۱۳۹۱ فروردین ۱۲, شنبه

انتخابِ عاشقانه ترین جمله عاشقانهِ تاریخ

 رهاروزبهان

با انتخابِ عاشقانه ترین جمله عاشقانهِ تاریخ، از رمان «بلندی‌های بادگیر» امیلی برونته، این كتاب بار دیگر به عنوان عاشقانه ترین كتاب ادبیات انگلیسی انتخاب شد
یك نظرسنجی در برایتون انگلیس نشان داد از نظر دوستداران ادبیات، یك خط از رمان «بلندی‌های بادگیر» اثر «امیلی برونته»، رمانتیك‌ترین جمله در تاریخ ادبیات انگلیسی است.
در این نظرسنجی كه 2000 نفر در آن شركت داشتند، 20 درصد از شركت‌كنندگان جمله‌ «روح از هر چه ساخته شده باشد، جنس روح او و من از یك جنس است» را به عنوان عاشقانه‌ ترین جمله ادبی انتخاب كردند و به این ترتیب كتاب «بلندی‌های بادگیر» را به عنوان عاشقانه‌ ترین كتاب ادبیات انگلیسی برگزیدند.
این جمله را كاترین ارشاو خطاب به هتكلیف به زبان می‌آورد.
عنوان دوم در این نظر سنجی به «وینی پو» خرس مشهور كتاب كودكان تعلق گرفت كه در یك جمله گفته است : اگر 100 سال عمر كنی، امیدوارم من 100 سال منهای یك روز زنده بمانم تا مجبور نباشم بدون تو زندگی كنم.
داستان‌های این خرس را ای.ای.میلن خلق كرده است.
دراین میان اما جمله‌ای از مشهورترین تراژدی «ویلیام شكسپیر» مقام سوم را كسب كرد. این جمله كه از نمایشنامه «رومئو و ژولیت» آمده، چنین است:
آرام‌باش! چه نوری است كه از آن پنجره می‌تابد؟ آنجا مشرق است و ژولیت خورشید تابان
در مكان چهارم جمله‌ای از «وی.اچ . اودن» و در مكان پنحم یك جمله از دكتر زئوس نویسنده مشهور كتاب‌های كودكان رای آورد و آن جمله چنین است: وقتی می‌فهمی عاشق شدی كه می‌بینی دوست نداری بخوابی، چون واقعیت شیرین‌تر از رویاهایت شده است.

۱۳۹۱ فروردین ۱۰, پنجشنبه

اعتراض مجمع فیلمسازان ایران درباره توقیف فیلم‌های دارای پروانه نمایش



بیانیه مجمع فیلمسازان ایران درباره توقیف فیلم‌های دارای پروانه نمایش / این اتفاق اسف‌بار بدعتی در سینمای ایران است
شورای مرکزی مجمع فیلمسازان ایران درباره توقیف فیلم‌های دارای پروانه نمایش در اکران نوروزی سال ۱۳۹۱ بیانیه‌ای صادر کرد.
به گزارش خبرآنلاین، متن این بیانیه به شرح زیر است:
«در حالی که امید آن می‌رفت تا سینمای ایران همانند سایر اصناف و آحاد مردم، سال جدید را با انرژی تازه‌ای آغاز کند، اما متاسفانه قانون‌ستیزی پیش‌آمده در خصوص فیلم‌های اکران نوروزی واهمه به یغما رفتن شالوده ده‌ها سال تلاش سینماگران ومسئولین فرهنگی کشورمان را رقم زد.

چه کسی نمی‌داند، فیلم‌هایی که اینک مورد تاخت و تاز قانون‌ستیزان قرار گرفته‌اند پروانه نمایششان را با چه مشقت‌هایی دریافت کرده‌اند؟ دریافت پروانه نمایش در سینمای ایران همانند عبور از هفت خان رستم است و شاید حتی سخت‌تر! فیلمسازان باید نظر ده‌ها تن از شورا‌های مختلف در یمین و یسار وزارت خانه عریض و طویل فرهنگ و ارشاد اسلامی را جلب کنند تا بتوانند پروانه نمایشی را اخذ کنند که قرار است ضامن حیثیت و سرمایه‌شان باشد.
با چنین پروانه نمایش آن‌ها باید بتوانند در پناه قانون محصول فرهنگی خود را به دست تماشاگران شریف ایرانی برسانند. اگر قرار باشد این پروانه نمایش چنین خاصیتی نداشته باشد، دیگر چرا باید این هفت خان مشقت بار را طی کنند؟ چرا باید عده‌ای غیرمتخصص و نا‌آشنا با سینما، برخلاف نظر کار‌شناسان قانونی و با فشارهایی که به فیلمساز و مسئولین فرهنگی می‌آورند، فیلم‌ها را از سر در سینما‌ها پایین بکشند؟ و البته طنز روزگار این است که فیلم‌هایی به این مصیبت دچار می‌آیند، که بعضا حتی مورد تشویق هیئت‌های انتخاب و داوری در جشنواره دولتی فجر قرار گرفته‌اند و در نمایش عمومی از استقبال تماشاگران برخوردار بوده‌اند.
در این وانفسا، مجمع فیلمسازان سینمای ایران قطع نظر از کیفیت فیلم‌ها و اینکه فیلم ساخته کدام فیلمساز است، این اتفاق اسف‌بار را بدعتی در سینمای ایران تلقی می‌کند و اعلان می‌کند با این بدعت، دیگر امنیت نمایش هیچ فیلمی در آینده تامین نخواهد بود.
ما اگر نتوانیم فیلمی ایرانی را که با لحاظ تمام مراحل قانونی ساخته شده، تحمل کنیم، چگونه می‌توانیم در مقابل موج عظیم فیلم‌های هالیوودی قد علم کنیم؟
در سالی که به عنوان سال تولید ملی با سرمایه ایرانی لقب گرفته اگر نتوانیم به تولید داخلی و سرمایه بخش خصوصی در سینمای ایران احترام بگذاریم، ناگزیر به احترام گذاشتن به تولیدات خارجی هستیم.‌‌ همان طور که هم اکنون وقت بسیاری از مخاطبین ایرانی صرف دیدن فیلم‌های سینمایی خارجی می‌شود.
ما نا‌گزیریم مداخله‌های سیاسی را در عرصه سینما نفی کنیم و اعلان کنیم فشارهای سیاسی بر مدیران فرهنگی و فیلمسازان کشورمان، عرصه را بر آن‌ها تنگ خواهد کرد و میدان رقابت فرهنگی برای رقبای خارجی، باز خواهد ماند.

۱۳۹۱ فروردین ۹, چهارشنبه

امروز افتتاح جهانی فیلم «تایتانیک »سه بعدی با حضور عوامل فیلم در لندن




فیلم سه بعدی تایتانیک در صدمین سالگرد فاجعه غرق شدن تاتیانیک در سینماهای جهان روی پرده می رود. کیت وینسلت (بازیگر نقش رز) و جیمز کامرون (کارگردان) در مراسم نخستین اکران فیلم که عصر روز سه شنبه ۲۷ مارس در مقابل رویال آلبرت هال لندن برگزار شد.
فیلم تایتانیک در سال ۱۹۹۸ یازده جایزه اسکار برد.کیت وینسلت در سال ۲۰۰۹ برای بازی در فیلم خواننده (Reader) برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر زن شد.
کیت وینسلت به بی بی سی گفت که بازی در فیلم تایتانیک برایش "به شدت اهمیت دارد" و به او "آزادی خلاقانه" داده است. او گفت که هرگز فکر چنین موفقیتی برای تایتانیک را نکرده بود.
کیت وینسلت گفت: "مردم مدام از من درباره تایتانیک می پرسند. برای همین این گونه نیست که من دوباره بعد از مدت ها با این فیلم رو به رو شده باشم. تایتانیک الان در دی ان ای (DNA) من است."
جیمز کامرون، کارگردان فیلم به بی بی سی گفت که هیجان اصلی این فیلم، فقط سه بعدی بودنش نیست بلکه بازگشتش روی پرده سینماست که تاثیر عاطفی خیلی بیشتری دارد. او گفت: "این بازگشت برای خیلی ها یادآور روزهایی است که برای اولین بار این فیلم را می دیدند. و نوجوان ها و جوان هایی هم هستند که این فیلم را هرگز روی پرده ندیده اند."
بیلی زین (بازیگر نقش نامزد رز در فیلم) در کنار کیت وینسلت و جیمز کامرون. جیمز کامرون گفت که نسخه سه بعدی این فیلم، تجربه تماشای آن را یک پله بالاتر می برد.
جیمز کامرون به همراه همسرش سوزی. او گفت که در صورت موفقیت تجاری تایتانیک سه بعدی، به سه بعدی کردن فیلم های دیگرش از جمله ترمیناتور یک و دو فکر خواهد کرد.
کیت وینسلت با دوست پسرش، ند راک اند رول، در این مراسم حاضر شده بود. او مدتی پیش از همسرش سام مندس، کارگردان، جدا شده بود.
پیش از فیلم آواتار در سال ۲۰۰۹، که آن هم ساخته جیمز کامرون است، تایتانیک موفق ترین فیلم جهان بود، با فروش جهانی یک میلیارد و ۸۴۳ میلیون دلار.
بیل پکستون ( از بازیگران فیلم تایتانیک) و لوئیز نیوبری از دیگر حاضران در مراسم بودند.
جان لندو (راست) تهیه کننده تایتانیک و فیلم شاخص دیگر جیمز کامرون، آواتار هم در این مراسم حاضر بود.

