۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۸, دوشنبه

شهلا ریاحی 67 سال هنرپیشه سینما است


 شهلا ریاحی از بازیگران قدیمی ونام آشنای تاتروسینما است شهلا ریاحی درباره شروع کارش می گوید :
هفده ساله بودم که همسرم دست مرا گرفت و به تئاتر برد. همسرم خود عاشق تئاتر و بازیگری بود به همین خاطر دوست داشت کارمان را با هم آغاز کنیم. تا آن زمان من هیچ تجربه ای در این زمینه نداشتم و فقط دوبار به تئاتر رفته بودم. از آنجا که مادر هم شده بودم کمی برایم جای تعجب داشت اما به خواسته مرحوم ریاحی آن را پذیرفتم.
ریاحی در جایی گفته است:  افتخار می کنم توانستم در زندگی ام خانوم شهلا را به سینما و تئاتر ایران هدیه کنم این تنها کار مفید در تمام عمرم بود.
به گفته شهلایکباره با مخالفت خانواده من و همسرم روبرو شدم انها تا سالها  ما را طرد کرده بودند اما بعد از مدتی وقتی دیدند، کار من هیچ لطمه ای به زندگی ام وارد نکرده و من راه خطا نرفتم و توانستم خانواده ام را نگهدارم، از قهر خود پشیمان شدند و ارتباطمان با دو خانواده گرمتر شد.
وقتی روی صحنه می رفتم، آنقدر آرام حرف می زدم که صدا به آخر سالن نمی رسید و همه داد می زدند بلندتر اما من خجالت می کشیدم تا اینکه کم کم مسلط شدم و دیالوگ ها را با صدای بلند می گفتم.
اولین کارم نقش اول زن در نمایش هارون الرشید در تاریخ 1323 بود که دخترم هم همان سال به دنیا آمد که خوشبختانه مورد تایید قرار گرفت و خیلی زود توانستم جایگاه خود را در تئاتر پیدا کنم. نقشی که برای من انتخاب می کردند را معمولا خودم هم دوست داشتم چون سلیقه من را می شناختند.
وی درباره همبازی هایش میگوید:
همبازیهای من آن روزها بیشتر توران مهرزاد، نادره خیرآبادی بودند و معمولا محمد علی جعفری در نمایش های تراژدی و درام و مجید محسنی در نقش های کمدی روبروی من قرار می گرفتند.
آن زمان دستمزد بازی من از بازیگرانی که زودتر از من کارشان را شروع کرده بودند بیشتر بود به همین خاطر برخی همکارانم ارتباط خوبی با من نداشتند.
شهلا درباره شروع کارش در سینما می گوید:
فیلم "خواب های طلایی" سال 1339 اولین بازی من در سینما بود بعد از آن هم با تاسیس تلویزیون نقش های مختلفی را کار کردم. در سال 1335 برای فیلم "مرجان" عنوان اولین زن کارگردان سینمای ایران شدم که متاسفانه خودم هیچ نسخه ای از این فیلم در دست ندارم و در پی آن هستم.
"مرجان" در زمان خود فیلمی متفاوت بود فیلمی روستایی که از تمام کلیشه های رقص و آواز و تعقیب و گریز فاصله داشت. داستان فیلم را به خاطر پایان غم انگیزش کسی حاضر نبود بسازد اما من از داستان خوشم آمده بود و تصمیم گرفتم خودم با توجه به شرایط آن موقع فیلم را کارگردانی کنم.
"مرجان"، اولین و آخرین تجربه کارگردانی اولین کارگردان زن سینمای ایران شد. به گفته خودش آن زمان رقص و آواز بود که مردم را به سینما می کشاند و برای فیلم "مرجان" هم مجبور شد یک پرده به فیلمش اضافه کند تا مورد پسند گیشه باشد. این دلخوری باعث شد او برای همیشه کارگردانی را رها کند و بازیگر باقی بماند.