۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۸, دوشنبه

جوگیرشدن برخی بعد از مرگ «ایرج قادری»




«ایرج قادری» با همه رنج ها ومصیبت هایی که درچهارسال گذشته دردوران بیماری اش کشید با مرگ ش خاتمه یافت وبعدازرفتن زنده یاد قادری حالاهرکسی درباره اش یه جورحرف میزنه ونظریه میده ولی وقتی زنده بود همه این ها که حالا جو گیرشدن و درباره اش حرف میزنند ،خودشون ومردم را توجیه میکنند. ازرفتن به دیدارش مضایقه کردند وحالاهم بهانه های الکی میارن .
مسولان سینمایی هیچی دیگه ، زمانی که ایرج قادری باهمه حرف و سخن ها که پشت ش بود ودرباره ش می گفتند، همه را به جان خرید تا اجازه کار بگیره واجازه هم گرفت ولی آنها درزمان ناتوانی و بیماری حتی یادی ازش نکردند درحالی ایرج قادری علیرغم میل باطنی اش با شرایط ونظرات مسولان سینمایی وتهیه کننده گان صوری اش کارکرد وگردن نهاد . چون عاشق سینما وشهرت سینما بود بهرحال وی زندگی وعمرش را درسینما خرج کرد ولی حق اواین نبود.
 یادش درخاطره طرفدارانش زنده خواهد بود.ولی.......
 نطراتی درباره مرگ ایرج قادری :
فاطمه گودرزی
بالاخره هر هنرمندی که مردم به او علاقه‌ دارند، دوست دارد‌‌ همان مردم در خاکسپاری‌اش حضور داشته باشند. من واقعا از دفن آقای قادری به این صورت متاسف و متعجب هستم. فکر می‌کنم حتما باید مراسمی درشان ایشان برگزار می‌شد.
به گزارش ايسنا «روزگار نو» به نقل از فاطمه گودرزی نوشت: مرحوم ایرج قادری شایستگی داشت در یک مراسم ویژه‌ به خاک سپرده شود. این بازیگر سینما و تلویزیون که در فیلم «می‌خواهم زنده بمانم» با ایرج قادری همکاری داشت، درباره درگذشت این هنرمند سینما، گفت: «مسلم است شنیدن خبر مرگ هر انسان ناراحت کننده است. بعد از شنیدن فوت آقای قادری خیلی ناراحت شدم. ما چند ماه با هم همکاری داشتیم و ماحصل این همکاری فیلم ماندگار و خوبی شد که مردم آن را پسندیدند.»
فاطمه گودرزی ادامه داد: «در دو، سه روز اخیر شنیدم ایشان در کماست و اتفاقا می‌خواستم بروم بیمارستان تا او را از نزدیک ببینم که خبر فوتشان را شنیدم.»
گودرزی با اشاره به دفن قادری در سکوت خبری و بدون برگزاری مراسمی ویژه، افزود: «بعید می‌دانم این خواست آقای قادری باشد. بالاخره هر هنرمندی که مردم به او علاقه‌ دارند، دوست دارد‌‌ همان مردم در خاکسپاری‌اش حضور داشته باشند. من واقعا از دفن آقای قادری به این صورت متاسف و متعجب هستم. فکر می‌کنم حتما باید مراسمی درشان ایشان برگزار می‌شد.»
وی همچنین ادامه داد: «فکر می‌کنم حالا که خانه سینما منحل شده است گرفتن مراسم برای آقای قادری برعهده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.»
  «ایشان انسانی راستگو و صادق بود. این ویژگی آقای قادری برای من جذاب است و فکر کنم در وهله اول همین صداقت مهم باشد.»
 رسول صدرعاملي
خاطره مشتركي كه از همكاري با «ايرج قادري» دارم، بازمي‌گردد به فيلم «مي‌خواهم زنده بمانم» كه فيلمنامه‌اش نوشته من بود. اما اين فيلمنامه خيلي بيشتر از يك فيلمنامه براي قادري محسوب مي‌شد چراكه بعد از 12سال كه اجازه كار نداشت در دوره آقاي «حيدريان» كاركردش مشروط شده بود به فيلمنامه‌اي كه ارايه مي‌دهد. از اين‌رو با كمك آقاي «مطلبي»، فيلمنامه‌اي كه من از زندگي «پدرام تجريشي» نوشته بودم در اختيار قادري قرار داديم و او هم با «مي‌خواهم زنده بمانم» به سينما بازگشت. ايرج قادري بابت مدت مديدي كار فيلمسازي نكردن، ضربه ديد. او مردي بود كه سينما را دوست داشت، نه مانند ديگر سينماگران قبل از انقلاب از كشور خارج شد و نه مانند آنها كه ماندند به كار ديگري دست زد. تمام تلاش‌اش اين بود كه خود را با سينماي بعد از انقلاب مردمي كه انقلاب كرده بودند، وفق دهد و به نظر من اين استواري و پافشاري‌اش براي كار در اين حرفه بسيار ارزشمند بود. گاهي گفته مي‌شود چرا وقتي هنرمندي درگذشت به سراغ او مي‌رويد غافل از آنكه هنرمند تا وقتي زنده است، نقد مي‌شود. از اين‌رو يا در اوج كهنسالي يا مرگ است كه بايد درباره‌اش صحبت كرد و به قضاوت نشست. آنچه در اين مجال باقي مي‌ماند آن است كه بسياري از تهمت‌ها و حرف‌هايي كه درباره قادري زده مي‌شد، اصلا درست نبود. خود من در چندين جلسه‌اي كه با او داشتم به اين باور رسيدم. از طرف ديگر نمي‌توان منكر شد كه قادري بخشي از تاريخ سينماي كشور ماست. او از سال 41-40 در سينماي ايران حضور داشت. در سينماي قبل از انقلاب حضور جدي و ستاره‌گونه‌اي داشت و بعد از انقلاب هم در چارچوب‌هاي موجود فيلم ساخت و مطرح بود و اين يعني بخشي از تاريخ بودن. ايرج قادري بخشي از تاريخ سينماي ماست. *كارگردان