۱۳۹۱ فروردین ۸, سه‌شنبه

واکنش کارگردان " گشت ارشاد " در پی توقف اکران فیلمش در برخی سینماها

۱۳۹۱ فروردین ۷, دوشنبه

کتایون بازیگر سینمای ایران

    عکاس: رها روزبهان
                                                            

                  
شهپرامیرابراهیمی که به نام کتایون درسینمای ایران معروف است، در سال 1318 در بندر(انزلی) متولد شد.
وی تحصیلاتش را تا حدود دیپلم ادامه داد و سپس با فیلم های تبلیغاتی وارد شده و پس از آن به سینما پیوست.
 وی با بازی در فیلمهای "عذاب مرگ" ، "یک پارچه آقا" ، "قهرمان سوم" ، "شمسی پهلوون" ، "مردی از اصفهان"
"نیم وجبی" ، "پسران علاالدین" و "زنی به نام شراب" کارش را ادامه داد.

پگاه آهنگرانی : سینما حال و روز خوشی ندارد


پگاه آهنگرانی این روز‌ها ترجیح می‌دهد به جای بازی مقابل دوربین روی صحنه تئاتر به ایفای نقش بپردازد. این بازیگر سینما که از چهار شنبه هفته گذشته با نمایش «شرق شرق است » با کارگردانی مسعود رایگان در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه رفته ، امروز (یک شنبه ) نیز در دو اجرای جشنواره‌ای نمایش «پاورقی » از احمد کچه چیان بازی خواهد کرد .
آهنگرانی که از سال گذشته بازی در تئاتر را با کاری از داود رشیدی با نام «منهای دو » شروع کرد و آن را با نقش آفرینی در نمایش «متولد 1361» با کارگردانی پیام دهکردی ادامه داد ، در حال حاضر بیشتر مایل است به جای سینما در حوزه هنرهای نمایشی و موسیقی فعال باشد .
این بازیگر در توضیح کناره گیری‌اش از سینما می گوید: «سال‌های قبل، در فصل پاییز که اوج کلید خوردن فیلم‌هاست ، 10 تا 15 پیشنهاد کار داشتم که در آن میان حداقل 5 فیلمنامه خوب قرار داشت و من می‌توانستم دست به انتخاب بزنم . اما در دو سال اخیر کمتر فیلمنامه‌ای به دستم رسیده است که مرا برای کار راضی کند .»
آهنگرانی با تاکید بر این که سینما حال و روز خوشی ندارد و در حال تعلیق است ، می افزاید : «وقتی بسیاری از کارگردانان کهنه کار به حاشیه رانده می‌شوند ، تعداد فیلمنامه‌های خوب که مجوز می‌گیرند کاهش می‌یابد و به طورکلی شرایط کار در سینما سخت تر می‌‌شود ، بسیاری از اهالی هنر هفتم از جمله من ترجیح می‌دهند به تئاتر روی بیاورند.»

وی ادامه می‌دهد:« در وضعیت فعلی ترجیح می‌دهم یا در تئاتر کار کنم یا در گروه‌های موسیقی ویلن سل بزنم . این دو عرصه هنری مرا راضی می‌کند، به من آرامش می‌بخشد و این حس را به من می‌دهد که دارم کار مفیدی را انجام می‌دهم.»
پگاه آهنگرانی که در 6 سالگی با فیلم « گربه آوازخوان » بازیگری را آغاز کرد ، با نقش تداعی در فیلم « دختری با کفش های کتانی » خوش درخشید و به خاطر آن جایزه‌هایی از چن جشنواره داخلی و خارجی برد.
«زندان زنان» ، «آتش سبز» ، «راه آبی ابریشم »، «ورود آقایان ممنوع» و«آقا یوسف» از دیگر آثار سینمایی است که این بازیگر در آن ها به ایفای نقش پرداخته است . آهنگرانی علاوه بر بازیگری ، مستند‌هایی چون« سیب»،« تماشاخانه»، «محاکات غزاله علیزاده» و« ده‌نمکی‌ها» را نیز کارگردانی کرده است.

۱۳۹۱ فروردین ۵, شنبه

اتفاق‌های خنده‌دار در فضایی جدی

عباس کریمی 
سرقت برج عنوان فیلمی امریکایی است که پاییز سال گذشته روی پرده سینماهای جهان رفت. این فیلم که محصول سال 2011 است در گونه کمدی قرار دارد و در آن سه بازیگر مشهور این حرفه یعنی بن استیلر، ادی مورفی و متیو برادریک بازی می کنند. سه بازیگر کمدی که در گذشته به صورت جداگانه در فیلم های موفقی چون یک شب عجیب در موزه، پلیس بورلی هیلز و کاراگاه گجت را بازی کرده اند و در این فیلم کیسی افلک هم برای خالی نبودن عریضه و در اولین نقش کمدی اش به آنها اضافه شده است.
سرقت برج یک فیلم مناسب نوروزی است که خلاف عمده فیلم های کمدی امریکایی از موارد غیر اخلاقی برای خنداندن تماشاگر استفاده نمی کند و با توجه به این موضوع می توان آن را در زمینه کمیک داستان موفق دانست هرچند فیلمنامه از موارد مختلفی رنج می برد که اصلی ترین آنها داستان تکراری یک سرقت توسط آدم های شکست خورده از یک محل کار واحد است که می خواهند حق خود را به صورت نادرست و از طریق دزدی به دست آورند.
تفاوت این فیلم با فیلم های دیگری از این دست نظیر سرقت از موزه که در روزهای پایانی سال از شبکه نمایش پخش شد این است که نقشه طراحی شده در فیلم همانقدر که نوآورانه و تازه به نظر می رسد احمقانه و ابلهانه نیز هست و برای همین مشکلی که به وجود می آید بار تعلیق فیلم را به دوش نمی کشد بلکه تعویض نقشه و یک اتفاق نه چندان ساده در هنگام سرقت آن را پدید می آورد برای همین فیلمنامه در اصلی ترین بخش خود که تعلیق اصلی منتهی به گره گشایی است دچار ابتذال می شود و انتظار تماشاگر را آنگونه که باید برآورده نمی کند.
برت راتنر که در سال گذشته فیلم خوب روسای وحشتناک را در کارنامه خود دارد در این فیلم تمام تلاش خود را برای خنداندن تماشاگر می کند اما باید قبول کرد که صحنه های اکشن فیلم بسیار بهتر از بخش های کمدی آن درآمده اند د ر حالی که در روسای وحشتناک صحنه های اکشن نیز به بار کمیک فیلم می افزایند با توجه به این که قایل باورتر از فیلم سرقت برج هستند.
بن استیلر در فیلم کار خاصی انجام نمی دهد و همان میمیک ها و حرکات همیشگی خود را دارد و بازی سرد و جدی کیسی افلک به آن دامن می زند. تنها حضور ادی مورفی است که برای لحظاتی بر لبان بینندگان خنده را می نشاند و بار اصلی کمیک فیلم را بر دوش دارد وگرنه حضور بازیگران دیگری چون متیو برادریک در فیلم اصلا احساس نمی شود.
در یک نگاه کلی سرقت از برج فیلمی برای گذران وقت و در کنار هم آوردن خانواده برای دیدن فیلمی با رده های سنی مختلف است که توانایی خنداندن و ایجاد فضای مفرح را در لحظاتی کوتاه دارد و برای نوروز مناسب به نطر می رسد.

سیاست برخورد با فیلم گشت ارشاد ، برای فروش بیشتر قلاده های طلا نیست !؟

سینماپرس- گروه سینما: با فروش 350 میلیونی «گشت ارشاد» و 230 میلیونی «قلاده‌های طلا» که در روز جمعه ارتقای قابل توجهی داشته، به نظر می‌رسد این دو فیلم تنها رقبای جدول گیشه نوروز برای کسب عنوان فیلم‌های میلیاردی سال91 هستند.

به گزارش سینماپرس، بر اساس اعلام غیررسمی آخرین رقم فروش فیلم‌های روی پرده سینماهای تهران ، همچنان فیلم «گشت ارشاد» صدرنشین جدول اکران بوده و با رقم تقریبی 350 میلیون تومان پرفروش‌ترین فیلم تهران است.
«قلاده‌های طلا» با فروش حدود 230 میلیون تومانی فیلم دوم جدول است. البته این فیلم در شهرستان‌ها موقعیت بهتری دارد.
پخش «گشت ارشاد» را هدایت فیلم و پخش «قلاده‌های طلا» را حوزه هنری در دست دارد.
«انتهای خیابان هشتم» در 9 سینما تاکنون حدود 84 میلیون تومان فروش داشته است.
 فروش تقریبی فیلم‌ «خصوصی» 59 میلیون تومان بوده و این در حالی است که این فیلم در روزهای اخیر جنجال‌های حاشیه‌ای مختلفی در جامعه و رسانه‌ها رقم زده که گویا به دلیل «خانوادگی نبودن» مضمون، این جنجال‌ها هم برای فیلم کار نکرده‌اند.
«فیتیله و ماه پیشونی» نیز حدود 15 میلیون تومان فروخته است.
رقم فروش فیلم‌های روی پرده از سوی سینماداران و دفاتر پخش اعلام می‌شود اما فروش رسمی فیلم‌های اکران را بنیاد سینمایی فارابی اعلام خواهد کرد.

