چند سال قبل یک نفر که نمیتوانم به نام او اشاره کنم، فیلم خصوصی بازیگر سریال نرگس را برای من ارسال کرد و پرسید که چطور میتوانم به او کمک کنم. آن زمان ماجرا هنوز در حد یک شایعه بود و بدون اتلاف وقت تلاش کردیم تا آتش آن را خاموش کنیم. اقدام ما چنان مؤثر بود که نیروی انتظامی نیز همان شیوه را برای کنترل گسترش خبر در پیش گرفت. ما تقریبا موفق شده بودیم، اما برخی نشریات زرد ناگهان با عصبانیت روی خبر انتشار فیلم مانور دادند و چنان روی بزرگنمایی آن اصرار داشتند که گویی منافعشان در خطر بود.
گروهی از نشریات زرد توسط دستاندرکاران سینما حمایت مالی و یا حتی اداره میشوند. این قابل قبول نبود که نشریهای چنین شرایط مدیریتی را داشته باشد ولی با پرداختن به موضوع فیلم خصوصی یک بازیگر جوان و خوشآتیه، جامعه را به تماشای آن ترغیب کند. پس از آن که جنجال ایجاد شد، دیگر کاری از کسی ساخته نبود. اما این پرسش که نشریات زرد چه منفعتی را دنبال کردند، ذهن من را درگیر خود کرده بود. برای همین شروع به تحقیقات کردم تا به نتیجه رسیدم.
گروهی قصد حذف «زهرا امیرابراهیمی» و ضربه وارد کردن به تیمهایی که با آنها کار میکرد را داشتند و موفق نیز شدند. در آن زمان ماجرا پلیسی و قضایی شده بود و بازگو کردن حقایق پشت پرده هیچ تغییری در وضعیت خانم ابراهیمی ایجاد نمیکرد و بیفایده بود. زمانی هم ماجرای انتشار فیلم خصوصی یک بازیگر دیگر مطرح شد که به سفارش خبرگزاری «ایرانیوز» آن را دنبال کردم و متوجه شدم که فروشندگان سیدی با هدف پولسازی برای خودشان این شایعه را ایجاد کردهاند تا باز هم شبها با لودر اسکناس به خانههایشان ببرند، همانطور که برخی رسانهها از راه دروغپردازی کسب درآمد میکنند.
منبع: سایت اتوبوس