*** مي‌خواهد زنده نماند!
داوود رشيدي
باور از دست‌دادن همكار و دوست 50ساله‌ام برايم خيلي سخت است. به اين فكر مي‌كنم كه مرتكب چه نامهرباني‌هايي شده‌ايم و وقتي خبردار شديم حال «ايرج قادري» خوب نيست به ديدارش نرفتيم. اين درسي خواهد بود براي ما كه هواي يكديگر را داشته باشيم. در اين لحظه جز تاسف و تاثر كاري نمي‌توان كرد. به همسرش و جامعه سينماي ايران درگذشت ايرج قادري را تسليت مي‌گويم.
  سعيد راد 
به قول يكي از استادان دير به ياد يكديگر مي‌افتيم.در دو فيلم «هدف» و «برزخي‌ها» با ايشان همكاري داشتم. «ايرج قادري» جزو بدنه سينماي ايران بودند و مخاطبان خاص خودشان را داشتند. فعال و اثرگذار بودند و جنس آثارشان عامه‌پسند بود. ايرج قادري از معدود سينماگراني بود كه پنج دهه در سينماي ايران فعاليت كردند و جزو نوادر سينماي ايران بودند، همين حضور باعث ارتباط خوب مردم با آثار سينمايي ايشان بود.
  پروانه معصومي 
من فقط يك‌بار جناب «قادري» را از نزديك ديدم و آن هم در جمعه‌بازار در چند سال پيش بود. الان هم ساعاتي است كه از درگذشت ايشان مطلع شده‌ام و فقدان ايشان را به همه جامعه هنري ايران تسليت مي‌گويم.
 همايون ارشادي
در جواني از مخاطبان و علاقه‌مندان به آثار سينمايي ايشان بودم. متاسفانه با مرگ اين هنرمندان لطمه جبران‌ناپذيري به جامعه هنري ايران وارد مي‌شود. «ايرج قادري» از ماندگارترين چهره‌هاي سينماي ايران بودند و فيلم «مي‌خواهم زنده بمانم» ايشان هم از ماندگارترين آثار سينماي ايران است.
منيژه حكمت
در اين روزها شاهد ازدست‌رفتن پيشكسوتان بسياري از اهالي هنر و سينما هستيم و تنها يادشان در صفحات روزنامه‌ها به جا مي‌ماند. اين درحالي است كه در اين شرايط و اوضاع و احوال سينماي ايران، بهتر است مسوولان شهرداري و سينمايي به فكر قبرستان بزرگ‌تري براي سينماگران باشند.
مهرانه مهين‌ترابي
در فيلم «پاتو زمين نذار» با ايشان همكاري داشتم. «ايرج قادري» بسيار مهربان و در كار فعال بود. اميد داشتيم كه سال‌هاي سال شاهد حضورشان در سينماي ايران باشيم اما متاسفانه اين اتفاق ... متاسفم و به جامعه هنرمندان ايران تسليت مي‌گويم. «مي‌خواهم زنده بمانم» را از بهترين فيلم‌هاي ايشان مي‌دانم.
  احمد طالبي‌نژاد منتقد
چقدر دشوار است نوشتن درباره كسي كه به‌رغم حضور و فعاليت بيش از 50سال در سينما، هرگز شيفته او و ساخته‌هايش نبوده‌ام. حتي در نوجواني و اوج گرايش به فيلم‌فارسي هم، «ايرج قادري» بازيگر و كارگردان مورد علاقه‌ام نبود. چرا دروغ بگويم؟ يكي، ‌دو باري هم كه با وي روبه‌رو و همكلام شدم كه شرح مفصلي مي‌طلبد، هيچ حسي نسبت به وي در من ايجاد نشد. اما وقتي شنيدم در بستر بيماري افتاده و ممكن است از دست برود دلم گرفت. نه از اين بابت كه او دارد جهان ما را ترك مي‌كند. بيشتر از اين جهت كه چرا هيچ‌كس هيچ‌وقت كاري جدي در شناخت شخصيت، تفكر و سليقه فرهنگي او انجام نداد. كتابي، مقاله‌اي، فيلمي مستند و كارهايي از اين قبيل كه ما را با هويت واقعي او كه به هر حال بيش از 50سال در سينما دوام آورده و در دوره‌هاي مختلف هم مردمان زيادي دوستش داشته‌اند، آشنا كند. آرزو مي‌كنم كسي اين كار را كرده باشد. قادري به نسلي از سينماگران ايران تعلق داشت كه چند دهه بار اقتصاد اين سينما را بر دوش داشتند. ولي همسو با تحولات فكري و فرهنگي جامعه كه به سينما هم سرايت كرد، دست‌كم از اواخر دهه 1340 به بعد، كوششي در جهت ارتقاي فكر و سليقه خود نكردند.