۱۳۹۱ فروردین ۳, پنجشنبه

شوخی با صحنه ؟!


پگاه اهنگرانی : تئاتر خیلی جذاب تر از سینما است


این بازیگر که مدتی است در فیلم‌های سینمایی کمتر بازی می‌کند و حضور روی صحنه نمایش را به آن ترجیح می‌دهد، در این ارتباط گفت: «بازیگری در تئا‌تر با وجود تمام سختی‌هایی که دارد، برایم جذاب است. بنابراین تا زمانی که نبود پول در این عرصه آزارم ندهد، تئا‌تر کار می‌کنم.»
آهنگرانی که تاکنون در چهار نمایش بازی کرده، ضمن آنکه سطح کیفی کارهای تئاتری را بالا‌تر از آثار سینمایی ارزیابی کرد، افزود: «در هفتاد درصد تئاترهایی که در طول سال روی صحنه می‌روند، حداقل چیزی وجود دارد تا تماشاگری چون من را سرخورده نکند. این در حالی است که این اتفاق در سینما کمتر به چشم می‌خورد تا آنجا که در برخی موارد مجبور می‌شویم قبل از پایان فیلم سینما را ترک کنیم.»
این بازیگر با تاکید بر اینکه مهمترین مشکل کار در تئا‌تر، مسائل مادی است، ادامه داد: «من بازیگر سینما هستم وپول خود را از راه بازی در سینما به دست می‌آورم، اما گاهی تعجب می‌کنم که علاقه مندان و فعالان تئاتری چگونه با این دستمزد‌ها زندگی می‌کنند؟ این موضوع واقعا برایم شگفت‌آور است که بازیگران و فعالان تئاتری با وجود چنین مشکلاتی با دل و جان در این حرفه فعالیت می‌کنند.»
وی در گفتگو با روابط عمومی تماشاخانه ایرانشهر، افزود: «به عنوان یک بازیگر باید شش ماه برای یک کار تئا‌تر وقت بگذاری و در ‌‌نهایت یک میلیون تومان دستمزد بگیری. این در حالی است که برخی از بازیگران در سینما با دو ماه کار در یک فیلم سینمایی با ارج و قرب بیشتر، پول کلانی را کسب می‌کنند.»
به گزارش خبرآنلاین،پگاه آهنگرانی در ارتباط با ادامه فعالیت‌اش در عرصه هنرهای نمایشی گفت: «به نظرم تئا‌تر خیلی جذاب‌تر از سینماست و بی‌شک تا زمانی که کم بودن دستمزد بازی در نمایش‌ها مرا وادار نکند که کار سینمایی بپذیرم، ترجیح می‌دهم روی صحنه بازی کنم.»

۱۳۹۱ فروردین ۲, چهارشنبه

کارگردان فیلم گشت ارشاد :ارزش‌هاي من ، اسلام، انقلاب اسلامي، جنگ تحميلي، امام (ره) و ولي فقيه است.

 

كارگردان فيلم سينمايي «گشت ارشاد» در واكنش به اعتراضات مطرح پيرامون اكران اين فيلم سينمايي گفت: مواردي مانند اسلام، انقلاب اسلامي، جنگ تحميلي، امام(ره) و ولايت فقيه، خط قرمزها و ارزش‌هاي من هستند كه نه من و نه هيچ فرد ديگر نمي‌تواند از آن‌ها عدول كند.
سعيد سهيلي در گفت‌‌وگويي با ايسنا، در پاسخ به اين سوال كه نظرش درباره اعتراضات مطرح پيرامون اكران فيلم سينمايي «گشت ارشاد» در ايام نوروز چيست؟ گفت: دوستان معترض؛ معتقدند كه در اين فيلم به ارزش‌ها توهين شده است. من هم با آن‌ها هم نظرم اما تفاوتمان در اينجاست كه ارزش‌هاي آن‌ها با ارزش‌هاي من متفاوت است و من به ارزش‌هاي آن‌ها معتقد نيستم، در گذشته نيز درباره آن ارزش‌ها فيلم ساخته‌ام و در آينده نيز خواهم ساخت.
وي تاكيد كرد: همانطور كه گفتم ارزش‌هاي من مسائلي مانند اسلام، انقلاب اسلامي، جنگ تحميلي، امام (ره) و ولي فقيه است. نه من و نه هيچ كس ديگر اجازه هيچگونه تعرض و حتي طعنه‌اي به اين شاخصه‌ها ندارد اما دنياي برخي‌ها كوچك است.
كارگردان «گشت ارشاد» با يادآوري نظرات معترضان اكران «آژانس شيشه‌اي» ابراهيم حاتمي كيا، بيان كرد: در ارزش‌هاي اين عده اگر به يك مامور نيروي انتظامي تنه بزنند، زمين بخورد و اسلحه‌اش از دستش خارج شود مي‌گويند كه در اين فيلم به نيروي انتظامي و اقتدار آن توهين شده است. آن‌ها معتقدند اگر نقدي اجتماعي انجام شود كل كشور زير سوال رفته است، در حالي كه به هيچ وجه اين گونه نيست.
سهيلي همچنين خاطرات اكران فيلم «مردي شبيه باران» را يادآور شد و گفت: هنگام اكران «مردي شبيه باران» هم تجمع‌هاي اين چنيني انجام شد و معترضان معتقد بودند كه آقاي عرب نيا به دليل فيلم‌هايي كه قبل از آن بازي كرده بود حق ندارد لباس بسيج را بپوشد. آن زمان هم در پاسخ به آن‌ها گفتم؛اگر اين طور باشد بايد با آنتوني كويين كه نقش حضرت حمزه عموي پيامبر(ص) را بازي كرده است چه كنيم؟ در واقع معتقدم كه اعتراض آنها به «گشت ارشاد» هم همينگونه است. وي با اشاره به معترضان به فيلم سينمايي «گشت ارشاد» اظهار كرد: به آن‌ها توصيه كردم كه با من خيلي شوخي نكنند چون حوصله شوخي ندارم. آن زمان كه برخي از اين افراد سني نداشتند من در خط مقدم جبهه با چهارصد نيرو مي‌جنگيدم، بهتر است كه اين بازي‌ها را تمام كنيد.
سعيد سهيلي كارگردان «گشت ارشاد» با اعتقاد بر اينكه؛ اين اعتراضات هيچ ربطي به انصار حزب الله ندارد گفت: به نظر من اين اعتراضات با ساماندهي برخي از افراد داخل صنف انجام شده است كه به برخي از جوانها خط مي‌دهند و در واقع آن‌ها را بهانه‌اي براي نيات خود كرده‌اند. اگر اين اعتراضات واقعا از سوي انصار حزب‌الله بود آن‌ها مي گفتند كه چرا اصلا چنين فيلمي ساخته شده است اما اكنون مي‌بينيم كه مشكل اين افراد ساماندهي كننده اين است كه چرا اين فيلم در ايام عيد اكران شده است؟
كارگردان «گشت ارشاد» در پايان اين گفت‌وگو تاكيد كرد: در هر صورت من در اين شرايط حوصله شوخي ندارم. به گزارش ايسنا، در روزهاي گذشته اعتراضاتي پيرامون اكران نوروزي دو فيلم سينمايي «گشت ارشاد» و «خصوصي» انجام شده است كه در آخرين مورد برخي از معترضان ظهر امروز در مقابل ساختمان وزارت ف

حامد بهداد بازیگر : از کار با بهرام بیضایی ترسیدم

 


