی ماجرای یک مامور سازمان «سی آی ای» را به تصویر می کشد که مامور محافظت از افراد یک خانه می شود.

دنزل واشنگتون، رایان رینالدز و رابرت پاتریک از جمله بازیگرانی هستند که در فیلم سینمایی «خانه امن» ایفای نقش کرده اند.

فیلم سینمایی «عهد» (The Vow) به کارگردانی مایکل ساسی که نخستین هفته اکران خود را تجربه می کند نیز با فروشی برابر با 9.6 میلیون دلار عنوان پنجمین فیلم پرفروش این هفته سینماهای جهان را به خود اختصاص داد.

جیسون کاتیمز به همراه آبی کان فیلمنامه «عهد» را نوشته اند و این فیلم سینمایی داستان زنی را به تصویر می کشد که پس از یک تصادف مهیب به کما می رود و زمانی که به هوش می آید حافظ خود را از دست داده است.

راشل مک‌آدام، چانینگ تتوم و سم نیل در فیلم سینمایی «عهد» ایفای نقش کرده اند.

قسمت چهارم فیلم‎‏های اکشن فانتزی «جهان زیرین» به نام «جهان زیرین: بیداری» (Underworld: Awakening) که چهارمین هفته اکران خود را تجربه می کند نیز با فروشی برابر با 8.4 میلیون دلار، عنوان ششمین فیلم پرفروش این هفته سینماهای جهان را از آن خود کرده است.

مانس مارلیند و بورن استاین به طور مشترک کارگردانی «جهان زیرین: بیداری» را برعهده دارند و این فیلم سینمایی داستان جنگ بین خون‌آشام‌ها و انسان‌ها را به تصویر می‌کشد.

قسمت های پیشین این مجموعه فیلم های دنباله دار در سال های 2003، 2006 و 2009 میلادی، به ترتیب با عناوین «جهان زیرین»، «جهان زیرین: تحول» (Underworld: Evolution)، «جهان زیرین: ظهور لایکانز» (Underword: Rise of the Lycans) اکران شده اند.

جدیدترین فیلم دیوید فینچر به نام «دختری با خالکوبی اژدها» (The Girl with the Dragon Tattoo) نیز در این هفته توانست با فروشی برابر با 8.2 میلیون دلار در رتبه هفتم جدول فروش فیلم های این هفته سینماهای جهان جای بگیرد.

استیون زایلان براساس رمانی از استیگ لارسن فیلمنامه «دختری با خالکوبی اژدها» را نوشته است و این فیلم سینمایی داستان یک روزنامه نگار را به تصویر می کشد که با همراهی یک هکر حرفه ای یارانه می کوشد تا پی به ماجرای مشکوک گمشدن یک زن در چهل سال پیش ببرد.

دنیل کرگ، رونی مارا و کریستوفر پلامر از جمله بازیگرانی هستند که در فیلم سینمایی «دختری با خالکوبی اژدها» ایفای نقش کرده اند.

فیلم سینمایی «جک و جیل» (Jack and Jill) به کارگردانی دنیس دوگان نیز در این هفته با فروشی برابر با 7.9 میلیون دلار رتبه هشتم جدول پرفروش ترین فیلم های این هفته سینماهای جهان قرار گرفت.

آدام سندلر، آل پاچینو و کتی هلمز در «جک و جیلز» ایفای نقش کرده اند و این فیلم سینمایی ماجرای یک خواهر و برادر دوقلو را به تصویر می کشد که پس از مدت ها دوری دوباره یکدیگر را ملاقات می کنند.

فیلم سینمایی «فرزندان» (The Descendants) به کارگردانی الکساندر پاین نیز در سیزدهمین هفته اکران خود با فروشی برابر با 7.8 میلیون دلار در رتبه نهم جدول پرفروش ترین فیلم های سینماهای جهان قرار گرفته است.

الکساندر پاین به همراه نات فاکسون فیلمنامه «فرزندان» را نوشته اند و این فیلم سینمایی ماجرای پدر یک خانواده را روایت می کند که پس از اتفاقی که برای همسرش رخ می دهد، می کوشد روابط خود با فرزندانش را بهبود بخشد.

جورج لونی، شایلین وودلی و آمار میلر در فیلم سینمایی «فرزندان» به ایفای نقش پرداخته اند.

فیلم سینمایی «باید به تو دروغ بگم؟» (Whould I Lie to You?) نیز در این هفته با فروشی برابر با 7.8 میلیون دلار در رتبه دهم پرفروش ترین فیلم های سینماهای سراسر جهان قرار گرفته است.

همچنین فروش جهانی فیلم های این جدول تا به امروز به شرح زیر است:

«سفر دوم، جزیره مشکوک» با 17 روز اکران، 107 میلیون دلار.

«ماموریت غیر ممکن: روح پروتوکول» با 57 روز اکران، 653 میلیون دلار.

«خانه امن» با 5 روز اکران، 53 میلیون دلار.

«عهد» با 5 روز اکران، 54 میلیون دلار.

«جهان زیرین: بیداری» با 33 روز اکران، 130 میلیون دلار.

«دختری با خالکبی اژدها» با 53 روز اکران، 211 میلیون دلار.

«جک و جیل» با 93 روز اکران، 124 میلیون دلار.