۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۱, پنجشنبه

هنرمندی که به اعدام محکوم شد!



خواننده ای جوان، شعری سروده وخوانده است آیا براستی باید حکم اعدام برایش صادرکرد؟! وحالافرض برآن که وی اعدام شد.آیا همه مشکلات وناهنجاریهای دینی، سیاسی،اجتماعی ،فرهنگی که همش هم درحکومتی اسلامی بوجودآمده به سرانجام خوش خواهدرسیدومرتفع میگردد آیاآرامش وآسایش ورفاه در بین مردم بوجود خواهد آمد؟ بطور حتم اتفاقاتی بدتراز شعر جوان گیلانی در بین مردم ایران اتفاق میافتد، جوان های امروزی ایران ،شعرهایی خیلی بدتراز شعری که شاهین نجفی سروده است در خانه های در بسته شان می سرایند وزمزمه می کنند،آنها راچه می کنید.بایدایده های نو بوجود آورد بایداندیشه ای کارساز برای جوانان ایران مهیاکرد تاآنها جذب شوند نه با اعدام وتهدیدبه مرگ، در وبلاگی داخلی مطلب جالبی درهمین رابطه مطرح شده که قابل خواندن است.
«مهم نیست که من تابو شکنی شاهین نجفی (که پیش از او هم بسیاری دیگر چنان کرده اند) را تایید کنم یا نکنم، به دل من خوش بیاید یا نیاید و یا آن را به زعم خود توهین آمیز بدانم یا نه. هنرمندی است و آنچه در دل می اندیشد را به زبان می آورد و بر ساز خود می نوازد. و مگر من چه جایگاه برتری از او دارم که او را به صرف اندیشیدن و بر زبان آوردنش محکوم کنم که هر دو انسانیم و هم اندازه که من محق به بیان عقیده ام هستم او نیز هست؛ آنچه برای من محترم و مقدس است برای او می تواند نباشد و لزومی به آن هم نیست.
احترام به عقاید دیگران بسیار هم پسندیده است و هنجارهای جامعه را ارج نهادن هم لازم. از سوی دیگر، جامعه ای را که بند خرافات و موهومات اسیر می شود و اسیر حاکمانی که چنان تفکراتی را پر و بال می دهند و آن هنگام باید خرق عادت کرد و تابو شکست و روشنگری کرد هم بحث دیگری است و البته بسیار حیاتی. مهم اینجا، اندیشه های قرون وسطایی آدمیانی است که خود و عقایدشان را مقدس می دانند و تفتیش عقاید می کنند و دیگران را مفسد فی الارض و حرام زاده و نجس می خوانند.

جان شاهین نجفی در خطر است و پیشاپیش حکم قتل او صادر شده است . اینجاست که باید آن ایرانیان مذهبی که حتی رفتار آن هنرمند را هم نپسندیده اند و آن را به زعم خود توهین آمیز دانستند، قدم پیش بگذارند و شرافت خود را با دفاع از آزادی بیان و اندیشه نشان دهند.»