حامد بهداد همچنان آرام و بی دغدغه امتداد مسیر حرفه‌ای بازیگری‌اش را پی می‌گیرد. وی که امسال «نارنجی پوش» مهرجویی را در جشنواره داشت در تازه‌ترین گفت‌وگویش از این مساله سخن گفته که بزرگانی مانند مهرجویی و بیضایی و کیمیایی در سینمای ایران دست نیافتنی‌اند. 
کار مستقیم بازیگر با کلام و زبان است. جهانی شدن بازیگر ایرانی هم به دلیل محدودیت‌های زبان و لهجه امکانپذیر نمی‌شود مگر در نقش‌های خاص؛ بازی کردن در نقش یک پاکستانی که فرض بگیرید موهایش را هم رنگ کرده است. این خیلی فرق دارد با نقش‌هایی که سوپراستارهای سینمای آمریکا بازی می‌کنند. تو به عنوان یک بازیگر ایرانی هرگز در هالیوود جا نخواهی افتاد مگر اینکه نقش خاصی به پست‍ات بخورد. تازه اگر هم این اتفاق افتاد باید دید تداومی در کار هست یا نه.
شرایط بازی در فیلم آنجلوپلوس برایم فراهم شده بود اما احتیاط کردم و نرفتم...به هر حال چند سالی هست که به این نتیجه رسیده‌ام که برای انجام هر کاری باید {با اداره نظارت و ارزشیابی ارشاد} مشورت کنم. توصیه آنها{اداره نظارت} هم این بود که نروم. هنوز هم فیلمسازانی مانند داریوش مهرجویی، مسعود کیمیایی، ناصر تقوایی، بهرام بیضایی و زنده یاد علی حاتمی تکرارنشدنی باقی مانده‌اند. ما بعد از موج نو دیگر با جریان فیلمسازی مواجه نشده‌ایم. البته یکی دو فیلمساز خوب ظهور کرده‌اند ولی آن تدوامی که در موج نو وجود داشته دیگر مشاهده نشد.
منتقدان ممکن است به فیلم‌های مهرجویی یا کیمیایی نقد داشته باشند ولی کدام بازیگر است که دلش نخواهد با اینها کار کند؟! کیمیایی هر سال عمرش فیلم ساخته یا مهرجویی. اینها به صورت مادرزادی هنرمند به دنیا آمده‌اند. فیلم‌های بد اینها از فیلم‌های خوب خیلی از کارگردان‌ها بهتر است.
چه خوب که برای {بازی در فیلم}کیمیایی سیمرغ گرفتم ولی برای نقشم در «سعادت آباد» هم باید نامزد دریافت جایزه نقش اول می‌شدم. جایزه نگرفتن برایم مهم نیست اما اینکه مرا می‌بینی و عمدا انکارم می‌کنی، ناراحتم می‌کند. بعد آدمی مثل مهرجویی مرا صدا می‌کند و سیمرغش را به من می‌دهد؛ این مهمترین اتفاق است.
مهرجویی و کیمیایی بزرگان این سینما هستند. اگر مرحوم حاتمی زنده بود صددرصد با او کار کرده بودم. در فیلم بیضایی هم دعوت شدم اما آن موقع ترسیدم و در رفتم که آن البته حکایت دیگری دارد.
اصغر فرهادی را دوست دارم و به توانایی‌هایش ایمان دارم. به هر حال نشد در فیلمش بازی کنم. حالا فکر کن می‌رفتم و اصلا اسکار هم می‌گرفتم. این جایزه نجاتم می‌داد؟ به امام رضا(ع)قسم به اسکار و به سالن‌های خارج از این مملکت فکر نمی‌کنم.

۱۳۹۰ اسفند ۲۹, دوشنبه

نگاهی به هیوگو؛ پدیده اسکار 2012





ساعت بزرگی که دنیا نام دارد
محمد طادی
نام فیلم: هیوگو - HUGO
محصول: آمریکا 2011
ژانر: درام- ماجراجویی
کارگردان: مارتین اسکورسیزی
نویسنده: جان لوگان براساس رمان اختراع هیوگو کابرت نوشته برایان سلزنیک موسیقی: هوارد شر
تولید کننده: جانی دپ- تیموتی هدینگتون-گراهام کینگ-مارتین اسکورسیزی
هنرپیشگان: آسا باترفلاید- بن کینگسلی- کلو گریس مورتز- ساشا بارون کوهن- ری وینستون-امیلی مورتیمر و جودی لاو

 آخرین ساخته اسکورسیزی داستان جالبی دارد و ویژگی های فنی و پخش سه بعدی بر جذابیت فیلم می‌افزاید. "هیوگو" از معدود فیلم های سه‌بعدی است که فن‌آوری در خدمت داستان است و نه فیلم در خدمت فن‌آوری.( شاید به همین خاطره است که برنده پنج جایزه اسکار شد) این بدان معناست که در استفاده از صحنه های سه بعدی زیاده‌روی نشده و کارگردان نخواسته به هر قیمتی از جلوهای سه بعدی‌ای که ربطی به داستان ندارد و کمکی به روند قصه نمی‌کند استفاده کند. برای مثال در صحنه ابتدایی فیلم، یک تراولینگ بسیار طولانی داریم که دوربین وارد ایستگاه قطار شده و از بین مسافرین رد می‌شود و یک دور شخصیت های داستان را به بیننده معرفی می‌کند. این صحنه به خوبی زیبایی سعه‌بعدی را به رخ می‌کشد و در عین‌ حال قسمت مهمی از کاراکترها را در بر می‌گیرد.
فیلمنامه را "جان لوگان"(همان نویسنده فیلمنامه بسیار موفق و فلسفی رنگو) بر اساس کتاب "برایان سلزینک" نوشته که از قضا بسیار جذاب هم از آب درآمده است. البته فیلمنامه ضعف هایی هم دارد که انتظار می‌رفت "اسکورسیزی" در مقام کارگردان اصلاحاتی به روی فیلمنامه انجام دهد که اینگونه نشد.
فیلم داستان پسرکی به نام "هیوگوکابرت" (با بازی زیبای نابغه چهارده ساله فیلم آسا‌ باترفلاید) که در سال 1931 پس از از دست دادن پدرش در یک صانحه آتش سوزی در ایستگاه قطار زندگی می کند و به دنبال آن است تا آدم مکانیکی را که تنها یادگار به جا مانده از پدرش است درست کند. او تصور می کند که این آدم مکانیکی پس از درست شدن پیامی از طرف پدرش برای او دارد.

"هیوگو" برای تعمیر ربات به یادگار مانده از پدرش از یک مغازه اسباب بازی فروشی که به وسیله پیرمردی به نام "ژرژ ملی‌یس" (بن کینگزلی) اداره می شود قطعات مکانیکی دزدی می‌کند. تا اینجا هرچه گفتیم حواشی فیلم بود که آنقدر زیبا به تصویر کشیده شده که خود توانایی یک داستان مجزا را دارد. اما داستان مورد نظر "اسکورسیزی" از اینجا (آشنایی هیگو و جرج ملی یس) آغاز می شود. داستان اصلی فیلم از این قرار است که "ملی‌یس" کارگردان سینما است که پس از شروع جنگ جهانی اول ورشکسته شده و از سینما دلسرد می‌‌‌شود و با خریدن یک مغازه اسباب بازی فروشی در ایستگاه قطار گذران زندگی می‌کند.

در آخر هیوگو موفق به تعمیر ربات می‌شود و طی اتفاقاتی که رخ می‌دهد کارگردانِ قهر کرده با سینما دوباره به عرصه هنر باز می‌گردد.

ایرادی که به فیلمنامه وارد است عدم توجه به جزئیات است. مثلا اینکه هیوگو چگونه مدت ها به تنهایی در ایستگاه زندگی می‌کرده. خود اسکورسیزی هم در انتهای فیلم برای پوشانده این اشکال با چند دیالوگ که از زبان ایزابل در غالب نوشتن خاطرات خارج می‌شود بسنده کرده باشد و بگوید این مشکل فیمنامه نیست بلکه به نوعی تصمیم را به خود بیننده واگذار کرده‌ایم که هر طور می‌خواهد فکر کند.:"شاید از خود بپرسید چطور هیوگو توی ایستگاه قطار به تنهایی زندگی می‌کرد. خوب داستان ما هم در مورد همینه".

"اسکورسیزی" در فیلمش چند هدف عمده را دنبال می‌کند. از میزانسن‌ها به راحتی می‌شود فهمید که مفاهیمی که در ادامه خواهیم آورد بیشتر سخن کارگردان است تا نویسنده(به این معنا که اسکورسیزی بیشتر به داستانک‌هایی که برایش مهم بوده پرداخته نه به داستان اصلی فیلمنامه. البته ایرادی هم ندارد و این طبیعت سینماست که دست کارگردان در همه امور بازتر از بقیه عوامل است به همین علت است که در آخر می‌گویند فیلم ساخته فلان کارگردان است نه فلان نویسنده یا فیلمبردار).

دیالوگ کلیدی فیلم که اتفاقا شاه کلید تحلیل فیلم است از زبان نقش اول فیلم"هیوگو" جاری می شود:"من دنیا را مثل ساعت تصور می‌کنم. در ساعت هر قطعه وظیفه‌ای دارد و اگر تمام قطعات کارشو درست انجام نده خرابه و به هدفش نمیرسه."
یادم هست در دبستان و راهنمایی در کتب دینی مان وقتی می خواستند وجود خدا را برای کودکان شرح دهند از مثال ساعت استفاده میکردن و دقیقا همین جملات بالا را تکرار می‌کردند. شاید اسکورسیزی هم همین منظور را داشته. حد‌اقل من اینطور تصور می‌کنم.
فیلم در جهت ستایش سینما و دست اندرکاران و یا بهتر بگوییم پیش کسوتان عرصه فیلمسازی است. شاید اسکورسیزی در آستانه 70 سالگی و البته اوج شهرت از دوران بازنشستگی و فراموش شدن می‌ترسد. شاید هم نگران بازنشستگان و فراموش شده های سینماست. شاید هم به قول "راجر ایبرت"(منتقد سینما) "هیوگو" همان شخصیت اسکورسیزی است که به تصویر کشیده.(رجوع کنید به نقد فیلم هیوگو به قلم راجر ایبرت).
در سکانسی از فیلم و قتی"هیوگو و "ایزابل" در کتابخانه مشغول خواندن تاریخ سیتما هستند به فصلی می‌رسند که سکانس زیبا و خاطر انگیز " ترس مردم از قطار در سینما " در سال 1897 به تصویر کشیده می‌شود. حقیقت این است که در سال 1897 " برادران لومیر " صحنه ای را با دوربین خود فیلمبرداری می‌کنند که در آن قطار به سوی دوربین می‌آید . پخش این تصویر در سالن های سینمای آن زمان ، موجب ترس مردم و فرار آن ها از سالن سینما شده بود . اسکورسیزی در سال 2012 دوباره این تصویر را خلق کرد این تفاوت که با فنآاوری سه‌بعدی این بار واقعا قطار به طرف تماشگران می‌آید و آنها دوباره می‌ترسند. اسکورسیزی با این کار می‌خواهد بگوید سینما هنوز هم اعجاب انگیز است و توانایی غافلگیری را داردو شاید ادای دینی بوده به برادران لومیر.
نمیدانم چرا وقتی فیلم را دیدم یافیلم هوش مصنوعی اسپیلبرگ افتادم. احتمالا به خاطر شباهت اون آدم مکانیکی با شخصیت اصلی فیلم هوش مصنوعی است و اینکه در هردو ارتباط عاطفی کودک و ربتا دیده می‌شود. از نکات جالب دیگر فیلم می‌شود به تهیه کنندگی جانی دپ اشاره کرد که اگر اشتباه نکنم اولین تجربه تهیه کنندگی اوست.
مع‌الوصف"هیوگو" از آن دسته از تولیدات خوب هالیود است که هم از لحاظ فنی(کارگردانی، فیلمنامه، تکنیک و...) و هم از لحاظ محتوایی خوب کار شده و احتمال فراوان می‌رود که از صدا و سیما پخش شود.

«جان کارتر» پرفروش‌ترین فیلم این هفته سینماهای جهان شد



بنابر گزارش پایگاه اطلاع رسانی هالیوود ریپورتر، انیمیشن «لوراکس دکتر سوس» (Dr. Seuss` The Lorax) به کارگردانی کریس رنود و کایلی بالدا نیز در سومین هفته اکران خود با فروشی برابر 11.6 میلیون دلار عنوان دومین فیلم پرفروش‌ این هفته سینماهای سراسر جهان را از آن خود کرد.

کن داریو براساس رمان «دکتر سوس» فیلمنامه «لوراکس دکتر سوس» را نوشته است و این انیمیشن داستان پسر بچه 12 ساله ای را به تصویر می کشد که برای رسیدن به آنچه که می خواهد باید داستان زندگی خصوصی موجود بدخلقی به نام «لوراکس» را کشف کند.

زک افرون، تایلر سوییفت و دنی دویتو از جمله بازیگرانی هستند که به جای شخصیت های این انیمیشن سینمایی حرف زده اند.

فیلم سینمایی «این به معنای جنگ است» (This Means War) به کارگردانی مک جی نیز در پنجمین هفته اکران خود با فروشی برابر با 9.15 میلیون دلار در رتبه سوم جدول پرفروش ترین فیلم های سینماهای جهان قرار گرفته است.

ریس ویتراسپون، کریس پاین و تام هاردی در «این به معنای جنگ است» ایفای نقش کرده اند و این فیلم سینمایی داستان 2 مامور سازمان جاسوسی «سی آی ای» را به تصویر می کشد که با یکدیگر دچار اختلافاتی می شوند.

فیلم ترسناک و هیجان‌انگیز «شیطان درون» (The Devil Inside) به کارگردانی ویلیام برنت بل نیز در این هفته توانست با فروشی برابر با 7.4 میلیون دلار عنوان چهارمین فیلم پرفروش‌ این هفته سینماهای جهان را به خود اختصاص داد.

ویلیام برنت بل به همراه متیو پیترمن فیلمنامه «شیطان درون» را نوشته است و این فیلم سینمایی ماجرای زنی را به تصویر می کشد که وقتی برای پیگیرای امور مربوط به مادرش به کشور ایتالیا سفر می کند، درگیر یک سری قتل های زنجیره ای مشکوک می شود.

فیلم سینمایی «خیابان جامپ 21» (21 Jump Street) به کارگردانی فیل لرد و کریس میلر نیز در نخستین هفته اکران توانست با فروشی برابر با 7 میلیون دلار عنوان پنجمین فیلم پرفروش این هفته سینماهای جهان را به خود اختصاص دهد.

مایکل بکال فیلمنامه «خیابان جامپ 21» را نوشته است و این فیلم سینمایی داستان 2 پلیس جوان و تازه‌کار را به تصویر می کشد که برای دستگیری یک باند قاچاق مواد مخدر، به عنوان قاچاقچی در این گروه به فعالیت مشغول می شوند.

همچنین جونا هیل، چانینگ تتوم و آیس کیوب از جمله بازیگران جوانی هستند که در فیلم اکشن کمدی «خیابان جامپ 21» ایفای نقش کرده اند.

فیلم سینمایی «پروژه ایکس» (Project X) به کارگردانی نیما نوری‌زاده که سومین هفته اکران خود را تجربه می کند نیز با فروشی برابر با 5.6 میلیون دلار در رتبه ششم جدول پرفروش‌ترین فیلم های این هفته سینماهای جهان جای گرفته است.

مت درک و مایک باسال به طور مشترک فیلمنامه «پروژه ایکس» را نوشته اند و این فیلم سینمایی داستان 3 پسر دبیرستانی را روایت می کند که در یک شب مهمانی تولد اتفاقات عجیبی برای آن ها رخ می دهد.

فیلم سینمایی «سفر دوم؛ جزیره اسرارآمیز» (Journey 2: The Mysterious Island) به کارگردانی برد پیتون نیز در این هفته با فروشی برابر با 5 میلیون دلار در رتبه هفتم جدول پرفروش ترین فیلم های این هفته سینماهای سراسر جهان را از آن خود کرده است.

برایان و مارک گان به طور مشترک فیلمنامه «سفر دوم: جزیره اسرارآمیز» را نوشته اند و این فیلم سینمایی داستان خانواده ای را به تصویر می کشد که در یک جزیره مرموز به دنبال پدربزرگشان که گمشده است می گردند.

فیلم سینمایی «قاچاق» (Contraband) به کارگردانی بالتازار کورماکار نیز در این هفته با فروشی برابر با 4.1 میلیون دلار، عنوان هشتمین فیلم پرفروش‌ این هفته سینماهای جهان را به خود اختصاص داد.

آرون گازیکوفسکی به همراه آرنولدار ایندیکاسان به طور مشترک فیلمنامه «قاچاق» را نوشته اند و این فیلم سینمایی داستان یک قاچاقچی با سابقه را به تصویر می کشد که برای حفاظت از برادر زن خود با میلیون ها دلار، پول جعلی به پاناما سفر می کند.

مارک والبرگ، جیوانی ریبیسی و کیت بکینسیل از جمله بازیگران برجسته ای هستند که در فیلم سینمایی «قاچاق» ایفای نقش کرده اند.

فیلم اکشن تخیلی «تاریخچه» (Chronicle) به کارگردانی جاش ترنک نیز در این هفته با فروشی برابر با 3.5 میلیون دلار، عنوان نهمین فیلم پرفروش‌ این هفته سینماهای جهان را به خود اختصاص داد.

مکس لندیس فیلمنامه «تاریخچه» را نوشته است و این فیلم سینمایی ماجرای سه پسر دبیرستانی را به تصویر می کشد که پس از کشف یک دارو به قدرت باورنکردنی دست پیدا می کنند که این موضوع موجب می شود که آن ها به انسان های بد و شروری تبدیل شوند و زندگی‌اشان دچار تغییراتی اساسی شود.

فیلم سینمایی «خانه امن» (Safe House) به کارگردانی دنیل اسپینوسا نیز در این هفته با فروشی برابر با 3.3 میلیون دلار عنوان دهمین فیلم پرفروش این هفته سینماهای جهان را به خود اختصاص داد.

دیوید گاگنهایم فیلمنامه «خانه امن» را نوشته است و این فیلم سینمایی ماجرای یک مامور سازمان «سی آی ای» را به تصویر می کشد که مامور محافظت از افراد یک خانه می شود.

دنزل واشنگتون، رایان رینالدز و رابرت پاتریک از جمله بازیگرانی هستند که در فیلم سینمایی «خانه امن» ایفای نقش کرده اند.

همچنین فروش جهانی فیلم های این جدول تا به امروز به شرح زیر است:

«جان کارتر» با 10 روز اکران، 179 میلیون دلار.

«الوراکس دکتر سوس» با با 17 روز اکران، 172 میلیون دلار.

«این به معنای جنگ است» با 32 روز اکران، 119 میلیون دلار.

«شیطان درون» با 73 روز اکران، 91 میلیون دلار.

«خیابان جامپ 21» با 3 روز اکران، 42 میلیون دلار.

«پروژه ایکس» با 17 روز اکران، 55 میلیون دلار.

«سفر دوم؛ جزیره اسرارآمیز» با 60 روز اکران، 295 میلیون دلار.

«قاچاق» با 66 روز اکران، 87 میلیون دلار.

«تاریخچه» با 17 روز اکران، 116 میلیون دلار.

«خانه امن» با 39 روز اکران، 187 میلیون دلار.

۱۳۹۰ اسفند ۲۸, یکشنبه

جلال ذوالفنون درگذشت






جلال ذوالفنون نوازنده برجسته سه تار ساعاتی پیش به دلیل ناراحتی قلبی در سن 74 سالگی درگذشت.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران ، ذوالفنون نوازنده سه تار و آهنگساز چندی پیش به دلیل ناراحتی قلبی به بیمارستان رفت و تحت عمل باز قلب قرار گرفت.
این نوازنده که آخرین اجرای صحنه ای اش به بیست و هفتمین جشنواره بین المللی موسیقی فجر برمی گردد هفته گذشته در بیمارستان تولد 74 سالگی اش را در کنار شاگردانش جشن گرفت.
ذوالفنون امروز 28 اسفندماه در تهران دار فانی را وداع گفت.
این نوازنده سه تار در 20 اسفند ۱۳۱۶ در آباده متولد شد. در کودکی به همراه خانواده‌اش به تهران آمد و فراگیری موسیقی را در ده سالگی در خانوادهای اهل موسیقی شروع کرد. برای ادامه تحصیل به هنرستان موسیقی ملی رفت و در آنجا با سازهای دیگر چون تار و ویلن آشنا شد. ویلن را نزد برادرش محمود ذوالفنون آموخت. در هنرستان از رهنمودهای موسی معروفی در زمینه تکنیک سه‌تار برخوردار شد. هم‌زمان با تأسیس رشته موسیقی در دانشکده هنرهای زیبا، به آنجا راه یافت. آشنائی با شخصیت‌های موسیقی ملی ایران از جمله نورعلیخان برومند و دکتر داریوش صفوت، شناخت تازه‌ای از موسیقی اصیل ایران و امکانات وسیع سه‌تار برای وی به ارمغان آورد و از سال ۱۳۴۶ فعالیت خود را روی سه تار متمرکز کرد. او از روش‌های اساتیدی چون ابوالحسن صبا، ارسلان درگاهی و همچنین راهنمائی‌های احمد عبادی بهره یافت. پس از پایان دانشکده در همانجا و در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ملی به تدریس سه‌تار پرداخت. در این سال‌ها از راهنمایی یوسف فروتن و سعید هرمزی که از نوازندگان قدیمی سه‌تار بودند برخوردار گردید.ذوالفنون طی سالها به تدریس و اشاعه موسیقی خود که عنوان مکتب ذوالفنون را دارد ، پرداخت و توانست شاگردان زیادی را تربیت کند.
انجمن موسیقی ایران درگذشت این نوازنده پیشکسوت را به جامعه هنری تسلیت می گوید.

۱۳۹۰ اسفند ۲۷, شنبه

شکایت از اکبر عبدی در دادسرا تهران

تهیه کننده فیلم سینمایی شرط اول از اکبر عبدی، فریدون جیرانی و حمید پنداشته به دادسرای ناحیه سه ونک شکایت کرد.
محمد کمالی پور؛ تهیه کننده فیلم سینمایی شرط اول با اعلام این خبر، ضمن انتقاد به صحبت های اکبرعبدی در برنامه شب گذشته "هفت" در خصوص کم و کیف شکایت خود از این بازیگر سینمای ایران در گفتگو با خبرنگار مهر، گفت: شامگاه گذشته اکبرعبدی هنرپیشه سینمای ایران در برنامه تلویزیونی هفت صحبت هایی خلاف واقع درباره فیلم سینمایی شرط اول، مسعود اطیابی کارگردان و بنده تهیه کننده این فیلم را ارائه دادند.
وی در ادامه افزود: صحبت های عبدی تهمت، افترا و جوسازی بیش نبود و آنچه روی آنتن رفت کذب محض بود و بدتر اینکه جیرانی مجری و تهیه کننده برنامه تلویزیونی هفت به من اجازه نداد برای دفاع از خود و پروژه شرط اول روی آنتن برنامه هفت بیایم، در واقع هیچ یک از مسئولان این برنامه پاسخگوی تلفن های من نبودند. به همین دلیل شخصا علاوه بر اکبرعبدی از فریدون جیرانی و حمید پنداشته مجری طرح این برنامه شکایت کردم.
کمالی پور در ادامه صحبت های خود با اشاره به مسائلی که در ساخت سینمایی شرط اول اتفاق افتاده است و همچنین نحوه همکاری اکبرعبدی با این پروژه گفت: زمان آغاز پروژه سینمایی شرط اول من به اتفاق مسعود اطیابی اکبرعبدی را به عنوان بازیگر نقش اول این فیلم انتخاب کردیم و زمانی که موضوع را با ایشان مطرح کردیم قرار بستن قرارداد را با او هماهنگ کردیم منتها هربار که قرار می گذاشتیم به یک بهانه ای قرار را لغو می کردند و سر وعده خود حاضر نمی شدند. خلاصه اینکه قرار اولیه خود با عبدی را گذاشتیم و در قرارداد اولیه مبلغ 45 میلیون تومان قرار داد بستیم و 11 میلیون تومان هم به ایشان پیش قسط پرداخت کردیم.
وی در ادامه افزود : پس از پرداخت قسط اول به عبدی ، برای تست گریم آماده شد تا اینکه یک روز نزدیک به این ایام آقای لدنی تهیه کننده پروژه عمارت فرنگی که به کارگردانی آقای ورزی ساخته می شد تماس گرفتند و گفتند که این بازیگر پروژه عمارت فرنگی را از نیمه رها کرده است و شما اجازه ندارید که از ایشان استفاده کنید. منتها من به این درخواست گوش ندادم و علی رغم توصیه های دوستان ریسک کردم و فیلمبرداری آغاز شد.
تهیه کننده شرط اول با اشاره به غیبت های پی در پی اکبرعبدی در ساخت این فیلم گفت: غیر از سه روز نخست کار، ایشان مدام غیبت می کردند و یا با تاخیر سرکار حاضر می شدند و زمانی که با تاخیر سرکار می آمدند، شروع به مهیا کردن خود می کردند و پس از به اتمام رسیدن کار و پایان روزکاری فیلمبرداری که قبل از غروب خورشید است سر صحنه آماده می شدند .
کمالی پور در ادامه افزود: هنوز چند روز از حضور نصف و نیمه ایشان بر سر صحنه نگذشته بود که یک روز در لوکیشنی در خیابان بهار با اطیابی کارگردان این مجموعه دعوا کرد و این پروژه را به حالت تعطیلی کشاند. پس از چند روز تعطیلی کار سراغ ایشان رفتیم و شرط حضور دوباره خود را افزایش دستمزد اعلام کردند و بعد از دستمزد خود را از 45 میلیون اولیه به 51 میلیون افزایش دادند و پس از نوشتن دوباره قرارداد سر صحنه حاضر شد و هشت جلسه هم کار کرد اما دوباره غیبت کرد و کل پروژه به حاشیه رفت و بعدهم گفت که نمی آید ولی چون کار تا نیمه با ایشان همراه بود دوباره درخواست حضور دادم اما عبدی این بار قرار داده 70 میلیونی درخواست کرد اما در ذیل قرارداد نوشت در صورت غیبت هر روز چهار میلیون تومان از ایشان کسر شود.
این تهیه کننده در ادامه افزود: خلاصه اینکه چند روزی آمد اما سر صحنه های اکشن از برادرزاده خود استفاده کرد و ما هم صحنه های اکشن را از برادرزاده ایشان استفاده کردیم تا اینکه یک صحنه داشتیم که حالت دویدن عبدی در نمایی بسته بود و باید خودش حضور می داشت اما هنگام گرفتن این صحنه گفت که پایش مو برداشته و نمی تواند بازی کند خلاصه به دکتر رفت و دوهفته استراحت مطلق گرفت اما بعد از دو هفته پای خود را کامل کچ گرفت و گفت دکتر دوماه استراحت داده است .       
وی درادامه افزود: خلاصه اینکه پس از تمام این اتفاق ها ادامه فیلمبرداری را بدون ایشان انجام دادیم و مجبور شدیم به خاطر دردسرهایی که عبدی برای فیلم شرط اول ایجاد کرده بود پنج دقیقه از داستان را انیمیشن کار کنیم .
کمالی پور در پایان افزود: من برای فریدون جیرانی، حمید پنداشته که از عوامل اصلی این برنامه تلویزیونی هستند متاسفم که فرصت دفاع را از من گرفتند و یک طرفه به قاضی رفتند. به همین دلیل از اکبر عبدی، فریدون جیرانی و حمید پنداشته به دادسرای ناحیه سه ونک شکایت کردم. 

۱۳۹۰ اسفند ۲۶, جمعه

دیروز یک بازیگر سینما در گذشت


 «مجید میرزاییان» بازیگر سینما دار فانی را وداع گفت.
این بازیگر مدت‌ها از بیماری کلیوی رنج می‌برد. 


میرزاییان سال 1318 در تهران متولد شد. وی فارغ‌التحصیل هنرستان هنرهای دراماتیک است. وی بازی در سینما را از سال 1362 با «پرونده» به کارگردانی «مهدی صباغ‌زاده» شروع کرد.

به گزارش پانا، میرزاییان در فیلم‌هایی چون شاه خاموش (1382)، لوکوموتیوران (1379)، خط‌ها و سایه‌ها (1377)، گاومیش‌ها (1375)، دام (1374)، شریک زندگی (1373)، پرواز از اردوگاه (1372)، ضربه طوفان (1372)، بندر مه‌آ‌لود (1371)، دایان باخ (1371)، رابطه پنهانی (1371)، قربانی (1371)، تبعیدی‌ها (1370)، عروس حلبچه (1369)، خواستگاری (1368)، دلار (1367)، حماسه دره شیلر (1365)، پایگاه جهنمی (1363)، عقاب‌ها (1363) و پرونده (1362) ایفای نقش کرده است.

پولدار ترین و فقیرترین چهره های سینمای هالیوود



مجله فوربس فهرست پولدارترین ستاره‌های سینما، موسیقی، کتاب، ورزش و ... را در حالی اعلام کرد که در میان چهره‌های هالیوودی، «اپرا وینفری»، پولدارترین و «ناتالی پورتمن»، کم‌درآمدترین آنهاست.

مجله فوربس فهرست ۱۰۰ نفر از پولدارترین ستاره‌های جهان در عرصه‌های مختلف سینما، موسیقی، کتاب، ورزش و ... را منتشر کرده که اسامی ستاره‌های سینمای هالیوود در این میان بیش از بقیه عرصه‌ها به چشم می‌خورد.

در این فهرست «اپرا وینفری»، مجری مشهور تلویزیون آمریکا و یکی از چهره‌های مطرح در هالیوود با ۲۹۰ میلیون دلار درآمد طی سال گذشته میلادی پولدارترین آنها و «ناتالی پورتمن» با تنها ۸ میلیون دلار درآمد، در جایگاه نود و نهم این فهرست قرار دارد.
«استیون اسپیلبرگ» با ۱۰۷ میلیون دلار درآمد،«لئوناردو دی‌کاپریو» با ۷۷ میلیون دلار درآمد،«جیمزکامرون» با ۷۰ میلیون دلار «کریستفر نولان» با ۵۳ میلیون دلار درآمد و «جانی دپ» با ۵۰ میلیون دلار درآمد، در این فهرست پرکارترین و پولدارترین‌های هالیوود در سال ۲۰۱۱ میلادی را تشکیل می‌دهند و به ترتیب در رده ششم، دوازدهم، پانزدهم، بیست و چهارم و بیست و هفتم این فهرست قرار دارند.

اسامی دیگر هالیوودی‌های فهرست پولدارترین‌های جهان به شرح زیر است:
«چارلی شین» و «آدام سندلر» با ۴۰ میلیون دلار درآمد به طور مشترک در جایگاه سی و نهم، «ویل اسمیت» با ۳۶ میلیون درآمد در جایگاه چهل و ششم، «تام هنکس» با ۳۵ میلیون دلار درآمد در جایگاه چهل و هفتم،‌«بن استیلر» با ۳۴ میلیون دلار در جایگاه پنجاه و پنجم، «رابرت دونی جونیور» با ۳۱ میلیون دلار درآمد در جایگاه پنجاه و هشتم، «آنجلینا جولی» و «سارا جسیکا پارکر» با ۳۰ میلیون درآمد در جایگاه شصت و یکم، «جنیفر آنیستون»، «ریس ویتراسپون» و «مارک والبرگ» با ۲۸ میلیون دلار درآمد به طور مشترک در جایگاه شصت و چهارم، «جنیفر لوپز» با ۲۵ میلیون دلار درآمد در جایگاه هفتاد و یکم،«براد پیت»، «جولیا رابرتز»، «رابرت پاتینسون» و «کریستین استوارت» با ۲۰ میلیون دلار درآمد به طور مشترک در جایگاه هفتاد و چهارم،‌ «کاترین هیگل» با ۱۹ میلیون دلار درآمد در جایگاه هشتاد و دوم، «کامرون دیاز» با ۱۸ میلیون دلار درآمد در جایگاه هشتاد و سوم، «ساندرا بولاک» و «استیو کارل» با ۱۵ میلیون دلار درآمد به طور مشترک در جایگاه هشتاد و پنجم، «تینا فی» با ۱۳ میلیون دلار درآمد در جایگاه نودم و «ناتالی پورتمن» با ۸ میلیون دلار درآمد در جایگاه نود و نهم قرار قرار گرفته‌اند.

فیلم «گشت ارشاد» «مصداق کامل توهین به کلیت نظام و مقدسات آن است»


خبرگزاری فارس روز پنجشنبه (۲۵ اسفند) گزارش کرده که انصار حزب‌الله در اعتراض به «بی‌مسئولیتی برخی مسئولان وزارت ارشاد» این تجمع را برگزار خواهد کرد.
پایگاه خبری انصارحزب‌الله نام این دو فیلم را «زندگی خصوصی» و «گشت ارشاد» اعلام کرده است.
این پایگاه خبری همچنین گزارش کرده که انصار حزب‌الله از غلامحسین محسنی اژه‌ای٬ دادستان کل کشور از وی خواسته مانع اکران این فیلم‌ها در سینماهای ایران شود.
فیلم‌های «زندگی خصوصی» و «گشت ارشاد» در فهرست اکران نوروزی معاونت سینمایی وزارت ارشاد قرار دارند.
انصار حزب‌الله فیلم «گشت ارشاد» را «مصداق کامل توهین به کلیت نظام و مقدسات آن» ارزیابی کرده است.
فیلم «زندگی خصوصی» نیز به اعتقاد آن‌ها محتوایی «ضد اخلاقی» دارد و «مصداق کامل ترویج ابتذال و محرک شهوات و غرایز جنسی است.»
سایت انصار حزب‌الله در گزارشی دیگر از وضعیت سینمای ایران انتقاد کرده و نوشته است: «وقت آن رسیده که در این سینمای فاسد را ببندیم.»
انصار حزب‌الله سال‌ها پیش با حمله به سینماها مانع نمایش فیلم‌هایی می‌شد که با آنها مخالف بود. به نظر می‌رسد این گروه پس از مدت‌ها٬ تحرکات خود در این زمنیه را دوباره آغاز کرده است.
فشار‌ها بر سینما و سینماگران در ایران طی دو سال گذشته از سوی نهاد‌های دولتی٬ حکومتی و امنیتی به شدت افزایش یافته است.
«خانه سینما» به عنوان بزرگ‌ترین تشکل صنفی سینماگران در ایران از سوی وزارت ارشاد منحل اعلام شده و بازیگران و دست‌اندرکاران سینما با محدودیت‌های فراوانی مواجه هستند.

۱۳۹۰ اسفند ۲۴, چهارشنبه

حسین پاکدل: فعالیت‌های مفید فدای بی‌خردی‌ها می‌شود





 پیش گفتار: حسین پاک دل از مدیران رده بالای تلویزیون درگذشته است و زمانی طولانی مدیر پخش صدا و سیما بود. دهه 60 و70 اوج حکم رانی حسین پاکدل در پخش صدا و سیمابود و نقش اصلی و اساسی درممیزی وسانسور کارگردان ها ، تهیه کننده ها و برنامه های تلویزیونی داشت وی موجب سانسوروعدم پخش بسیاری از فیلم ها و سریال های تلویزیونی شد و بعداز رفتن به تاتر شهر ،هم ماموریتی مشابه به اوداده شد. وی برای قلع وقمع نمودن اساتید فهمیده تاتر و پیش کسوتان تاتر کشورماموریتش را درتاترشهراغازکرد ووظیفه اش را بخوبی انجام داد.
 کارزار بعدی نوبت کنار گذاشتن شاگردان اساتید بزرگی هم چون استاد رکن الدین خسروی، زنده یاد سعید سلطانپور ،بهرام بیضایی، وبسیاری دیگر فرا رسید وهمه آنها از کارتاتر کنار گذشته شدند وسپس با افراد و گروههای جدیدی که دست پروره بودند و یا انتخابی مدیران دانشگاه هنربودند که افرادی مطیع وسربراه بودند صحنه های تاتراز لحاظ کمی پرکردند . کم کم حسین پاکدل به عنوان نویسنده وکارگردان بدون هیچ تجربه کاری و تحصیلی (تحصیلات لیسانس باغبانی) در نمایش، مشغول بکار شد وخود را هم مطرح نمود وبعد از چندی ماموریتش پایان یافت و به تلویزیون بازگشت و به عنوان نویسنده وعضو شورای طرح برنامه مشعول بکار شد.حال حسین پاکدل که خودش سانسورچی بوده درد دلش را ازافراد فعلی تاتر وسانسور بشنوید

در گفت‌وگو با سینما پرس؛
حسین پاکدل: فعالیت‌های مفید فدای بی‌خردی‌ها می‌شود
سینما پرس: پاکدل گفت: مدیران میانی حقاً تلاش دارند وضع تئاتر به این شرایط بسته نرسد ولی از آن درجه توان و اختیار برخوردار نیستند که بتوانند تعیین کننده باشنددر این گونه مواقع حتی فعالیت های مفید و مؤثرشان نیز فدای بی‌خردی‌ها می‌شود. چه می‌شود کرد بعضاً با نیت‌های پاک همین‌قدر بلدند.
حسین پاکدل؛ کاگردان نمایش «عشق و عالیجناب» که به دلیل ممیزی های بسیار از اجرای نمایش خود انصراف داد در گفت و گو با خبرنگار تئاتر سینما پرس در مورد اینکه آیا مدیران رده بالاتر ارشاد مثل معاونت هنری اینگونه اثر را ممیزی کرده اند گفت: طبعاً نمی‌شود با اطمینان چنین گفت ولی به هر صورت به نظر می‌رسد هستند افرادی که مستقیماً مسئولیت ندارند ولی نظراتشان بر امور فرهنگی اعمال می‌شود. مشکل وقتی پیش می‌آید که معاونین و مدیران به راحتی حیات فرهنگ و هنر را به پای مصلحت‌های تعریف نشده و حفظ موقعیت خود قربانی می‌کنند. دوران سختی است. به نظر من این مدیریت نقد نکنیم بهتر است. الان نباید بر سر این مسائل وقت گذاشت. دوران بی‌برکت و پر زیانی است ولی خیلی زود خواهد گذشت. باید امید داشت. به قول خواجه: چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است، چو بر صحیفه‌ی هستی رقم نخواهد ماند.
وی با اشاره به اینکه پیش از این افرادی از مدیران مسئول در ممیزی در شرایط غیر رسمی به وی در مورد ممیزی نداشتن اثر گفته بودند خاطر نشان کرد: از انصاف دور نشویم اینها هم از خود ما هستند. به نظر من پاره‌ای از این مدیران میانی حقاً تلاش دارند وضع تئاتر به این شرایط بسته نرسد. مدام در صدد حل مشکلات تئاترند و وقت می‌گذارند ولی از آن درجه توان، دانش، تجربه و قدرت و اختیار برخوردار نیستند که بتوانند تعیین کنندگی داشته باشند. شاید فقط باید مجری بی چون و چرای هر آن چیزی باشند که روز به روز به آنها دیکته می‌شود و متأسفانه قبول این نحو عمل از طرف اینها باعث بلاتکلیفی در امور کلان می‌شود و قبل از آن که به هنر و هنرمندان آسیب بزند به ساحت مدیریت لطمه می‌زند و مشروعیت عملشان را خدشه دار می‌کند. در این گونه مواقع حتی فعالیت های مفید و مؤثرشان نیز فدای بی‌خردی‌ها می‌شود. چه می‌شود کرد بعضاً با نیت‌های پاک همین‌قدر بلدند.
 کارگردان نمایش «والا حضرت» در مورد اینکه چرا خانه تئاتر حرکتی برای اجرای این نمایش ها نمی کند در حالی که یکی از وظایف تعیین شده در اساسنامه آنها این است اضافه کرد: دلیلش این است که فعلاً خانه تئاتر حسب تعاریف قانونی واجد هیچ‌گونه قدرت اجرایی نیست و نمی‌تواند در امور اجرایی مدیریت‌ها دخالت کند. ممکن است در مواردی پیشنهاد یا نظرات مشورتی از طریق صنوف زیر مجموعه به مدیران اجرایی بدهد. یا بتواند در جلسات نقطه نظرات هیئت مدیره یا صنوف وابسته را برای حل مسائل کلان تئاتر مطرح کند ولی هیچکدام از لحاظ حقوقی ضمانت اجرایی ندارد. به نظر من هم همین رویه درست است. به صنوف در هیچ شرایطی نباید قدرت اجرایی داد. مگر آن که شرایط عوض شده، تئاتر خصوصی تعریف و اجرایی شود و با رونق آن صنوف رشد کنند و آن موقع تمامیت خانه ئتاتر با تعاریف قانونی مسئولیت عواقب تصمیمات خود را نیز بپذیرند. در شرایط فعلی مدیران دولتی به هر صورت عمل کنند مسئولیت عواقب تصمیماتشان را قبول می‌کنند حتی اگر نکنند تاریخ به نام آنها ثبت می‌کند.
پاکدل در پاسخ به این سئوال که چرا باید جریان سیاسی که در ایران اتفاق افتاده و در کتاب های مختلفی به چاپ رسیده است در یک اثر نمایشی تا این حد پنهان شود؟ اذعان داشت: واقعاً نمی‌‌دانم یا بهتر بگویم علت‌اش را نمی‌فهمم. البته ما در این نمایش قرار نبود و نیست مانیفست سیاسی و یا تحلیل سیاسی بدهیم. قصه‌ ما یک قصه عاشقانه بود منتهی در بستری کمرنگ از سیاست. این که یک کودتای آمریکایی در سال سی و دو عشق را زیر چرخ‌های خود له می‌کند ولی عشق علی رغم ضرباتی که تحمل می‌کند از خود پایداری نشان می‌دهد. حتی تا پس از مرگ هم ادامه دارد. شاید مشکل آن است که آستانه تحمل آنچنان پایین آمده که اشارات جزئی را هم برنمی‌تابند. انسان بسیار تأسف می‌خورد که با این رویه داریم به چه سمتی می رویم. به این نگرش ممکن است دیر یا زود بر صحنه شاهد نمایشی باشیم که نتیجه بگیرد امیرکبیر با بیرحمی تمام ناصرالدین شاه را دق داد و کشت.

وی همچنین در مورد اجرای این نمایش خارج از ایران گفت: قصد این کار را ندارم در هر شرایطی این نمایش به همان شکل و شمایل که تصویب و اجرا شد و یا با مختصر تغییراتی که خودم برای بهتر شدنش دارم باید در داخل اجرا شود. تا زمانی که نتوانیم اجرا در داخل داشته باشیم اراده و تصمیمی برای اجرای آن در خارج نداریم. ما صبرمان زیاد است آنقدر صبر می‌کنیم تا اوضاع به سامان شود و بتوانیم با آرامش نمایش «عشق و عایجناب» را به صحنه ببریم.
کارگردان نمایش «عشق و عالیجناب» در پاسخ به اینکه آیا قول هایی که رحمت امینی برای اجرای نمایش داده بود عملی شد یا خیر تصریح کرد: بله آقای امینی تلاششان را کردند. ایشان زحمت کشیدند و در مقطعی حساس قبول مسئولیت کردند و انصافاً از اعتبار و سابقه و دانش خود برای برپایی با شکوه جشنواره مایه گذاشتند. اگر جناب امینی قبول مسئولیت نمی‌کردند امکان نداشت با این فرصت کم جشنواره سی‌ام حتی در این قد و قواره به سرانجام برسد. همان موقع هم تا حدودی می‌دانستیم قول و قرار ایشان چه به عنوان مدیر جشنواره و چه به عنوان رئیس شورای نظارت ضمانت اجرایی کافی ندارد ولی ما هم مثل بقیه به حرمت نام و نشان ایشان قبول کردیم دو اجرا در جشنواره برویم. این سابقه و دوستی باعث شد به نوعی از هنرمندان سوء استفاده شود. متأسفانه زمانی با اطمینان متوجه این فرصت‌طلبی‌ها شدیم که دیگر نمایش در جشنواره به صحنه رفته بود. ولی الان ایشان و دوستانشان رفته‌اند، پشیمان نیستیم توقعی هم از ایشان نداریم. ما دقیقاً در مراسم اختتامیه متوجه شدیم مسائل بعد از جشنواره اساساً از اخیار جناب امینی و حتی کسانی که همین الان بر میزها تکیه دارند خارج است. نه تنها در مورد کار ما بلکه در مورد تمامی فعالیت‌های فرهنگی. روزگار دگرگون شده و سیاست های فرهنگی از مدتی قبل تغییر کرده است و شما نتایج نامیمون آن را ظرف سال آینده به عیان مشاهده خواهید کرد. از این زمین و این نوع کشت و کار و کشاورزی حاصل بایسته‌ای عمل نخواهد آمد تنها بودجه ملت را هدر داده و وقت طبیعت را تلف می‌کند.
یادآور می شود روز گذشته حسین پاکدل در نامه ای به رسانه ها انصراف خود را از اجرای نمایش «عشق و عالیجناب» اعلام کرد. این نمایش اقتباسی آزاد از کتاب «دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد» است. در حقیقت «عشق و عالیجناب» عاشقانه ای از زندگی یک زوج جوان است که در شرایط دوران داستان حاشیه هایی رابطه عاشقانه این دو را دچار مشکل می کند و داستان در رفت و برگشت های زمانی از حال به گذشته و بالعکس از عشقی ماندگار می گوید که عمر سرسبزی و زندگی آن زمان کوتاهی است.
پاکدل در این نمایش تمام سعی خود را بر این داشته که عاشقانه ای را روی صحنه آورد که حوادث مختلف اجتماعی می تواند پوسته ظاهری آن را دچار پژمردگی کرده اما درون آن همواره عشق زنده است و برای زنده ماندن بهای یک عمر زندگی دو جوان را می پردازد.
پیش از این اعلام شده بود که نمایش «عشق و عالیجناب» به کارگردانی حسین پاکدل از 14 فرودین به روی صحنه می رود اما از آنجایی که در رئیس شورای نظارت پس از نشست روز دوشنبه بیست و دوم اسفند‌ماه در مرکز هنرهای نمایشی و تصمیم‌گیری در خصوص نمایش «عشق و عالیجناب» به شکل حیرت‌انگیزی اعلام داشت باید تمامی شخصیت‌های تاریخی و سیاسی اثر حذف شوند و شخصیت محوری نه در اثر کودتای امریکایی‌ها به دستیاری و معاونت زاهدی بلکه در اثر یک جنایت یا خیانت شخصی دچار مشکل شود و داستان تغییر کند پاکدل از اجرای آن انصراف داد.